نتایج جستجو برای عبارت :

اهنگش میگن خانوم ن ارومتر اینجا دیواراgo

خانوم ابریشمی میخواد یه سری داستان بنویسه و یه دفترم بهش اختصاص بده اسمشم بذاره داستان های کوتاه خانوم ابریشمی از شما چه پنهون، استعدادشم داره بیصبرانه منتظرم این کارو بکنه و به منم اجازه بده بخونمشون خودشم از اسمی که براش انتخاب کردم خوشش اومده:)
برای کشف دلیل انتخاب اسم ایشون اینجا کلیک کنید
این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید | اس موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.
آهنگ سعید چوپانی خانوم دانلود آهنگ سعید چوپانی خانوم با کیفیت بالا 320 و 128 Download Music Saeed Choopani Khanoom
نوشته دانلود آهنگ سعید چوپانی خانوم اولین بار در وبسایت اس موزیک پدیدار شد.
مجله سرگرمی تفریحی تازه ترین
خبر فوت هر جوونی هرجای دنیا به گوشم برسه قلبم درد میگیره. 
چشمام نم ناک میشه 
اگر یه درصد اون جوون و بشناسم متلاشی میشم
اگر با اهنگش اشک ریخته باشم دیگه هیچی 
الهییییییی 
چقدر آهنگ الهی و اهنگ امام رضا رو از این خواننده عزیز دوست داشتم. 
برای بار دهم پلی میشه اهنگ. 
الهی دلت نگیره از سیاهی 
بگو بگو که رو براهی.
تبر فوت جوون و که میشنوم با خودم تکرار میکنم 
شاید نفر بعدی منم
پنجشنبه که م رفتیم بازار خرید وقت برگشت داداش اولی و خانومش و خانوم ابریشمی رو هم دیدیم چون قرار بود ش بیان خونه ی ما من از داداش خواهش کردم اجازه بده خانوم ابریشمی با ما بیاد وقت برگشت وقتی سوار تاکسی شدیم داشتیم در مورد سریال بوی باران با هم حرف میزدیم که چطور فرشته زندست یا کی کشتتش؟ و این حرفا که راننده کاملا برگشت سمت ما گفت فیلم میگین یا واقعا؟! گفتیم بوی بارانو میگیم که ایشونم در بحث و بررسی سریال با ما همراه شدن متاسفانه
بعد دوب
دیروز زنگ اول دوستم گوجه سبز اورده بود مد:/ مام حمله کردیم بعدم هسته هاشو شوتیدیم بهم.بعد من گفتم سوگند برو هسته هارو جمع کن تا خانوم رفته از کلاس بیرون بریز تو کیفش.چشاش برق زد و رف هسته هارو ریخت تو کیف دبیر قرآن:/زنگ اخرم من نشسته بودم بعدش زری بهدشم سوگند .یهو زری ب دبیر ادبیات گف خانوم سوگند رف بدون اجازه بیرون داره واس خودش قدم میزنه:/دبیرمونم گف ن رف آب بخورع0.0یهو سوگند ک بغل زری نشسته بود گف خانوم منکه اینجام0_0هیچی دیگه دبیر بسی ضایع
بسم الله الرحمن الرحیم
سوار ماشین مرکز شدیم برای بازدید چندجا ، من و خانوم همکار عقب آقای همکار باراننده جلو.
بعد از چند کیلومتری که رفتیم خانوم همکار خطاب به راننده:یه آهنگی چیزی بذار
آهنگ هاش خوب بود به لحاظ مجاز بودن و قشنگ بودن و داشتم گوش میکردم و بادیدن مناظر سرسبز لذت میبردم که دوباره خانوم همکار:این آهنگا چیه؟؟ازون آهنگ های خیلی شاد بزار!
راننده هم عوض کرد و یه آهنگ فک کنم از هایده مایده ای و یا یکی تو این مایه ها بود.
به خانوم همکار گف
بسم الله الرحمن الرحیم
محل کارمو دوست ندارم:(
منی که با کلی ذوق و شوق رفتم بد جور خورده تو برجکم
 
به خانوم دکتر پیام دادم:
+سلام فلانی ام (هم اسمم رو نوشتم هم فامیل)شماره فلانی رو لطف میکنید؟
_سلام (اسم کوچیکم)جان بجا نیاوردم
+کارشناس جدیدمرکزم دیگه :)
_کارشناس کجا؟
+فلان جا
_فکر کنم اشتباه گرفتی عزیزم
+مگه شما خانوم دکتر فلانی نیستین؟
_نه گلم من نه خانومم نه دکتر
من هیچ من نگاه:|
خب برادر شما که نه سر پیازی نه ته پیاز چرا هی سوال میپرسی و کشش میدی؟؟
سی و دوتا پسر ده یازده ساله در یک کلاس جمع شدند. اوایل جمع و جور کردنشان را بلد نبودم. حالا قلقشان دستم آمده. حالا یاد گرفتم چطور موقع درس توجهشان را جلب کنم. چطور آرامشان کنم. چطور سرگرمشان کنم. چطور خوشحالشان کنم. ولی خب. گاهی هم به هیچ صراطی مستقیم نیستند. امروز از آن روزها بود. انگار انرژی مضاعفی از ناکجا به جانشان تزریق شده بود. حرف می‌زدند، دعوا می‌کردند و با مشت و لگد به جان هم می‌افتادند و شکایت‌ها و زخم‌ها و کبودی‌هایش را پیش من می‌
دانلود آهنگ میلاد راستاد و امیر ای اچ به نام عروس خانوم 2
Download Music From Milad Rastad & Amir AH - Aroos Khanom 2

دانلود آهنگ میلاد راستاد و امیر ای اچ به نام عروس خانوم 2
دانلود آهنگ میلاد راستاد و امیر ای اچ به نام عروس خانوم 2 با دو کیفیت 128 و 320
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
با خانوم رفته بودیم یه کافه رستوران. دست روی هر گزینه منو گذاشتیم یارو گفت نداریم. پاشدیم که بریم. موقع بیرون اومدن خانوم گفتن اون دوتا دخترا که گوشه نشسته بودن به تو اشاره کردن زیر لب گفتن این پسره چقدر آشناس! 
هیچی دیگه.خوبه که هنوز شبا خونه پدرم رو دارم که بخوابم :/
ولی فارغ از اینکه من اصلا ندیدم اون دو نفر کی بودن، مطمئنم هیچ آشنایی با من نداشتن. به واقع، کرم ریخته بودن.
به خدا مسلمون نیستید! :/ 
خلاصه داستان فیلم ایرانی خانوم یایا :
قصه ی دو باجناق به نام‌های ناصر (رضا عطاران) و مرتضی (حمید فرخ نژاد) است که راه پدرزن خود را پیش گرفته و پس از فوت او برای واردات جنس به چین سفر می‌کنند. در راه چین، بد نمی‌بینند سری به پاتایا (شهر ساحلی مشهور خوش گذرانی تایلند) بزنند اما رویارویى آن ها با دوست قدیمى همه چیز را به هم میزند… مرجع تخصصی دانلود فیلم ایرانی و خارجی
یه خانوم چینی دو تا پسر دو قلو به دنیا آورده، که از قضا یکیشون هیچ شباهتی به دَدی نداشته. حالا دَدی مشکوک میشه و میگه چرا این شبیه ما نیست. دست خانوم رو میگیره میبره آزمایش DNA . شاید باورتون نشه ولی به این سوی چراغ یکیشون بچه یکی دیگه بوده :|
از خبرگزاری https://metro.co.uk خوندم. شایعه نیست.
سلام
همیشه واسم ی جیزی سوال بوده، این که دختر خانوم هایی که لباس باز میپوشن توی خیابون، یعنی ساپورت میپوشن موهاشون رو از پشت بیرون میندازن، مانتو جلو باز می پوشند، پاچه شلوار شون هم بالاست. 
فکر کنم فهمیدین کدوم خانوم ها رو میگم که خب تعداد شون هم کم نیست واقعا، بحث من نحوه لباس پوشیدن شون نیست، چون راجع به این موضوع زیاد بحث شده، بحث من اینه که عقایدشون چه جوریه ؟ خیلی واسم جالبه این موضوع.
یه سری ميگن عقاید ربطی به پوشش نداره، ولی به نظر م
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدی میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چین چین صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردی. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
اقا داداش به پرنده علاقه ی خاصی داره میگه بعضی پرنده ها مثل طوطی هوش بسیار بالایی دارنمادر خانوم هم که اجازه ی اوردن هیچ حیوون و پرنده ای رو به داخل خونه صادر نمیکنه حالا شما هرچی میخوای براش توضیح بده این طوطیه مثل خروس که نیست.مادر من این عروس هلندیه مرغ ک نیس نمیشه تو حیاط نگهش داشت.عجزو التماست فایده نداره ک نداره پامو که توی حیاط گذاشتم دیدم در قفس بازه. دویدم سمتش و کل پرنده هارو مرده دیدم :(( اون لحظه حس خفگی داشتم ظاهرا یه حیوون وح
بسم الله الرحمن اارحیم
فکر کنید روز اول کاری همکار قبلی قشنگ توجیهت کنه اینجا هر چی درمیاری باید بذاری وسط دور هم  بخورین اصلا اسم این مرکز،مرکز پلواری****هست:)))
بگه دیروز گوشت و برنج و مخلفات گرفته و با همکارا تو حیاط مرکز کباب درست کردند و .
همون روز اول کاری راننده مرکز بستنی ایتالیایی بگیره به چه مناسبت؟
به دنیا اومدن بچه داداشش!!!!!
فردا هم قراره خانوم همکار ساندویچ بده به مناسبت مسافرت رفتن
خدا میدونه از من چی بخوان بگیرن؟
یه کمیته تصمیم
چرا در محیط های رسمی ایران مثل دانشگاه و اداره، با دامن پوشیدن خانوم ها مخالفند. در سفر به بعضی کشورهای مسلمان و بعضی کشورهای اروپای غربی، دیدم که خیلی از خانوم های مسلمان محجبه و متدین، از دامن استفاده می کنند، دامن هایی پوشیده و در عین حال خوش تیپ. من خودم خیلی دوست دارم از پوشش دامن استفاده کنم ولی تو ایران مجبورم همره مانتو، شلوار بپوشم. 
در مورد فانون خب قانون شفافی نیست ولی حداقل تو یک دانشگاه در تهران این پوشش دامن رو مصوب کردند، بعد م
,    دانلود اهنگ اکبر غلامی قاش قارا,    دانلود اهنگ اکبر غلامی قاشی قارا,    دانلود اهنگ ترکی قاش قارا جیران خانوم,    دانلود فول البوم اکبر غلامی,    دانلود اهنگ قاش قاراجیران خانوم,    دانلود آهنگ قاش قارا کیپریک قارا,    دانلود اهنگ ترکی نارینو اکبر غلامی,    متن اهنگ قاش قارا جیران خانوم,    دانلود آهنگ های اکبر غلامیدانلود اهنگ و تکست آهنگ
خانوم
دختری که میامد سر کلاس و سرشار از انرژی بود.
با این که از دو تا دنیای متفاوت هستیم ولی اون،
یه دختر همه چی تموم، هم از نظر مالی، هم علم و دانش، هم شخصیتی.
میشیتیم کنار هم و از هم انرژی می گرفتیم سر کلاس.
اون وسطای ترم که رها کرده بودم درس و مشق رو کلی دعوام کرد تا تونستم به خودم بیام و دوباره شروع کنم به خوندن.
دو سه جلسه پیش مشکل پیدا کرد.
یک بیماری یهویی.
باید عمل بشه.
کلا خودشو باخته.
امروز بدون این که درس خونده باشه پاشد اومد سر کلاس.
من
هفته پیش داشتم میومدم خونه سواراتوبوس بودم خانومی نه جوان نه خیلی پیرمعمولی کلی خریدکردهبودوداشت پیاده میشدظهربودوراننده بخاطرهزارتومن معطل کرده بودواون خانوم کیفش راهی میگشتنمیدونم نداشت یاپول خوردنداشت درایستگاه تاکسی داغون ایستاده بودوخراب شده بودورانندش درکاپوتوبالاداده بودبالاومشغول تعمیرش بودادم خوبی به نظرمیرسیداومدجلووبه راننده گفت اقاکرایه خانوم چقدرمیشه درهمین حین مردجوانی که داشت پیاده میشدگفت اقانمیخوادکارت میزن
بسم الله الرحمن اارحیم
فکر کنید روز اول کاری همکار قبلی قشنگ توجیهت کنه اینجا هر چی درمیاری باید بذاری وسط دور هم  بخورین اصلا اسم این مرکز،مرکز پلواری****هست:)))
بگه دیروز گوشت و برنج و مخلفات گرفته و با همکارا تو حیاط مرکز کباب درست کردند و .
همون روز اول کاری راننده مرکز بستنی ایتالیایی بگیره به چه مناسبت؟
به دنیا اومدن بچه داداشش!!!!!
فردا هم قراره خانوم همکار ساندویچ بده به مناسبت مسافرت رفتن
خدا میدونه از من چی بخوان بگیرن؟
یه کمیته تصمیم
خانومم دوست دارم .  شدی خانوم خونم. شدی خانوم من
خانومم الهی فدای خندیدنت بشم که دنیارو با خنده هات کنار خودم عوض نمیکنم. خانومم به امید صبح بخیر تو چشامو باز میکنم به امید داشتنت نفس دارم. خانومم خانومم الان خونه بابات رفتی و من اینجا دارم مینویسم  .  الهی دورت بگردم. خانومم هیچکس معنی چشماتو جز من نمیدونه.مال خودمه فقط با من حرف میزنن چشمات. دارمشون
 خیلی دلم واسش تنگه.بخدا هیچکس نمیدونه دلتنگی هرروز من ینی چی
اگه بیتاب میشم درمونم
خونه دانشجویی که داشتیم با بچه ها
یه خانومی همسایگی مون زندگی میکرد تنها بود. 
یه معلم بازنشسته حدودا 60 ساله 
یه خانم عصبی و اخمو که با هیچ کسی سازش نداشت!
اما از اونجایی که من از اون ادمهایی ام که قلق هر کسی رو به راحتی دستم میگیرم و از طرفی از همسایه ها شنیده بودم این خانوم تنها زندگی میکنه و کسی رو نداره رفتم تو فاز دوستی باهاش. 
برام بسیار جالب بود که چقدر به من اعتماد کرد و من رو پذیرفت جوری که الان حدودا 7 سال میگذره و من 4 ساله از اون خونه
تا اینکه دیگه شش نفری با پژو ۴۰۵ نرفتیم مسافرت
دیگه تفنگ اب پاشم رو همسایه مون نشکوند 
دیگه با بچه های اپارتمان تو پارکینگ فوتبال بازی نکردیم
دیگه کسی بهم نگفت میخوای بزرگ شدی چیکاره بشی ؟
دیگه خبری از خاله بازیای بچگی مون نبود 
همه چی بزرگ شده بود. خیلی بزرگ !
اگه یهو وسط خیابون خسته میشدی و میشستی یا مثلا تو تابستون بستنی لیس میزدی یا با دوستات تو کوچه میخندیدی همه با انگشت نشونت میدادن و میگفتن زشته ! بزرگ شدی!
واقعا این بزرگ شدن چی بود ؟
ب
با سلام 
چند سالی هست خواننده خاموش خانواده برتر هستم 99 درصد کاربران رو به اسم مخصوصا کابوی تنها ( یعنی کشت منو با اون 50 50 درصد دختر پسر معروفش) { البته مزاح} و عزیزان دیگر رو میشناسم . اولین باریه که پستی میذارم یا نظری اعمال میکنم
در خانواده برتر پست هایی هست با مضمون سخت گیری دختر خانوم ها در بحث ازدواج و بی نتیجه بودن خواستگاری پسر از دختر، بعضا شاهد هستیم که پست های متعددی زده میشه با این مضمون مهریه بالا، خواستگاری های بی نتیجه، سختگیری خ
با خانوم رفته بودیم یه کافه رستوران. دست روی هر گزینه منو گذاشتیم یارو گفت نداریم. پاشدیم که بریم. موقع بیرون اومدن خانوم گفتن اون دوتا دخترا که گوشه نشسته بودن به تو اشاره کردن زیر لب گفتن این پسره چقدر آشناس! 
هیچی دیگه.خوبه که هنوز شبا خونه پدرم رو دارم که بخوابم :/
------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: ولی فارغ از اینکه من اصلا ندیدم اون دو نفر کی بودن، مطمئنم هیچ آشنایی با من نداشتن.
به واقع، کرم ریخته بودن. به خدا مسلمون نیست
سلام
چند سایت میرفتم یکی شون واقعا عجیب بود، واقعا همه دخترها یا خانوم ها شکل خانوم های اون سایت ها هستند؟!
* زیر آب همدیگه رو میزنن، دروغ ميگن، به بدترین نوع ممکن به شوهران شون فحش میدن یا به جنس مخالف توهین میکنن.
* خودشون بهترین قیافه و خصوصیات رو دارن اما مردان همه زشت و بدن . !!!
* اکثرشون هم با خانواده همسرشون مشکل دارن، داشتن دوست پسر رو عیب نمیدونن که هیچ.، افتخار هم میدونن.
* طرف با وجود داشتن شوهر، عکس یه مدل خارجی (مرد) رو میبینه و کف و
یکی از دانش‌آموزهای پنج سال پیشم بهم پیام داده. سال 92 بود که کارم رو شروع کردم. اولین دوره دانش‌‌آموزهام رو سال 92 داشتم. دانش‌آموزی هم که به‌م پیام داده اون دوره دانش‌آموزم بود. اون دانش‌آموزها الان دانشجو شدن.
قرار گذاشتیم که همو ببینیم. از اون روزی که قرار شد همو ببینیم به‌طرز عجیبی نگرانم و ترسان. نمیدونم بعد از پنج سال چقدر پیر شدم؟! نمیدونم وقتی میبینم میگه مثل همون روزها هستم یا نه؟!
عکس پروفایلش رو میبینم که یک خانومِ جوانِ زیبا ش
میدونم چس ناله هام زیاد شده، ولی خب دلم میخواد بنویسم یه چیز عجیییب دیگه اینكه همه به من ميگن برونگرام، ولی بعضیا تعداد اندكی ميگن درونگرام!!ولقعا كدوم یكیم؟؟ من شوخ و خوش خودم؟ یا افسرده و غمگین؟چرا من خودمو نمیشناسم؟؟؟؟؟؟؟ من از خودم متنفرممممممممممم
بسم رب الرفیق
زنگ ریاضی به وقت اومدن ِ پسرک‌ها پای تخته و حل کردن و توضیح دادن ِ جمع و تفریق انتقالی برای همدیگه:
من: خب کی هنوز نیومده؟حسن: یونس نیومده خانومن: یونس بدو بیا پای تخته.یونس: نمیام خانومن: ایراد داری یونس؟یونس با صورت سرخ از بُغض: نه.من: یونس چی شده؟یونس: خانوم بعضی وقتا بی‌دلیل دلم گریه میخواد.
چقدر دلم می‌خواست بگم: یونس جان عیب نداره آدمیزاده دیگه، ملول میشه، گاهی بی‌دلیل دلش گریه میخواد.بیا دستت رو بگیرم بریم توی حیاط
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_نهم
.
رسیدم دم در خونه کلید تو دستم دستم رو در 
ولی دلم نمی خواست پا تو اون قبرستون ارواح بگذارم
چشمام رو بسته بودم و فقط آرزو می کردم هیچکی رو نبینم
در را باز کردم و رفتم تو 
مامان و بابا سر میز شام بودن
مهری خانوم تا منو دید اومد جلو
_فدات شم کجا بودی تا الان دلم هزار تا راه رفت ساعت داره ده میشه
به یه سلام بسنده کردم و رفتم سمت اتاق 
که صدای بابا بلند شد
_تا این موقع نگفتی کجا بودی؟
_بیرون
_بیا بشین
_میل ندارم
_مدارکت رو فردا ب
ـــــثبتــــ هنوزم+هنوزت
اسدالله خان: اتحادیه  باز  نَ شِستگان در صدد است تا سوژه نگاران را جهت همکاری در پایگاه ـــثبتـــ برای  تداوم تبادلات فرهنگی ، اجتماعی و ادبی طی یک فراخوانِ عمومی دعوت به همکاری نماید .لذا هنوز مراحل چگونگی انجام و تشریفات رسمی پایگاه ـــثبتــ برای شرایط و ضوابط مربوطه در هیات  موءسسان  اقدام خواهد شد.آقوی معمارباشی: اسدالله خان بفرمائید هنوز به سوژه نگار نیازمندیم ،،، قال قضیه را بکنید ،،، اسدالله خان: در شرای
داشتم نماز میخوندم یهو نرگس خانوم شروع به گریه کرد.
آخر نماز ظهر بود. بین این که نماز عصرمو قامت ببندم یا برم سراغ بچه گیر کردم. 
میدونستم اگر الان از فاز نماز در بیارم ممکنه حتی نمازم قضا بشه. قامت بستم. چند ثانیه بعد همسر اومد و نرگس خانوم رو برداشت.
یه فرمول به ذهنم رسید بهترین کار در هر لحظه، کاریه که جز خودت نمیتونه انجام بده و اگه انجام ندی، اون کار وقتش بگذره. مثلا من اگه بین بغل کردن بچه و نماز، بغل کردن بچه رو انتخاب میکردم؛ همسرم نمیتون
امروز مادر خانوم هوس پسته ی کوهی کرده بودن اونم به روش محلیینی باید توی هاونگ های سنگی با یه دسته ی خیلی سنگین بکوبیشدیشب و صبح یه دست درد عجیبی داشتم.از طرف دیگه مادر خانوم هم ماه اینده دستش عمل داره :(همین الان دست به کار شدم و یکم پسته کوهی کوبیدم زنگ زدم میگم مادر جان خیلی اماده کنم؟ میگه: فداتشم مامان تو دستت درد میکنه بذار خودم میام میکوبم. اخه مگه میشه به پای تو سجده نکرد؟؟؟
چجوری میشه شرمنده خوبی هات نبود؟؟
تو واقعا بهترین فرشته ای
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین می پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
بسم الله الرحمن الرحیم
کربلا رفته بودم انگار اصفهان رفته بودم هر جامیرفتم یه اصفهانی کنارم بود
قم رفته بودم انگار اصفهان رفته بودم(قربون چسبات برم:)
اما تو مشهد خیلی ندیدمتون
اینجا هم که همش اصفهانی فک کنم ۹۹ درصد بیانی ها اصفهانی ان
آقا چه خبرتونه؟؟؟
چرا همه جا هستید اصفهانی اینجا اصفهانی آنجا اصفهانی همه جا
+ازاونجایی که من خیلی خوشم میاد جملات خبری بگم و شما مجازی اما واقعی هستید.عرضم به حضورتون که هفته پیش بعد از کلی مقاومت(من نمیرم سرک
امروز یه خانوم حدودا پنجاه ساله اومده بود، سی تی شکم و لگن داشت بعد تا اومد تو اتاق شالشو درارود وبا یه حالتی اومد که حس کردم قصد داره مانتوشو هم دراره، گفتم لازم نیست و اینا گف نه من نفسم میگیره بعد شالشو ک دیگ دراورده بود کارشناس خانوممون اومد گفت لازم نیس روسریتو دراری و فلان با لحن طلبکار گف من نفسم میگیره خانوم،حالا این کارشناسمونم مذهبی طوره داشت بهش توضیح میداد که شالتو بذار، جلوشو باز بذار اینم همینطور داشت میگف نهههه من نفسم میگیره
سلام 
راستش یک موضوعی خیلی وقته فکر من را درگیر کرده. من یک دختر هستم. چهره خوبی دارم خدا رو شکر. تا حالا با هیچ کسی هیچ رابطه ای نداشتم. و با اینکه تیپ امروزی دارم همه این رو میدونن که اهل هیچ رابطه ای نیستم .
با یک آقایی در دانشگاه کلاس داشتم آی دی تلگرام منو دارن و خیلی زیاد به من پیام میدن و از شرایط خوب مالی شون و شغلی شون تعریف میکنن. و ایشون واقعا چهره خوبی دارن و از اینکه خانوم های زیادی جذب شون میشن و جواب ایشون منفی هست زیاد به من ميگن. حتی
پشت سیستم نشستم و مثل همه‌ی اوقات کار کردنم اخمام رفته تو هم. بدون اینکه متوجه شم میاد و تکیه میده به چارچوب در. میگه "چشم و ابروی خشن از بس که می‌آید به تو خانوم جان، گاهی آدم عاشق نامهربانی می‌شود اصن! سلام عرض شد."
میدونه بابت امروز صبح ازش دلخورم. سرمو بلند میکنم و نمیتونم لبخند نزنم. میاد میشینه کنارم. لپ‌تاپو همون‌شکلی میبنده. با اخم و تخم میگم "کدم میپره". میگه "نترس خانوم مهندس؛ نمیپره". سرمو هدایت میکنه رو سینه‌ش. نگاهمو میدوزم به دستش
آهای اون دختر و پسری (یا زن و شوهری) که میاید تو قسمت عمومی مترو یه جوری دستاتون رو میگیرید دور همدیگه.نمیگید شاید ما اول صبحی در حالی که داریم به پوچی زندگی و تکراری بودنش فک میکنیم شاید یهو دلمون بخواد این حالات رو تجربه کنیم :(
یا دختر خانوم محترم اون چجور نگاهیه به اون آقا پسر میکنی؟! خیلی جلو خودمو گرفتم نیومدم پسره رو بزنم کنار و بگم که خانوم محترم اگه میشه یکمم به من اونطوری نگاه کن بلکم کمی از تلخی زندگی رو برام بشوره ببره !
-----------------------
سلام
توی خانواده برتر یا دنیای واقعی بعضی از خانوم ها ميگن ملاک قیافه براشون مهمه و باید در حدی باشه که به دل بشینه،  منتهی من خیلی وقت ها زوج هایی میبینم حالا یا دوست یا ازدواج کرده که شاخ در میارم. 
حتی خیلی هاشون پولم ندارن، واقعا جالبه برام، مثلا یه دختر خوشگل با یه پسر واقعا نابود میبینم تو خیابون با هم راه میرن، خیلی عجیبه برام واسه این که معمولا بعضی آقایون یعنی همه واسه انتخاب همسر یا دوستی یا هر چی میرن سراغ یکی که در حد خودشون باشه ی

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Assassins Creed ژرف ایده زمان پنجره دوجداره upvce شرکت افق همینجوری طرفداران سریال گیم آف ترونز ولايت شهر سوال بر بال اندیشه ها پرنده سرای میرنیا ghalebsazmim