نتایج پست ها برای عبارت :

تنم محکوم به این زندانست ای دوست

یک روز پادشاهی همراه با درباریانش براي شکار به جنگل رفتند.هوا خیلی گرم بود وتشنگی داشت پادشاه و یارانش را از پا در می آورد،  بعد ازساعتها جستجو جویبار کوچکی دیدند، پادشاه شاهین شکاریش را به زمین گذاشت، و جام طلايی را در جویبار زد و خواست آب بنوشد، اما شاهین به جام زد و آب بر روی زمین ریخت.براي بار دوم هم همین اتفاق افتاد، پادشاه خیلی عصبانی شد و فکر کرد، اگر جلوی شاهین را نگیرم، درباریان خواهند گفت: پادشاه جهانگشا نمی تواند از پس یک شاهین برآ
بگ‌بیگ : چه کسانی شاکی‌اند ؟
[بگ بیگ ، ویلی پاانداز و موسی تثلیث از جا برمی‌خیزند]
مردها : نگاه کنید ! اينها شاکی‌اند .
اينها هستند که شکايت دارند .
ویلی پاانداز : صدور حکم ، ریاست محترم دادگاه !
بگ‌بیگ : با توجه به موارد مخففه و ارفاق دادگاه بخاطر وضع نابسامان اقتصادیِ متهم ، تو پاول کرمن محکوم می‌شوی
موسی تثلیث : بخاطر دخالت غیرمستقیم در قتل دوستت
بگ‌بیگ : به دو روز حبس
موسی تثلیث : از آنجهت که امنیت و آرامش را برهم زدی
بگ‌بیگ : به دو سال محر
روبه‌روی در ايستاده بودم و پیراشکی می‌خوردم. رو به خیابون. ارزون‌ترین چیزیه که می‌تونم بخورم تا هم قند بدنم تأمین بشه و هم معده‌م پُر. شايد داشتم زشت می‌خوردم که گاهی آدم‌هاي توی پیاده‌رو بهم خیره می‌شدند. شايد هم بین خوردن پیراشکی و هیکل چاق و بزرگم تناقضی می‌دیدند. ذهنیتی وجود داره که نمی‌تونه خوردن پیراشکی توسط یه آدم قد کوتاهِ چاق رو مجاز و موجه و زیبا بدونه. من به مردها و زن‌هاي زیبا و شیک‌پوشی خیره می‌شدم که شونه‌ به شونه‌
بنام خدا
گپی دیگر :
بخش دولتی. بخش خصوصی  و دولت ؛
شما ریس یک شرکت (کشور) هستید ، ابواب جمعی شما در اين شرکت میشوند همان بخش (دولتی) .
و حالا ارباب رجوع شما ، طرف تجاری شما میشود همان بخش (خصوصی) ، 
ببینیم اگر شما سعی در رضايتمندی ابواب جمعی نداشته باشید و ابواب جمعی سعی در جلب رضايت مشتریان نداشته باشند . 
اين شرکت با اين ساختار به چه مجبور یا محکوم خواهد شد ؟
میزان براي ايجاد و کسب رضايتمندی قانون است ، قانون همان برنامه ریزی نظام مند براي احترام
دختر معنی مشخصی ندارد
هر سال در اين روز ها هر کس معنی اي به آن میدهد، تبریک میگوید و به زندگی خویش ادامه میدهد. همین
و بعد فراموشی.
نمیدانم حالا معنی دختر چیست؟
شايد دختر همانی ست که در شادی رفیق است و در ناراحتی شریک.
شايد هم همانی که وقتی رنجید صدايش در نیامد بلکه محکوم نشود به دوست داشتنی نبودن.
شايد هم یعنی مهربانی هاي بی دلیل.
دختر میتواند در آن واحد رفتارش را تغییر دهد
چه کسی میداند در سر او چه میگذرد؟
به نظر من نمی توان معنی مشخصی بر
سخنگوی قوه قضايیه: راي صادره شده براي نجفی امروز به وکلاي اولیاي دم و متهمان ابلاغ شده است همانطور که میدانید در کیفر خواتس قتل عمد ، ايراد صدمه غیر موثر در قتل و داشتن اسلحه محرز شده بود که قتل عمد را دادگاه محرز دانسته و حکم قصاص صادر کرده است. دریافتحجم: 11.4 کیلوبايت
روز جهانی دوستی یادی هم بکنیم از اون بزرگواران که در قالب دوست من دوست داره با دوست تو دوست بشه ، دوست داری با دوست من که که دوست داره با دوست تو دوست بشه، دوست بشی ! اومدن جلو. بعد نگو اون زیر میرا یه هدفاي دیگه داشتن. از جنس آستین بالا زدن واسه شازده پسرشون. بعد چون از نه شنیدن هراسان بودند واسطه بدبخت رو پاس میدادن سمت ما خودشون مشغول جا باز کردن تو دل ما بودند. بعد ما به واسطه که گفتیم نه، دیگه رویی ازشون ندیدیم! یه جوری نیست شدند که انگار هیچ
هادی رضوی(متولد ۶۳) که به گفته نماينده دادستان ۱۰۷میلیارد تومان را صرف عیش‌ونوش کرد به ۲۰سال حبس محکوم شد
نمیشود باور کرد یک جوان آنهم بدون پشتوانه (وِی داماد محمد شریعتمداریِ وزیر نیز است!) چنین فساد گل‌درشتی را انجام دهد
دم قوه بابت مجازات گرم، ولی اصله کار عوامل پشته صحنه‌اند!
طبق ماده ۷۰۳  کتاب پنجم تعزیراتوارد نمودن مشروبات الکلی به کشور قاچاق محسوب می گردد و واردکننده صرف نظر از میزان آن به شش ماه تا پنج سال حبس و تا هفتادوچهار(۷۴) ضربه شلاق و نیز پرداخت جزاي نقدی به میزان ده برابر ارزش عرفی(تجاری) کالاي یادشده محکوم می شود. رسیدگی به اين جرم در صلاحیت محاکم عمومی است.
سال ها است از دست حرکات احساسی بعضی از افراد که فقط خود را در دايره انقلاب می دانند و دو قطبی خودی و غیر خودی را ايجاد کرده اند ،تاسف می خوریم.
اين روزها بحث بر سر خوانننده اي جوان به نام حامد زمانی داغ است که علت آن دسنیگیری پر حاشیه او در تاریخ پنجشنبه 4 مرداد 1398 در فرودگاه مهرآباد توسط عوامل انتظامی انتظامی است.
بنده خود را در محق نمی دانم که بخواهم از ايشان حمايت کنم یا از عمل عوامل انتظامی ، اما روی صحبت من با جوانانی است که خود را شیفته و مج
سلام صبح بخیر دوستان
صبح بخیر خنده دار
اس ام اس صبح بخیر گفتن
جملات پر انرژی براي صبح
صبح بخیر عاشقانه
اس ام اس صبح بخیر دوستانه
صبح بخیر رسمی
صبح بخیر عشقم

نمايندگی پیامک صوتی

تو اولین چیزی هستی که من زمانی که از خواب بیدار می شوم به آن فکر می کنم. صبح بخیر

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

شما تنها فردی هستید که می تواند جاي آفتاب را جايگزین کند. صبح بخیر.



-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*


من عاشق تماشاي همسرم هستم. از آنجا
سلام صبح بخیر دوستان
صبح بخیر خنده دار
اس ام اس صبح بخیر گفتن
جملات پر انرژی براي صبح
صبح بخیر عاشقانه
اس ام اس صبح بخیر دوستانه
صبح بخیر رسمی
صبح بخیر عشقم

نمايندگی پیامک صوتی

تو اولین چیزی هستی که من زمانی که از خواب بیدار می شوم به آن فکر می کنم. صبح بخیر

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

شما تنها فردی هستید که می تواند جاي آفتاب را جايگزین کند. صبح بخیر.



-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*


من عاشق تماشاي همسرم هستم. از آنجا
B مزد 11 یازدهمین قسمت از مجموعه بی مزد و اولین قسمت از فصل دوم اين بازی می باشد که با فرزند ايلیا یعنی آریا آغاز می شود اين بار اين قسمت براي محکوم کردن اعتیاد و مواد مخدر ساخته شده است .
اين نسخه کامل بازی است و آیتم هاي بازی رايگان هستند .
داستان بازی دقیقا ادامه بی مزد 10 می باشد .
بخش کمی از بازی در آمریکا و بخش اصلی ماجرا در کشور فرانسه اتفاق می افتد .
اپک مینی
امروز روز دوستیه؟!از میم فاکتور میگیرم و میگم :
دلم یه دوست فهمیده و قابل اعتماد میخواد
بتونم حرف بزنم باهاش بدون اينکه قضاوتم کنه.از هر چی اذیتم میکنه بگم و خیالم راحت باشه که یا منو میفهمه یا راهکار خوبی برام داره
نمیدونم
همه ی آپشنهايی که یه دوست خوب داره
من دلم یه دوست خوب میخواد
خوب واقعی. نه خوب نصفه نیمه
به اندازه موهاي سرم آدم دور و برمه اما یک دوست دلخواه ؟ نیست
و به اندازه یک عمر شايد ، میتونستم باهاش حرف بزنم اما حالا؟ تنهام و ساکت
به موجب راي وحدت رویه 228- 49/8/20 دیوانعالی کشور:"چون تحقق بزه افتراء در صورت اسناد صریح جرمی از طرف کسی به دیگری با سوء نیت معلق به احراز کذب تهمت و عدم ثبوت عمل انتسابی در مراجع قضايی است که با اين وصف اسناد دهنده مفتری محسوب و به مجازات مقرر در قانون محکوم می شودبنابراين شروع مرور زمان جرم افتراء طبعا ازتاریخ قطعیت عجزازاثبات اسنادو ثبوت کذب شکايت شاکی است نه صرف اعلام شکايت و اسناد بزه"
ساعت 13:05 "آیین دوست یابی"رو تموم کردم.نمیدونم چرا حال خوبی ندارم خیلی عصبی و سرخورده م نیاز به آرامش و سکوت دارم،بی دلیل عصبی نیستم اما دلايلم خیلی چنگی به دل نمیزنه،از حرفاي اعضاي خانواده و سر و صداهاشون تهوع گرفتم دلم نمیخواد صداشونو بشنوم،فشار بدی رومه و نمیدونم بايد چیکار کنم.اولین باره که از نوشتن حالم بهم میخوره از خودم و نوشتن و از وبلاگ.
برشی از کتاب :
فراموش نکنید که کسی ممکن است کاملا در اشتباه باشد اما خودش نداند.او را محکوم نکنید.ه
تو براش مثل وطنش بودی :)
اون امروز وطنشو ترک کرد !
" یه لنتی "

****

عوض میشوم انطور که تو دوست داری
از اخلاقم بگیر تا متراژ اغوشم
کاری میکنم تا با همه ام احساس راحتی کنی !

****

شهری شده ام ؛ متروکه !
بعد از بمباران نگاهش !

****

تو به من بگی عزیزم :)
چه خیال خام زیبايی :)

****

خنده هايت را نشان کسی نده
خنده هايت فقط گسترش می دهد؛
شمار شاعران را
تعداد نویسندگان را
امار مجانین را و
جمعیت دارالمجانین ها را
همین !

****

من منهاي تو محکوم به فناست :)

****

نوش جانت ،
شايد وقتی جمله کسانی که تاریخ نمیخوانند محکوم به تکرار آن هستند» را خوانده یا شنیده باشید بعد از تحسین اين جمله و عباراتی بدین مضمون مخاطب چنین جمله‌اي رو فقط و فقط مسئولین و حاکمین و منصب‌دارها بدانید و رد شوید و بارها و بارها در چاه تکرار تاریخ زندگانی خود بیوفتید و از ذهنتان نگذرد که تاریخ‌‌تان را با تمام اتفاقات خوب بدش را ثبت کنید!بار دیگر، اما مصمم‌تر به خود یادآوری کنیم که تجربه‌هاي کوچیک و بزرگِ شکست و پیروزی را بنویسیم تا فرام
ساعت هشت بیخیال حال دلم
 همینجوری ک وايسادی.یهو چشاتو ببندم
بگم
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
با تموم بی قراریام دوست دارم
با تموم نفسام دوست دارم
با تموم من دوست دارم
دستمو بردارم از رو چشمات
بوسشون کنم
آروم زل بزنم بهت بگم
دارمت.
عشقش داشت میخندید بهش بلند بلند قهقه میزد 
مرد از جاش بلند شد اروم گف بسه!
زن ادامه داد بلندتر و بیشتر خندید مرد سمتش اومد و فریاد زد ايوی بسه! 
مرد گلوی زنش فشرد گریه کرد و فریاد زد بسه! 
اونقدر فشار داد که از بی جان تو بغل مرد افتاد.
گریه‌ی مرد شدت گرفت سر زن توی سینه اش فشرد و محکم بغلش کرد و بین هق هق هاي مردانش مدام میگف "دوست دارم" "دوست دارم"."دوست دارم"
وب سايت رسمی حمیرا پارسا وکیل پايه یک _ یکی از طرق فروش اموال اعم از منقول یا غیر منقول فروش از طریق مزايده می باشد، که معمولا در دواير ثبت یا دادگاهها در محل اجراي احکام برگزار می شود. در مزايده اموال غیرمنقول قیمت مبدا توسط کارشناس رسمی تعیین می شود و حال به مشروح کامل مزايده و تشریفات آن می پردازیم
شرح مزايده اموال غیرمنقول
مزايده اموال غیرمنقول را می توان به اين صورت معنی کرد: مزايده یعنی در معرض فروش گذاشتن اموال منقول و غیر منقول ،
مگه میشه آدم , خدا رو دوست داشته باشه 
ولی کارايی کنه که خدا دوست نداره؟!

آره میشه 
چرا نشه؟!
من یکیو میشناسم که خیلی رفیقشو دوست داره 
اما همش کارايی میکنه که رفیقش دلخور میشه 
بعدش ازش معذرت خواهی میکنه 
و به شدت هم همدیگه رو دوست دارن!
قبول دارم که 
اگه عالم و عاقل برخورد کنه 
عزیزتره 
اما مییییشه 
باور کنید.

اونم خدايی که ستارالعیوبه 
خدايی که از مادر مهربون تره
خدايی که درِ توبه رو برا همین باز گذاشته
خدايی که سرزنش خطاهارو به سر بنده اش
در اين دِژ فقط مجرمان مهم را نگاه می‌داشتند و مقررات آن مانند دیوارهايش بسیار سخت و شدید بود . اگر قرار باشد که در بیرحمی عظمتی نهفته باشد ، پس اين آرامشِ بزرگ ، غم‌آلوده ، مُرده و خاموش که کوچک‌ترین هِس‌هِس صدا و کم‌ترین نفس را خفه می‌کرد ، از عظمت برخوردار بود .
در اين سکوت باشکوه ، دقايق بگونه‌ی اندوه‌باری سپری می‌شدند ، پنج انسان ، دو زن و سه مرد ، درحالیکه از هر چیز زنده به دور افتاده بودند ، چشم انتظار به سر رسیدن شب و فرا رسیدن سپیده
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ايستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
شک از آن واژه‌هايی است که ابهامات زیادی دارد و تعاریف بسیاری از آن کرده‌اند. یکی از مباحثی که با عشق مطرح می‌شود، بحث دوست داشتن است و برخی اين دو را یکی می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد که عشق چیزی فراتر و بیشتر از دوست داشتن باشد، چرا که ما خیلی‌ها را دوست داریم اما عاشق آنها نیستیم و خیلی‌ها هم هستند که نسبت به آنها کشش داریم ولی وما آنها را دوست نداریم و وقتی نیستند براي ما مهم نیست. به همین دلايل می‌توانیم بگوییم بین دوست د
صبح روز تعطیل/ منمو(تنها)/ کلی لباس کثیف/ که بايد شسته بشن/ و صد البته دوست خوبم ماشین لباسشویی/^_^/ لباسشویی خیلی دوست خوبیه!/ اون لباسهارو میشوره تمیزشون میکنه/ و آبکشیده تحویل میده!/ رفیق خوب رفیقیه که از زحمات آدم کم کنه/ مثل لباسشویی/ مثل لباسشویی باشیم ^_^
پ.ن: خُل شدم نه!؟
الهــی . . .
إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ
أَعْلَمْتُ أَهلَهــَا أَنِّی أُحِبُّڪَ
خدايا
اگر در آتشم افڪنی
بہ دوزخیان خواهم گفت :
ڪہ تو را دوست دارم
 #فرازی_از_مناجات_شعبانیہ
پ ن:
آن شاالله خدا هم ما ها رو دوست داشته باشه
با اين که خیلی گناهکاریم
الهی امید به عفو تو دارمخیلیییی
بسم الله مهربون :)
دوست پسر "م" براي تولدش سه شنبه عصر کافه رزرو کرده، به منم زنگ و دعوتم کرد. ازش تشکر کردم و گفتم که سعی میکنم برم ولی در واقع یقینن قصد رفتن ندارم. "م" صمیمی ترین دوست منه، دوست داشتم براي تولدش باشم ولی خب وقتی دوست پسرش داره اين جشن رو میگیره یعنی دوستاي اونم هستن و مختلطه که من دلم نمیخواد تنها برم. هنوز بهش نگفتم که نمیرم چون اين تولد سورپرايز طوره و خودش اصلا خبر نداره که همچین جشنی هست، امیدوارم بعدا ازم دلخور نشه که البته
بباردیده گریان بقیع مظلوم است/درون باغ بهشتش چهارمعصوم است/به روز هشتم شوال چه کرده است دشمن/نشان جرم وجنايت درآن چه معلوم است/براي مزدرسالت چه کینه هابردند/حریم پاک ولايت درآن که معدوم است/براي تربت مادر چه گریه هاداریم/همیشه شیعه مولازدیده مغموم است/حسن به زهرجفاشان زخون دل بارد/وصی احمد وحیدر به زهرمسموم است/نشان کرببلا هم درآن بود سجاد/جفابه باقرو صادق همیشه محکوم است/براي روزظهوری که مرهم زهراست/دعاي شیعه ورهبر زقلب مرسوم است/
تو را به جاي همه نی که نشناخته‌ام دوست می‌دارمتو را به جاي همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارمبراي خاطر عطر گسترده بیکران و براي خاطر عطر نان گرمبراي خاطر برفی که آب می‌شود، براي خاطر نخستین گلبراي خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشانتو را براي خاطر دوست داشتن دوست می‌دارمتو را به جاي همه نی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بین
الان جاي خالی دوستاي وبلاگیم کنارم حس میشه.
تو دنیاي اطرافم دوست واقعی ندارم،فقط تظاهر به دوستی میکنن.دوست داشتم الان یکی از دوستاي وبلاگیم کنارم بود،کنارش می نشستم و باهاش درددل میکردم،اشک میریختم و سبک میشدم.
امروز فهمیدم چقدر تنهامتو لیست مخاطبین گوشیم نتونستم یه همدم پیدا کنم.
به تاریخ 5 روز مانده به قلب تابستان،با کلی مشقت و سختی خودمو راضی کردم وسايلمو جمع کنم،ساکمو بستم ولی با حوصله و آروم، خیلی آروم، اونقدی که انگار دلم نمیخواست بستن اين ساک تموم شه و اونو بردارم و از در بزنم بیرون.نمیدونم.نمیدونم چرا منی که براي رفتن از اين شهر غریبو تنها پر پر میزد حالا دلم میخواست بمونم به هر قیمتی شده.اما لعنت به هر چی جبر زمان و مکانِ.که آخرش تو رو محدود به جغرافیاي اجبار میکنه.یه حس تناقض وحشتناکی از خوشحالی و غم درونمو پ
هیچ وقت دوست نداشتم و علاقه مند نبودم نسبت به ادما نظرم رو عوض کنم،خصوصا اگر اون ادم ها روزی جزء کسايی بودن که دوست شون داشتمبدگویی از اون ها پیش دیگران یعنی اشتباه بودن انتخاب من!حالا شايد اين رفتار به غرور و ترس از شکسته شدنش برگرده،اما هرچی که هست الان دوست دارم بگم که تولدت مبارک!به دور از تمومی حاشیه ها کینه ها ناراحتی ها و تمومی کارهاي بچه گانه!هیچ زمان نمیتونی متوجه بشی که اينطور لطیف و دوستداشتنی بهت تبریک گفتم.
+سرآغاز
نوشتن از اون دست کارهايی که من دوست دارم، فرقی نمیکنه پشت میز بشینم و شروع کنم به پُر کردن دفتر  برنامه هام یا اينکه تايپ کنم و صفحه مجازی وبلاگ را از نوشته ها پُر بشه،نوشتن از اون دست کارهاي  دوست داشتنی براي من.
به ثبت رسوندن حس ها و ثبت کردن خاطرات  و حتی روزمرگی هايی که فکر نمیکنی روزی دلتنگ بشی براي مرورش.
دوست دارم اولین نوشتم را اين‌چنین شروع کنم
به نام خالق خوبی ها و زیبايی ها 
ضرب المثل خر من از کره گی دم نداشت !
مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون کشیدن آن خسته شده بود. براي کمک کردن دُم خر را گرفت، وَ زور زد، دُم خر از جاي کنده شد.فریاد از صاحب خر برخاست که تاوان بده»!
مرد براي فرار به کوچه‌اي دوید ولی بن بست بود. خود را در خانه‌اي انداخت. زنی آنجا کنار حوض خانه نشسته بود و چیزی می‌شست و حامله بود. از آن فریاد و صداي بلندِ در ترسید و بچه اش سِقط شد.صاحبِ خانه نیز با صاحب خر همراه شد. مردِ گریزان بر روی
فکر میکنم
یکی از بهترین اخلاقهايی که یه آدم میتونه داشته باشه،
اينه که بقیه بهش بتونن اعتماد کنن و حرفاشونو بزنن و راهنمايی و م بخوان.
و از ترس اينکه نکنه اونها رو مسخره کنه، یا توهین کنه بهشون، یا بخواد تحقیرشون کنه، یا غر بزنه، یا بگه حقته، اينجوری نشه که دردهاشون رو بهش نگن.
من همچین دوست بدی توی زندگیم داشتم. دوستی داشتم که اول زور میزد و تمام تلاشش رو میکرد که ریز اطلاعاتت رو بکشه بیرون،
و توی موقع مناسب یه جوری بهت سرکوفت میزد که از
دانلود آهنگ جدید حمید عسکری به نام رفت دلم
Download New Music Hamid Askari - Raft Delam
متن آهنگ رفت دلم حمید عسکری
امون از اون چشماي بی همتات ببین چه کارايی دستم داد عاشق شدم رفت دلم از دست یه لحظه که چشمم به تو افتاد امون از اون موهاي صافت دل منو میبره دریا امون از اون احساسی که دارم شبیهش نیست تو همه دنیا دوست دارم آی دوست دارم تورو دوست داشتن شده کارم دوست دارم آی دوست دارم چه حال خوبی با تو دارم چشماي سیاه تو منو داره میکشه آره من دوست دارم به همین دلم خوشه م
دانلود اهنگ جلو همه بگو به من خیلی دوست دارم عشق دلم (مهراد جم) با لینک مستقیم : مهراد جم شمال دانلود آهنگ جدید مهراد جم به نام شمال آهنگ با لینک مستقیم و متن آهنگ . همه آهنگ ریمیکس آلبوم . جلو همه بگو به من ، خیلی دوست دارم عشق دلم
 دانلود آهنگ جدید مهراد جم شمال بشنوید و لذت ببرید / دانلود آهنگ شنیدنی و زیباي مهراد جم به نام شمال به . جلو همه بگو! به من خیلی دوست دارم، عشقِ دلَم…
 دانلود آهنگ جدید مهراد جم به نام شمال Download New Music Mehraad Jam . کنن به
زمان همیشه به تغییر آدم ها کمک کرده! زمانی نمیگذره که میبینیم دیگه اون آدم قبلی نیستیم و یه جورايی فرق کردیم؛ گاهی بهتر و گاهی متاسفانه بدتر!
ولی تو همه ی اين تغییرها همیشه حسابم با او فرق داشته و داره و ان شاءالله خواهد داشت!
من هیچ وقت حس و حالم با امام رئوفم عوض نشده 
هیچ وقت دوست نداشتم تو حرم عکس بندازم چون حس میکردم وقتم تلف میشه
هیچ وقت دوست نداشتم جز براي غذا و استراحت و استحمام تو هتل باشم
هیچ وقت دوست نداشتم فقط یه جا بشینم و بعدش پاشم
اگر پرداخت اقساط مهریه براي زوج دشوار باشد، تکلیف چیست؟ 

به تجویز تبصره 2 ماده 11 قانون نحوه اجراي محکومیت هاي مالی می توانید دادخواست تعدیل اقساط را به دادگاه تقدیم نمايید. 
مطابق اين تبصره، هر یک از محکوم‌ٌله یا محکومٌ‌علیه می‌توانند با تقدیم دادخواست، تعدیل اقساط را از دادگاه بخواهند. دادگاه با عنايت به نرخ تورم بر اساس اعلام مراجع رسمی قانونی کشور یا تغییر در وضعیت معیشت و درآمد محکومٌ‌علیه نسبت به تعدیل میزان اقساط اقدام می‌کند.
هرگز نبايد سعی در تکرار لحظات داشت،بايد آنهارا همانگونه که یکبار اتفاق افتاده اند تنها به خاطر آورد.
*
آنطور که دوست داشتم تمام نشد!
دوست داشتم ماری برگردد یا اتفاق بهتری براي هانس بیوفتد.
از کتاب هايی بود که شايد پاراگراف به پاراگرافش را دوست داشتم.
من به عنوان نویسنده‌ی اين وبلاگ کمتر خودسانسوری می‌کنم تا زمانی که در قامت کاربر توییتر هستم. اينجا خواننده‌هاي کمی دارد که اکثرا دوست نزدیک‌اند. ناشناس است و احتمال قضاوت شدن خیلی کم است.
براي همین اينجا را بسیار دوست می‌دارم. :)   
تو را به جاي همه کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به جاي همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود
و براي خاطر نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جاي همه کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم
پل الوار

سکانس مدار صفر درجه- شهاب حسینی
یعنی اين چند روز بعد اون ماجراي رمز دار تازه فهمیدم ، روابط چقدر زیاده و من چقدر ساااده ام :/ 
فکر میکردم طرف متاهله چون حلقه دستش بود ! الان فهمیدم دوست پسرشه ! بعد اينها به درک ! نشسته راحت از روابطشون میگه ! 
به اون یکی که دوست پسرش همکلاسیمونه ، میگم اون فلش من رو از دوست پسرت بگیر فردا بیار برام لطفا !برگشته میگه امشب نوبت خونه ی منه ، بیاد میگم بیاره میگیرم ازش :/ 
من :/ نوبت خونه ی اون :/ 
اون یکی ۱ ساله با دوست پسرش به هم زده ، نشسته از مشکلاتش
دو
دوست در بیابان همسفر بودند.در طول راه با هم دعواشان شدویکی به دیگری
سیلی زد.دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن
نوشت:امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد.ان ها به راهشان ادامه دادند تا به
چشمه اي رسیدندو تصمیم گرفتند حمام کنند.ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق
شدن افتاد.اما دوستش او را نجات داد.او بر روی سنگ نوشت:امروز بهترین
دوستم،زندگیم را نجات داد.دوست دیگر علت اين کارها را پرسید او گفت:وقتی
دوستی تو را ناراحت می ک
تو اين مدتی که گذشت فهمیدم آدما راحت تر از اونی که فکرشو میکردم پشتمو خالی میکنن راحت قضاوت میکنن راحت محکوم میکنن و راحت تر از اون طلبکارن و انتظار دارن حالا دیگه اما میدونم سکوتم از خریتم نیست فقط حرفم نمیاد وقتی اين رفتار هارو میبینم آدمها خودخواه ترین و منفعت طلب ترین موجوداتین که ممکن بود به وجود بیاد و اومد اره دلم پره از همه میدونم کم کم بارکردم که برم میدونم دیگه نمیخوام حتی بگم که میرم میدونم به خودشونم بیان نمیفهمن تارايی بوده مید
+سرآغاز
نوشتن از اون دست کارهايی که من دوست دارم، فرقی نمیکنه پشت میز بشینم و شروع کنم به پُر کردن دفتر  برنامه هام یا اينکه تايپ کنم و صفحه مجازی وبلاگ را از نوشته ها پُر بشه،نوشتن از اون دست کارهاي  دوست داشتنی براي من.
به ثبت رسوندن حس ها و ثبت کردن خاطرات  و حتی روزمرگی هايی که فکر نمیکنم روزی دلتنگ بشم براي مرورش.
دوست دارم اولین یادداشتم  را اين‌چنین شروع کنم
به نام خالق خوبی ها و زیبايی ها
به دفتر یادداشت من، بهامین دختر زاده آخرین ر
تابستان است اما مثل اينکه ویروس سرماخوردگی گرما را خوب تاب اورده است.بیشتر مواقع دقت که کرده ام سرماخوردگی از خانواده هايی شروع می شود که قلیان می کشند و معمولش اين است که از انها صاف به خانه ما برسد و من اولین نفری هستم که درگیرش می شوم.امروز خدا را شکر کردم که مجبور نیستم با وجود بیماری ناهار درست کنم.دیری نگذشت که دو غریبه مهمان اين خانه شدند.در دل به مراسم شکرگزاری ام پوزخند زدم و به اسارت دیرین زن در اشپزخانه و عمری که بیهوده تلف شده و جبر
بسم الله مهربون :)
1. داداشم از مسافرت برگشته، با کلی سوغاتی هاي قشنگ و رنگی رنگی :) سلیقه ی من و داداشم از زمین تا آسمون متفاوته، حتی رنگ هايیم که اون دوست داره من دوست ندارم، با اين حال همیشه به خاطر تک تک سوغاتی هايی که برام میاره ذوق مرگ میشم و همه رو استفاده میکنم *_*
2. "ن" میگه بیا بریم کلاس نقاشی با مداد رنگی. مداد رنگی هم دوست دارم ها، ولی خب سیاه قلم رو بیشتر. بعد من تازه شروع کردم، چطوری از سیاه قلم بپرم مداد رنگی! شايدم برم ها، چون کلاسش به خ
یا ملک الحق المبین
دورانی است اين روزها
هرکس به خود است فرمان امروز
جايی نتوان برد شکايت اين روزها
چون هست شاکی محکوم امروز
وقت است دریابی خود را اين روزها
شايد پاک شود دفتر امروز
کشتی شکسته است مرزدار
باکی نیست پیکار اين روزها
شايد نشستن در کشتی
عشقی است در غرق دریا امروز
باشد ما را تندبادی غفلت ساز
آگاهی نیست پرده دار امروز
فردا نقد نسیه کردن است
پیش خور شدن درویزه است امروز
راهی است تنها بايد رفت
کشتی نیست دریا بايد شد امروز
 
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابیبه چه دیر ماندی اي صبح که جان من برآمدبزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابینفس خروس بگرفت که نوبتی بخواندهمه بلبلان بمردند و نماند جز غرابینفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارمکه به روی دوست ماند که برافکند نقابیسرم از خداي خواهد که به پايش اندر افتدکه در آب مرده بهتر که در آرزوی آبیدل من نه مرد آنست که با غمش برآیدمگسی کجا تواند که بیفکند عقابینه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاریتو به د
او وقتی پشت پورشه می‌شنید، تصور می‌کند
همه شهر نوکر او هستند و بايد در برابرش خم و راست شوند. جوانک حق دارد
چنین تصوری داشته باشد. در جامعه پول‌زده بايد شاهد چنین رفتاری هم باشیم.
اين پسر و امثال او، احترام را دیده‌اند.
آنها دیده‌اند وقی پدر پولدارشان وارد جايی می‌شود، همه به او احترام
می‌گذارند و تا کمر برايش خم می‌شوند. آنها دیده‌اند که ثروت در جامعه به
مراتب بهتر از علم است. آنها می‌بینند بسیاری از آنهايی که به سراغ علم
رفتند، هشت
تصاویر نعیمه نظام دوست در کنسرت ايوان بند به همراه جمعی از بازیگران شرکت کردند و عکس هاي اين مراسم را در اينستاگرامش منتشر کرد.با مجله اينترنتی چفچفک همراه باشید.
نعیمه نظام دوست به همراه بهاره رهنما و همسرش امیرخسرو عباسی و جمع دیگری از بازیگران و هنرمندان در کنسرت گروه موسیقی ايوان بند شرکت کردند. سايت گهر در اين بخش عکسهاي نعیمه نظام دوسـت را در کنسرت ايوان بند را منتشر می کند.
عکس هاي نعیمه نظام دوسـت در کنسرت ايوان بند نعیمه نظام دوسـت
سلام دوست دارم بنویسم
از حال و روزم بگم
ولی وقتی می بینم هیچ تغییری نکردم
وقتی می بینم هر روز یه مدلم و حالم دگرگونه
از خودم بدم میاد
دوست ندارم بنویسم و یه عده رو ناراحت کنم
یه عده رو به اين فکر بندازم که با خودشون بگن اين عفت اصن معلوم نیس باخودش چند چنده
برام دعا کنید حا دلم خوب بشه
دوست داشتن #تُ
تنها برنامه ايست
که قلبِ من می تواند اجرا کند❤️
درست مثل یک ربات
بی چون و چرا
و بی اندازه "دوستت دارم !!☺️
بی اندازه دوست تون دارم دنبال کننده ها و نظر دهنده ها 
اين شعرم . گفته از خودش هست شعر هايی که میگه .
شعری خواستید هستن دوستان.
+ ببین تو هیچیت معلوم نیست. نه دین داری، نه خدا سرت می‌شه، نه عشق و حال دنیا رو می‌کنی، نه چیزی می‌کِشی، نه مست می‌کنی، نه چايی می‌خوری، نه قهوه‌ دوست داری، نه سیگار می‌کشی، نه نوشابه دوست داری، نه اهل رفیقی، نه اهل خانواده‌اي، نه. اصن معلوم هست تو زندگیت چه گهی می‌خوری؟
- [خیره به دوربین]
کتاب جمله هايی که خدا دوست دارد: بیان رابطه ی بین ايمان به خدا و سخنان روزمره
 
کتاب جمله هايی که خدا دوست دارد : غلامرضا حیدری ابهری، نشر بوستان فدک
معرفی:
اين کتاب نوشته حجه الاسلام حیدری ابهری است که در آموزش توحید به کودکان آثار متعددی دارد، که مورد استقبال کودکان و خانواده ها قرار گرفته است.اين کتاب در ادامه همان آثار نوشته شده که البته رویکرد جدیدی در اين زمینه دارد.پس از مطالعه ی اين اثر، کودکان در می یابند که بین ايمان به خدا و سخنان رو
مدح حضرت جواد الائمه (ع)الا کرم ز تو مشهور یا امام جوادکلام توست همه نور یا امام جوادائمه‌اند جواد و توئی جواد همهکه گشته جود تو مشهور یا امام جوادسزد ز لعل لب حضرت رضا ریزدبه مدح تو دُر منثور یا امام جواداگر چه نزد شما آبروی نیست، مرامکن ز درگه خود دور یا امام جوادگدايی‌ام به درت جز بهانه‌اي نبوَدمراست وصل تو منظور یا امام جوادبه روی زائر تو بوسه می‌زند جبریلبه ذکر سیعک مشکور» یا امام جوادبه کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیمسلام
برنامه عصر جدید رو دوست دارم هرچند که نقص زیاد داره.
خیلی دوست داشتم خودم رو در قصه گویی یا استندآپ کمدی می سنجیدم.

قبل از اينکه شروع بشه تیزرش رو دیدم. میگم تنها استعداد شکوفا شده ی من چاقیه. مثلا یه کلیپ ۵ دقیقه اي بفرستم که تو همون چند دقیقه سايزم بیشتر میشه D: 
سلام.خوبین؟
کسی نمیاد با هم یک برنامه‌ی فشرده‌ی شنیدن پادکست بذاریم و بعد انقدر درباره‌شون حرف بزنیم که زرد و قهوه‌اي اين تفریح جدید در بیاد و من دوباره به پوچی مطلق برسم؟:/
+دوست دارم طناب ماهو بگیرم بالا برم/واسه اين شباي مهتابی رو خیلی دوست دارم(خییعلی)
کتزیاس(طبیب یونانى اردشیر دوّم) می گوید: ترتیب خفه کردن در خاکستر چنین بود، که اطاق یا برجى را پر از خاکستر می کردند و بعد محکوم باعدام را در آن می انداختند و او خردخرد در خاکستر فرو میرفت، تا اينکه خفه می شد. سغدیان توسط برادرش (داریوش دوم) اينگونه کشته شد.(1)
در وقايع بعدیِ زمان داریوش دوم، همسرش پروشات (که خاله یا خواهرش) بود وی را به قتل برادر دیگرش آرسی تس و فرمانده یاغیش که هر دو به شرط امان تسلیم شده بودند به وعده خود وفا نکرده یک شب هر دو را
بگیر و ببند و آزار و اذیت شهروندان بهايی و در نهايت یا زندان و یا تبرئه! بازی مضحک ضدحقوق‌بشری‌ست که صرفا جهت آزار و اذیت بهائیان راه افتاده است.صبح روز گذشته ۱۲ مرداد۹۸ شش شهروند بهايی در دادگاه تجدیدنظر تبرئه شدند تا باری‌دیگر اثبات شود که بهائیان جرمی مرتکب نمی‌شوند و اگر قاضیِ [کمی] منصف بر راي باشد! آنان تبرئه خواهند شد.کامبیز میثاقی، فرزاد بهادری، مونیکا علیزاده (اقدسی)، شبنم عیسی خانی، شهریار خداپناه و خیرالله بخشی شهروندان بهائی
همیشه سعی کن توی هر شرايطی از زندگیت ، خدا رو بخاطر داشته هات شکر کنی قطعا یک سری چیزها داخل زندگیت هست که آرزوی خیلی از آدماست .
تنها هر وقت که احساس نیاز کردی ، خدا و اهل بیت رو نبین بلکه در هر شرايطی اون ها رو ببین بخصوص لحظاتی که شاد و سرگرم هستی !
به خداي خودت ثابت کن که آدم با جنبه اي هستی ، کسی نیستی که اگه یه سری امکانات دستت بیفته همه چیز رو از یاد می بری
دیدی وقتی با کسی دوست هستی چطور ارتباطتون رو بررسی می کنی ؟
مثلا فکر کن یه دوست دار
 
زمستان گذشته است
گل ها شکفته اند
باز زمان نغمه سرايی فرا رسیده است
و تو اي کبوتر من که در شکاف صخره ها و پشت سنگها پنهان هستی
بیرون بیا و بگذار صداي شیرین تو را بشنوم و صورت زیباي تو را ببینم
زیرا اکنون دیگر زمستان به پايان رسیده است
 
***
 
تو را دوست می‌دارم
تو رابه جاي همه نی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جاي همه روزگارانی که نمی زیسته‌ام دوست می‌دارمبراي خاطر عطر گسترده بیکران و براي خاطر عطر نان گرمبراي خاطر برفی که آب می شود،
گاهی دست خودت را بگیر و به خرید برو!
براي آخر هفته ات برنامه ی سینما و تئاتر بچین!
خودت را به نوشیدن یک قهوه در کافه اي که دوست داری دعوت کن!
چشمانت را ببند و براي خودت یک موزیک آرام بگذار!
بیخیال ماشین و اتوبوس و مترو، مسیر تکراری هر روز را قدم بزن!
کتابی که دوست داری را به خودت هدیه کن!
براي گلدان اتاق خوابت، گلهاي خوشبو بگیر!
در دفترچه ی روزانه ات بنویس:
تو قرار است از لحظاتی که میگذرد لذت ببری!
خلاصه که به خودت، به علايقت احترام بگذار!
میدانی چی
مریم می گه بابا برات یه هدیه کوچیک گذاشته کنار که وقتی اومدی بدیمش بهت :(
رها می گه: بابا به هرکدوممون تک به تک گفته بود اين دفعه حالم بد شد نبریدم بیمارستان. دوست دارم تو خونه م بمیرم. رها گفت خوشحالم چون فکر می کنم خوشحاله.
میلاد گفت: بابا بین خواهرزاده برادرزاده هاش تو رو از همه بیشتر دوست داشت.
گفت بابا هفتاد سالش بود ولی از من تندتر راه میرفت.
چی بگه آدم جز گریه؟
بی تو اي دوست در اين کوی دویدن تا کی؟         خون دل خوردن و واپس نگردیدن تا کی   به گلوی نی هجر تو دمیدن تا کی؟                    نازنین طعنه ی اغیار شنیدن تا کی؟    توچه دانی که من بی تو چه سان می گذرد        گویی از کالبدم قوت جان می گذرد   رفتی و با دگران باده ی رندانه زدی                     جام ها بی خبر از عاشق دیوانه زدی   هیچ دانستی از آن می که به پیمانه زدی            آتش شمع ،  تو در خرمن پروانه زدی   با تو الحق سخنی بیش نمی بايد
گاهی خیلی دوست داشتم داناي کل باشم نه منِ راوی.
می‌دیدم و می‌شنیدم که چه شده اند و چه گذشته است بر آنانی که روزگاری بودند و اکنون دورند.
یا می‌دیدم و می‌فهمیدم که اگر آن مسیر دیگر را رفته بودم، الان کجا بودم و اينجا و اکنونم، کجا و چگونه بود؟
و یا . . . 
دانستگی هم خوب است و هم بد.
هم شیرین است و هم تلخ.
بعضی دانستن‌ها را دوست دارم.
یوسف زهرامرا تاکوی سرور میبری/درمدینه خانه پاک پیمبرمیبری/دوست دارم دررکابت فیض گیرم ازعلی/تانجف آن بارگاه خوب حیدرمیبری/درحمايت ازولايت جرعه نوش فاطمی/همره اهل ولا تانزدکوثرمیبری/دوست دارم زائری بامعرفت اندربقیع/تابگیرم دست دردامان رهبرمیبری/کربلاآتشفشان قلبهاي شیعه است/باخودسجاد وزینب تابه آخرمیبری/کاظمین وسامرا خلوت نشین اهل دل/جان من رااز براي لطف وباورمیبری/دوست دارم همنشینی با رضاي اهل بیت/تاخراسان آن حریم پاک وبرتر میبری/گری
️قالب، اعمالی دارد و قلب هم اعمالی.
علماي اخلاق می گویند یکی از مهمترین اعمال قلب، دوست داشتن است. "دوست داشتن" دست خود انسان نیست. بعضی ها نمی توانند اهل حق را دوست بدارند؛ برعکس از اهل حق متنفرند! بعضی قلبها وارونه است؛
دعا کنیم قلب سلیم داشته باشیم نه قلب وارونه.
️امام باقر علیه السلام فرمودند: "هل الدین الا الحب و البغض"؟!
آیا دین چیزی جز حب و بغض داشتن است؟!
پ ن: درباره عکس: جمال چهره تو حجت موجه ماست.
 ممکن است در ظاهر و رعايت احکام ظاهری ب
هلیا!من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه‌اي بیافرینم؛باور کن!من می‌خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – کودکانه و ساده و روستايی.من از دوست داشتن فقط لحظه‌ها را می‌خواستم.آن لحظه‌اي که تو را به نام می‌نامیدم.آن لحظه‌اي که خاکستری ِ گذراي ِ زمین در میان موج جوشان مه، رطوبتی سحرگاهی داشت.آن لحظه‌اي که در باطل ِ اباطیل دیگران نیز خرسندی کودکانه‌اي می‌چرخید.لحظه‌ی رنگین ِ ن چاي چینلحظه‌ی فروتن ِ چاي خانه‌هاي گرم، در گذرگاه شب.لحظه‌ی د
یک سال از اولین نفس‌هاي اين وبلاگ می‌گذرد و من -به‌شیوهٔ خود- لال تر شده‌ام. ابتدا شور نوشتن داشتم، تند می نوشتم، دوست داشتم بگویم که من هم می‌توانم بنویسم. من هم می‌توانم مثل دیگر نویسنده‌ها باشم. و هزار من هم» دیگر‌. اما دیگر نه. نه قلم کمک می‌کند، و نه کاغذ سفید شوری برمی‌انگیزد.
زمان که گذشت فهمیدم براي آنکه یک خط بنویسی، یا بايد یکسال درد کشیده باشی یا یکسال لذت برده باشی. هر واژه بايستی پشتوانه عمیقی داشته باشد؛ از درون تو. نمی‌توا
خدايا 
گفتی بارهايم را بر دوش تو بگذارم 
با فرزندم مشکل دارم کمک کن حلشون کنم فعلا نمی برمش آزمون تا شهریور
هر چه تو بخواي اگه بخواي یکسال با تاخیر میبرمش مدرسه 
با عشقم چیکار کنم اونم سپردم دست تو اگه بخواي اونم از من بگیر اگه میدونی به صلاحم نیست با کسی باشم 
اونم به تو میسپارم 
خودم و زندگیم رو به تو میسپارم 
اگه فکر میکنی برم پیش مشاور بهتره خب میرم فقط تو اونو سر راهم قرار بده 
الان دیگه فهمیدم مشکل من اطرافیانم نیستن چون من بازهم افسرده
بچه ها لطفا همین الان همتون برین توی سايت زیر و توی پنج بخش زیر به بی تی اس راي بدین
 
  BEST COLLABORATION  BEST GROUP  BEST KPOP MALE GROUP  BEST KPOP MUSIC VIDEO  BEST KPOP SONG
 
توی اين 5 بخش حتما به بی تی اس راي بدین
هم نمیخاد
آهنگش هم idol عه
اونايی که اين آهنگ رو دوست دارن
اونايی که بی تی اس دوست دارن
اونايی که نامجون
            جین
            شوگا
           جی هوپ
           جیمین
          تهیونگ
          جونگ کوک
دوست دارن
همین الان برین راي بدین
10بار
100بار
قبلاً در مورد آقاي محمدرضا توکلی صابری نوشته بودم؛ در مورد کتاب سفر برگذشتنی و پروژه‌ی دوست‌داشتنی‌اش براي دوباره رفتن تمام مسیرهايی که هزار سال پیش ناصرخسرو رفته:
ولی جا پاي ناصرخسرو گذاشتن کاری بس سترگ و عظیم است. فراتر از یک گلگشت یکی دو روزه است. کاری که محمدرضا ‏توکلی صابری تک‌وتنها آن را انجام داد و کتابش را نوشت. کتاب سفر برگذشتنی شیرین نیست. لحن و زبان توکلی صابری نکته‌ی ‏خاصی ندارد. به تب‌وتاب نمی‌اندازد آدم را. آرام است. خیلی
در کشور ما هیچوقت تشکیل سرمايه مدنظر قرار نگرفته و همیشه سرمايه گذار بايد عرصه را بدست بگیرد. سرمايه گذار چنانچه دولت باشد ؛ باز بهبودی موجود است. اول آنکه : بیت المال است و هرچه سودآور باشد به بیت المال افزوده می گردد. همچنین دولت بر پرداخت حقوق پايه و. اقدام می‌کند. تشکیل سرمايه به آن معنی که فرد با حمايتی اندک و مبلغی اندک ذره ذره سرمايه‌گذاری در حسابی می کند تا بعد با دیگر حسابها تجمیع و کاری مجموعه اي رغم زده شود. اين تشکیل سرمايه بايد
زمستون رو دوست دارم، برف بارون سرما، زود تاریک شدن هوا، لباس هاي زمستونی اينا همه از مورد علاقه هاي من هستند. اما چند سالیه که دی ماه بدترین ماه ساله، دوست دارم روز تولدم واقعا خوشحال باشم اما نیستم. همه هم درگیر امتحانات. اصلا انگار دی مدقع خوبی براي به دنیا اومدن نیست بايد از همه عذر خواهی کرد و گفت ببخشید مهم نیست شما به کارتون برسین 
 
انتظار نوشت:
حکايت من و تو حکايت عجیبیست
حکايت شوریدگى ،بیقرارى ، انتظار و آشوب دیدنت و ندیدنت؛ بى آنکه حتى یک بار دیده باشمت.
غُصِه عالم در دلم تلنبار میشود؛ باز هم چشمانى به راه مانده،خواب میرود در امتداد شب 
و فردا دوباره غم نبودنت و بى تابى دلم که روز به روز بیشتر میشود
.
درد عالم در من فریاد میکشد وقتى بايد کنارم باشى و هم هستى و هم نیستـــــى
.
نگذار به نبودنت عادت کنم، من با تو اين آشوب را دوست دارم، من با تو اين طوفان را دوست دارم
هی فشار پشت فشار، گریه و درس و دوری، دلم میخواست وسط همه ی اينا تو بودی، تو بودی تا به جاي اين بالشو پتو سرمو بذارم رو بازوتو تو بغلت اروم بگیرم، دلم میخواست تو بودی وسط همه اين شلوغیا، وسط بود و نبود ادما، تو بودی که صبح چشمام رو به تو باز شه نه دیوار زرد بی روح، دلم میخواست تو بودی و بغلم میکردی دستتو میبردی لاي موهام و میذاشتی تو بغلت اروم بگیرم تو بغلت گریه کنم حتی شده بمیرمدلم میخواد باز بهم بگی دوستم داری بهم بگی خواستن تو چشماتو الکی نمی
موضوع: اعتدال در دوستی
شرح: تمام اسرار خود را به دوستانتان نگویید
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ لَا تَثِقْ بِأَخِیکَ کُلَّ الثِّقَةِ فَإِنَّ صَرْعَةَ الِاسْتِرْسَالِ‏ لَنْ تُسْتَقَالَ.
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 672
 #صد_در_صد به برادرت اعتماد نکن (و همه اسرارت را با او در میان مگذار) که زمین‌خوردن بر اثر اعتماد نابجا جبران‏ پذیر نیست.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرمايد:
دوست خود را از اسرار زندگی‌ات آگاه مکن، مگر آن سری که اگر به فرض دش
امروز داشتم دفتر شعر "در بندر آبی چشمانت" از #نزار_قبانی رو می خوندم که به اين شعر برخوردم:
گناه من، بزرگ‌ترین گناه من،
اي شاهزاده دریا چشم من
دوست داشتن تو بود،
آن‌گونه که کودکان دوست دارند.
(بزرگ‌ترین عاشقان کودکانند)
+کاش یکی بود کودکانه دوستمون می‌داشت، بی هیچ کلکی، بی‌هیچ دلیلی، از ته قلب و صادقانه دوستمون می‌داشت
پاي اين دکمه ها ک می نشینم، ذهن قفل کرده اي دارم. می نویسم، تنها براي شادی دلم. می نویسم چون ک تنهايی زیاد دیده ام و می آیم اينجا، چون گوشی براي گفتن کلمات را با دهان ندارم و می گویم اينها را با دست هايم، ک شايد ببیند چشمی. و شايد نبیند اما اينگونه لیک، تنها فقط نمی دانم، ک چقدر اينجا تنهايم. و ندانستنش زنده نگه می دارد من را، ک ساعت ها می نشینم پاي وبلاگ خالی ـم، ک شايد کسی اتفاقی باز کند اينجا را. و دلم براي خودم می سوزد، ک اندکی کم کند احساس تنفر
غریب است دوست داشتن 
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن
چه بد ايم ماهايی که وقتی می دانیم کسی دوستمان دارد ونفس هاو صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده
به بازیش می گیریم و هر چه  او عاشق تر ما سرخوش  تر ، و هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر .
ولی میدانی  تقصیر ما که نیست
وقتی درد او را نمیبینیم چه فرقی می کند چه می کشد 
ما اينگونه به گوشمان خوانده اند هر چه بی رحم تر  او عاشق تر 
به قول شاعر :
آن کسی را که تو می جویی 
کی خیال تو به سر دارد 
بس
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

آشفته بازار کتاب واقعا به شکل ناعادلانه اي دارد مولف ايرانی را از گود خارج می کند.
معلوم نیست چرا وزارت ارشاد ناشران سوداگری مثل میلکان را که فقط کتابهاي خارجی بنجل ولی پرفروش منتشر می کنند وادار به گرفتن کپی رايت نمیکند؟ 
البته اين هم پايان ماجرا نیست. نشر هوپا همین کتابهاي بنجل را با کپی رايت منتشر می کند.
بگذریم.
در اين وانفسا بنده و چند دوست دیگر براي ترویج مطالعه آثار فارسی یک حلقه راه انداخته ايم با نام
- چرا منو دید می‌زنی؟- چون دوستت دارم.- چی می‌خواي؟- نمی‌دونم.- می‌خواي منو ببوسی؟- نه- می‌خواي با من بخوابی و عشق‌بازی کنی؟- نه- می‌خواي با من سفر کنی؟- نه- پس چی می‌خواي؟- هیچی- هیچی؟- هیچی.اين‌ها دیالوگ‌هاي فیلمی بود از کیشلوفسکی به نام "فیلمی کوتاه درباره عشق". اين‌ها توصیف چند سال زندگی من است. زندگی در دوست داشتن کسی براي هیچ. من دوست داشتن براي هیچ را خوب می‌فهمم. من نمی‌دانم» گفتن در جواب سوال: از من چی می‌خواي؟» را خوب می‌دانم. من
آمده ام اينجا تا بشود متنی نوشت براي ویدیویی که در اينستا خواهم گذاشت.ویدیو ترکیبی از لالا لند و خودم و نسینی الدنیا راغب علامه است،با اسپانسری بلک بری.از اين ویدیو ها گذاشته ام البت نه خیلی ولی درست کرده ام چند تا.حالا براي اين یکی هم،مثل بقیه می خواهم توضیحی بنویسم که معلوم کند صاحب اين اکانت می نویسد،هر چند تخمی ولی می نویسد و سخنان دولت آبادی را کپی پیست نمی کند(هرچند از بقیه کپی کرده است) و فی الجمله آدم دست به قلمی است.اين بخشی از تلاش آد
کسی را اگر دوست دارییک لحظه به نبودنش فکر کندلت اگر نریخت، دلش را نلرزانآسمان همیشه آبی نیستو آدم ها همیشه از سمتی که فکر می کنند محکم است می افتندهزار سال هم که بگذردتلخی دهان آدم هاي بریده را تمام شکر هاي دنیا هم عوض نمی کندکسی را اگر دوست داری، برايش همان باش که می خواهی باشدو یادت باشدتمام برگهاي تقویمسهم تمام آدم ها نمی شود!
به اين رفیق ما دختر می دید؟ارسال شده از سايت دیدچه نتايجی از دیگر سايت ها:به اين رفیق ما دختر می دید؟ - cclip.irیک سوال تکراری اما جواب هاي عجیب از مردم شمال . نظر شما چیه؟ میشه با چنین پسری ازدواج کرد؟ به اين رفیق ما دختر می دید؟ . اس ام اس براي تشکر از دوست و رفیق (به سلامتی دوستان)اس ام اس براي تشکر از دوست و رفیق و به سلامتی دوستان, جملات زیباي تشکر و قدردانی, شعر کوتاه براي سلامتی دوست و رفیق, نوشته کوتاه تشکر و محبت, اس ام اس رفاقتی باحال, متن تشکر
اون شب که بهم گفت نبايد دوستش داشته باشم جا خوردم.دوست داشتن که دست خود آدم نیست ، اتفاقی نیست که براش تصمیم بگیری ، پیش میاد. اما اون می گفت گاهی تو بايد براي دلت تصمیم بگیری وگرنه ممکنه دلت تصمیماي خطرناکی برات بگیره ، منم یکی از همون تصمیمام ، زندگیت رو پاي من نسوزون !! نمی دونستم چرا دوست داشتنش کبریت پر خطره.نمی دونستم چرا یه تابلو ورود ممنوع سر در زندگیش نصب کرده اما می دونستم که حاضرم براي وارد شدن بهش هر جریمه اي رو بدم. می دونستم که ر
فعلا مثل خانواده اي که نمی خواهد بپذیرد عزیزش مرگ مغزی شده، سعی می کنم همچنان فرض کنم اينجا را می توانم نجات دهم.
دوست داشتم جاي جدیدی براي نوشتن پیدا کنم. حرف جدیدی بزنم. آدم جدیدی باشم.
یک سال اخیر کن فی شده ام. پايیز 96 سعی کرد به زمینم بزند. اداي ايستادن را در آوردم اما پايیز 97 ضربه ی آخر را زد. دوست دارم فرار کنم. فقط بدوم. مثل فارست گامپ از خودم. یا مثل جاگوار(در فیلم "آخرامان") از دیگران. 
وکیل مواد
مخدر در مشهد و ساير شهرها چگونه می تواند با ارائه راهکارهاي قانونی
به شما کمک کند؟!!! من همیشه به عزیزانی که دنبال وکیل هستند توصیه می کنم، براي
تشخیص کیفیت کار یک وکیل، به میزان اطلاعاتی که به صورت رايگان در اختیار شما قرار
می دهد دقت کنید.

 بالا بودن حجم پرونده­هاي مواد مخدر در کشورمان
و به ویژه در شهر مشهد و همچنین زیاد بودن میزان مجازات آن‌ها باعث شد تا گروه
حقوقی آسا وکیل، گلچینی از مجازات انواع مختلف مواد مخدر و سؤالات پر تکر
آه ، آدم دلش كه پر باشد ، دوست دارد به كوچه ها بزندبرود از خودش فرار كند ، به همه چیز پشت پا بزنددوست دارد به مرگ فكر كند ، زندگی را حجاب میدانددوست دارد كه بی حجاب شود ، حرف را با خود خدا بزندتوی مغزت مدام میشنوی ، منطقی فكر كن ضعیف نباشمرد بايد به درد تكیه كند ، بیخودی خوب نیست جا بزنددل به دریا زدی و طوفان شد،به غرور نهنگ ها برخوردموج منفی گرفت دریا را ، كه سرش را به صخره ها بزندفكر كن سفره ماهی پیری ، كه تنش خسته از پذیرايی استبا چه انگیزه از
میم همکلاسی من در آموزشگاه خیاطی است. وسواسی، دقیق و کمی خنگ و بی‌ت. بی‌ت در زندگی فردی و خانوادگی. اما یک ویژگی مهم دارد. او ناتوان است از بزک کردن خودش و اينکه خود را جوری دیگر نشان دهد. 
اداي مادرهاي موظف و فداکار را در نمی‌آورد. خودش است. خستگی‌اش از بچه‌داری و غرغرهاي متوالی سارا را پنهان نمی‌کند. دخترش را دوست دارد ولی دوست داشتنش را اغراق نمی‌کند. میم آنقدر خودش است که دلم برايش در آینده بسیار تنگ می‌شود.
فکر کنم دوباره یه خورده کم حرف شم شايدم نه
× چه قدر گرمه 
× حس خوب : دستات بتونن چیزاي قشنگ بسازن 
× مود : هیچی نمی دونم 
× من کلا هیچ وقت وصله هیچ جمع دخترونه اي نشدم. کلا معاشرت با پسرا باحال تره خصوصا وقتی فهمیدن تو ازشون بزرگتری!
بیشتر که فکر کنم می فهمم هیچ وقت وصله هیچ جمعی نشدم
× فکر می کردم اگر یه روز در میون مریمو ببینم دوست ندارم! ولی الان دیدم خوبه دوست دارم
× امروز چند تا گربه خیلی بانمک دیدیم
× هی روزگار . هی پیشونی 
× کاش کسی جايی منت
رازثروتمندشدن تمام کارآفرینان ومتخصصان کسب وکارکشف شد.
آیا شماهم به دنبال اين بوده ايکه بفهمید چطورشدیکی از اطرافیان شما گلیم خودش را سریع از آب کشید؟
آیا دوست داری بدونی چطور میشه توی عرض 5سال حتی باتنبلی محض به 1میلیاردو200میلیون تومان دست پیدا کرد؟
آیا دوست داری درآمد صفرخودت رو به روزانه یک میلیون افزايش بدهید؟
آیا دوست داری جوانی خودت روتلف کنی ودرآخرهیچی نداشته باشی؟
یااينکه تا عمرداری به جاي اينکه براي خودت کارکنی برا دیگران کارکن
گاهی چنان از تو نا امیدم که مدام حضورت را انکار می کنم، اما گاهی چنان شگفت زده ام می  کنی که سرم را بالا  میگرم و بی درنگ  رو به آسمان لبخندی سراسر عشق می زنم ، می دانم که گاهی چه اندازه از من و کار هايم ناامید  ،خسته و دلتنگ می  شوی .
اين من هستم که همیشه تنهاپناهگاه زندگی ام تو هستی ، گاهی از خودم می پرسم من چ کار میکنم چه کار میتوانم انجام بدهم ؟ براي او که آن بالا است و عاشق من است و هر کاری انجام می دهد تا من لبخند بزنم خودش گفته آن هم نه یک بار
اصلا شرايط طوریه که نمیتونم بیان کنم!
بگم حالم بده؟دیگه تکراری شده.
مزخرف،دو روز از کلاساي هنرستان و یه جلسه کلاس زبان از دست دادم،سفر و گرما و حالِ بد.
واقعا از خورشید متنفرم خورشید بايد وقتی من میرم خارج از خونه پشت کوه ها بمونه تا من کارم تموم شه بعد اجازه بگیره بیاد سرِجاش.
بابام دوست داشته اسم منو بذاره خورشید،اسم قشنگیه اما من گرما رو دوست ندارم.
دوتا کتاب خریدم که بعدا راجبشون حرف میزنم.
منو خاموش دنبال نکنین من میمیرم‌.
دلم میخواد با
به نام او.
یه روز یه دوستی بهم میگف که من نبايد هیج وقت با آدم ها در ارتباط میبودم تو کل زندگیم.بايد یه جايی میرفتم که اصلا نفهمم آدم ینی چی! اصلا ندونم همچین موجودی وجود داره. اون میگفت لذتی نداره با آدما بودن.
راست میگفت.
بودن با آدم ها عذاب آور ترین چیز دنیاست.
و انصافا سخته از کسی انتظار چیزی رو نداشت.قبول کنید سخته.
وقتی کسی رو دوست داری و برات مهمه و براش خیلی کار ها میکنی و وقت و انرژی و علاقتو باهاش تقسیم میکنی، متقابلا انتظار ايجاد میش
+حقیقتا هیچوقت نمیتونستم زندگیِ امروزم رو تصور کنم، هیچوقت فکر نمیکردم بمونم پشت کنکور اون هم اين همه مدت.
دروغ چرا، حسودیم میشه به همه اونايی که با پول پزشکی میخونن، میرن خارج از کشور و به رویاشون میرسن.
+حس می کنم افسردگی دارم، براي همه کار بی حسم و انگار نه انگار که کنکور نزدیکه . دوست ندارم هیچکس رو اطرافم ببینم، میخوام تنها باشم فقط:(
از وضع خودم راضیم؟ اصلا.
خودمو دوست دارم؟ خیلی کم.
چقدر جاي یه دوست تو زندگیم خالیه، چقدر دلم کسی رو میخوا
امروز بالاخره اولین قرار وبلاگیم رو رفتم و یه دوست خیلی خوب رو ملاقات کردم.
خیلی خیلی خیلی خوش گذشت و کلی ذوق کردم*__*
کل دانشکده و دانشگاهش رو نشونم داد و من یه عالمه انگیزه گرفتم واسه درس خوندن.
انقدرخوشحال وذوق زدم که نمیدونم چجور بايد بنویسمش،فقط می نویسم تاشیرینیش براي همیشه برام موندگار بشه.
ممنون دوست جونم:*
+آقا برید دوستاي وبلاگیتون رو ببینید، خیلی خوووووووبه:-P 
با تشکر از دوست عزیزمون آنه ی عزیز بالاخره موفق شدم وبلاگ قبلی رو از دسترس خارج کنمکه نه چشم خودم بهش بیفته نه کس دیگه اي 
دوست ندارم از اوضاع اين روزا چیزی بنویسم.نه اينکه حالم بد باشه نهحالم خوبهزندگی رو رواله.فقط دوس دارم بی خبر از همه چی و همه بی خبر از من به زندگیم ادامه بدم.
امسال رو بايد رو.خودم و هدف هام سرمايه گذاری کنمدیگه همه توجه ها فقط به خودم خواهد بودهمه هزینه ها هم براي خودم میشه برو بریم اپریلهواتو دارم
دوست دارم تنها باشم و نباشم. دوست دارم دوستانی داشته باشم و دوست ندارم. دوست ندارم تنها باشم یا در واقع ازش میترسم اما دوستش هم دارم، ازش لذت هم میبرم. آدم هاي جدید رو دوست دارم، ازشون بدم هم میاد و گارد میگیرم. عاشقی رو دوست دارم و دوست هم ندارم. با نقص هام کنار میام و نمیام. دلم میسوزه برا آدم ها و نمیسوزه، حقشونه. دلم میگیره از غروب و تاریکی و صداي باد و نبودن یار و ضعف ها و اتوبوس هاي زشت و شلوغ و بوهاي بد تو مترو و پیری و گذر عمر و غم و عدمِ شاد
درس اخلاقی ‌اي که در آخر کتاب اسدلله به پسر میده رو دوست داشتم. ولی خب کتاب فوق‌العاده مثبت هیجده (!) بود. طنز و اصطلاحات قشنگش براي بیان کلمات خجالت‌آور رو دوست داشتم، ولی اغراقش در روابط به نظر من خیلی زیاد بود D: یعنی همه انگار فقط اسمی زن و شوهر بودن. در پشت پرده همه با هم بودن. ولی خب کتاب طنز بود و عمداً خواسته بود اغراق کنه. 
با اينکه زیاد بود ولی خیلی سریع خونده میشه جاذبه‌ی بالايی داره. 
خوندینش؟ نظر شما چیه؟ 
دوست داشتن فرزند بیش از همسر چه عواقبی دارد؟ پس از به دنیا آمدن فرزندان بسیاری از مادران با اين سؤال مواجه می‌شوند که آیا دوست داشتن زیاد فرزندشان می‌تواند خطری براي زندگی مشترکشان باشد؟  و اينکه اصلاً چرا نبايد فرزندان را بیشتر از همسر دوست داشت؟ متخصصان در جواب اين سؤال دلايل بسیاری را مطرح می‌کنند که مهم‌ترین آن اهمیت حفظ روابط عاطفی پدر و مادر و تأثیر آن بر بچه‌هاست. در  اين مقاله اين موضوع را بررسی کرده‌ايم؛ اما ا
از کجا آمد دوست ؟خبری داد به من باد صباح
ز فراق شمس از مولانا
دل اندوه تپید 
و ضمیر آشناي یک پیر ، برنا شد
در نگاه پسری چشم سیاه
مگس شهوت به تکاپو اقتاد 
و بلنداي محبت به زمین هاي پر از آفت عشق کرد سقوط
از کجا آمد دوست ؟
خبری آمد از سوی یک باغ
حوریان رم کردند‌ !
و به دنبال غلامی پی اندیشه ی کامی از او 
عارفی زیر درخت ملکوت
در خیال دختری در دوزخ میشد  
در کنار رودی
پسری لب هاي خود را در آب می بوسید
دختری در پس یک کوه با خود تنها
دوستی با تن خود را
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب