نتایج جستجو برای عبارت :

دانشجوی شیطون بلاپارت 41

من که بی قرارتم توی تب و تاب تم
من یه دیوونه واسه تو پای ثابتم
دلبری که کارته دلم‌که هلاکته
میدونی عاشقته همیشه کنارتم
(شيطون سر به هوا دلو میبری تو کجا .
کیو مثل من داری که تو رو با دلش بخواد
بمون این یه دستوره از مردی که مغروره
مگه میتونم به جز تو کسی دیگه رو بخوام)۲
عشق خوب و زیبا تویی جان لیلی حوا تویی
عشق خاص و جذاب تویی
دیوانه این عشق منم رفته هوش از سرم
آخه مجنون این عشق منم
( شيطون سر به هوا دلو میبری تا کجا
کی و مثل من داری که تو رو با دلش
خلاصه رمان : یک دختر شيطون به اسم رها شایان، یک پسر شيطون به اسم رادوین رستگار…هم کلاسی هایی که سایه هم دیگه رو با تیر می زنند.رها به شدت از رادوین متنفر هست و این تنفر باعث می شود که برای اذیت کردن رادوین نقشه های مختلفی بکشد.
ادامه مطلب
پسوند شباهت؟
سا.
باریکلا. خوشم اومد. تازه می‌خواستم بگم دو حرفیه. 
مثل مهسا. یعنی شبیه به ماه.
ای شيطون! حالا چرا دقیقا این اسم توی ذهنت بود؟
همین‌طوری.
باشه. مام گوشامون مخملی.
[اسم‌های مشابه از ذهنش می‌گذرند: مهدیس، مهوش، مهرو، مه‌لقا، مهشید، مهتاب، ماهرخ، ماهور، ماه‌چهره.] واقعا چرا این اسم؟
از من می‌پرسی؟
نه. از خودم پرسیدم.
قشنگ رد دادی تو.
یکی از مرض هام هم اینه که نمیتونم دوتا کار رو با هم منیج کنم!
حالا موندم چطور برنامه بریزم که هم از درس خوندنم عقب نیفتم و هم پروپوزالم رو برای دفاع آماده کنم و هم برای امتحان صلاحیت بالینی بخونم و هم یه فکری کنم که بعد از گذروندن یک ماه ن،گوش شيطون کر دو کلمه بخونم که سر راندها مثل بُز به بقیه زُل نزنم!
اجالتا تا حداقل ده روز آینده رو قراره با استرس بگذرونم!
پارت اول تا اخر رمان دانشجوي شيطون بلا - شصت تیپ
60tip.ir › آخرین مطالب › رمان › رمان دانشجوي شيطون بلا


۱۸ آبان ۱۳۹۷ - پارت اول تا اخر رمان دانشجوي شيطون بلا. جهت مشاهده پارت های منتشر شده از این رمان از اینجا کلیک کنید. زمان پارت گذاری هر روز ساعت 16. قسمتی از .
جهت دانلود پارت جدید رمان دانشجوي شيطون بلا اینجا را کلیک کنید


رمان دانشجوي شيطون بلا - شصت تیپ مرجع کامل رمان آنلاین
60tip.ir › آخرین مطالب › رمان

رمان دانشجوي شيطون بلا پارت 10. پار
رمان دانشجوي شيطون بلا پارت 12 - رمان من
roman-man.ir › رمان › رمان دانشجوي شيطون بلا


admin اسفند ۱۹, ۱۳۹۷ رمان دانشجوي شيطون بلا ارسال دیدگاه 2,094 بازدید . چون این حال و هوای بود که من برای جولیا میخواستم ، میخواستم بدون هیچ غم و دردی به زندگیش .وارد نشده: ۴1

جهت دانلود پارت جدید رمان دانشجوي شيطون بلا اینجا را کلیک کنید


رمان دانشجوي شيطون بلا پارت 14 - شصت تیپ
60tip.ir › آخرین مطالب


۲ آذر ۱۳۹۷ - پارت اول تا اخر رمان دانشجوي شيطون بلا. جهت مشاهده پ
دانشگاه ها و مراكز آموزش عالی:در لیبی حدود 000/220 دانشجو و دوازده دانشگاه وجود دارد كه با توجه به جمعیت این كشور طبق استانداردهای بین المللی قابل توجه می باشد. برحسب پراكندگی شهری در طرابلس چهار دانشگاه، در بنغازی دو دانشگاه و بالاخره در سبها، سرت، غریان، ااویه، البیضاء، ودرنه هر كدام یك دانشگاه وجود دارد. علاوه بر این بیش از سه هزار دانشجوي لیبیایی در خارج از كشور مشغول به تحصیل هستند. 
تغییرات هورمونی در من اینطوره که 7ماه شب و روز هورمون های بدنم در حال تغییر هستن
دکترا میگن!من که سر در نمیارم و دلیل این همه بی قراری منن
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
تو جمع نشستم ولی نمیتونم افکارم و کنترل کنم!
هربار هم داروهام عوض میشه این تغییرات بدتر میشه!
الان تمام بدنم گورگرفته و انگار حرارت میخواد از سرم بزنه بیرون!!!!
دکترا برام ارامبخش مینویسن
ارام بخش ها اثر مخرب تری دارن انگار!
آرومم میکنن بی حوصله ام ولی تو بی حوصلگی بازم خودم ن
باورش کمی سخته یه انسان به ظاهر متدین برا کمک به دین چیزی رو که میدونه از دین نیست بیاد و به دین اضافه کنه یا نسبت بده.
مهرها رو زود زود جمع میکرد
گفتم حالا چه خبرته؟! یه کم تحمل.
میگه مامانم گفته اگه مهر رو زمین بمونه شیطان میاد باهاش نماز میخونه!!
مامانشو گفتم بح بح نمیدونستم میشه شيطون رو هم نمازخون کرد!!
پس بگم مهرا رو از این به بعد از زمین برندارند خدا رو چه دیدی یهو اومد و بدست ما مسلمون شد و خلق الله برا همیشه از شر وسوسه هاش راحت شدند؟!
میگ
هیچ وقت از بچه قلدرا خوشم نمیومد من یه دختر تخس شيطون بودم اما مهربون شیطنت میکردم اما به کسی آزار نمیرسوندم. لیدر بودم اما حواسم به همه بچه های تیمم بود. از قلدری بدم میاد همیشه وایسادم جلوی زور. در بدترین حالت که کاری از دستم بر نمیومد جیغ زدم داد زدم اما ساکت نبودم.
از دولت امریکا بدم میاد. روی همین اصل . بچه قلدر کلاس که یه سری نوچه هم جمع کرده و بقیه مجبور به کارایی میکنه که خودش میخواد بعد از رسیدن به اهدافش یه سری استخوون هم بر
+حس میکنم خیلی به یه اتفاقی نزدیکم.خودمو توی رویای اتفاق افتادنش تصور میکنم.اما میترسم.تو زندگیم هربار حس کردم شاید بشه نشده.الان بیشتر از همیشه ترس نشدنش توی وجودمه.
+یه چیزایی رو حس کردم.و حالا گیج تر از گیجم.نمیدونم چی قراره بشه.
+شبا زیاد کابوس میبینم.صبحا با حال بد بیدار میشم و به حدی خستم و چشمام به حدی درد میکنه که باید کلی بازم بخوابم تا جبران شه.دلیل این حجم از کابوس که یهویی به خوابهای هرروزم اضافه شدنو نمیفهمم.
+آرومتر از همیشه شدم
یه کرمی افتاده تو وجودم.(شکلک خبیثانه)
توی آزمایشگاه هستم و سرور دانشگاه هم اینجا قرار داره
بعد بعضی از بچه ها و اساتید از راه دور با سرور کاراشون انجام میدن
بیشتر وقتا حواسم هست ببینم کی استفاده میکنه و اگه یکی از اساتیدم باشه ریست کنم بگم برق قطع شد
(از بس غیرعادلانه نمره داد:پ )
ولی احتمال میدم دانشگاه باشه و منصرف میشم
واقعا چرا ؟! ها؟! چرا ؟!
هیوا این کارا یعنی چی؟!!
یعنی نمی دونی الان تو چه موقعیتی هستی؟! اونوقت میشینی فیلم میبینی و آهنگ گوش میدی؟! از 12 ساعتی که امروز تا الان وقت داشتی فقط دوساعتش رو درس خوندی ! خجالت نمی کشی؟!
هیوا!
دیدن فیلم های پزشکی تو رو به آرزوت نمی رسونه!!!!! تنها راه رسیدن به آرزوت اینه که ک.و.ن گشادت رو بلند کنی و درس بخونی!!!!
با تمام توانت تلاش کنی!
یه کاری کن که 14 تیر وقتی که برمیگردی شاد ترین آدم روی زمین باشی!
آفرین! بلند شو! بلند شو و یه
سرظهر دختر عمم زنگ زد به گلایه و دعوا که کجایی نیستی و چرا نمیای اینور .یکی دوبار دعوتم کردهنتونستم برم خونشون .منطقشون خیلی ترافیک میشه حوصلم نمیشه برم :D می گه نه زن داری نه بچهخودتی و خودت .پاشو بیا دیگه .یه روز بیا اینجا یه روز خونه اون عمو یه روز خونه پسرعمو پسرعمه تاهفته هات پر بشه :| می گه تنها می ری خونه چکار .شام هم درست نمی کنی گشنه می خوابی :Dهر چی می گم شام واسم میان میپزن باور نمی کنه :| از کی تا حالا منو انقدر مثبت شناختن نمی دونم :D
امروز دیدم پست یکی از استادا رو برای یکی از دانشجوهاخیلی حسودیم شد، خیلیاااااملت استاد دارن مام استاد داریم
فقط تعریف الکی از من میکنه
یک روزه نشستم ادیت کردم براش فرستادم
به تخم مرغشم نیست
اصلا یادش نیست منم مقاله دارم
بیشعور بعد رفته اونجا نشسته واسه من عکس گرفته
نکبت یه کم به کارای دانشجوي خودتم برس
نه اینکه فقط حرف الکی بزنی
خدایا کی وضع زندگی منم خوب میشه؟؟؟؟
شاگرد اول. نخبه. سمپادی. نمونه دولتی. صنعتی شریف. دانشگاه تهران. دانشگاه دولتی. دانشجوي پزشکی. فوق لیسانس. دکتر. مدیر. کارخونه دار. پولدار. مقیم خارج و غیره.نمیدونم تا کی قراره با دیدن این عناوین دلم ی جوری بشه. ی حس حسادت همراه با حسرت. ی حسی ک میدونی اونقدرها هم درست نیست اما بازم ته دلته که اون آدم از تو خیلی جلوتره و برد کرده.به نظر میرسه پذیرفتن و مقایسه نکردن، اصلا کار ساده ای نیست.
پنج شیش سالم که بود یه ماهی کوچولوی نقره ای داشتیم که خیلی شيطون بلا بود. یه بار که خواستن آکواریومش رو تمیز کنن ماهی رو انداختن توی یه تُنگ کوچیک. روی لبه ی سکوی گلخونه تنگ رو گذاشتن و کنارش آکواریومش رو شستن. منم همونجا پایین سکو ایستاده بودم و نگاه میکردم. وقتی آکواریوم خوب شسته شد و از آب تمیز پر شد خواستن ماهی رو بندازن داخلش ولی با تنگ خالی مواجه شدیم. من که در لحظه اول از غیب شدن ماهی به شدت ترسیدم ولی بعدش جیغ بلند کشیدن و بالا پایین پرید
امروز تولد خواهرم بود، از صبح کلی به خودم رسیدم و بهترین لباسم رو پوشیدم.
خواهرم میگفت عالی شدی، شيطون میخوای من به چشم نیام؟
خندیدم و تو دلم گفتم حیف هیچوقت به چشمِ اونی که باید، نیومدم.
عصر که شد مهمون ها یکی یکی اومدن، خواستم درو ببندم که باهاش روبرو شدم. فکر کردم مثل همیشه توهم زدم اما نه.انگار واقعا خودش بوداما آخه اون که قرار نبود بیاد.
خودمو زدم به کوچه علی چپ و دعوتش کردم بیاد تو، سرشو انداخت پایین و وارد شد. تو کل مهمونی زیر چشمی نگ
ما در کلاس خود دانشجوهایی داریم که دروس ترم اول را در دبیرستان ، دروس ترم دوم را ترم اول و حال که در اواخر ترم دوم به سر میبریم در حال مطالعه ی دروس ترم 3 و 4 هستند.همچین دانشجوهای پیش خوانی !
آدم هرقدر هم تلاش کنه و موفق باشه اینا رو که میبینه احساس پوچی میکنه :)) که چخبره بابا 
مثلا الانی که من در حال خوندن واسه میانترم هفته ی بعدم و فکر میکنم چقدر دانشجوي خوب و به فکری هستم ، اونا دارن واسه میانترم ترم بعدی آماده میشن :دی
شماره ردیف
عنوان مقاله
نویسنده یا نویسندگان
اطلاعات نویسندگان

1
 
بررسی میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی علمی و پژوهشی در به‌اشتراک‌گذاری دانش بین کتابداران کتابخانه‌های عمومی شهر اصفهان
الهه رئیسی
دانشجوي کارشناسی علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه اصفهان

حانیه خودسیانی
دانشجوي کارشناسی علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه اصفهان

2
مطالعه عوامل تأثیرگذار در جهت انتقال هوش سازمانی در شبکه دانش در شهرداری استان بوشهر
محمد روا
کارشنا
تابستان پنج شش سال پیش بود صفحه ی بلاگفا را باز میکردم و گشت میزدم خیلی وقتها بی هدف بعدظهرهای استراحت بین اجتماعی و اقتصاد را اختصاص داده بودم به وبلاگ خوانی آن روزها طرفدار پر و پا قرص ِفهیمه جاوری بودم (هنوز هم هستم اگر بنویسد)   دروغ چرا خواندن نوشته هایش هم لذت بخش بود هم ایجاد انگیزه می‌کرد برای من ِدانش آموز علوم انسانی خواندن روزنوشت های یک دانشجوي حقوق دانشگاه تهران خیلی چیز بزرگی بود (به یقین همچنان هم درباره ی فهیمه ه
عکس های سام درخشانی به همراه دخترش
سام درخشانی متولد 31 تیر 1354 در تهران، بازیگر است .
فارغ التحصیل لیسانس رشته علوم تجری است و دانشجوي انصرافی رشته تئاتر می باشد یک برادر بنام شهریار و یک خواهر دارد، پدر مرحومش مغازه دار و مادرش خانه دار بود .
سایت جامع تفریحی و سرگرمی | میکده
من وقتی این سوالِ با حالت تعجب یه دانشجوي کارشناسی ارشد رو شنیدم تا صبح خوابم نبرد:|
درحدی بهش فکر کردم که با خودم عهد بستم اگه یه روزی بچه دار شدم و تا این حد حاضر نباشه به چیزای به این واضحی فکر کنه میزارمش بهزیستی به جان باباش قسم
شما نظرتون چیه؟
آقای دچار شما جواب بده یه مدت کفشدوزک توی وبلاگتون میچرخید.
راه میرفت؟قدم میزد؟میخزید؟ پروازم میکرد آیا؟
پ.ن:
یه سوال دیگه ش:
رفته بودیم کوه کلی گیاه و علف زرد بود گفتم وای بهار که اینا سبز میشن چقد
برای دانلود فیلم کلیک کنید دانلود فیلم زنی با ارابه چوبی
فیلم زنی با ارابه چوبی در مورد فلسفه و عرفان است
و داستان دو دوست صمیمی را حکایت می کند
که برای تکمیل پایان نامه ی خود راهی سفر شمال می شوند.
این دو نفر در می یابند که  عشق می تواند عمیق باشد
آن ها با شخصی به نام ستاره آفاق آشنا می شوند
که آرش روابط عاشقانه ی بسیار نزدیکی با ستاره آفاق برقرار می نماید
دانلود فیلم زنی با ارابه چوبی می تواند
گزینه ی خوبی برای پر کردن اوقات بیکاری شما باشد
ا
فقط دوست دارم این چند روز گذشته رو از دفتر زندگی بکنم، مچاله کنم و بریزم دور. بدون هیچ تمایلی برای توضیح چرایی‌ش.
چیزی که الان میخوام بهش برسم صرفا یه سطح حداقلی از نظم و ثبات و انرژیه. فعلا تصمیم گرفتم یه لیست هفتگی از کارایی که باید انجام بشه رو بنویسم و ببینم تا کجا بهش عمل می‌کنم.شروع با کمترین سطح انتظار.
فکر می‌کنم از جمله چیزایی که باید بابت‌شون جواب پس بدم این بلاگه   :/ با این حجم از خاموشی.
خودم هم نمی‌دونم چجوری امیدوارم وقتی زیر
با سلام و احترام،
با عرض پوزش به دلیل ارسال فایل نامناسب برای تکلیف سری پنجم و تشکر فراوان از دانشجوي محترم جناب آقای محمد نصیری که مرا با ایمیل در این مورد آگاه کردند.
هم اکنون فایل مناسب در پست تکلیف سری پنجم سیگنال ها و سیستم ها» بارگذاری شده است.
به دلیل این اشتباه، زمان تحویل سری پنجم تمرین ها به دوشنبه ابتدای جلسه موکول می گردد.
شاد و پیروز باشید.
نوه ی عمه جان یه دختر۵ ساله ی ناز ، خوشگل ، فوق شيطون و با سر زبونه که همه ی بچه ها ازش فرارین : )
شما میخونید شيطون اما گاهی یه جمعیت از کنترلش درمونده میشن : ))) این ناز بودن و حاضرجوابیش هم براش یه امتیاز بزرگ شده که اکثر بزرگا هم از دستش حسابی عصبانی میشن هم دوستش دارن :|
خلاصه
فرشته وار داشتم با ایشون حرف میزدم و احساس شوق میکردم ازاینکه آروم‌ نگهش داشتم و متعاقبا بقیه هم در آرامشن.تا اینکه:
در پایین توجه شما را به قسمتی از گفت و گوی ما جلب می
ای جان ای جان ای حان ای جان
آهای همیشه شيطون دلمو میبری آسون
آهای نباشی تو لک آتیش پاره با نمک
قلبم با تیک و تاک ساعت داره میکوبه
آره داره میکوبه با تو همه چی خوبه
چشمام نمیشه نبینه برق توی چشاتو
دلم ردیف با تو آره دارم هواتو
ای جان ای جان ای جان ای جان
ای جان ای جان ای جان ای جان
(عشقم عشقی از بس دل من دل بهت بست
نداری دیگه رو دست آره خنده هاتم کشنده است)۲
 ای جان ای جان
دلم دست ته بدجوری وابستته
بهم پس نده این دلی رو که دستته
علاقه ام به تو هر لح
سلام 
من دانشجوي ترم دوم اتاق عمل هستم میخواستم بدونم از کی باید برای کنکور ارشد آماده بشم و این که چه رشته ای واسه ارشد آینده ش بهتره؟ به نظرتون رشته  تغذیه چطوره ؟ کسی هست که از اتاق عمل ارشدش رو تغذیه خونده باشه؟ 
خواهش میکنم نظر بدین چون هنوز هدفی برای آینده ندارم، نمیدونم ارشدم رو بگیرم یا برم تو بیمارستان کار کنم و حتی نمیدونم اگه ادامه بدم چه رشته ای ؟ و از کی باید شروع کنم.
ممنون
مرتبط:
نظرتان در مورد رشته تجهیزات پزشکی اتاق عمل دانشگ
واسه شما هم شده گاهی یه دفعه دلتون واسه رویاتون قنج بره؟!
یعنی خدای مهربونم میشه چند ماه دیگه من دانشجوي این جا باشم؟!
امیدوارم چند ماه دیگه به این پست رجوع  کنم و بگم دیدی تونستی؟!
+ در راستای پست دیروز باید بگم حالم خیلی بهتر شده و یعد از دو روز استراحت با اعمال شاقه(!) می ریم که درس های کنکور رو بتریم!
به گفته قائم مقام وزیر علوم در امور بین الملل ، در سال 98 برای اعزام چهار ساله دانشجوي دکتری به خارج کشور با بورس دولتی برنامه‌ ای وجود ندارد . به نقل از سایت مشاوره تحصیلی هیوا ، وی ادامه داد : در واقع بورس طولانی مدت برای دو سال فوق لیسانس یا چهار سال دکتری به خارج کشور وجود ندارد . قائم مقام وزیر علوم در امور بین‌ الملل افزود : دلیل این موضوع نیز این بوده که سطح توانمندی دانشگاه‌ های داخلی مناسب است . برنامه‌ ریزی ما بر روی فرصت مطالعاتی ۶ تا
باور کنید، باور کنید، باور کنید، وقتی کسی به شما ظلم میکند اگر شما هم به او ظلم کنید ظلم هیچ وقت تمام نمیشود و فقط از اینی که هست بیشتر میشود و شما حقیقتا احمقید.
من هم نمیدانم چرا، ولی این روز ها تمایل شدیدی به خوردن و خوابیدن دارم. نه از غذا سیر میشوم نه از خواب.
دوستان پنچ-شش سال پیشم چی شده اند؟ یا زن خانه دار و مادر شده اند یا یک مشت در و داف؛ هر کدام برای خودش مصداق متفاوتی از تاثیری که جامعه ی مردسالار بر دختر ها میگذارد. من هم شده ام یک دانش
تو چند نوشته آخر به این نتیجه رسیدم و البته از قبل هم به این نتیجه رسیده بودم که وظیفه اصلی فعلی من، درس خوندن اون هم خیلی خوب هست. دلایلش هم گفتم.
دیشب رفته بودم درس بخونم داخل سالن مطالعه 11طبقه. نیم ساعت اول که رسیدیم کلا با گوشی کار کردم. استوری ایسناگرام گذاشتم و تلگرام چک کردم. بعد شروع کردم. نیم ساعت خوندم خسته شدم. اومدم اتاق شام بخورم. بعدش هم یه ساعت پی اس زدیم! بعدش هم دیگه ساعت 12اینا بود. رفتم لب تاپ و اینا رو از سالن مطالعه آوردم. بعد هم
در ویژه برنامه مسابقه عکاسی از سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 3 نفر شرکت نمودند. 
* ریحانه چمنی، دانشجوي کارشناسی مهندسی کشاورزی گرایش علوم دامی از دانشگاه تهران
* مریم امرایی، دانشجوي کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه اهرا(س)
* عمار امامیون، دانش آموخته کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی از دانشگاه تهران
    سرکار خانم مریم امرایی به عنوان برنده این مسابقه انتخاب شدند و یک جلد کتاب شعر با عنوان"جلوه های عشق" ب
در مورد یاسی دختری شر و شيطون که سر یه جرعت و حقیقت که با دوستاش انجام میده اونم جرعت رو انتخاب میکنه که بهش میگن تو باید ماشین لکسوز شخص آیان رئوفی رو برداری و ماهم یه دور دور بزنمی البته اینم بگم که این دور زدن با ماشین لکسوز فقط یه نقشه اس که پای یاسی به عمارت آیان رئوفی مجنون یاسی باز بشه که اونم میشهاین فقط اول ماجراست و پای خیلی افراد عشقولی و بامرام ، بامعرفت ، شکست خورد عشقی ، خیانتکار و …. باز میشه و بهترین اتفاق هم در این ماجرا یاسی هو
ورودی های ما دوکلاس بودیم (ایرانی و بین الملل)
این ترم گفتن وزارت علوم گیر داده که باید یه کلاس باشید
دوتا درس متفاوت داشتیم که بعد اینکه کلاسمون تلفیق شد این درس واسه ما تکراری میشد
و از اونجایی که ما حاضر نبودیم همچین چیزی رو قبول کنیم در یک حرکت هماهنگ 5نفرمون کلاس نرفتیم و درس رو حذف میکنیم
چرا ما باید خودمونو فدای دانشجوهای بین الملل کنیم؟شاید به خاطر اینکه اونا پول میدن!!!؟؟؟
درس که حذف بشه منم فردا شب میرم خونه تا 19 آبان:)))
فقط جرات ندار
مسیر من و تو دوتا خط متقاطع بود که وسطش یه گره کور داشت به بزرگی پنج سال. اما کم کم شد دوتا خط موازی نزدیک به هم، انقدر نزدیک که میتونستیم دستای همو بگیریم اما تو مسیر هم نبودیم دیگه، دستامو دراز کردمو دستاتو گرفتم زمین خوردی باهات زمین خوردم، دویدی باهات دویدم، خندیدی انقدر خندیدم که گوش شيطون کر شه ولی یهو نمیدونم چی شد؟ زمین دهن وا کردو فاصله گرفتن خطامون،دوره دور شدیم عزیزم، داد زدیم تا صدای همو بشنویم ولی به جاش ناراحت شدیم از هم، قلبا
از تجربه دیگران استفاده کنید، به شرط رعایت یک نکته مهم
از اساسی‌ترین کارهایی که می‌تواند به شما در انتخاب درست کمک کند، استفاده از تجربیات دیگران در مرحله تحقیق در مورد رشته ریاضی فیزیک و آینده شغلی آن است.
صحبت با دیگران می‌تواند به شما کمک کند که شغل های مربوط به رشته ریاضی را بهتر بشناسید و متوجه شوید که رشته ی ریاضی فیزیک چه شغل هایی دارد و مهم‌تر از آن تصورات اشتباه خود در رابطه با آینده شغلی رشته مورد نظر خود را کنار بگذارید.
با دیگرا
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False">












آقا من دیروز اینقد تو این آفتاب ها توی خیابون دوییدم تا ب کارهام برسم آفتاب سوخته شدم.حس می
یک روز به جای یکی از ون به عنوان امام جماعت به دانشگاه رفتم  بعد از نماز جلوی نمازخانه یک دانشجو سؤال کرد:آیا روح همان روان است؟من گفتم:بله فکر کنم روح وروان یکی باشند .
او گفت:اگر روح همان روان است چرا به شما  می گویند بهتر نیست بگویند روانی؟
بنده گفتم؛در علوم قدیمه که ما  می خوانیم لفظ روح به کار رفته ودر علوم جدیدی که شما می خوانید به آن روان می گویند برای همین به بنده وبه جنابعالی روانی میگو یند.
من بعدها فهمیدم که پاسخم
پنجشنبه سر کلاس استادمون داشت درباره بازی منچستر سیتی و تاتنهام صحبت میکرد که یکی از بچه ها برگشت گفت چه قدر خوب که وقت میکنید فوتبال ببینید(حالا انگار خودش پروفسور سمیعیه و هر روز وقتش با مطالعات علمی و کارهای تحقیقاتی میگذره)استادمون بهش گفت یعنی تو انقدر سرت شلوغه که دو ساعت وقت نداری فوتبال ببینی؟دانشجوي مذکور گفت من اصلا فوتبالی نیستماستادمون گفت مهمونی چی؟مهمونی که میریدانشجوئه گفت:چرااستادمون گفت پس چه قدر خوب که وقت میکنی مهمونی
بعضی وقتها دستم به کار نمیره.اصلا حوصله ندارم سمت مقاله ها برم، هرکاری میکنم که خودمو مجاب کنم که باید در فلان تایم فلان کار انجام بشه فایده ای نداره! حتی شده سینه خیز هم رفتم سمت مقاله هام، ولی در نهایت بازم برگشت خوردم!:)
امروز یه پلتیکی زدم و به حساب خودم در یک حرکت منحصر به فرد سرخودمو گول مالیدم! روش کار به این صورت انجام شد که یه پیام گذاشتم تو تلگرام برای یکی از دانشجوهای دکترا که امروز بیا در مورد فلان موضوع و مقالاتش بحث کنیم.اتفاقا ا
بعضی وقتها دستم به کار نمیره.اصلا حوصله ندارم سمت مقاله ها برم، هرکاری میکنم که خودمو مجاب کنم که باید در فلان تایم فلان کار انجام بشه فایده ای نداره! حتی شده سینه خیز هم رفتم سمت مقاله هام، ولی در نهایت بازم برگشت خوردم!:)
امروز یه پلتیکی زدم و به حساب خودم در یک حرکت منحصر به فرد سرخودمو گول مالیدم! روش کار به این صورت انجام شد که یه پیام گذاشتم تو تلگرام برای یکی از دانشجوهای دکترا که امروز بیا در مورد فلان موضوع و مقالاتش بحث کنیم.اتفاقا ا
 
همین که پیرمرد قامت بست و ایستاد ب نماز پسر بچه ی بازیگوش شروع کرد ب سر و صدا کردن پیرمرد سر نماز دستشو ت داد و گفت الله اکبر همه مون میدونستیم که این حرکت ینی بچه بشین سر و صدا نکن ما بچه بودیم این حرکتو میدیدم همه ساکت می نشستیم اما پسر بچه ی امروزی تا الله اکبر پیرمرد رو شنید گفت ای رهبر♡ :)) همه زدیم زیر خنده آخه پیرمرد مخالف بود با این حرفا :)) نه پیرمرد کوتاه می اومد از الله اکبر گفتن نه پسر بچه ی شيطون از کامل کردن شعار خخخ الله

آخرین جستجو ها

دانلود موزیک درد نوشته های من عاشقانه جدیدترین نرم افزارهای روز دنیا کلینیک فیزیوتراپی روان طب وب سایت طرفداران امین حبیبی انجمن ادبی مردگان