نتایج پست ها برای عبارت :

ای ننمه مسافره ای ننمه بزار بره

بزار رو راست باشم، من به شکل عجیبی میدونستم! حس میکردم ! بهتر بگم مطمئن بودم که براي من خیلی راحت بدست میاد و جور میشه و من میتونم!و الان، دارم میبینم! دقیقا همون چیزی که فکرشو میکردم!میدونی؟ شايد بخاطر همینه که من خیلی ریلکسم از اين بابت و هیچ نگرانی ندارماوپس! :)
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
متن آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتايی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بیداره بیدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بیرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار اين درسا بگو که تیکه پاره ام من زا اين بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
بعضی وقتا دلم میخاد فقط چارشنبه بشه و خودمو برسونم خونه و زار زار گریه کنم
مث امروز که خسته بودم و نا امید و دلشکسته
اما وقتی میرسم خونه نمیتونم گریه کنم. نمیخام مامانم بفهمه چقدر ضعیف و الکی ام
بعد میام اينجا مطلب جدیدو باز میکنم و هی میخام حرف بزنم اما همون موقع مغزم خالی خالی میشه
خدايا یادته اولش چی خواستم ازت؟ یه اتفاقی بزار تو زندگیم ک تموم شه اين بی خاصیتی و بی شوقی
بیا بیا قرش بده هانی
مث اينکه امشبم واس ما نی
برو اونور تر خو جا نی!
واسه دوس نداشتنت راه نی.
بايسشو ببین جون بابا
اومدم دنبالت حالا
همه میگن هانی پاشو سوار پرايد شو حالا
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
PT. 1‏

هانی هانی. جون بله روبات؟!
بیا بریم شام بخوریم الان جیسوگ میاد
شام چیه شام چیه
یه غذاي نونیه یکم ماست و شیره واسه من و اونیه
PT. 2‏

کککک خودش گفت بزار هاااااا من قصدی ندا
بعد مدت ها امروز رفتم انجمن، با یه کادو براي استاد، مسئول انجمن می گه شیرینی ازدواجت رو آوردی؟ یه مدته نیستی نکنه ازدواج کردی.
رفتم وسايل الویه بخرم، میگم کالباس بده، یه دونه کالباس بزرگ بهم داده می گه بزار توی فریزر، بعدا دوتايی با هم می خورید، راستی نگفته بهت ذرتم بخر؟!
می گم داداش گرفتی مارو ها، من مجردم.
رفتم یه جا مصاحبه، طرف گفت سختت نیست با خانومت بیاي تهران زندگی کنی؟ گفتم من که تو رزومه نوشتم مجردم.
میگم نکنه ما شوهر کردیم خودمون
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اينطوری گفت، شايد دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتی عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست میگی، اينم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش براي خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستی سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفیق، مال من خیلی وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
همه آدما تا وقتی سرشون به سنگ نخوره انتخاب درست رو نمیکنن؟ واقعا نمیدونم چرا بعضی اوقات میگم ولش کن بزار تا تهش برم فوقش سرم میخوره ب سنگ میفهمم دیگه! آخه چرا بايد یه همچین کاری بکنم تا موقعی که سرم بخوره به سنگ کاسه چه کنم به دست بگیرم؟ خب چرا همون اول مث آدم انتخاب درست رو نمیکنم؟ یا چرا وقتی انتخاب درست رو میدونم انجامش نمیدم؟ واقعا بعضی موقع ها به مزخرف بودن خودم پی میبرم، یه سری چیزا که حتی بعد اينکه سرم خورد به سنگ روم نمیشه به روی خودم ب
متن آهنگ بزار برو
تو خوب بودی هیچ شکی نیست میخواي بری خب حرفی نیست دیگه بهونه نیار بروخاطرات زود از بین میرن حرفاتم که بی تاثیرن پس معطل چی ايحالم از وقتی‌ رفتی‌ مثل آسمون گرفته داغونه داغونههوا هم که با ما قهره انگار پره باد و تگرگ و بارونه بارونهدل من هواتو کرده میون اين همه ویرونی ویرونیتوی اين شهر شلوغو تاریک مثل من دیگه داغون نیستتو خوب بودی هیچ شکی نیست میخواي بری خب حرفی نیستدیگه بهونه نیار بذار خوب تموم شه زودتر بذار بروخاطرات زود
همه فک میکنن خودزنی کردم
همه میگن دیوونست
بعضیا میگن اين زخماي رو دستش واسه جلب توجهه
هیچکس لمسش نمیکنه
اينا خلاصی از درده
دردی که زیر پوست من آتیشم میزنه
وقتی رگامو پاره میکنم انگار دارم یه درد عمیقو از زیر وجود سیاهم میکشمش بیرون میکشمش رو پوستم
یه درد غیر قابل تحمل رو به یه درد قابل دیدن تبدیل میکنم
بزار حداقل لمسش کنم
اينجوری سبک میشم وقتی دردشو حس میکنم حداقل اين قابل لمسه
وقتی قابل لمس میشه قابل تحمل میشه
خب 
اين چثد روز اخری بیام پیشتون 
شروع کنیم 
وبلاگ حذف نمیکنم.
نمیفروشم.
نمیام.
امانت میخوام برام نگهش دازید تا وقتی برگردم.احتمالا یکی هم بزارم نویسنده.
موضوعات بعدی.


دلم خیلی تنگ شده.میدونم اين اخرین خیلی دارم تلخ و غمگین مینویسم.اما واقعا شرايط منو نمیبینید.کاش یکی میومد میگفت خسته شدی. یکم بار زندگیتو بده کمکت حمل کنم.یا خدا میومد میگفت.دختر جون.تو دیگه بسته.زیاد امتحان پس دادی.بیا بقیه سوال هارو خودم جواب میدم 

از اتفاقات اخیر بگم.جهی
خب، بالاخره امروز نتايج کنکور اومد.
تابستان پارسال خیلی به کنکور فکر میکردم، به حدی که میرفتم تو نرم افزار گزینه دو و آخرین قبولی ها و تراز ها و درصدها رو آنالیز میکردم.
همون تابستون خیلی طوفانی شروع کردم و با برنامه راه اوفتادم سمت هدفم، ولی نمیدونم چرا وسطاي راه زدم جاده خاکی و از هدفم دور شدم.
همه میگفتند: "تو که اينقدر خوب شروع کردی بخون بزار بری یک دانشگاه خوب."
ولی نمیدونم چرا کاملا بی انگیزه شده بودم.
رسید روز کنکور، با خودم میگفتم که اي
 
من آدم ساده ايی هستم.
اصلا بزار ببینم به شما بگن 5 تا از نقصها و اخلاقاي بدتون رو بنویسید میتونید بنویسید؟
اگه نتونستین پس خودتون رو نشناختین!اما من فهمیدم خیلی ساده ام.نمیگم مهربونم اما هر کاری تونستم کردم بدون منت و چشم داشت.
براي اين میگم ساده ام چون براحتی حرفاي ادما رو باور میکنم.متوجه منظور واقعی نمیشم اينو نفهمیدم هر کی دنبال یه چیزی هست از گفتگو.
چیزايی دیدم که دیدم رو به همه بد کرده لااقلش گاردم رو کاملا میبندم و دیگه به هیچ کس اجا
سلام
ساعت 4 صبح بیدار شدم داشتم یه خواب میدیدم. گفتم بزار اين دفعه تو یه ویس بگم چی داشتم میدیدم بعدا بررسی‌ اش کنم. شايد باورتون نشه ولی 10 دقیقه حرف زدم و با اين که اين همه حرف زدم ارتباط بین سکانس هاي مختلف که توضیح دادم رو اصلا یادم نمیاد. خودم فکر میکردم خیلی چیز روتینی تو خواب دیدم که یه دیقه میگم تموم میشه. 
البته با هدف lucid dream خوابیدم شب و قبلش یکم تمریناتش رو کردم. ولی انتظارم انقدر نبود!
دو مرحله خواب تو هم بود که تو مرحله دوم لوسید شدم ک
 ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ
 
 ﺳﻴﺎوش ﻗﻤﻴﺸﻲ 6/8 سنگین        
 Dm                                                C                     Dm 
عسل بانو هنوزم پیش مائی         اگر چه دست تو تو دست من نیست
Dm                                                      C               Dm هنوزم با تو ام تا آخرین شعر         نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
Dm      C       Gm                        F       C               Gm  Dm
 حالا هر جا که هستی باورم کن                بدون با یاد تو تنها ترینم
Dm   C          Gm           
امروز با خودم عهد بسته بودم اين همه تنبلی روبزارم کنار و بشینم تمام تمرین هاي که برنامه زندگیم بود رو بررسی کنم و بهش یبرسم.اتاقم رو جارو زدم و بهش کلی رسیدگی کردم خیلی گردو خاک و دوده گرفته بود و بهم ریخته شده بود.کتابها هم جابجا کردم ولی دلم نیومد بزارم تو کتابخونه و گفتم بهتره یادم بمونه که چه روزايی رو گذروندم.علاوه بر پرده اتاق رو در آوردم و تمیز شستم که نو بشه و از گردخاک نجات پیدا کنم .هر چند وقت کتابخونه نشد که تمیز کنم اما وقتی حال ات
می تونم تو یه لحظه تمامت رو بالا بیارم. می تونم تو چند ثانیه باز عاشقت بشم. تو روی یه خطی که می تونم فوتت کنم اين ور خط یا اون ور خط. یه طرف اوج ددگی و یه طرف ماوراي دل تنگی .تو همونی بودی که می گفتی می تونی با یه دکمه احساساتت رو خاموش کنی . حالا می گی همش توی ذهنتم؟! مگه من دکمه نداشتم؟! پس چرا دکمه لعنتیم برات خراب شد؟!آفتابگردون زرد من. من؛ یه آدم عوضیم. انگار که گشتام رو توت زدم؛ شايد همه کوچه هات رو ندیدم اما بناهاي معروفت رو دیدم. دیگه نمی خوا
:)میخوامیکم جدا از تفکرات خودمصبر کن!شايدیکم جدا از تفکرات خودمعه!اينطور ک نمیشههردوتاش تفکرات خودمهیعنی چی؟.هیس!!!یکم بزار فکر کنم.هه :)یکم جدا از سکوتیکم جدا از. (شما اسمم رو بذار جاش).اهاعصابم داغونهخلاصه یکم جدا از من.میخوام گریه کنمنمیدونم چی بگماصلا بذار بگم یکم راجع من(هوووووووووووووووووووف)هیس!!!کمی سکوت محض!راستی اصلا من کیم؟:)(هععععععععععععععععععی)بیخیالپشیمون شدمننوشتم که بخونیدنوشتم که خالی شم

ببخشید!!!

صبر کن!مگه چیزی هم در
وقتی از بلند هاي زمانی که داشتی پرت زمین میشی،متوجه میشی تازه خیلی هم بد نیست و تو رو به موندگار کردن در جايی که انتخاب کردی وادار میکنه بعد میبینی قشنگه زشت نیست.اينکه ما هر بار با همدیگه چقدر بی راهه میریم و بر میگردیم و هی به خودمون میگیم الان نه بزار باشه بعدمیتونه چیزی باشه که هر بار خواستیم به خود بودنمون نزدیک تر باشیم یا بشیم اما نه اينکار رو نکردیم و یه قدم به عقب و جايی که بودیم میریم و خوب سرجامون میشینیم.خواستم به خودم نهیب بزنم ک
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم. در نهانش نظری با من دلسوخته بود.اشاره کن؛ تا به یکباره موجود شوم، دوباره از نو. بشوم آنی که تو می خواهی.
دستم را محکم بگیر مثل دست مهربون اون که دو دستی چسبیدی و رهايش نکردی.
به خودم میگم، خسته نشدی؟چرا اينقدر با اين کلیدها بازی میکنی و سپیدی اين صفحات مجازی را سیاه می کنی؟که چی بشه؟
حرفات تموم نشده؟ اصلا تا کی میخواهی بنویسی ؟کی از اين حرف هاي بی سر و ته تو سر درمیاره؟؟؟
حالا هی بچسب به اين سیستم و کلیدهاش
دانلود آهنگ جدید احمد سلو سلطان قلبم
Download New Music Ahmad Solo – Soltan Ghalbam
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد

احمد سلو سلطان قلبم

متن آهنگ سلطان قلبم از احمد سلو
 
شدی سلطان قلبم تو اين شبهاي سردم
شده روزی هزار بار میخوام دورت بگردم
بزار دورت بگردم برم که برنگردم
نیاد روزی ببینم که بی تو سرده دستم
پخش کامل اين موزیک زیبا بزودی از لینک بالا براي دانلود به لینک بالا مراجعه کنید
دانلود بیت پاپ غمگین با ملودی گیتار و همراهی پیانو , همراه با تکست
پاپ احساسی که امیدوارم مورد استقبال شما هنرمندان قرار گیرد , در ادامه با
دانلود بیت پاپ غمگین با ما همراه باشید .از ویژگی هاي اين بیت پاپ غمگین می توان به :


به همراه تکست پاپ احساسی
فضاسازی زیبا و احساسی
سرعت ضرب نسبتا پايین
ریتم و ملودی گیتار
همراهی پیانو


اشاره کرد . که می تواند زمینه مناسبی براي تکست هاي غمگین و احساسی شما
باشد. همچنین یک تکست پاپ احساسی مناسب جهت اجرا بر ر
. گفتم که تلویزیون زیر نویس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین اين شکلی شد :) منم اندک سرچی کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اينا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم میخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اينه که به درد شوهر عمت میخوره . گفتم از م و اينکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
دانلود آهنگ جدید شايان میر تو بمون
Download New Music Shayan Mir To Bemoon
آهنگ جدید شايان میر بنام تو بمون
تو بمون بزار همه برن تورو میخوامت واسه خودم
نباشی اصلا همه نباشن هیشکی و نمیخوام دوروبرم بزار بگن هرچی میخوان منو تو که همو میخوايم

ادامه مطلب
کاش یدونه اشوان توی خونه داشتم. کاش #اينجا بودیش بدجور روانیم میکنه. خیلی . نماز صبحم رو خوندم داشتم باخودم کلنجار میرفتم ک نماز حضرت طیار رو هم بزنم بر بدن ک دیدم زانوها همراهی نمیکنه.یاد جوونی بخیر ک هروز میخوندمش. بعدها فهمیدم اينو دختراي بی بخت میخونن ک بخت دار بشن ک بعدش ب طرز عجیبی دیگ نخوندم تا الان.توی اين سالايی ک بدجور حس کهن سالی دارم اما سالی ندارم .کاش یدونه اشوان داشتم. آخ.چه لذتی از اين بالاتر.مثلا اشوان میومد تو عروسی من و کاف
پانداي هاي پلنگی



ثبت شده در کانال بانک گروه و کانال



مثل پاندا خوش قلب مثل پلنگ جدی



ادب و شخصیت مهمه 



دوست باش رفیقم



+۱۸دعوا کل کل نکن



بحث هاي خوب عبرت انگیز و خوب بزار



دوست شو❤️خوش اومدین❤️❤️



https://t.me/joinchat/KLysA1G9yIpeza-atWorWQ



براي ورود به گروه ثبت شده در لینکدونی گروه روی تصویر زیر کلیک کنید



برلی ثبت لینک کانال و گروه خود در لینکدونی گروه همین حالا اقدام کنید



لینک یاب لینکدونی تلگرام
اينجوری شدم که یک پست میزنم مینویسم بعد پیش نویس سیو میکنم دلیلشو الان میگم بعد دوباره میام قبلیا رو پاک میکنم چرت و پرت جدید مینویسم دوباره پیش نویس سیو میکنم! یا حتی میام بنویسم میبنیم ذهنم خالیه. یادم نمیاد در مورد چی میخواستم بنویسم یا یادمه در مورد چی میخواستم بنویسم نمیدونم چی میخواستم در موردش بنویسم!
نمیدونم چرا اينقدر از نوشتن تو بلاگ میترسم! انگار میترسم توکن هام تموم شن:/ کاتا باور کن تموم نمیشن!
نمیدونم نمیدونم چرا اينجوری شدم!
اولین چیزی که ساده ترین راه ابراز علاقه رو دشوار میکنه یک چیز مضخرف به اسم ،غروره
اگر غرور نبود 98.94درصد سختی هاي روی زمین بر داشته و زندگی قابل تحمل تری رو همه تجربه میکردن.اين غرور از کوچکترین مسائل تا بزرگترین و سرنوشت ساز ترین مسائل یا حتی مسائل حاشیه که درست میشن قطعا پاي اين غرور به درد نخور و زندگی سوز وسطه.
اولین چیزی که شیرین ترین زندگی ها رو بهم میزنه غروره
اولین چیزی که بزرگترین کار ها رو خراب میکنه غروره
اخه کجا اين غرور به دردتون خ
دست راستم که زیر بارون بود هنوز خیسه. رفته بودم زیر سايه‌بون یه جايی پیدا کردم که بارون خیسش نمی‌کرد و نشسته بودم اثر بارش روی زمین رو نگاه می‌کردم. دستم رو از منطقۀ امنم بردم بیرون، چند قطره افتاد روی مچم، فهمیدم مستقیم از آسمون نیست، از یکی از شیارهاي سايه‌بون می‌آد. دستم رو طوری گرفتم که قطره‌ها بیفتن کف دستم. احساس خوبی بود ولی اصلاً خاص نبود، حتی تکراری هم بود. یاد یه روز توی خوارزمی افتادم، بارون خیلی شدیدی می‌اومد و بچه‌ها هی می‌گ
یه جاي سرسبز.خیلی سرسبز. 
پر از درخت. درخت سیب و آلبالو.
 یه حوض. یه حوض با فواره. 
که ده یازده تا ماهی قزل آلاي درشت داره.
یه صندلی کنارش. لم دادی روی اين صندلی. پاهاتو گذاشتی لب حوض. سرت بالاست. به حرکت سايه ی آب حوض روی برگاي درخت بالا سرت نگا میکنی. هی نگا میکنی.
بلند میشی یه لیوان برمیداری براي خودت آلبالو میچینی. آلبالو با شاخه و برگ. میندازی توی لیوانت. وقتی لیوانت پر شد میری اب یخخخخخ میریزی توی لیوانت.خوب میشوری آلبالو ها رو. ولی دلت نم
تصمیم گرفتم اين پست رو با توجه به سوال هايی که توی پست قبل مطرح شد پیش ببرم :
شما چه چیزی را مصداق خشونت می‌دانید؟
به نظر من خشونت و به خصوص خشونت علیه ن فقط و فقط شامل کتک و تنبیه هاي جسمی نمیشه . نگاه جنسی نسبت به زن ، انتساب القاب و انواع صفت ها به زن اونم به خاطر نوع پوشش و یا حتی نوع تفکر ، ايجاد انواع محدودیتها با عناوینی همچون غیرت » و ساخت جُک هاي جنسی ، خود مصداق بارزی از خشونت علیه ن هست . گرچه تعریف کلی جامعه از خشونت علیه ن هم
#خاطرات_شهدا 
اي که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان
یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسید، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.
بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ايستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.
گرماي ط
بعد از شش روز گوشی رو تحویل گرفتم . مشکل از باطریش بود ولی متاسفانه موقع تعویض باطری تاچ گوشی خراب شد . دیگه با تعویض باطری و تاچ 700 تومنی هزینه گذاشتن رو دستم . اومدم خونه کمی با گوشی ور رفتم دیدم اي داد گوشه ی چپ بالاي ال سی دی لک افتاده . تا صبح رنگش بیشتر و بیشتر شد . ظهر با یارو تماس گرفتم گفت  دلم خوش بود ال سی دیش سالمه . بیار درستش کنم . هیچی دیگه قرار شد فرداش ببرم . شب با گوشی کار میکردم که دیدم گوشی مثل یه تیکه آجر داغ تو دستم حرارت میده . حرا
تکنیک حل مساله تکنیک حل مساله فايل اصلی جزوه آموزشی PPT حجم فايل زیپ 423KB تعداد کل اسلايدها 102




دسته بندی
مدیریت

فرمت فايل
ppt

حجم فايل
421 کیلو بايت

تعداد صفحات فايل
102

تکنیک حل مساله
اهداف دوره تکنیک حل مساله
v     ايجاد و تقویت دانش و مهارت لازم در کارکنان جهت حل مسائل
v     تغییر روش تصمیم گیری در سازمان از روش خود محوری به روش کار گروهی
v     حل مسائل بصورت گروهی و تجربه نمودن آن در قالب کارگاههاي آموزشی
v     ايجاد ارتباط با همکاران دیگر ج
لیندا خوشگله عاشقتم عروسک
ايولrezavsoghiقشنگهamirhossein.s54لعنتmohamad_abbasi_4❤❤❤❤❤mahmoodrezaee.68یعنی چی؟؟؟shaah_inلعنت به حالی که دلتنگشیlindakiani_nafasamقربونت برم منsalary6777@lindakiani4 inja kojastahmad_ghasemian_73لیندا خوشگله عاشقتم عروسک ❤❤❤❤❤❤❤❤❤moradzadehoseinدرود بر مهربانو کیانیmeysam_shojaaههplaanakhar@lindakiani4 جانمr.s.sina84برفه؟!alirezaee087عشقی لینداsadaf__khosraviبه به ، چه بارررررونی hossien.gh53عریزمممممjabjabiiلعنت .farshid_nematiدلواپس کی شیطونtmmmrmfdymohammadrezaharampanahiسلام صبحتون زیبا وپرنشاطhamid_moghimi1992❤❤❤❤❤❤
بازم دوباره دل تا مدینه زائره


بازم دوباره دل تا مدینه زائره
انگاری باز مسافره
تو سینه دل آروم نداره
بازم مدینه و غم و غصه ی مرد بی حرم
من غصه دار غربت و غم عزاي باقرم
قبر تو بی چراغ و هیچ کسی نیست بالا سرت
تو هیئت بهشت برات روضه گرفته مادرت
. غریب آقام ، غریب آقام .
آتیش گرفته آقا تموم پیکرت
زخمی شده بال و پرت
از زهر کینه بیقراری
از بغض و کینه ی شام نمونده جونی به تنت
خون جگر داری به لب پُر خون شده پیرهنت
اگه چشات بارونیه از شعله ی زهر جفا
ولی به
فرض کن من فراموشکارم تو بیا یادم بیارکه اولین بار که دیدمت تو بدترین روزاي عمرم بود ک چشمم از هرچی مرده بیزار بود تو اون روزايی ک بدترین بحران زندگی ما بود و شروع شد. ت  قدیمی ترین یادگاری اون روزايی تو شاهدترینی.وقتی ک براي اولین بار با چشماي خیس دیدمت هیچوقت فکرنمیکردم آخرین بارهم همین چشما دوباره تکرار بشن. من اما تصور دیگه اي داشتم.حالا من هروز باخودم مرور میکنم روزهامون رو بدون اينکه یادم باشه.بیاباهم مرورکنیم و بخندیم. بیا باهم تکرار ک
تا خوابیدم شد ساعت7صبحمامان اينا ساعت9صب بیدارشدن و درحال جمع کردن وسايلا بودن حالا منم خوابم میمومد و هرکدوم شون از ی طرف منو صدا میکردن ک بیدارشد دیر شد دايی همش زنگ میزنه بیدارک شدم اصلا حوصله نداشتم چشام از بیخوابی پف کرده بود ابجی حاظرشد سریع و بادايی شون ساعت11رفت ماهم تا حاطرشدیم شد ساعت یک و طبق معمول همیشه دیر میرسیم یه جا توی راه یادمون افتاد ک قلیون و نیاوردیم روزش اصلا حوصله نداشتم ک ب مامان کمک کنم توی ماشینم بابا همش میگفت و
احمد آزاد


آهنگ بی نظیر زندون خیال
تو زندونه خیال تو دلم پوسید یه فکری کن
گلستونه امید من همه خشکید یه فکری کن
براي من یه فکری کن جدا ماندن
جدا گشتن براي تو چه آسونه
ولی من بی تو میمیرم به حال من یه فکری کن
براي من یه فکری کن هنوز بوی تورو داره
در و دیوار اين خونه هنوز عکسه توی طاقچه
میونه اون دوباره داره تو زندونه خیال تو
دلم پوسید یه فکری کن گلستونه امید من
همه خشکید یه فکری کن براي من یه فکری کن
ولی با من چرا اي آشناتر از همه با من
بدون دنیا بر
اون روز بعد از اشکايی که ریخته شد رفتم لباس هامو از خیاطی آوردم 
قبل از اينکه بنی بیاد ايران قرار بود یه چن روزی رو با هم بگردیم و بعد نتیجه نهايی رو درباره همدیگه اعلام کنیم ولی وقتی همدیگه رو دیدیم یه اين نتیجه رسیدیم ما همون دو تا آدم هستیم با همون اخلاق ها خاص خودمون ، دقیقن خود همون چیزی که براش وقت گذاشتیم و انگار نه انگار نه اولین بار همدیگ رو حضوری دیدیم ، انگار که هزارمین بار بودد
براي همین بنیامینم شنبه رسید یکشنبه با هم کمی بیرون
به نام خدا:


 

بعضیا باورشون اينه الان که مجردم بزار
هر نوع تفریحى رو انجام بدم بعد متاهل شدم آرزو به دلم نمونه☹️

.

اين باور واقعا یه حرف بچگانس

چون اولا کسى مراقبت نکنه از خودش مجرد
و متاهل نداره.اگه متاهل هم بشه همون آش و همون کاسه

.
ادامه مطلب
دانلود آهنگ جدید آغوش ویرونه از کامران مولايی همراه متن آهنگ
 
 
متن آهنگ آغوش ویرونه از کامران مولايی
آغوش ویرونه ی من امنیتی برات نداشت کابوس تلخ زندگی راهی جلوی پام نذاشت من سست و بی تعادلم نشد بهم تکیه کنی باعث شدم افسرده شی توو خلوتت گریه کنی تاوان سادگیت شدم تجربه اي تلخ و غلط دنیاي ما یکی نبود من معذرت میخوام ازت دنیاي ما یکی نبود من معذرت میخوام ازت نساز نسوز به پاي من سازش کنی باختی
دانلود آهنگ جدید کامران مولايی آغوش ویرونه
قطعه موسیقی جدید از محسن میرزازادهآهنگ اصیل (قِزا رَمِه دوکان دار)
.::: دانلود آهنگ  :::.
کەچکا کۆردانیتۆ سا مە جانی(ۆە رفش و هیژاشێرین زمانی)رەفشێ چاڤان لاي لاي لاي لايخادی جان مالا مە دانیخادی جان مالا مه دانی((دختر کوردی .جان منی.زیبا و ارزشمند و شیرین زبان. زیبايی چشمات کاردستم داد))سیوا ئە غازیتۆ سرونازیلە ناۆ هە ڤالانتۆ سەر فرازیژە جانی من لاي لاي لاي هەوالا من چە دخۆازیدلالا من چە دخۆازیاي سیب اوغازی .اي سروناز.که بین دوستانت سرافرا
لاي کاغذ پاره ها و خرت و پرت ها داشتم دنبال چیزی میگشتم.نمیدونستم کجا گذاشتمشتازه از حموم اومده بودم بیرون.دستمال معطری بود که عطرشو دوستداشتم .زنگ آیفون خورد لباس نپوشیده
بودم.همینطور که تندی یه بلوز برداشتم و تندی یه شلوار پام کردم با موهاي خیس پریدم پايین که برم ببینم آیفون کیه.
دیدم دوست همیشگی که گاهی سوالاي درسی و حتی کاری خودمو ازش میپرسیدم اومده و برام یه نامه اي که قرار بود ویرايش و اداری بودنش رو بهم یاد بده،اورده بود با هم کار
  
اگر اشتباه نکنم ، تابستون ۷۵ یا ۷۶ بود که عزم سفر به مشهد کردیم.
خواهرزاده کوچکم که چند ماهی شايدم چند روز بود که بدنیا اومده بود بیمار بود و شب و روز آسايش رو از همه مون بخصوص خواهرم و دومادمون گرفته بود.
هر روز بی قرارتر از روز قبل گریه و بی تابی میکرد
برده بودنش دکتر و دکتر به خواهرم اينا گفته بود که بايد آماده اش کنید براي جراحی و اتاق عمل ، مشکلش تا جايیکه یادم میاد نافش بود که گویا نیاز به جراحی داشت 
وقت عمل مشخص شد و گفتند شنبه روزی باي
وسط یه جنگ بزرگ بودم .
یه شوالیه بودم.
از همه کوچیک تر به نظر میرسیدم و با دیدن هیکلاشون شمشیر توی دستام میلرزید اما وقتی شانسی بهشون میزدم میدیدم میتونستم
دفاع کنم :|
از اين جنگ هاي 1000 سال پیش بود ! با کلاهخود و زره و شمشیر ! گفتم ! من شوالیه بودم :)
یه جنگ قدیمی تو یه خیابون امروزی ! خیابون محل زندگی قبلیم !!!!!
چند صد هزار نفر ادم توی هم بودن و صداي مزخرف برخورد شمشیرام میومد. تند رفتم سمت راست نه کوچه اي بود نه چیزی یهو رفتم
تو یه اتاق از خیابون.
ات
نود و هفت ،نود و هشت، نود و نه .صد. با ته لهجه دهاتیش داد زد .مرجان بیا ببین صد تا سکه اس .مرجان که گره روسری گلدارش را باز میکرد گفت :گفتی چند تا؟ صد تا؟ از مهر منم بیشتره که. هی غلام به نظرت چقدر می ارزه؟ 
غلام دستی به سر و رویش کشید و گفت نمیدونم ولی فک کنم چهارصد پونصد تومنی بیارزه.
مرجان سینی چاي را روی فرش کنار پاي غلام گذاشت و گفت :چهارصد پونصد میلیون؟ 
-هاااا آره .
-کاش میشد یه خونه نقلی بخریم هر چند خونه نقلی بدون صداي بچه صفايی نداره.نه غلا
سلام امیر هستم  24 ساله از ايران.من عاشق سکس خانوادگی بخصوص سکس با مامی هستم ولی امروز می خوام از اولین سکس خودم بگم.
اولین سکس من با یه زن 37 ساله بود .از دوستاي مامانم بود اکثرا بعدی که کارش تمام میشد سر راهش میومد خونه ما یه سری هم به مامانم بزنه.من سیما جون صداش میزدم و همیشه دوست داشتم یه بار خودمو خودش تنها تو خونه باشیم اخه خیلی اهل شوخی بود بر خلاف مامان من که سعی می کرد سنگین باشه.اين سیما حانوم ما دو تا بچه داشت یکی 9 ساله یکی دیگه هم 12سال
 اين تعداد بک لینک نشان دهنده ان است که تیم حرفه اي نمناک توانسته به شا قدرت هرچه تمامتر رو به سوی حرفه اي شدن داشته و درهاي مناسب براي تمرکز بر بالا رفتن سايت نمناک در جاده خوبی قدم بر می دارند هر چند در خرید بک لینک اگر مثل من غیر حرفه اي باشید با خرید بک لینک پنالتی می شوید و بیشتر سقوط می کنید تا صعود کنیدنکته دیگر در رعايت اصول حرفه اي گری از طرف سايت نمناک است.تبلیغات در نمناک ارزانتر از سايتهاي مثلا سايت بیتوته که رتبه ضعیف تری نسبت به نم
توضیحات

انگیزشی روزهاي پايانی کنکور
 
همه چیز از یه رویا شروع شد دوست من…
لحظه اي که تو تصمیم گرفتی و خواستی که به سمت اهدافت بری….
یادته روز اول، روزی که تازه شروع کرده بودی که براي کنکور بخونی چقد ذوق داشتی، چقد انرژی داشتی، چقدر تک تک سلولات براي رسیدن به هدفت هیجان داشت؟
همه رویاي بزرگی تو سرتون دارید، چی شد؟ چرا اون رویا ها از دست رفتن؟ چرا خیلیاتون فکر میکنید دیگه نمیشه دیگه نمیتونید؟
عزیز من ، دوست من
اين هفته آخره، د
بعد از یه مدتی دیدم تو مدرسه نماز جماعت برگزار میشه منم گفتم بزار شرکت کنم که برم خونه انقد میلمبونم که در حال م .باز زورم میاد بخونم!.آینده نگری به اين میگن!
مشاور دینی مدرسه هم معمولن پیش نماز بود.در نتیجه ارادت خاصی پس از مشاهده من بهم پیدا کرد!.ولی نیتمو نمی دونست که همون ناهار خوردن بی دغدغه بود!
یه مدتی گذشتو منم هی میرفتم که دیدم یه برگه چسبوندن به دیوار که ینی اسمتونو بنویسین!
روشم یه همچین چیزی نوشته بود "میدونم نمی خواي ریا ک
توضیحات
انگیزشی روزهاي پايانی کنکور
 
همه چیز از یه رویا شروع شد دوست من…
لحظه اي که تو تصمیم گرفتی و خواستی که به سمت اهدافت بری….
یادته روز اول، روزی که تازه شروع کرده بودی که براي کنکور بخونی چقد ذوق داشتی، چقد انرژی داشتی، چقدر تک تک سلولات براي رسیدن به هدفت هیجان داشت؟
همه رویاي بزرگی تو سرتون دارید، چی شد؟ چرا اون رویا ها از دست رفتن؟ چرا خیلیاتون فکر میکنید دیگه نمیشه دیگه نمیتونید؟
عزیز من ، دوست من
اين هفته آخره، دیگه راهی نمونده
قسمت ششم 
 
 +یعنی
چی ؟؟
 بک :
یعنی اينکه تو از دخترا خوشت میاد یا می بینیشون احساسی پیدا می کنی ؟؟
 + خوب
.  اره ، اينو به هر پسر دیگه اي بگی
همینو بهت میگه چون اين ذات انسان که یه احساس خاصی نسبت به جنس مخالفش داشته باشه
!!  به اطرافت نگاه کن ، از انسان بگیر تا
حیونات همه جف هستن ، پس بايد همچین حسی باشه
  بک :
ولی سهون میگه که از دخترا خوشش نمیاد .
+ اون ؟؟ اون که با نگاهش  به دخترا دلشونو می بره اينو گفته می تونم بگم حرف
چرت زده !! اون پوکرفیست اعظم
کاراموزیم راجع به فارنزیک و انتی فارنزیک هست. بايد مقاله بدم. قبل از اينکه شروع کنم به خوندن مقاله هاي زبان اصلی , فارسی سرچ کردم که کمی اشنا تر باشم و با بعضی از واژه ها و اصطلاحات تخصصیش برخورد کرده باشم. رسیدم به یه مقاله فارسی.چکیده و مقدمه اش رو که خوندم چیزی به نظر رسید که میتونست بهم کمک کنه. منتهی از اينا بود که بايد میخریدمش. گفتم بزار ايمیل طرف رو پیدا میکنم بهش میل میزنم خدا رو چه دیدی یهو دیدی مقاله اش رو فرستاد. 
اون قدرها انتظار غیر
 
به دختران خود یاد دهیدقبل از ازدواج به آرزوهايشان برسند،‍‍مردان غول چراغ جادویی علاءالدین نیستند برتراند راسل

**
آقا به خانمش میگه: من خیلی بهت لطف کردم که بدون اينکه چهرتو ببینم باهات ازدواج کردم! خانمه میگه: ببین من چقدر بهت لطف کردم که چهرتو دیدمو باهات ازدواج کردم!! خب برادر من نکن اين کارو !!! با زبون اين خانما نمیشه درافتاد
 ** مرده زنگ میزنه خونه، میگه عزیزم من بعداز ظهر با دوستم میام خونه… زنش میگه خونه ریختو پاشه مرده:میدونم ز
 
تو یه کافی شاپ تنها نشسته بودم روی یه میز دو نفره …
یهو یه دختر خیلی خوشتیپ اومد گفت : شما تنها هستین؟ ”
فاز عشوه و غمناک گرفتم گفتم خیلی وقته تنهااااااااااااام
گفت خوب من اين صندلی رو ببرم اون ور صندلی کمه
 
یه چیزی که مدت ها نگهش داشتی و دیگه به دردت نمیخوره و بندازش دور،
حالا اگه یک ساعت بعدش همون جنس به کارت نیومد بیا بزن توو گوش من
 
دقت کردین ؟
کولر رو ۲۵سرده ، رو ۲۶گرم !
کفش۴۳بزرگه ، ۴۲کوچیک !
صداي تلویزیون ۱۹زیاده ، ۱۸کم !
 
هیچوقت از
از روزی که استاد گفته پروژه درس پیشرفته رو بنویسم کلا چسبیدم بهش و تا همین یک ساعت پیش مشغول نوشتنش بودم .از امروز بگم . طبق برنامم قرار بود ساعت 9 از خواب بیدار بشم . ولی نمیدونم اين چند روز کلا احساس خستگی میکنم و همش یکی دو ساعت دیر بیدار میشم .
خلاصه اينکه امروز ساعت 10 بیدار شدم و با بروبچ یه چايی زدم و با مهدی رفتیم تو سايت دانشکده . زیاد وقت نشد بشینم پروژه رو پیش ببرم چندتا تغییر کوچیک و اعمال کردم و بعدش رفتیم سلف . بعد سلف هم حل تمرین
بخند که تنها چیزی که ازت برامون مونده عکساته.بخند بذار هرکی که نگاه میکنه فکرکنه حال دلت از خودت بهتره.بزار هیچکی صداي گریه هاي شبونتو پشت تلفن با دختری که همه دنیاش موندی نشنوه.پاشو پنجره رو ببند،اگه کسی هم نیست من بهت میگم؛پنجره رو ببند ؛پنجره رو باز کن؛پاشو آشغالا رو ببر دم در،اه چقدر میخوابی پاشو نگات کنم یکم چشاي سیاتو ببینم که دارن میخندن.ده چرا صدأت میلرزه،مگه تو نبودی که میگفتی به اينده فکر کنم و امید داشته باشم گفتی به بچه اي فکر کن
بسم الله الرحمن الرحیمسلام
+ گزینه بعدیم که تاکید دارم بشه و همون اول ازتون خواستم موافقت سیستم رو بگیرید، سیدعاصف عبداهرا هست. با مسئول دفتر شدن بهزاد مخالفت صورت بگیره من حرفی ندارم و مهم نیست میرم سراغ گزینه بعدی. البته اينکه میگم مهم نیست 30 درصدش مهم نیست و بقیش مهمه چون میخوام اين اتفاق بیفته و کنارم باشه. دلیلش هم اينه که من یا کسی رو انتخاب نمی‌کنم ، یا اگر انتخاب کردم تا تهش پاي اون انتخاب می‌مونم، چون می‌دونم اون گزینه‌ی من آدم ت
واقعا شیش سال شد که اسباب کشی کردیم اومدیم اين خونه؟ باورم نمیشه! انگار همین دیروز بود که به اصرار مکرر من اومدیم اين خونه. انگار همین دیروز بود که از اون خونه اومدیم اين خونه. داشتیم تمیز میکردیم. کیف میکردیم از تجربه جدیدم. از اتاق دار شدنم. هنوز هیچی نیومده بود مبل تخت خواب فرش و. فقط اولاش خوب بود. یک سال دیگه هم بشه میشه هفت سال بابام که دیدم چندبار خواست خونمونو عوض کنه همین یک سالی گذشت ولی خب نشد. مامانم راضی نبود. واقعا که چی از
ز هم واز پیچیدگی در هم جدا نشدیم و نمیدونم چطور شد که من از خستگی روزانه به خوابی شیرین به مثابه شیرین شدن بدنم رفتم
حس خنکی بین انگشتاي پام حس کردم زیر ملافه و داشت بدنم خنک و خنک تر میشد چشمامو باز کرد و دیدم صبح شده کنارم نبود .درهم بودن دیشب دوباره به چشمام اومد و پلک زدم و حس شیرینی بهم دست داد که لذت آنی نداشت بلکه خوشحالی مدوام و خاطره رو از عشق دلم به یادگار گذاشته بود.ملافه رو کامل رو من کشیده بود که من سردم نشه .میدونست اگر تن گرمش رو
بسم الله الرحمن الرحیم
ما آدم ها دوست داریم موفق شیم؛ فرد مفیدی باشیم و خلاصه وقتی کار میکنیم یک احساس غرور و لذتی به ما دست میده که در اون تنبلی کردن نیست. براي رسیدن به عادت خوب یکسری کارها بايد انجام بدیم که در ادامه توضیح خواهم داد.
 
اول از همه به یک شبهه و ابهام پاسخ بدم.بعضی ها میگن:
ما نبايد به هیچ چیز عادت کنیم. عادت خوب نیست. نماز از روی عادت به درد نمیخوره و .
اين حرف اگه ازش بد برداشت بشه خطرناکه. زندگی انسان رو عادت ها تشکیل میده و کسی
بسم الله الرحمن الرحیمسلام
بابت اين پرونده‌ها، بايد پازل‌هايی که داشتم در کنار هم دیگه قرارشون می‌دادم تا پرونده‌ها رو جمع و جور کنم. دلیلش هم اين بود تا قبل از اينکه مراسم خودمونیه معارفه فرا برسه بايد بهشون اشراف می‌داشتم.
فهرست - قسمت قبل
بعد از حدود یک ماه، روز معارفه رسید. در اداره خودمون با حضور مقامات عالی رتبه اطلاعاتی و امنیتی تشکیلاتمون، و رییس ضدجاسوسی جلسه‌اي برگزار شد و طبق حکمی رسمی در بخش جدید اداره مشغول به خدمت شدم.
روز
قسمت چهارم

+با من هستید؟؟ 
× شما انگلیسی بلد
هستید ؟؟ 
+ بله .
 × می خواستم ازتون آدرس بپورسم ! 
+بفرمايید .  .
+ خوب

× می دونید کجاست ؟؟ 
+ میشه گوشیتونو رو از نزدیک تر ببینم ، آ درس رو نمی
بینم .
 × شما که نیستید ؟؟  
+ بله ؟؟؟؟؟ نه خیر نیستم!!
 × ببخشید که گفتم
اخه تو یه کشور غریبم . 
+ خوب   بايد
همینو مستقیم برید بعد برید سمت راست . 
× ببخشید یه آدرس دیگه هم دارم ، بايد اينو
اول نشون می دادم خخخخ چقدر خنگم !!!
 چقدر خوبه که انگلیسی بلدید
عادت.آدم خیلی راحت‌ عادت می‌کنه. ینی بدون اينکه خودش متوجه باشه.۱- شرکتمون توی یه ساختمانه. توی ساختمان چندین شرکت دیگه هم هست. شايد نزدیک ۴۰ تا شرکت باشیم در مجموع. حالا قضیه اينحاس که توی شهرک، نه حراستی هست و نه توی شرکت‌ها به کسی می‌گن چی بپوش و چی نپوش. تابستونه و هوا گرمه. ‌پوشیدن مقنعه سخته. در مقابلش شال (به خصوص براي کسی که شالش رو بازتر می‌گذاره در حدی که مثلا دور کردن نباشه و از اون طرف هم وسط سر باشه) به مراتب توی خنک شدن اوضاع کمک م
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب