نتایج پست ها برای عبارت :

زمونه ناجول نباش

خر وصیّت کرد : فرزندم ! بیا و ‌خر نباش !این همه خر بوده ای ، کافی ست ، پس دیگر نباش !
یا تلاشت را بکن با پارتی پُستی بگیر !یا فرار مغزها کن ! توی این کشور نباش !
کار کردن مثل خر در شأن ما هرگز نبود !همتی کن وارثِ این شغل زجرآور نباش !
سعی کن یا رانت خواری یا زمین خواری کنی !هر چه می خواهی بخور اما پی عرعر نباش !
آخورت را پُر کن و تنها خودت از آن بخور !بیخودی دلسوز اسب و قاطر و اشتر نباش !
از مترسک هم نترس ، اصلا به او جفتک بزن !لیک روی خط قرمزهای گاو نر نباش
فروش ویژه کتاب تحسین شده دلتنگ نباش» در مصلی آیت الله اعرافی شهرستان میبد.کتاب دلتنگ نباش!» به قلم زینب مولایی، شرح زندگی روح الله قربانی، شهید مدافع حرم است که با همراهی زینب عبد فروتن همسر شهید قربانی تهیه و تدوین شده است.رهبر معظم انقلاب چندی پیش علاوه بر دریافت کتاب دلتنگ نباش!» با نویسنده کتاب و همسر شهید مدافع حرم دیدار و گفت وگو کردند.
ادامه مطلب
من ضعیفم، مطلقاً ضعیفم. بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی. تو می‌دونی که یکی از راه‌های فرارم از این پوچیِ بی‌مرز هستی، اما نه تنها خودت از من فرار می‌کنی بلکه مجابم می‌کنی که من هم از تو فرار کنم. از راه فرارم فرار کنم. این روح پناه‌جو به چی پناه ببره هان؟ چه معنایی باقی می‌مونه. قلاب نباش، صیاد نباش. یه بارم تو شکار شو. تا کی می‌خوای بِکِشی و بُکُشی. نکنه تو هم ضعیفی؟ آره تو هم ضعیفی. چه ومی داره این‌همه پس‌زدن و پس‌گرفتن. چرا همیشه داریم از
یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اینکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته باید یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشین درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اینکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی این که سوالایی که از کسی میپرسیدی و حرفایی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها برای من یا بقیه اتفاق افتا
نگران نباش سوزی اصلا نگران نباش مارگارت به فکرماهست همیشه به فکرماهست.این سخن جوزف که معلولیت بینایی شنوایی داشت به خواهرش سوزی بود.
هردومعلولیت روانی ناتوانی در نه گفتن داشتندوقادربه حرکت نبودند.هوابسیارسردبود.پدرآنهابه هیچ عنوان مسئولیت پذیرنبودوتمام خرج آنهارامارگارت بادرامدناشی از پس اندازخوددربانک وسودآن و همچنین نوشتن رمان های مرتبط بافقروسرمایه گذاری وت های کثیف اقتصادی وغیره میپرداخت.مارگارت اهل گدایی نبود.تنها به است
امروز کلی کار دارم
اول باید خونمو تمیز کنم ، جارو بزنم
ظرفامو بشورم 
همه جارو مرتب کنم و وسایلمو تقریبا اماده کنم و برای رفتن اماده شم کم کم الیته هنوز تا اخر هفته اینجام و ساید بعد از دهم برم خونه اما باز باید وسایلمو اماده کنم 
عصرم دوس دارم برم بیرون ،خودمو مهمون کنم به یه قهوه و فردا باید برم کتاب بخرم کلی کتاب که تابستون بخونم
دیگه اینکه حال آدم که خودش خوب نمیشه ، خودش باید خوبش کنه 
خودم همه کاره ام 
هرگز مایوس نباش .
من امیدم را در یاس ی
تو وبلاگ گردی رسیدم به این پست.
واقعا نمیدونم چی باید بگم، فکرشم نمی کردم تو این زمونه بازم این تفکر باشه.
پ.ن: لطفا هیچ تلاشی برای اثبات خوب بودن طب اسلامی و سنتی نکنید،چون من این ها رو اصلا طب نمیدونم و صرفا یه راه برای پول درآوردنن.
حالم خوب نیست، نمیدونم بخاطر پی اس یا بخاطر اتفاق پریشب، توو چشماش نگاه نمیکنم، دوست دارم برم خونمون، پیش مامانم و فکر کنم از سال ۸۸ تا حالا خواب بودم
خوب نیستم
نمیدونم باید چیکار کنم، نمیدونم باید چه برخوردی کنم، نمیدونم چرا بدترین راه رو برای آرامش انتخاب کرده
میگه درستش میکنم، ناراحت نباش، نگران نباش
حالم خوب نیست
شاید تا تو بیای درستش کنی دیگه از چشمم افتاده باشی
نه هنوز نپذیرفتم، که آدم‌ها تنهان. تو هم انقدر واقع‌بین نباش. گاهی ذهنت رو از این اسارت در بیار. گاهی خاطره‌ها رو مرور کن. گاهی خیال کن. گاهی رویا بباف.گاهی شب‌ها وقتی خیلی روبه‌راه نیستی مغزت رو آزاد کن. گاهی تصور کن. روزهای گذشته رو. تصور کن حرفی که هیچ وقت نتونستی بگی رو گفتی. کاری که هیچ وقت نتونستی بکنی رو کردی. جایی که هیچ وقت نتونستی بری رو رفتی. با کسی که هیچ وقت نتونستی باشی بودی و همه چیز اونجوری بوده که تو می‌خواستی.همیشه سخت‌گیر و
باسمه تعالىقرآن کریم مىفرماید:عسى أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکمچه بسا از چیزى خوشتان نمىآید ولى خیرتان در همان است.اگر از سختیها خوشتان نمىآید نگران نباشیدشاید خیرى عظیم در آن استاثر قطره هاى آب بر سنگ سخت، سکاکى را عالم ساخت
درد دل ما به درد هیچ کس نمیخوره واسه این میام اینجا.
راستش اهل درد دل کردن هم نیستم  شاید به همین خاطره ک به کسی چیزی نمیگم جز روزمرگی ها هوا خوب شده ها اخ اخ دیدی چقدر وسایل گرون شده .گوشت رو دیدی قیمتش چقد زیاد شد .اخی  چقدر زمونه ی بدی شده .خسته شدم از شب وروز های تکراری از زندگی بی هدف ازبی برنامگی از بی ایمانی جدی از این اخری بیشتر خسته شدم من مسلمانم اما ایمانم .ایمان ندارم جدی میگم ازخودم بیزارم که چی بشه دارم زندگی میکنم و بی برنامه جلو
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
واسه آرزوهای ناگفتنیت 
واسه اوناییکه هیچ کسى ازشون خبر نداره،
واسه "التماس دعا" هاىِ از ته دلت که خجالت کشیدى بگى ولى خدا شنیدتشون 
واسه تمام اینها هم که شده میخوام بگم ، نگران نباش
مطمئن باش بهترینش برات اتفاق می افته❤️
تصمیم گرفتم از امروز دور از شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام باشم به نظرم خیلی ذهنمو درگیر کرده باید همیشه چک کنم و گاها کار اصلیم رو یادم میره با اینکه توی این دوره و زمونه یه مقدار فاصله از مجازی دور از انتظاره اما این سختی برای تمرکز بیشتر روی کارم باید انجام بدم
شما تا حالا این تصمیم رو گرفتید اگه اره بصورت نظر بفرستید تا هم من هم دیگران استفاده کنند و اگه تصمیمشو نگرفتید خوشحالم میشم در کنار هم این کار رو انجام بدیم و من رو تنها ن
قانون اول: به هیچکس هیچکس هیچکس تو زندگیت اعتماد نکن مگر خانواده ی نزدیکت!
بقیه پاش بیفته میندازنت جلو پاشون پل می سازن ازت! بقیه پاش بیفته تکه تکه ت می کنن گوشتت رو می خورن! بقیه تا وقتی باهاتن که بهت نیاز دارن! زورشون بیشتر بشه ازت اصلا یادشون می ره کی بودی و چی کارا کردی براشون! 
به هیچکس اعتماد نکن! به فکر هیچکس دیگه ای هم نباش! خودخواه باش! چون اونا هستن!
برای من این جملات مثل آب رو آتش می مونه
همونطوری که زود خودمو میبازم ،با یک جمله مثبت ،با یک پشتیبانی بر میگردم
خیلی بده که اینقدر ضعیفی مبهم

خیلی بده که سریع میرسی به اون نقطه کم آوردن.

یادت نره وقتی چیزی رو نداری به چیزهایی که داری فک کنی.
به قول بابا بی خیر نباش

پروردگارا متاسفم ،مرا ببخش ،سپاسگزارم ،دوستت دارم.
چرا به میم بسنده نمی‌کنم؟ چرا می‌خوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من می‌گه همش هورمونه و به خودش می‌رسه و اون دختره عشقی وجود داره. چه عشقی چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که می‌خوام، مگه میم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور میشی؟  ح هم حق داره وقتی می‌بینه تو کسی رو داری که می‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
کاترین! هیچ‌وقت تسلیم نشو.
خیلی چیزها را در درونت داری و نجیب‌ترینشان احساس خوشبختی است.
فقط منتظر مردی نباش که با تو کنار بیاید.
این اشتباهی‌ست که خیلی از زن‌ها دچارش می‌شوند.
تو خودت خوشبختی را پیدا کن.
مرگ خوش#آلبر_کامو
می گفت تو مث آنها، اقیانوس نیم سانتی نباش.در دل فحش غلیظی دادم به خالق این ترکیب و استعاره ی فاسد. خب اولا اگر کسی اقیانوس است و حتا با عمق نیم سانت، خودش کلی آب می شود. دوما مگر همه ی ما با اینهمه دریافت هایمان از دنیای بیرون ، در آخر شبیه یکی از همین اقیانوس ها مگر نمی شویم یا نشده ایم؟
این همه دلیل و حرف را نگفتم . همه شان را خوردم و بلعیدم برای روز مبادا. روزی که یک کسی در گوشه ی ذهنم بیدار می شود و مثال همین اقیانوس لعنتی را می کشد به رخم. به او
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعایت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه های این دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "این همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
اگر در دل کسی جایی نداری، فرش زیر پایش هم نباش.جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد،نبودنت را انتخاب کن. اینگونه به بودنت احترام گذاشتی.                                                                                   محبوب همه باش، معشوق یکی!مهرت را به همه هدیه کن، عشقت را به یکی. با هر رفتنی اشک نریز و با هر آمدنی لبخند نزن شاید آنکه رفته باز گردد و آنکه آمده برود، آنقدر محکم و مقتدر باش که با این محبت ها و بی مهری ها زمین گیر نشوی. لازم است گاهی د
خوندن کتاب شرمنده نباش دختر یه آرامش عجیبی بم میده. من ارتباط گرفتنم همیشه با کتاب ها خوب بوده . بعضی کتاب ها هیجان زده ام میکنن ، بعضیا مثل این انرژی بخش و ارامش بخش اند .بعضیا ایده آفرین انددر کل کتابا بهترین چیزهای دنیان ، وابستگی که از بچگی بهشون دارم خیلی خوبه . واقعا من شاید سالی یه بار لاک بخرم اونم لاک مشکی ، و شاید فصلی یک بار فقط لاک بزنم ، اونم چی بشه که خیلی هوس لاک زدن داشته باشم. ولی دوست دارم مدام کتاب بخرم و بخونم.بعد از این احتم
تو دوره زمونه ای که وقت کشی با شبکه های اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هایی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی ای که نسبت به این سبک ابزار ها دارم، اقای خودم هستم.
بیشترین استفاده ای که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و این بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمایه گذاری کن
تو دوره زمونه ای که وقت کشی با شبکه های اسما و ظاهرا اجتماعی یه عادت خانمان سوز شده و چه افت ها و اسیب هایی که به زندگی ها نزده، من به لطف بی میلی ای که نسبت به این سبک ابزار ها دارم، اقای خودم هستم.
بیشترین استفاده ای که از بستر مجازی داشته ام در چند سال اخیر مربوط به مطالعه و پژوهش بوده و به ندرت و هر از گاهی هم فیلمی از نظر گذرانده ام.
خوش به حال خودم، حقیقتا از خودم و این بی میلی حال می کنم، وقتم رو می تونم روی خیلی مسائل دیگه سرمایه گذاری کن
متن آهنگ حمید هیراد بنام ای وای
 
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونهعشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره این زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونهای وای ای وای من دلبر زیبای من من به تو مینازمای وای ای وای من مستی دنیای من من به تو میبازمخوشبختم از آنکه کنار من تو هستی خوشحالم از آنکه به قلب من نشستیخوشبختی من اینه چشمام تورو میبینه دلم آروم میگیره دلم آروم میگیره دلم آروم میگیرهای وای ای وای من دلب
جز قند شکسته نداشت
خوبیش اما این بود که درشت شکسته بودند! خونه که اومدیم تونستیم از نو بشکنیمشون!!
فکر کنم اولین بار بود از اینکه کسی کارشو درست انجام نداده، ناراحت نشدم که خوشحالم شدم!!
از بدترین ظلمهای زمونه به مردمش دم دستی کردن کارهاست.
تو که قند شکسته دستم میدی نمیگی فشار عصبیمو کجا و سر کی باید خالی کنم؟!
سبزی فریز شده آماده که دستم میدی نمیدونی گاهی از نگاه و لمس و پاک و خرد کردن سبزی، انسان بیشتر لذت و بهره میبره تا از خوردنش؟!
خواهشا حب
رو تو گیرم رو کسی نیستم ولی هیچی تو دلم نی تو. دلم جز تو کسی نیست نه تو دلم نیستی بفهمی رو هوا میبرنت بس که نمک داری ولی من عاشقتم خب مگه شک داری
من سختگیرم ولی سخت میرم تو نباش و ببین چجوری میمیرم قلبم گیره خوبیم اینه که تو دنیا فقط روی تو گیرم
♫♫♫♫♫♫
♫♫♫♫♫♫
نفسم بسته به چشمات و دلم وصل بهت فکر میکردم احتیاجی نیست ولی هست بهت وای امون از دلت آی امون از دلت اومدم دلو یهو اول ندم از قصد به تو حالا حسم از همیشه بیشترم هست به تو آخ که از دست ا
تلگرام، اینستاگرام، کلش و. . هزاران برنامه که ساعت ها وقتمون رو با اون ها هدر می کنیم. در حالی که هزاران مشکل و ایده در ذهنمون موج میزنه. برم استخر، مطالعه بکنم، ورزش بکنم، به کارهام برسم و. . 
گوشی های امروزی یا همون گوشی های هوشمند، در این زمونه در حد یک کامپیوتر هستند واسه خودشون. تو اینترنت بگرد، بازی بکن، با دوستانت چت بکن، فیلم ببین، موسیقی گوش بده، تحقیق بکن و هزار تا کار دیگه که الان به ذهنم نمی رسه. خود منم ساعت ها میشینم با گوشی مشعو
دو قدم تا صبح: ویژه نامه امام مهربانی
معرفی:
دینِ نصفه نیمه می شود: هیچ،اگر، هم دوستی با دوستان خدا و هم دشمنی با دشمنان خدا باشد ، می شود دین …دو قدم تا صبحقدم اول: دوستیقدم دوم: دشمنی
 
بریده کتاب(۱):
ناگهان دیدم که آقای بزرگواری در بیابان، کنار من راه می رود. اول خیلی تعجب کردم ومقداری هم ترسیدم ولی وقتی دیدم او با کمال ملاطفت و مهربانی اسم مرا می برد و می گوید:ناراحت نباش، خدا تو را می بخشد.» و چند کلمه دیگر در این رابطه به من فرمود، قلبم آرام
آه ، آدم دلش كه پر باشد ، دوست دارد به كوچه ها بزندبرود از خودش فرار كند ، به همه چیز پشت پا بزنددوست دارد به مرگ فكر كند ، زندگی را حجاب میدانددوست دارد كه بی حجاب شود ، حرف را با خود خدا بزندتوی مغزت مدام میشنوی ، منطقی فكر كن ضعیف نباشمرد باید به درد تكیه كند ، بیخودی خوب نیست جا بزنددل به دریا زدی و طوفان شد،به غرور نهنگ ها برخوردموج منفی گرفت دریا را ، كه سرش را به صخره ها بزندفكر كن سفره ماهی پیری ، كه تنش خسته از پذیرایی استبا چه انگیزه از
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشی، باید مراقب خودت باشی. که خدایا بس بشه دیگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستیمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجایی و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتی
مثل همیشه قتل به روش سکس  وجنسی رخ داده.این حرف بازرس رابرت بود.نگاهی به مقتول میانداخت و میگفت عموم خانم هاواقعادرحال حیات هم مرده هستند.
زیاددریخچال مهاجرین دنبال گوشت مرغوب نباش گوشت مرغوب وجود نداره مهاجرین وقتی دچارناامیدی پویا شوندهمدیگررامیخورندتازنده بمانند.واقعاوحشتناک هست این افراد ده دلار هم نمیتواننددرماه پس اندازکنند.ارنست هیچ چیزنمیگفت.
تمام حرفش این بود که ظلم کاخ سفیدنشینان دومینووارموجب بوجودآمدن نگرش آدم خوار
همیشه اولین و مهم‌ترین چیزی که توی شناخت یه آدم برام مهمه و جذبم می‌کنه اینه که چیکار می‌کنه. هویت شغلی و آرمان و آرزوهای کاریش چیا هستن. خوش تیپ و خوش برخورد بودن و حتی موقعیت مالی و اجتماعی خوب یه آدم تا وقتی مطمئن نشم که هدف و اعتقاد و دغدغه شخصی‌ای برای خودش داره برام بی‌اهمیت هستن.حقیقتش آدم‌های بدون اعتقاد شخصی برام هیچ جذابیتی ندارن، آد‌م‌هایی که بدون آگاهی و بنابر جبر زمونه یه سبک زندگی‌ای رو پیش گرفتن.برای من هر سبک زندگی‌ای جذ
متاسفم که سرزمینم بیشتر از هنر و هنرمند به کارگر احتیاج داره! 
کارگر هایی که بتونن از ویرانه ها خونه بسازن 
دارم به این فکر می کنم که ما بیشتر از اون چه که فکرشو می کنیم به جامعه مون وابسته ایم. جامعه مون می تونه تعیین کنه ما کجا باشیم و کدوم بخش از وجودمون پررنگ بشه
البته که خودمون هم موثریم اما زمونه ای که توش زندگی می کنیم و جامعه مون خیلی تاثیرگذاره
من نمی تونم یه اتاق امن برای خودم بسازم و فراموش کنم بیرون از اتاقم آشوبه
نمی تونم آدم هایی ک
چون بعد از سکانس اخر باید می ایستادم و یک سر تشویق میکردم. نه برای بهرام توکلی و نه برای یک بار دیگر تماشای مفهوم نکبت بار جنگ، بلکه برای تجلی واژه مقاومت. باید می ایستادم و با چشم های اشکی ، دست میزدم برای همه آن هایی که در تنگه ترسیده بودند ولی ایستاده بودند و درست همان لحظه که بعد از سکانس اخر روی پرده مینویسد که " 5رروز بعد قطعنامه امضا شد و اخبار این ایستادگی در میان اخبار پذیرش قطعنامه گم شد." همان لحظه باید سرم را پایین می انداختم و این درس
دکتر نیستم.
اما برایت ده دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست،
اما دیوانگى قشنگ تر است.
برایت لبخند زدن به کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم،
تا بفهمى هنوز هم، میشود بى منت محبت کرد.
به تو پیشنهاد میکنم گاهى بلند بخندى، هرکجا که هستى،
یک نفر همیشه منتظر خنده هاى توست.
دکتر نیستم،
اما به تو پیشنهاد میکنم که شاد باشى!
خورشید،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى
سلام!!!!!!
آن یو سا !!!!(کره ای)!!!:)))))
یه چند وقتیه دارم روی یه سری تغییرات درونیه خودم کار میکنم!!!
مثلا کلاس نقاشی میرم.راستش واقعا دوسش دارم.تو دوران مدرسه اینجور کلاسا تو خونه ی ما غدقن بود!!
در واقع تو خونه ی ما درس مهم ترین فاکتور زندگی محسوب میشه و از نون شب واجب تره!!!متاسفانه یا خوشبختانه؟؟؟
به نظر من متاسفانه!
آخه بابا چقد درس؟یه خورده هم زندگی کنی جای دوری نمیره
یا مثلا نجوم و ستاره شناسی که بهش علاقه دارمخانواده مخالفت میکنن که بچ
 دارم به این فکر میکنم که من دقیقا چند بار اومدم اینجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نمیکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نمیدونم چرا باز یکی دو شبه به این فکر میکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نمیتونیم پیداشون کنیم . نیستن . دیگه تو قلبمون نیستن .دارم به این فکر میکنم که چطوری میشه که ادما اینطوری میشن! اصلا چه بلایی سر خودمون میاد .که دیگه نمیتونیم منعطف باشی
با چه کسی می توانیم نشست و برخاست داشته باشیم؟
حضرت امام صادق علیه السلام
انْظُرْ إِلَى کُلِّ مَا لَا یَعْنِیکَ مَنْفَعَةً فِی دِینِکَ فَلَا تَعْتَدَّنَّ بِهِ وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِی صُحْبَتِهِ فَإِنَّ کُلَّ مَا سِوَى اللَّهِ مُضْمَحِلٌّ وَخِیمٌ عَاقِبَتُه‏
دقّت کن که هر کسی در امر دینت نفعی به تو نمی رساند، به او توجّه نکن و به همنشینی با او مایل نباش. زیرا هر چه غیر از خداست نابودست و عاقبت ناگواری دارد.
وسائل الشیعة» ج ۱۲ ص ۲۴
با سلام
تو خدمت زمانی که تازه منشی شده بودم وقت آزاد هم زیاد داشتم یه بار که کسی نبود به هم خدمتیها گفتم بیاین ورق بازی. رفتیم تو کانکس ورق بازی کردیم ولی یه بد شانسی که اوردیم این بود که ارشد ما رو دیدید و لو رفتیم و این شد که من از منشی به اشپزخونه منتقل شدم. تو اشپزخونه هم خیلی جام خوب بود اونجا مقسم بودم ولی غذا یا زیاد میومد یا کم و بهم گفتن تو دیگه مقسم نباش و منو انتقال دادن به شاطر نانوایی، من تو شاطری ماهر بودم چون تو شهرمون دوستم بهم یاد
دانلود آهنگ چشم آبی محمد دل افکار
 
به روی چشم آبی نشسته خسته جونم
آهنگ بی کسیمو من زیر لب میخونم
خسته ام خسته ام خسته از این زمونه
شدم مثال صیدو فلک تشنه به خونم
فلک چو صیاد کرده نشونم
شده یه جلاد تشنه به خونم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
وقتی کار میپیچه بهم ؛ میپیچه ها ! جوری که نتونی سر سیم زندگیت رو پیدا کنی و هر وقت میای سعی کنی که این سیم زندگی رو باز کنی گره هاش رو باز کنی مرتب کنی بیشتر از قبل و بدتر بهم میپیچه ؛ این کلاف زندگی رو نمیشه انداخت دور ؛ دور انداختن کلاف یعنی مرگ یعنی خودکشی ؛ از طرفی ام خیلی دشواره از هم بازش کردن مرتبش کردن ؛ میمونه رو دستت نه میتونی ادامه بدی نه میتونی کلا ولش کنی ؛ این بلا تکلیفی به مرور از داخل مثل موریانه وجودت رو میخوره و نابود میکنه ؛ هم
:)

پ.ن : کتابی مگه "." از تاریخ ایالات متحده هم هست ؟ :/
چقدر بد نوشته شده !
چقد پشیمونم که براش وقت گذاشتم !

پ.ن2 : تاهمین چند وقت پیش داشتم با هیجان میگفتم :
وای این به نظرم خوشگلترین ادم تو کل دنیاست :)
مگه از این خوشگلترم داریم اصلا ؟ :)
بعد همین پریروز این قانون شکست :)
خدایاااااا تو کی بودی دقیقا؟ :)
نمیشه گفت خوشگلترین :/
واقعا نمیشه گفت :/
باید گفت جزو خوشگل ها ؟ :/
یه همچین چیزی ؟ :)

پ.ن3 : ما از مشهد میایم و مهموناااااا میان :(
اتاقم کثیفه :(
باید تمیزش
ای منتظر آیا میدانی.
سپاهیان امام حسن خود را آماده نبرد کرده بودند.
اما دنیاطلبی و طَمَع و تهدید و انتشار شایعات بی پایه.
با این خیلِ سپاه و یاران چه کرد؟
بله، ورق برگشت و این سپاه مضطرب، قصد جان امام خود کرد
ای منتظر چقدر آماده ای؟!
تاریخ همان است ولی تو همان نباش، البته اگر راست میگویی و واقعا منتظر ظهوری.
اهنگ بهنام بانی فقط برو - فقط برو از بهنام بانی - متن اهنگ بهنام بانی فقط برو کد پیشواز فقط برو بهنام بانی - بهنام بانی فقط برو ترانه فقط برو بهنام بانی.
نپرس از حال و روز من فقط برو نمون نشو پاسوز فقط بروبرس به زندگیت به فکر من نباش ازم که پرسیدن بگو دوسم نداشت ♫♪یکی دوتا نیست آخه درد این !!! دلم چیزی نمیگه خیلی مرد این دلمزیادی عاشقت شدم دلت رو نذار تموم شه قصمون چه خوب چه بد ♫♪از هرچی ترسید دل من سرش !!! اومد گفتم بهتر میشه اما بدترش اومدبعد از
بشین رفیق، بشین بخندیم به ریش این زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده های خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
دیالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ایرانی! برعکس تمام سریال های وقت گذران بی مصرفی که تو این چندساله ساخته شده
+ بچه های دانشگاه اصرار دارن که بیا اینستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از این مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
تو دوره زمونه ای که شما همه اینستاگرام دارن و عکس ها و ویدیوهای شاخ های مجازی رو میبینن جذاب بودن و جذب کردن افراد به خودتون خیلی سخت شده.
فکرشو بکنید دخترها اگه بخوان تو دید پسرهایی که هر روز دارن این شاخهای اینستارو دید میزنن، جذاب به نظر برسن یا باید ملکه زیبایی باشن در حد تیلورهیل یا باید در حد جنیفر لوپز بدن داشته باشن ، یا اگه هیچ کدوم اینا نیستن، دست به کار بشن و اعضای بدنشون رو یکم متورم کنن. یعنی مثلا لبها، قسمت بالای شکم و قسمت تحتانی
همه‌ی پدر و مادرهایی که نوزاد دارند یا بچه‌های کوچیک زیر چهار سال، ممکنه خسته بشن و حسابی قاطی کنند. حتی اگر به خاطر انگیزه‌های شخصی یا الهی، دلشون بخواد که بچه‌های زیادی بیارن، ممکنه بِبُرن و دیگه نخوان بچه دار بشن. 
بچه‌ها! دوستان! بیایید دعا کنیم که آدم‌های دور و اطراف این پدر و مادرها، بهشون زخم زبون نزنند. بهشون انگیزه بدن و کمکشون کنند و همچنان کمکشون کنند و از کمک کردن دریغ نورزند.
بیایید از خودمون شروع کنیم و هر وقت یک خانم بچه بغل
Fereshteh
#BabakMafi
اسم ترانه هام هر اسمی که بشه 
منظور من تویی منظور خواهشه
اسمت برای من چه خواستنی شده 
دلم کنار تو شکستنی شده
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من بهترینی
هنوزم مث تو توی زندگیم پا نذاشته 
کسی مثل تو مهرشو تو دلم جا نذاشته
واسه ی من بمون واسه ی من بخون 
تو هنوزم برای من مثل گذشته ها دیوونگی کن
واسه من فکر تنهایی نباش و باز کنار من 
بمون و زندگی کن زندگی کن
فرشته نبودی ولی واسه من بهترینی 
واسه اخلاقای بد و خاص من
بیت پاپ غمگین با ملودی گیتار و همراهی ویولن همراه با تکست پاپ غمگین جهت اجرا , که امیدوارم مورد استقبال شما هنرمندان قرار گیرد .از مشخصات این بیت پاپ می توان به :


فضای غمگین
ملودی گیتار
همراهی ویولن
تنظیم آتیک


اشاره کرد که می تواند زمینه مناسبی برای تکست های شما باشد .همچنین یک تکست پاپ غمگین نیز جهت تمرین و اجرا بر روی این بیت پاپ غمگین در اختیار شما قرار می گیرد .

بیت پاپ غمگین

بیت پاپ غمگین با ملودی گیتار

دانلود بیت پاپ



تکست پاپ غمگی
یک - حس فوتبالیستی رو دارم که توی بیست و چند سالگی، جوری مصدوم میشه که دیگه نمی‌تونه فوتبال رو ادامه بده. یا میره مربی فوتبال میشه یا میره سراغ یه کارِ دیگه؛ اما همیشه دلش با فوتباله.
خبرنگاری برای من فوتبالی‌ه که همیشه توی زندگیم بوده و نبوده. شاید الان شغل تمام‌وقت‌م خبرنگاری نباشه (که البته با این وضع کاغذ و رسانه‌ها، تعداد کسانی که شغل تمام‌وقت‌شون خبرنگاری‌ه اونقدر زیاد نیست) اما همیشه دلم با خبرنگاری بوده. و گه‌گاه با نوشتن یا تن
سیرشدی بروپیش همسرت وحید.این جمله نازنین به وحیدبودبعدازتن فروشی.وحیدگفت به نظرت مردهاتنوع طلب هستن.نازنین گفت مردایرانی ومردخارجی وزن ایرانی وزن خارجی هردودنبال وفاداری وایثارهستن تواین زمونه تنهایی یعنی بزآوردن یعنی بی وفایی.وحیددرحالیکه لباسهای خودراپس ازحمام ودوش گرفتن میپوشیدگفت همیشه تنهایی وجه مشترک سکس طلب هاهست.نازنین شروع به تمیزکردن لباس های خوددرتشت داخل حمام کرده بودوگفت تنهایی وجه مشترک آدم های تنوع طلبه.تواین سن عجل
مامان از ظهر که اشتباها نامش را بردم نگاهت از من دور نمیشود. نه از من. نه از هاله ی دور و بر من. یعنی تا دورترین نقطه نسبت به من که وقتی نگاهش میکنی من باز هم تووی میدان دیدت باشم.
سهوا اسمش را جای اسم داماد فلانی گفتم و دیگر به این کار ندارم که بحث سر لباس عروس و تالار و اینکه لباس پف دار به آدمهای قدبلند هم می آید، بود.
برخلاف دفعه های قبل که اسمش را میگفتم، اینبار نگاهت نگران شده. شاید قبلا نمیدانستی یا حتی باور نمیکردی که تا این حد خودم را درگ
۱) سارا داشت تو حیاط گریه می‌کرد که چرا باباش با دوستاش رفته چادر و اونو با خودش نبرده، هر چی توضیح دادم که نمی‌شد تو باهاش بری قانع نشد، خواستم حواسش رو پرت کنم گفتم "میخوای بیای موهای منو اتو کنی؟" (لعنت به زبونی که بی‌موقع بچرخه)، قبول کرد و بالاخره اومد توی اتاق؛ شاید باورتون نشه ولی اتو و موهای نازنینم رو دادم دستش و گفتم "مراقب باشیا!" مثل همیشه گفت:《نگران نباش،نگران نباش》! ؛ بین‌ خودمون باشه ولی چند دقیقه بعد وقتی پشت گردن و گوش و بازو
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهیکی که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شیرین میکنه.همونی که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.همونی که گمه.همونی که همیشه نیست.همونی که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
دانلود آهنگ جدید بهنام بانی به نام فقط برو
Behnam Bani - Faghat Boro
ترانه : حمیدرضا یوسفی ؛ موزیک و تنظیم : حامد برادران
+ متن ترانه فقط برو از بهنام بانی
نپرس از حال و روز من / فقط برو نمون نشو پاسوز فقط برو
برس به زندگیت به فکر من نباش / ازم که پرسیدن بگو دوسم نداشت

ادامه مطلب
کارآموزی مزخرفم تموم شد.واقعا دوست داشتم همشو آزمایشگاه باشم،ولی بخشای دیگه هم رفتم که به نظر خودم کار مفیدی نکردم.و من با هر عملی که مفید نباشه و خنثی باشه مشکل دارم و عصبی میشم.اینم یه نوع درسه دیگه:تقویت اعصاب،عصبی نباش،اگر اوضاع بر وفق مراد نبود چه کنیم؟از تجربیاتی که کسب کردم بگم براتوووون:۱.چگونه با آتش و الکل حرکات نمایشی انجام دهیم؟۲.چگونه شربت های خانگی درست کنیم؟۳.در محیط کاری مردانه چگونه خود را موفق نشان بدهیم؟۴.چگونه از زیر (بی
چند وقت پیشا نزدیک در حیاط نشسته بودم یهو دیدم از اسمون صدا اومد قووووداااااا و یه چیزی فرود اومد وسط حیاط، برگشتم رو به مامانم گفتم مامان یه چیزی افتاد:رفتم بیرون دیدم یه مرغ نوجوون تو باغچه است
مامانم اومد گفت چیه؟گفتم به حق چیزای ندیده از اسمون مرغ میباره:|
کمی بعد یه پسر بچه در زد گفت جوجه من افتاده تو حیاطتون؟گفتم بله:|
یه ساعت دنبالش کردیم تو حیاط این میگفت قود قود قود قداااااا و جاخالی میداد
سر آخر گرفتیم دادیمش
امروز داشتم از کلاس ب
 
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام ای وای
Download New Music Hamid Hiraad – Ey Vaay
حمید هیراد ای وای
یه چال روی گونه دو ابروی کمونت دلمو میکشونه روز وصالمونه آره روز وصالمونه عشقی که بینمونه آره مال هردومونه میگذره این زمونه عشقه فقط میمونه عشقه فقط میمونه
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید .
دانلود آهنگ با کیفیت 128
ای وای حمید هیراد دانلود آهنگ دانلود آهنگ ای وای دانلود آهنگ ایرانی دانلود آهنگ جدید دانلود آهنگ شاد متن آهنگ ای وای حمید هیراددانلود
رفته بودیم سر خاک پدربزرگ مامان. طبق نوشته‌ی روی قبر، نود و نه سال عمر کردن و دوازده سال پیش از دنیا رفتن. من و خواهر برادرام نسل سومشون بودیم. داشتم فکر می‌کردم اگه چند سال بیشتر عمر کرده بودن، یا اگه مثلا خواهرم به جای بیست و پنج سالگی، تو بیست سالگی بچه‌دار می‌شد، نسل چهارمشون رو هم می‌دیدن. اونوقت من به شخصه به دیدن نسل دومم هم فکر نمی‌کنم!
آقای گفتن که بابای جوجه ممکنه نسل چهارمش رو ببینه. من حساب کردم اگه صد و دو سال عمر کنه و فرزندان و
#پارت_21
#متغیر
با نجوایی که درگوشم زمزمه میشد چشم بازکردم به حدی خسته و کوفته بودم که صدایش برایم حکم لالایی داشت وقتی صدای بسته شدن در اتاق3.4 که دراختیار داشتم به گوشم رسید مثل برق گرفته هادرجایم نشستم .یورش بردم به سمت درو بیرون رفتم پایین پله ها خانومی چمدان به دست درحال رفتن بود-کتی(خدمتکار) کتتتی خانم صبر کنید چمدانش زمین گذاشت لبخندی زد که چهره سردش حتی با لبخندی که زد گرم و صمیمی نشد
+دارین میرین؟!!
-اره
+سری به من نمیزنید؟!!
 -. 
سرمو کج ک
الان 2 روزه که بازی کامپیوتریم به دلایل نامعلومی خراب شده و بالا نمیاد و منم هرچی بازی رو پاک و نصب میکنم فایده نداره. حوصله هم ندارم ویندوز عوض کنم.
و در آخرین حرکت نمی‌دونم کی و چه موقع دستم به چه دکمه‌ای خورده ولی یه دفعه دیدم rosseta stone بعد از چند ماه اجرا شده. قشنگ لپ‌تاپم داره در نقش motivator عمل می‌کنه.
دوست عزیز چندین و چند ساله‌ام. می‌دونم نگرانی، خودم هم نگرانم دیگر اطرافیانم هم نگرانند :)) به هر حال قدردانی می‎کنم و تشکر می‌کنم بابت تما
بالاخره مقاومتم شکسته شد و ماشین رو فروختم. این دومین ماشین زندگیم بود که با دستای خودم میفروختم! بدهی هایی که برای پول پیش خونه رشد کرده بودن و بزرگ شده بودن قرار بود با پول این ماشین صاف بشن. یلدا هر نیم ساعت تماس میگیره و میگه "ناراحت نباش، با وام ازدواج دوباره ماشین میخریم!" اما ما که ضامن نداریم! اگر داشتیم که با وام ازدواج قرض ها رو پس میدادیم و الان ماشین سرجاش بود. یادمه که از نوجوانی کار میکردم. حالا تو سی سالگی، پس انداز من از تمام دو
میدونی،من آدم بغضای همیشگی بودم
آدم نباریدنآدمی که اکه ابری باشه، ابرای بزرگیه که هیچکس نمیفهمه پشتشون یه عالمه بارون تلنبار شده است 
هر ادمی تو زندگیش دردایی داره. منم،
هیچوقت نگفتم دردای من از بقیه دردترن!نگفتم سلطان غمم و نخواستم کسی حتی بفهمه غمگینم.
 خواهر نداشتم. تا تو اغوش مهربونش راحت غمامو زار بزنم تا سبک شم
 همه غمام بغض شدن چسبیدن به گلوم
من داد نزدم های های گریه نکردم، برای هیچکسی خودمو لوس نکردمهیچکسی نداشتم سرمو بچ
.
میگم: تو مثل جلالی (آل احمد) و من مثل سیمین (دانشور)
تو نوشته هات اقبال عمومی بیشتری داره.مثل جلال که همون زمانِ زنده بودنش شناخته شد نوشته هاش نقد و تفسیر شد.باهاش مصاحبه های مکرری شد.به عنوان فردی ی شناخته شد
.
من، اما سیمین.مخاطب های خاص خودمو دارم.ازون پروپا قرص ها.ازونا که اگر بد بنویسم میان پی ویم گله میکنن.ازونا که حوصله ی خوندن هزارتوهای کلمات رو دارن
.
سیمین چندان ک باید شناخته نشد.اونقدر ک به اجبار به ترجمه رو اورد‌جور
گاهی دلم برای مردای این دوره زمونه ی ایران میسوزهنمونش همین دوستمخانوادش مذهبی بودن و این پسر تا حوالی سی سالگی محرم نامحرم رو رعایت میکرده و هیچ رابطه ج.نسی هم نداشتهبعد میفهمه که این تربیت ها قدیمی شده و این ارزش ها دیگه زندگیش رو پیش نمیبرههنوز اما، معیارای سنتی رو داره: میخواد یکی رو بگیره که خودش اولین مرد زندگیش باشه اما از اون طرف اعتماد نداره که دختره راستشو بهش گفته باشه که قبلا حتی عاشق هیچ مردی هم نشده باشه چه برسه به رابطه بدنیبه
من اگه پسر بودم و به کسی پیشنهاد ازدواج داده بودم و منتظر گرفتن جواب بودم، تا بخواد جواب بهم بده، دیوانه شده و سر به کوه و بیابون گذاشته بودم =)
در مدت انتظار، انواع و اقسام افکار به ذهن آدم هجوم میاره.
_ خیلی خوب عمل کردم به نظرم. حتما همه چی اوکی میشه.
_ واااای من چرا اینجوری کردم؟ چرا اینو نوشتم؟ چرا اینو گفتم؟ ریجکت صددرصده!
_ خدایا یعنی چند نفر دیگه مثل منن؟ اصلا شاید تنها باشم ها؟ اینجوری ممکنه تنها گزینه خودم باشم.
_ من مطمئنم همین امسال که م
داشتم با پشمک حرف میزدم،بهم گفت تو که خیلی مهربونی تو که خیلی قشنگی گوگولی ای،هنوز داشت میگفت بهش گفتم پشمک میخوای گولم بزنی چی میخوای بگی،گفت تو دست منو همیشه رو میکنی گفتم هاهاها گفت ببین داری این مدت خودتو خر میکنی گفتم پشمک درست حرف بزن باتوام قهر میکنما گفت خب قهر کنی تنهاتر میشی که گفتم فاک پشمک توام دیگه یاد گرفتی گفت خب من که خودتم خب خودت که میدونی تنهای گفتم پشمک بس کن گفت ببین این همه کینه مینه ای نباش تقی به توقی میخوره قهرجون میک
 دوشنبه ی محنت 
دو روز روزه داری متصل با یک استکان آب 
سرگشته در خیابان و بیابان 
به زور پیدا شدن هلال ماه 
زنده شدن خاطرات سخت فطر گذشته در فطری رنجبارتر
تعطیلات همواره بدشگون خرداد
بختک افتادن به زندگی
بی خبری و رها شدگی ِ ناگهان
چشم انتظاری هولناک
باز رفتن شان به سواحل شمالی نقشه
ماندن در سیاهچال شمال شرقی نقشه
پیدا شدن مزاحم یا مزاحمان تلفنی 
بیماری . تهوع . تهوع . لکه های خون 
اضطراب
حالتی متوسع تر از مرگ
در رفتگی انگشت اشاره ی دست چپ
دانلود مداحی جواد مقدم حرز اسم زیبات همیشه همرامه
شهادت امام جواد علیه السلام 97نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیحرز اسم زیبات همیشه همرامهجونمو بدم پات آره از خدامهخوب و دیدنیه لحظه ی رسیدنتو حرم تموم دنیا زیر پامهزائرای محترمتو عشقه مهربونی و کرمتو عشقههمه جاش بوی مشهدو میده گوشه گوشه ی حرمتو عشقهعالم میدونه باب المرادی أنا البخیل و أنت الجوادیآقای مظلوم آقای مظلوممتن مداحی حرز اسم زیبات همیشه همرامه جواد مقدمش
سلام
من حدود ٢ ماه پیش یه سوالی کردم با این عنوان که "از طریق چت، با پسری رابطه دارم که از لحاظ فرهنگی و طبقاتی اختلاف داریم".
قضیه از این قرار بود که من از یه شهر با یه پسر از یه شهر دیگه ٢ سال چت میکردیم ولی نه به قصد ازدواج یا حتی دوستی، چت هامون معمولی بود و ما کم کم به هم علاقه مند شدیم، از چند تا پیام در هر ماه رسید به ٢ـ٣ بار چت در هفته.
ایشون هم اصرار داشتن که قرار بذاریم همدیگه رو ببینیم.، ولی من چون میترسیدم که گذشته ی نسبتا بد ایشون و اختل
من هرجای دنیا هم که برم، هرچقدر هم که زمان بگذره و هرچقدر هم که بیشتر بفهمم علاقم به آدم این مدت کم عمق و به درد نخور بوده. باز نمیتونم ذوق لحظه های دیدنش (حتی از دور)، ذوق احساس حضورش (به فاصله ی چند قدم، زیر یه سقف، حتی زیر یه آسمون)، ذوق کنارش نشستن (حتی وقتی نمیشناختم)، ذوق همکلام شدن باهاش (حتی یه کلمه، حتی یه سلام)، ذوق کنارش راه رفتن (موقع گز کردن ولیعصر، حتی بدون نگاه کردن به هم)، ذوق شنیدن اسمم برای اولین بار از زبونش (حتی وقتی موقع حرف زد
بدتون نمیومده از زندگی؟شما چقده قوی این!من خودمم نمیدونم دارم چه غلطی میکنم اصلا چمه چی میخوام چرا اینطوری ام میخواین بگم مثلا توی یه روزم چیکار میکنم؟کاش حوصله داشتم واستون الگوریتمشو میکشیدم.اگر روز تعطیل باشه که یا خیلی میخوابم یا نمیذارن خیلی بخوابم و خب کل روز رو یا روی مبل دو نفره میشینم و میخوابم و تلفن به دست چت میکنم و وول میخورم توی اپلیکیشن ها و غر میزنم و اگرم حالم خوب باشه شاید یه غذایی هم درست کنم این روزا به علت کاروبارای هنرس
سلام.
شما
هم با پدر و مادرتون دعوا می کنید؟ اگر می کنید بدونید تنها نیستید. چون
خیلی ها این کارو می کنند. گر تو این متن احساس کردید دارم از این کار
حمایت می کنم، باید بگم : لطفا جلوی فوران احساساتتون رو بگیرید.
به
عنوان یک روانشناس (البته توی پرانتز من تازه میخوام بشم (دخترا فکر بد
نکنن) و هنوز در راستای بهبود وضعیت خویش قدم بر می دارم) عرض کنم که والا
من هم گاهی دعوا که نه ولی بحثم می شه و چیز عجیبی نیست اکثرا بحثشون
میشه لپ کلام اینه که نکنی
ساده نباش دیگر خبری در راه نیست.فقط یک گذر کوتاه بود، این بهار هم رفت.این بهار تیره و سیاه، رنگ آسمان نداشت. باز هم من از تو دورم و باز هم هیچ رویایی به حقیقت نرسید.باز هم روزگار رسید به گرمای سرسخت روزهای بلند تابستان.
باز هم ماه تیر.  طعم شور اشک چشم. بغض کال هر شب. ازدحام خاطرات دوران نوجوانی و جوانی ام.و کلماتی که آرامش روزهای بودنت را نمی تواند منتقل کند.
کاش هنوز کودک بودم. کودکی جسور که خسته از کلاس و درس، با کیفی پر از کتاب و بی
تیکه تیکه خوندن آمار بالاخره تمام شده و بعد از اتمام دور اول گرچه نمیتونم هنوز تست هاش رو جواب بدم اما خودم رو اینطور آروم میکنم که نگران نباش،فعلا درحال قلق گیری هستی.باید اکسترای فارما رو شروع کنم اما ازش وحشت دارم.از اینکه چطور این حجم رو بخونم و اصلا چه تضمینی وجود داره بعد از خوندنش بتونم اون شش سوال دستیاری رو جواب بدم?
از نورو هم وحشت دارم.از درس هایی که مدتهاست نخوندمشون و با فکر بهشون توی این ماراتون احساس ضعف میکنم.اما من نباید ا
دنیای عجیبیه مگه نه؟؟ چقدر دلت می گیره وقتی ندونی کجای دنیا ایستادی جات کجاستچقدر سخته کلمات کمکت نکنن حرفتو بزنیچقدر غم انگیزه دلت سخت گرفته باشه ندونی چتهاز کسی دلگیر باشی ندونی چراچقدر سخته بغض تو گلوت باشه نتونی گریه کنی نتونی برای کسی دردودل کنیچقدر بده عمری را برا  همه  سنگ صبور بوده باشی و برا خودت از شیشه نازکتر .وقتیم شکستی کسی نپرسه خرت به چنددلم امروز خیلی گرفته میدونم دلتنگیم تقصیر هیچکسی نیست از کسی هم گله ای نیستاین رسم
دانلود مداحی مجید بنی فاطمه غریب و تنها نیمه جونه
شهادت امام جواد (ع) ۱۳۹۷نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
غریب و تنها نیمه جونه
آسمونم روضه خونه
اشک چشم هاش مثل بارونه
روی خاکا سر میزاره
هیچ کس رو اینجا نداره
بی حبیبه حتی تو خونه
روی خاک حجره دلش گرفته از این زمونه
من براش بمیرم سنی نداره هنوز جوونه
شبا و روزاش تاره امون ای دل امون ای دل
چه حال زاری داره امون ای دل امون ای دل
هلهله کردن نانجیبا
ناله میزد وا غریبا
دانلود آهنگ جدید شمس جدیدا
Download new Music Shams Jadidan
آهنگ جدید شمس بنام جدیدا
جدیدا جای تو شدیدا خالیه شده افسرده بد دل بی حاشیه جدیدا بودنت خیلی سخته برام
ببین خستم میخوام تو روی تو درام ببین دارم بهت میگم بامن انقدر نباش بیرحم
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ جدیدا
 
آهنگ های شمس
قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرقسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر . قسمت دوم گفتگو بااسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عشایر از کانال گوشه به گوشه . . قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایرتوضیحات قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر. توضیحات قسمت سوم گفتگو با اسما دختر خوش زبون عشایر. . قسمت دوم گفتگو بااسما دختر ۱۰ساله خوش زبون عش
توجه: هرانچه در متن بیان شده احساس من نسبت به عروسی های متداول هست نه قضاوتم در مورد اشخاصی که این کارو میکنن. و نهایت احترام رو برای عقیده و سلیقه هرکسی برای شروع زندگیش قائلم.  
 
 
پارسال همین ساعتا بود که من مثل همه اتفاقاتِ قبل از عروسی، توی روز عروسیم هم شبیه عروسای دیگه نبودم. و این البته تصمیم خودمون بود. نمیخواستم توی عروسیمون گناه باشه و هیچ علاقه ای هم نداشتم که مثل عروسی های متداول برم ارایشگاه و بعد یه چادر بندازم روی سرم کورمال ک
One of the hardest things in life is watching the person you love, love someone else.
یکی از سخت ترین چیزها در زندگی
دیدن شخصیه که عاشقشی درحالی که عاشق کسی دیگه اس.
 
Like a rolling paper thin and smooth,roll all your problems and smoke it into ashes.
مثل رول کردن یه کاغذ نازک و نرم.همه مشکلاتت را بپیچو به خاکستر بکش.
 
Homesick for the place where I’m not even sure doesn’t exist!
دلتنگ جایی‌ام که مطمئن نیستم وجود داشته باشه.
 
A strong woman may remain silent when people talk behind her back, but that doesn't mean she doesn't notice, it simply means she chooses not to waste her energy on foolishness, she has more important things
خاکستری ابی
4/4
Dm    A7         Gm       A                          Gm         A7    Gm     Dm                     
روح بزرگوار من دلگیرم از حجاب تو . شکله کدوم حقیقته چهره ی بی نقاب تو
A#                    F      Gm                Dm                   F  Gm                                 
وقتی تن حقیرمو به مسلخ تو میبرم . مغلوب قلب من نشو ستیزه کن با پیکرم
Dm   A#7   Gm                      Am                   A#                        Am                               
اسم
پیش خودم قراری نبود تا نوشته های اینجا بشوند دلنوشته، هر چند نمی دانم منشاء دقیقشان دلم است یا هر اندامی دیگر از پوست و گوشت و استخوان. اما وقتی باید بنویسی و پر هستی و ظرف تو لبریز است، دست تو نیست تا بگویی بمان! نریز! نباش! نگو! هر چه که در سیلاب می افتد رفتنی است و سیلاب حرف هم که به راه می افتد هر چه هست و نیست را با خود می برد و می شوید و جایی میان صفحات پراکنده ایی که از ذهن و زبانت می ماند باقی می گذارد؛ این اتفاق زمانی می افتد که برون ریز تو ا
کل این شش ماه آخر جمع شد و تبدیل شد به چهارتا نمره.
تبدیل شد به چهار تا عدد .
یعنی اگر یه نفر بیاد بپرسه توی این شش ماه که مثلا گفتی میخوای یه تی به زندگی ات بدی و خیز برداشتی که زیر و روش کنی چه کار کردی، فقط میتونم چهارتا عدد بهش بدم.
راستش رو بگم، عددهای خوبی هستن! یعنی خودم انتظار نداشتم اینقدر خوب بشن. دیشب، نزدیکای ساعت دوازده وقتی اس ام اس ثبت نمره ام اومد و نمره ام رو دیدم، خیلی خوشحال شدم. میگفتم اینه نتیجه زحماتم. اینه نتیجه 6 ماه ریاض
هیجده سال هست که توی این محله زندگی میکنیم و هیچ وقت فکر نکردم وای چقدر ما پایین شهریم و بدبخت!!!
بالاشهر و بقولِ امروزی ها لاکچری نیستیم اما اینکه با پیاده روی فقط نیم ساعت به مرکز شهر و تموم مرکز خریدها دسترسی داشته باشی برام امتیاز محسوب میشده اما خب گویا معیارهای من با حساب و کتاب آدم های این دوره زمونه خیلی توفیر داره.
از وقتی که خواستگاری مریم کنسل شده و اونم فقط بخاطر محلِ زندگیمون،دقیق شدم به محله و همینجور دارم کنکاش میکنم اما به نتیج
[سر کلاس درس، دقایق آخر تا تعطیل شدن کلاس، بچه ها بی تابی می‌کنند تا زنگ بخورد و کلاس را ترک کنند، امیر این بین بی قرار تر از همه است، لوازمش با جمع کرده و فقط مانده کتابش. حمید از دور او را در نظر دارد. زنگ می‌خورد و با صدای جیغ و فریاد بچه ها کلاس در چشم بهم زدنی خالی می شود. نفر اول امیر از در کلاس مثل گلوله خارج میشود. حمید اما به سمت میز امیر می‌رود و مشغول کاری می شود و بعد اوهم سریع کلاس را به سمت حیاط و بعد کوچه ترک میکند و در راه امیر را می
خدا در دوجا به بندگانش می خندد !
یکی زمانی که همه دست به دست هم می دهند تا یکی را ذلیل کنند و خدا نمی خواهد 
و زمانی که همه دست به دست هم  می دهند تا کسی را عزیز کنند و خدا نمی خواهد .
به شغلی که خواستم، نرسیدم و هنوز وقتی صورت جلسه می نویسم.حسرت دارم ولی روزی هزار بار خدا را شکر می کنم .که ابروی امروزم به خاطر نگاه خدا است .ناامید می شم. خسته می شم اما تهش دلم گرم است که خدا هست . گلستان شهدا رفتم و با کسی حرف زدم .دلم اروم تر شد.گفت اگه مطمنی که بهشت و
سلام
حاجی پیامک داده چرا سوالا رو جواب ندادی؟ بعد از کلی چک و چونه که نت ندارم و من که مدرک نمی خوام و . گفتم تازه با سوال مربوط به شما هم مشکل دارم  و فکر می کنم درست متوجه نمیشم چی می خواد؟ میگه همه همینجورن، مطلب سنگین بود :/
گفتم اما من با سوال مشکل داشتم! بعد گفتم تازه نقد هم دارم بهتون‌ .گفت به مطلب یا ارایه؟ گفتم ارایه، سر فرصت میگم بهتون!
میگه خوبه، کی؟ دیدم تا اخر هفته که تهرانم، بعدشم هزار تا کار دارم. برگشتم گفتم با منشیم هماهنگ کنید
سلام
-کتاب شرمنده نباش دختر ریچل هالیس رو تموم کردم و باید بگم بطور کل کتاب خوبی بود، مخصوصا برای کسانی که میخوان کسب و کاری جدید راه اندازی کنن یا از خیلی چیزها میترسن، از نه گفتن، از مثل دیگران نبودن و فکر میکنن که این نقطه ضعف محسوب میشه، خلاصه خیلی کتاب مفیدیه، خوندنش ارزشمند بود برام.
- از امروز هم شروع کردم کتاب "چگونه شخصیت سالم تر بیابیم" اثر دکتر وین دایر و صد البته با ترجمه بدرزمان نیک فطرت رو بخونم، در واقع قبلا تا نصف کتاب خونده بود
 گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسانباید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد. به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشداما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟" مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،بدان که زندگی می کنی … هیچ انتظاری از کسی ندارم!و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛یکی در آسمان و یکی در قلب …  در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ
توضیحات

انگیزشی روزهای پایانی کنکور
 
همه چیز از یه رویا شروع شد دوست من…
لحظه ای که تو تصمیم گرفتی و خواستی که به سمت اهدافت بری….
یادته روز اول، روزی که تازه شروع کرده بودی که برای کنکور بخونی چقد ذوق داشتی، چقد انرژی داشتی، چقدر تک تک سلولات برای رسیدن به هدفت هیجان داشت؟
همه رویای بزرگی تو سرتون دارید، چی شد؟ چرا اون رویا ها از دست رفتن؟ چرا خیلیاتون فکر میکنید دیگه نمیشه دیگه نمیتونید؟
عزیز من ، دوست من
این هفته آخره، د
چیزی شبیه شنا در خلاف جهت امواج آب. هر چقدر هم قوی شنا کنی و دقیق باشی و سریع باشی و تلاش کنی و همه‌چیز،‌ باز هم نمی‌شود.
نمی‌شود که برسی.
نمی‌شود که بشود.
نمی‌شود که آن‌طور شود که خواسته‌ای.
نمی‌شود.
نمی‌شود که تو باشی، به مهربانی مهتاب
و این روح دردمند ولگرد
باز هم کوله را زمین نگذارد
و سر را به زانوی مهربانی تو.»
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد،گل از تو گلگون‌تر،پاییز از تو غمگین‌تر.»
رویاهایمان کوچک نبود. هدف‌هایمان کوچک نبود. ته
قول دادم به خودم از صد شب برایت روایت بنویسم تا هر وقت گذار و گذرت به کوچه ایی افتاد که کلمات این روایات را بر دیوارهایش نوشته ام، یادت بیاید که همیشه امید است که با کلمات بر دیوار کچه ایی می ماند و اسم تو را امید است که می نویسد نه دست های چرکین و آفتاب سوخته از خورشیدی که باید هر روز اسمِ نبشته ی تو را بخواند. 
چرا صد شب ؟ مگر صد عدد نیست؟ مگر همیشه باید چهل یا هزار یا هفت یا نمی دانم چند باشد؟ تو که بهتر از من از افسانه و حکایت ها می دانی. تو هم ش
فکر کن خسته و کوفته بعد یک هفته از راه برسی هنوز عرقت خشک نشده ، کلی آدم زنگ بزنن از تویی که نمیدونی رتبه ها اومده خبر بگیرن‌‌‌.
و من میگم نمیدونم بزارین نگاه کنم.
نمیدونم چی میشه ولی فعلا یه بحث افتضاحی بین مامان و بابا شکل گرفته 
همین.
و من دوباره یه لحظه حس میکنم یه فشار زیادی به پیشونیم وارد شده و از دماغم خون میاد.
و من نه تنها شروع نمیکنم دوباره 
متوقف میشم و ادامه نمیدم.
دوباره به خودم امید نمیدم و تلاش نمیکنم.
دیگه هیچی هیچ ارزشی
+اگه فرصت پیدا کنی، قبل رفتنت، ایندت رو ببینی یا بشنوی، حاضری باهاش روبرو بشی؟
_پیشگویی؟
+خیلی ها بهش میگن پیشگویی، ولی من دوست دارم اینجوری بهش نگاه کنم : کسی که خیلی خوب از تاریخ درس میگیره و می‌دونه سناریو های دنیا به عدد انگشت های دسته
_من دارم میرم تا یک اتفاق جدید باشم
+تو این شکی ندارم، تو قطعا یک اتفاق جدیدی، نه تنها تو همتون، همه شما که می‌رید
_پس قبول داری که از انگشت های دست بیشتره
+من درباره ی آیندت صحبت کردم نه کاری که می‌کنی
_کاری
دارم به این فکر میکنم چقدر کار خوبی کردم که به حرف خواهرم گوش دادم و کتاب ملت عشق رو خوندم. گاهی اوقات  خیلی با الا همزاد پنداری میکنم. چقدر شبیه این زن بودم! و چقدر نصیحت ها و حرفهای شمس به من تلنگر زدند. چه خوب که بعضی از نویسنده ها همچین رمان های اموزنده و تکان دهنده ای مینویسند. یک جوری که فکر میکنی این رمان فقط برای اینکه تو متحول بشی نوشته شده! گاهی اوقات بعضی از قانون های شمس چنان منو تو فکر فرو میبرد که واقعا زمان رو فراموش میکردم. وقتی دا
توضیحات
انگیزشی روزهای پایانی کنکور
 
همه چیز از یه رویا شروع شد دوست من…
لحظه ای که تو تصمیم گرفتی و خواستی که به سمت اهدافت بری….
یادته روز اول، روزی که تازه شروع کرده بودی که برای کنکور بخونی چقد ذوق داشتی، چقد انرژی داشتی، چقدر تک تک سلولات برای رسیدن به هدفت هیجان داشت؟
همه رویای بزرگی تو سرتون دارید، چی شد؟ چرا اون رویا ها از دست رفتن؟ چرا خیلیاتون فکر میکنید دیگه نمیشه دیگه نمیتونید؟
عزیز من ، دوست من
این هفته آخره، دیگه راهی نمونده
صبحش سنجش اعلامیه زد که امروز نتایجو میدیم.بعد چند دقیقه اون اعلامیه رو حذف کرد و اعلامیه جایگزینی زد با محتوای اینکه نه غلط کردیم فردا میذاریم! اکثر رفقا میگفتند که احتمالا همین امشب میزنن و واسه این گفتن فردا که سایت شلوغ نشه!! من هم از حدود ساعت هشت شب شروع کردم به رفرش زدن سایت سنجش!هر سی ثانیه یک رفرشاز جمله اعمال مشترک همه ی کنکوری ها در همه ی نسل ها!!» تا حدود ساعت ده شب این کار عبث و بیهوده رو تکرار کردم!دیگه بیخیالش شدم و گفتم بذار امشب
 گویند که ازدل برود هر آنکه از دیده برفت.عمریست از دیده برفته است و در دل مانده.باز نشستم رو بروی همه ی خاطراتم. روبروی یک دنیا زندگی، اما فقط توی قاب پیام های شیشه ای.زنده ی زنده.این روزها حس میکنم عقربه های ساعتِ زمان افتاده انگار روی دورِ تند. ساعت را که نگاه میکنم زود میگذره، ثانیه هاش تند تند جابجا میشن و دقیقه هاش چشم به هم میزنی رفتن روی عدد بعدی. و ساعتشو که دیگه نگو! عین برق و باد میگذره ، اما موندم چه حکمتی داره که عمر من تموم نم
 

بسم الله الرحمن الرحیم
امام علی (ع) می‌فرمایند:
گذشت ایام، آفاتی در پی دارد و موجب از هم‌گسیختگی تصمیم‌ها و کارها می‌شود
خلاصه بهتون بگم.در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.ببین.یعنی در انجام کارهای خوب و سخت قبلش اصلا روش فکر نکن.تا تصمیم گرفتی عمل کن.
 
مثلا به تصویر بالا دقت کن.میگه تا اراده کردی از 5 تا 1 بشمر و بعد یک تی به خودت بدهنذار فرصت از دست بره.چون ذهنت جلوی تو رو میگیره
خودمو مثال میزنم.امروز ظهر خواستم مطلب بنویسم.تا
خانم دکتر جعفری:
 
از هرده خانومی که به مرکز مشاوره مراجعه می کنند،
نه نفر دچار  غمباد و بغض ِ درونی هستند. و اگر کمی سربه‌سرشون بذارید چشم‌هاشون پر از اشک می‌شود!
 
از هر ده خانوم، هفت نفر عصبانی هستند و آماده‌ی پرخاشگری!
 
از هر ده خانوم، پنج نفر عفونت ِ ناحیه لگنی / مجاری اداری دارند!
 
از هر ده خانوم، سه نفر کیست ِ تخمدان، رحم یا سینه دارند!
 
غمباد.
غم‌هایی ست که روی هم انباشته می شود! بادی در بدن بوجود می آورد که از نظر طب چینی می‌تواند
شب بخیر باکلاس
شب بخیر شعر
شب بخیر دوستان عزیز
شب بخیر فلسفی
شب بخیر غمگین
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا

نمایندگی پیامک صوتی


آسمان شب زندگی من فقط یک ستاره دارد و آن تو هستی
. شب بخیر عزیزم.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

شب بخیر به شیرین ترین رویای من، زیباترین فانتزی، زیبا ترین فکر و همسر عزیزترینم


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یک دایره ضعیف از زندگی وجود دارد که هرگز نمی خواهم از آ
شب بخیر باکلاس
شب بخیر شعر
شب بخیر دوستان عزیز
شب بخیر فلسفی
شب بخیر غمگین
شب بخیر عارفانه
شب بخیر رسمی
پیامک شب بخیر زیبا

نمایندگی پیامک صوتی


آسمان شب زندگی من فقط یک ستاره دارد و آن تو هستی
. شب بخیر عزیزم.

-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

شب بخیر به شیرین ترین رویای من، زیباترین فانتزی، زیبا ترین فکر و همسر عزیزترینم


-*-*-*-*-*-*-*-*-*
---------------------
-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یک دایره ضعیف از زندگی وجود دارد که هرگز نمی خواهم از آ
در هنگام گذشتن از پل نوجوانی با ان کوله پشتی نه چندان پر کم کم می فهمی باید در سر راهت چیزهایی به کوله پشتی اضافه کنی.اما باید حواست باشد که زیاد سنگینش نکنی.این پل سرزمینی است که نوجوانی ات را روی ان می گذرانی و نوجوانی دورانی نیست که بخواهی تنها باشی و تنهایی این سفر را ادامه بدهی.بالاخره چند تا رفیق پیدا می کنی و دوستی را و دوست داشتن را تمرین می کنی.اما باید حواست باشد که رفیق بازی مرز دارد.گاهی رفیق بازی های بی حد و مرز کوله پشتی ات را سنگین
(در نظر داشته باشید که دارم در مورد فضای کوچیک روستا باهاتون صحبت میکنم.)
رفته بودم خانه عمه و حرفها حسابی طول کشید. اذان تمام شده بود که خداحافظی کردیم. عمه تمام سبزی های تازه اش را ریخت برای من. خواستم برای خودش سبزی بچینم که محمدرضا گفت شما بفرمایید. بعد هم رفت توی خانه. مانده بودم چجور حالیش کنم که مردانگی اش را برای خودش بگذارد! و اصلا حالی اش کنم یا نه؟ چیزی نگفتم. 
محمدرضا نوه عمه است. گمانم که بیست و پنج سال را دارد. راستش خوشم نیامد. از
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب