نتایج جستجو برای عبارت :

اهنگه خوبیه

امروز یه روز خیلی خوبيه.
می خوام استارت چند تا کار خوب رو از امروز بزنم.
برنامه ریزی و تلاش توی زندگی خیلی مهمه.
ماه رمضان مبارک هم کم کم داره از راه میرسه.
واقعا ماه خوبيه و حس می کنم یه رفرش اساسی توی اعمال ما ایجاد می کنه.
مخصوصا تلاوت قرآن، که چند وقتیه فراموشش کردم.
_______________________________________________
سه تا لیوان کافی میکس خوردم.
(در عرض یک ساعت)
بچه که بودم فکر میکردم چیزی که اکثریت بپسندن حتما چیز خوبيهاما الان به این نتیجه رسیدم اکثریت چیزهای خوبی رو نمیپسندناکثریت به چیزهای زرد و کم عمق علاقه دارنالبته یه استثناء وجود دارهاگه چیزی تا سالها تو ذهن اکثریت باقی بمونه یعنی اون چیز،چیز خوبيه
والا هر سوالی دوست دارین بپرسین اوکی هست.
یکی از هنرپیشه هایی که من بی اندازه دوسش دارم، ادام سندلر هست :)
عشق منه این مرد :)
تمام فیلمهاش رو تقریبا دیدم.
واقعا نازه
و جالبه توی بیشتر فیلمهاش هم زن بازه. نقشش رو هیچ وقت نمیتونه خوب بازی کنه (نقش یه مرد زن باز رو) و برای همینم هست که خیلی طنز میشه نقشش :)
توی لحظه های خوشحالی، ناراحتی، عادی و. میرم فیلمهای اون رو میبینم
یادم میده که توی زندگی توی بهترین و بدترین شرایط لبخند بزنم. حس خوبيه.
و همیشه اح
هی میخوام خودمو با توییتر و اینستا و بقیه کصشرا سرگرم کنم ولی بیشتر از ۵ مین دووم نمیارم و باز برمیگردم اینجا. اصن یه تعلق خاطر خاصی دارم به وبم.انگار خود مکتوبمهنمیدونمولی انگار هر چی بیشتر توش مینویسم اون افکار مزاحم و معلق تو ذهنم ته نشین میشنو مغزم اروم میگیره‌حس خوبيه
!Jesus Christ الان رو پشت بومم.جاتون خالی:)یه باد خنکی میآد که نگو.منم همینطور ولو شدم زل زدم به آسمون!سکوت خوبيه.ینی تازه ی آرامش نسبی برقرار شده!تا نیم ساعت پیش بچه ی همسایه داشتتمرین ویولن میکرد.البته صدایی که این اعجوبه ازش درمیاره بیشتر شبیه عرعر خره!ولی الان خوبه.خوب!یکم نگران فردام.
حسن ختام این‌هفتهٔ درب و داغون، فقط و فقط طلا گرفتن آنه میتونست باشه که به‌اندازهٔ قبولی رشته‌ای که میخوام، خوشحالم کرد و اصلاً نمیتونم حتی توصیفش کنم که چقدررررررر امیدوار شدم و خوشحال شدم براش۸_____۸ خیلی زیاد. یعنی قشنگ میتونم بگم این خبر، اون هفته رو شست و برد پایین.بعد تصمیم گرفتم این‌هفته رو به‌خودم تلقین کنم که قراره خیلیییی خوب باشه. 
حالا آخر هفته میام میگم که دقیقا چه تاثیری داشت این:دی اگرچه این‌هفته هم پتانسیل داغان بودن رو دا
۱. Bonding time [-گف واقعا انق برات می ارزه؟ گفتم آره خیلی +انداختی دیگه:دی -/:)]
۲. سریال کره ای secret garden نصفشو دیدم [فیلم خنده دار و خوبيه ولی عشقش منطق نداره کلا بصورت default فرض گذاشتن که اینا همو دوس دارن:دی:/]
۳. بازی با رامونکم [کلیک]
اگر سیل منو با خودش برد از همین الان حلالم کنید 
فقط این وسط دعا کنید مدرسمون هم همراه من ببره 
اونجا جز مناطق سیل گیره قبلنا شدت بارون زیاد میشد ما رو تعطیل میکردن الان ک مستقیم سیله
مدرسه بدون مدیرم نمیشه مدیرم باشه خوبه
فقط مستخدم مدرسه مرد خوبيه اون توی مدرسه نباشه
دیروز شیفت بودم آقای همکار که قبلا در موردش گفته بودمم شیفت بود با من.
شب قبلش مطلب تو اینترنت خوندم که چه جوری می تونم سر صحبتو با یه آقا باز کنم.
پیش خودم گفتم این آقا که خجالتیه حداقل من به یه بهانه ای باهاش صحبت کنم.
چند وقت پیش یه بار دیدم یه کتابی دستشه (از کتابش معلوم بود مربوط به آناتومی بدنه)تو اورژانس وقتی پشت میز نشسته بود داشت می خوندش.پیش خودم فکر کردم برم ازش سوال کنم اون کتابی که دفعه ی قبلی دستتون بود اسمش چیه؟‌کتاب خوبيه؟می خواس
نمایشگاه کتاب 1398 امروز رسما افتتاح شد . ما هم از طریق نوکو یک غرفه داریم که در اون به معرفی محصولات و خدمات و اپلیکیشن نوکو می پردازیم . نمایشگاه کتاب فرصت خیلی خوبيه برای محک زدن خودمون .خوشحال میشیم شما هم به ما سر بزنید .آدرس غرفه ما : طبقه دوم شبستان امام خمینی راهرو 14 ردیف 3 غرفه 45
الان یاد یکی از دبیرای دینیم افتادم. خیلی می‌فهمید. بار علمی و دینی خیلی بالایی داشت. یادمه می‌گفت که حتی بدترین آدما هم، وقتی که می‌میرن توی هفته یه روز رو میتونن برن خونه‌ی رفیقاشون، عزیزانشون، دوستاشون یا هر کسی که بخوان. به این فکر افتادم که بابابزرگ که آدم خوبيه. پدر شهید هم که هست. شاید توی هفته چهار_ پنج روزش رو‌ بتونه بیاد خونه‌هامون. به این فکر کردم که وقتی اون اینجا اومده، ما داشتیم چیکار می‌کردیم. 
سر امتحان ت امروز (هووووف) باورم نمیشه که سمانه از جواب سوال امتحان عکس گرفت و تو گروه کلاسمون‌گذاشت.! :)))))))
حلقه ی امروز خیلی باحال بود ، کاشفی فرد خیلی خیلی باهامون راحت شده ، اصن یه وضعی! ^^
حتی وقتی داشت فیلم هیچکاک رو نشونمون میداد رسید به یه صحنه و خیلی عادی برخورد کرد. ما همینجوری مونده بودیم_
ولی از نامه های محرمانه و اینا گفت.
کلا باهاش حال میکنم بچه ی خوبيه‌‌‌.:)))
۹۸۰۱۲۷ ، ۱۸:۲۰
هرچی به روز سفر نزدیکتر میشم بیشتر خوشحال میشم.هرچند میدونم اونجا کسی منتظرم نیس که باهم بریم بیرون و اینا و عملا دارم اویزون دوتا از دوستام میشم برای بعضی روزا.و میدونم تنهایی گز کردن تهران خیلی منو میترسونه.ولی بازم حس خوبيه.من عاشق پارک رفتنم.شهر خودمون پارک خیلی کم داره و عاشق پارکای سرسبزو هیجان انگیز تهرانم
شده یکی براتون انقد عزیز باشه که دلتون بخواد چند سال از عمرتون کم شه ولی اون خوشحال باشه ؟ 
خیلیا برام عزیز بودن ولی هیچوقت به این فک نکرده بودم که بخاطر خوشحالیشون از عمر من کم شه (زندگیمو دوس دارم و دلم نمیخواد هیچ روزی ازش کم شه)
ولی الان این حسو نسبت به صالح نیا دارم :)) 
7 ماه بیشتر نیس که میشناسمش ولی این بشر انقددددر ادم خوبيه انقددددر انسان ـه که یادمه فقط به این خاطر دوست داشتم پولدار میبودم که برا تولدش چیزایی که دوست داره رو بتونم براش
من خیلی سر زدم اونجا
وقتی اوضاع خوب بود 
وقتی اوضاع بد بود 
و وقتی اصن اوضاعی نبود 
جالبه خودم پیدا کرده بودم 
تنها رفتم اولین بار و خو ۹۹ درصد موارد هم تنها بودم 
الا دوبار 
هوا چقدر عجیب شده 
دیلمان برف 
اینجا ۷ درجه 
جالبه 
اردیبهشت عجیبیه!
حتما مادرا جاشون جای خوبيه حتی وقتی نیستن 
امیدوارم باعث لبخند باشه برات زندگی دختر کوچولوت.
من یه اخلاق دارم
فخرفروشی نمیدونم
یعنی ملت یه مقاله چاپ میکنن دنیا رو جر میدن
من از خجالت اب میشم و به هیچ کس نمیگم
و همش توی وبلاگم share میکنم چون احساس میکنم شما چند نفر آدمهای خودی من هستین و دوستون دارم حقیقتش.
و حس خوبيه تقسیم کردن خوشحالیم با شما.
علاوه بر اون خبر خوبه که جداگونه هست ازین

حدود نه روز قبل مقاله م یه سایتیشن خورده!
مقاله م یه ماه و نیم قبل چاپ شد
یعنی هنوز جوهرش خشک نشده بعد یه ماه فوری یه جا بهش اشاره کردن (اونم توی یه ژور
 چه حسه خوبيه…شبا موقع خواب عشقت سرشو بذاره رو دستای مردونت…با موهاش بازی کنی….چشماشو ببوسی…اروم اروم تو بغلت خوابش بگیره….ولی تو هنوز بیداری…دوست داری فقط نگاش کنی….همینطوری که داری نگاهش میکنی….اشکات سرازیر بشه….تو دلت پیش خودت بگی….نباشی ….میمیرم….
دم اذانه مادر آماده میشن برای رفتن به مسجد
داره بازیشو می کنه
وسط حرف جدی آدم بزرگا بلند میگه:
خدایا به همه مردم سیل زده کمک کن!
مادر بی توجه به حرف بقیه، نگاهش میکنن و آمین میگن
من میخندم و یکی میگه:
هم دعای خوبيه،هم وقت استجابته، هم دعاکننده شرایط دعارو داره
باشرمندگی میگم آمین
جهاد همینه دیگه با هرچی که داریم کمک کنیم
میگفت دو ساله که سمت هیچ سازی نرفته. انقدر دلش گرفته بوده که صدای هیچ سازی نمیتونسته آرومش کنه. اونکه همیشه عاشق صداها میشد.
شبی که صدای ویلون زدن شادمهر رو براش فرستادم تا خود صبح یه بند پلی ش کرده بود. تا صبح از شدت هیجان نخوابیده بود. دیروز که گیتارشو آورده بود تا من براش کوک کنم اینارو برام تعریف میکرد.
ازم خواست براش یه آهنگ جدید بزنم. شروع که کردم به زدن، نگاش روی انگشتام بود. تا گفتم دل که میبندی، باید بسوزی» یه لبخند تلخ کنج تا کنج لباش
داشتم به این فکر می کردم که حالا که انقدر سخت هست برام نوشتن و از طرفی خیلی مشتاق نوشتن هستم چه کاری بکنم که راحت تره بشه این کار و خیلی هم بی محتوا و فقط برای این که حرفی زده باشم نباشه نوشته هام . 
خب به این نتیجه رسیدم اولا خیلی به خودم فشار نیارم اول کاری جوری که زده بشم و خب خیلی هم ایده آل گرا نباشم در نوشتن و به خودم اجازه نوشتن بدم  دوما هم خوبه که چند روز یکبار درباره یکی از موضوعاتی که  طی اون چند روز نظرمو جلب می کنه کمی بخونم و اطلاعات
عمر خیلی خیلی زود میگذره ها!
انگار دیروز بود اومدم این کشور و اینجوری چمدون هام رو گذاشتم کنار تختم.
یادمه سرم بردم زیر پتو
کلی گریه کردم
و گفتم چرا اومدی این کشور؟!
ریختن؟
البته هنوز هم اعتقاد دارم که من متعلق به این کشور نیستم. و برای همینم هست که دارم میرم ازینجا. نه که بد باشه نه، تا وقتی میرم که بتونم جایی که واقعا بهش تعلق دارم رو پیدا کنم. اینجا وگرنه کشور خوبيه.
با اینکه بسیار دوست داشتنی هست و بسیار زیبا. و با مردم خوب.
ولی جالبه کار دنیا.
سلاممیخوام اولین پستم راجع به کلاس رسانه مدرسه امام باقر باشهبه نظرم کلاس خوبيه اگر از این کلاس نهایت استفاده رو ببریم امیدوارم معلممون بهتر از وقتی که در اختیار داره استفاده کنهانتقاداتو پیشنهادات من به آقای طالقانی :با سلامشما خیلی بهتر میتونید از وقت کلاستون استفاده کنیدو مطالب بیشتری به ما یاد بدیدمن دوست دارم بیشتر از تجارب شما استفاده کنمبیشتر درباره شغل و کارافرینی نوین صحبت کنیدو لطفا از راز پی بردن به اصل اخبار بیشتر صحبت کنید
قلبم پر از احساس خوبيه. همه چیز رو دوست دارم و حتی میتونم با ادمایی ک ی مدت بهشون اهمیت نمیدادم و یا ازشون متنفر بودم مهربون باشم و میتونم از زندیگم با وجود تمام کم و کاستی هاش لذت ببرم. هندزفری مو میزارم تو گوشم و اهنگ رو پخش میکنم شروع میکنم ب راه رفتن و اهنگ الایو خالد رو گوش میدم. قلبم پر از احساس خوبه. میدونم این احساس دوام زیاد نداره. چند روز دیگ از زمینو زمان متنفرم و ترجیح میدم بمیرم. ولی دیگ میدونم و یاد گرفتم ک اون ایام هم میگذرن و دوبار
صبح بعد از کلاسم رفتم کتابخونه کنار خوابگاه عضو شدم .جای خوبيه برای این که تمرکز کنم و با تو خیال اروم به کارام برسم.نیم ساعت از بسته شدن کتابخونه تو صبح مونده بود.
یه چرخی بین کتابا زدم و کلی خاطره برام زنده شد از وقتایی که خیلیاشو میخودندم
وسطاش بود که یه لحظه رفتم تو فکر . فکر این که چرا صدام موقع جواب دادن به مرد کتابدار میلرزید.چرا هیچ تمرکزی واسه جواب دادن به سوالاش نداشتم
یاد حرف دکتر افتادم که میگفت با اضطراب حرفم میزنی . تو صدات ا
متن آهنگ امید راد به نام یادت میاد

تو هم یادت میاد اولین باری که دیدمت
تو هم یادت بیار اون همه کم حرفیات  بی محلیات
با اون نگات کاری کرد که دلم بازم تورو بیشتر بخواد
یه وقت یادت نره چشات مال منه
تا میتونم هی میگم  تا بیاد یاد همه
اون دیوونه فقط واسه منه
دلیل خوبيه حال منه
ادامه مطلب
راستی
من اوایل که اینجا اومده بودم
همه بهم میگفتن که نظرم بعد یه ماه عوض میشه
یعنی اگه میگم: جای من اینجا نیست، بعد یه ماه خواهم گفت وای من عاشق اینجام و اینجا مدینه فاضله هست
یا اگه میگم کانادا جای خوبيه، دو ماه بعد خواهم گفت وای کانادا جای بدیه چون به اصطلاح اون ماه عسل اولیه تموم میشه و آدم سختیاش شروع میشه.
هیچ کدومش اتفاق نیفتاد! هنوزم قبول دارم که هر جایی خوبی و بدی داره  کانادا هم داره
ولی قصدم موندن در کانادا نیست :) و برای همینم هست که د
مگو که شعله در این سینه درنمی گیرد
دلم گرفته از این بیشتر نمی گیرد
مگو برای گرفتن بهانه دیگر نیست
دلت برای شهیدان مگر نمی گیرد
چه اتفاق خوبيه گره زدن روزهای خوب و قشنگ بهاری با شهدا
چه غم شیرینیه وقتی بین مزار شهدا قدم میزنی 
چقدر خوبه وسط تعطیلات هم یه دفعه دلت هوای مزار شهدا میکنه
و چقدر خوبتره که وقتی خودتو بهشون میرسونی میبینی تنها نیستی
میبینی مثل همیشه شلوغه
همه جور سلیقه ای و همه جور تیپی خودشونو به مزار شهدا رسوندن
برات جالبه که با چ
با یکی از دوستام در مورد دین صحبت میکردم سعی در مجاب کردن من داشت که دین چیز خوبيه. و من میگفتم دلیل منطقی بیار که خوبه. آیه قرآن آورد که معنی‌ش میشد اگر باور نداشته باشین به چیزایی که میگیم در آخرت مجازات میشین و اینا.
نمیدونم چرا کسایی که مذهبی هستن سعی دارن بهت بفهمونن دین خوبه. واقعا رو مخن.
بیخیال شایدم من اشتباه میکنم ولی در هر صورت بیاین به عقاید هم احترام بذاریم
اینو نمیخواستم بگم و بعدشم پست کنم. ولی میخواستم بگم خدایا ممنونتم. تازگی
مورخه ۹۷/۱/۹
از من/ به من
-----------------
جونم براتون بگه که اگه شخصی رو دوست دارین و طرف نمیدونه -یعنی روش کراش دارین- با اطمینان خاطر پاشین برین با خودش یه آدم نزدیکش یا یه واسطه در میون بذارین. فی الواقع کاری نکنین که جگرسوز بشین. قبول دارم حس خوبيه اون مرموزیت و سوختگی، ولی وجداناٌ نکنین این کار رو. بذارین خیال‌پردازی‌هاتون واقعی بشه، اگه هم نشد سینه رو صاف کنیم، با صدای واضح و گیرا بگیم به درک که نشد! همین. والا. دیگه چرا انقد عرفانیش کنیم؟! ح
میدونین
گاهی وقتا عطش هموطنانم رو برای رفتن به خارج درک میکنم
اگه ما از بچگی 5 تا کشور خارجی سفر میکردیم تصویر درست تری به دست میاوردیم و دم به دم ادم پناهنده نمیشدن که هر جور بکنن بهشون و بلا هم سرشون بیارن و خانومشونو جلوی چشمشون ترتیبشو بدن و اینام باز بگن المان جای خوبيه!
مثلا فکر کن من یا فاطمه یا هرکس
چقدر خوب میشد اگه ما خونه پدر و مادرمون بودیم
و همزمان خیالمون هم راحت بود که ای ول میتونیم هر وقت هرجا خواستیم بریم یا سفر کنیم یا زن
چندتا فیلم دیدم که معرفی شده توسط یک هنرمند بود :
فیلم ژانر وحشت ایرانی به نام " شب بیست و نهم" در سال خودش و موضوع خودش ترسناک بود و به قول خانم هنرمند میشه گفت خیلی از المان های فرهنگ ایرانی رو تو خودش جا داده بود و فیلم خوبيه البته من پسندش نکردم چون ریتم داستان خیلی کند بود.
فیلم ژانر هارور_بادی Ichi the killer
بعد از old boy این یکی از بهترین فیلم هایی که دیدم. واقعا از همه لحاظ عالی بود و همون سبک فیلمیه ک من خیلی دوست دارم " خون خون خون" . تو old boy و همین
واق واق سگ های ولگرد توی محوطه واضح شنیده میشهاین سگ ها روزها کجا میرن که هیچ وقت نمی بینیمشون؟ روز خوبی رو گذروندم؟ کاملا به جز بعد از شام، وقتی چهارتا جمله وسط شوخی و خنده شد مایه ی اعصاب خوردیمخورد یا خرد؟فردا روز خوبيه.می دونم.باید بخوابم که امشب تموم بشه.دو تا کلاس، ناهار، چند ساعتی وقت آزاد که با خوندن هرس میگذرونمش، شاید سینما شاید فیلم تختی، احتمالا بازم بعدش بشه هرس خوند، بعد ساعت دوازده شب میشه و سوار اتوبوس میشیم.صبح بعدی که بر
هرچی دقت میکنم و هرچی با تاریخ خون ها اینجا صحبت میکنم
میبینم که ایرانیا اخلاقای غیبت کردن و نمیدونم ترسو و محافظه کار بودن یا زیراب زدن رو فقط میتونستن از بریتیش ها یاد بگیرن!
این دوستم که دختر ایرانیه و تو شهرمونه و با هم وقت میگذرونیم منو به دوستش که یوشنم یه دختره توی امریکاس معرفی کرد
با هم صحبت کردیم
بچه ها دختره، اندازه صد تا پسر ایرانی توی کانادا جنم و شخصیت و شعور داره.
اینو من بارها دیدم که امریکاییا خیلی ساده تر و کاسب تر و مهربون تر
خبر این روزها اینکه یه ختم قرآن شروع کردم . هر روز ۵۰ آیه به فرموده ی امام صادق . از اثراتش میخوندم زیاد شدن نور چشم . ارامش . برکت دادن به وقت . خوبه این ۵۰ تا رو اول صبح بخونم . که تا شب ۵۰ تا فرشته مراقبم باشن :) تمرین خوبيه برای منظم شدن . کلا پایبندی به قانون . خبر دوم اینکه کتاب " ان سوی مرگ " رو که چند روز پیش اینترنتی سفارش دادم امروز صبح به دستم رسید . فوق العاده ست . درمورد سرگذشت سه نفر که از مرگ برگشتن ! بله از مرگ . سرگذشت نفر اول رو خوند
بیست و دو سال پیش، در چنین روزی، ساعت 11ظهر، یک دختر تپل و کچل و نق نقو چشم به جهان گشود و پدر و مادرش را، پدر و مادر کرد:)
بیست و دو سال پر از فراز و نشیب گذشت و حالا دخترک بزرگ شده و ازدواج کرده و با چشم هایی نگران به سال های پیش رویش می نگرد.
به آرزوی دیرینه اش و به قولی که داده، می اندیشد.
سال هاست که تنها با همان نیت همیشگی، شمع تولدش را فوت می کند.

آمین دعاهایتان می شوم، آمین دعاهایم می شوید؟
                    
+چه حس خوبی داره بفهمی همسرت که اهل
امروز یه روز متفاوت دیگه.
استاد گفت چند نفر که بهم انرژی مثبت میدن انتخاب کردم تا توی انجمن دور هم جمع بشیم و دعا کنیم و شمع روشن کنیم و یه سری کار دیگه که من زیاد راجب این چیزا اطلاعی ندارم.
برام عجیب بود که من بهش انرژی مثبت میدادم و خودم خبر نداشتم.
برگه اوردیم بیرون و گفت از کینه ها و خشم ها و ناراحتیامون بنویسیم همه چیو بنویسیم اسم هم ببریم از کسایی که ناراحتمون کردن،گفت لازم نیست متن بخونین یا به کسی نشون بدین؛
نوشتم،کلی نوشتم از تموم کین
سلام
احوال اهل قلم بیان چطوره:)؟!
من خوبم خداروشکر(حالا نیس خیلی ادمم مهمیم گفتم بگم که خوبم:)))
همین الان که دارم این منتو تایپ میکنم روی تخت دراز کشیدم واقعا بدنم خالی از انرژیه 
غر غر نمیکنم . اما الان فقط به اندازه نوشتن انرژی دارم. کلی حرف دارم
این مدت هر اتفاقی میافتاد با خودم میگفتم سوژه خوبيه برای وبلاگ
اما انقدر کار بود. هست (خداروشکر:)) که نایی برای نوشتن نبود گاهی این ذوق به اشتراگ گذاشتن. باعث میشد حرفام تو کانالم مینوشتم (فعال شدم اون
امروز درباره یک پست جدید به نام ویژگی های رفتاری انواع معلم ها در مدرسه خدمت شما امدم. اول برای اینکه سراغ مطلب بریم فقط اینو بگم فقط قصد شوخی با معلم های مدرسه خودم رو دارم وقصد بی احترامی به انها رو ندارم. خوب داشتم می گفتم معلم اولمون فامیلش معینی است از سال اول کلاس هفتم همه بچه ها گفته بودند که این معلم خیلی سخت گیر است ولی خیر اشتباه کردند چون هر کسی که درس هایش رو بخونه باهاش کاری نداره یک روز یکی از بچه های کلاس که خیلی تنبل است داشت در ح
امروز درباره یک پست جدید به نام ویژگی های رفتاری انواع معلم ها در مدرسه خدمت شما امدم. اول برای اینکه سراغ مطلب بریم فقط اینو بگم فقط قصد شوخی با معلم های مدرسه خودم رو دارم وقصد بی احترامی به انها رو ندارم. خوب داشتم می گفتم معلم اولمون فامیلش معینی است از سال اول کلاس هفتم همه بچه ها گفته بودند که این معلم خیلی سخت گیر است ولی خیر اشتباه کردند چون هر کسی که درس هایش رو بخونه باهاش کاری نداره یک روز یکی از بچه های کلاس که خیلی تنبل است داشت در ح
سلام خدمت دوستان بهترین سایت های دانلود برنامه و. که بدون خرابی لینکفایلکراشوبد افزار هستند
اولین سایت سایت اسیا دی ال اسیادانلود
اگر به دنبال سایتی با فایل های تمیز میگیردید این سایتو پینهاد میکنم
www.asiadl.ir
دومین سایت سایت دانلودها
سایت بعدی که عمر بالایی هم داره سایت دانلود ها هست که اکثر وبگردان عزیز گزری به این سایت داشتن:ِ
www.downloadha.com
سایت بعدی سایتی نوپا هست ولی سرعت دانلودش خوبه
سایت پاتوق یو
www.patoghu.com
سایت بعدی سایت پی سی دانلود
حس خوبيه برام جز تو هیچ کسو نخوام .
که از تنهایی درام هرجایی باهات میام
نمیدونی حالمو وقتی هستیم باهمو
تو بمون کنارمو چون که فقط تورو میخوام
(دارم عشق تو باور باهر نگاهت آخر دیوونه میشم
حرفات آرامشه محضه هر لحظه نرو بمون تو پیشم)۲
میشنوی از من حرفایی قطعاً که گفتم دوستت دارم قلبا میخوامت
یادته اصلا دنبالته حتما  قلبی که گذاشتم سر راهت
نمیدونی حالمو وقتی هستیم باهمو همه حواسمو جمع میکنی سمت خودت
(دارم عشق تو باور باهر نگاهت آخر دیوونه میشم
این قاب زیباترین نماییه که در حال حاضر توی زندگیم دارم و هر روز بعد از چشم باز کردن با همین تصویر مواجه می‌شم. شما هم قشنگ‌ترین قابی که در حال حاضر توی زندگیتون دارید با هر شکل و سبکی که دوست دارید به تصویر بکشید و اون رو توی وبلاگتون، با همین عنوان، با بقیه به اشتراک بذارید. بهانه خوبيه برای دیدن زیبایی‌های موجود و ترشح اندکی امید در روحمون. پس همتون دعوتید. لطفا لینک مطلبتون رو هم برای بنده بفرستید تا پایین همین نوشته اضافه کنم. اگر هم وبلا
دیشب رفتیم مهمونی شام دعوت بودیم. علی خیلی کمک کرد. اخر مهمونی بود ک زندایی ام صدام کرد. همون زن دایی ای ک شوهرش واسه ی انگشتر 3 روز باهاش قهر بود. بهم گفت مریم چقدر شوهرت خوبه چقدر انسان شریفیه و کلی تعریف دیگه. (تمام افراد فامیل ازش تعریف میکنن) گفتم ممنون و ازش دور شدم. و ب این فکر میکردم ک چقدر وقته خوشی های کوچک عمیقم رو ننوشتم. و ب کلمه کلمه ی این عبارت فکر میکنم
خوشی
کوچک
عمیق
باید ی تغیراتی توش داد
"خوبی های کوچک عمیق"
خوبيه. خوشی نیست برام ح
. به نام خدای مهربون  سال جدید هم اومد رفتیم توی ۹۸ . سالی که بازم کلی اتفاقای جدید مطمئنم توشه . اتفاقایی که قبلا تجربه نکردم اما خب این اتفاقا همیشه ۲ دسته میشن . یا خوب یا بد! . امیدوارم امسال تعداد اتفاقای خوب بیشتر از اتفاقای بد باشه :) . آره این آرزوی خوبيه . امسال لحظه تحویل سال رو اصلا متوجه نشدم . حتی هیچ حسی هم نداشتم . انگار گذر ی ثانیه به ثانیه دیگه بود و همان چرخش همیشگی عقربه ها هیچ فرقی برایم نداشت . وقتی بچه تر بودم
۱) صبح یه مسیری رو که همیشه با اتوبوس میرم، پیاده رفتم. عجب هوای خوبيه این روزا! گفته بودم نمی‌ذارم حالم تو اردیبهشت بد باشه :)
+ نزدیک نیم ساعت راه رفتم همه‌ش شد ۳۲۰۰ قدم! :/ Seriously؟!

۲) دیروز رفتم مجلس ختم پدر دوستم. اولین باری بود که تنهایی ختم کسی می‌رفتم و این یه مقدار ترسناک بود، انگار اینم داره میگه دیگه بزرگ شدی!
چند تا دیگه از دوستا هم بودن. هم به خاطر جو مجلس و هم شاید به خاطر فاصله‌ای که این چند وقت به خاطر مشغله‌های همه‌مون بین‌مون ا
توی وقتهای آزادم
میشینم ویدئوی TED رو ترجمه میکنم.
دلیلش هم حس خوبيه که ازین کار به دست میارم.
ویدئوی خوب خیلی دیدم و خیلی چیزا یاد گرفتم.
ولی یکی از قشنگترنی ها که اصلا هم بهم امکان نداد که ترجمه ش کنم این ویدئو بود
Mariana
این خانم شانس این رو داشته که از هفت سالگی بیاد امریکا و هر سال همینجوری تابستونا و حتی برای دبیرستان پدرش میفرستادتش امریکا
اصالتا مال ونزوئلاست.
چون بلاخره اینها هم مثل ما به قول این نژآدپرستها رنگین پوست محسوب میشن خاطرات خ

آخرین جستجو ها

مجله سرگرمی و خبری گلینوش خونسو کده ارایش صورت مووی تایم | MovieTime پیک داستان سایت کت اندروید دبستان سوده دانشکده مستقل کانگ فو توآ 21 کرمان-ماهان همکاری در فروش فایل