نتایج جستجو برای عبارت :

زینب والیهان

۵ جمادی الاولیٰ جناب زينب کبریٰ کی ولادت باسعادت کی مناسبت سے چند اشعار
ـــــــــــــــ
اسی عنوان سے کھولا گیا باب زينب
دین اسلام ہے دراصل شباب زينب
.
عالم خلق میں تکرار کا امکاں ہی نہیں
دہر میں ڈھونڈئیے اب آپ جواب زينب
ادامه مطلب
۵ جمادی الاولیٰ جناب زينب کبریٰ کی ولادت باسعادت کی مناسبت سے چند اشعار
ـــــــــــــــ
اسی عنوان سے کھولا گیا باب زينب
دین اسلام ہے دراصل شباب زينب
.
عالم خلق میں تکرار کا امکاں ہی نہیں
دہر میں ڈھونڈئیے اب آپ جواب زينب
ادامه مطلب
بعد از وداع با خورشید، هنگامی که زينب قدم به درون خیمه نهاد، همه مطمئن شدند زينب تنها نیست! گویی حسین هم با او به میان خیمه می‌آمد. حسین با زينب بود! حتی در عصر عاشورا و حتی در میان آن خرابه شوم. انگار این حسین بود که بر سر منبر خطبه می‌خواند. انگار این حسین بود که کودکان را بر روی پاهایش می‌خواباند و آن‌ها را آرام می‌کرد و همین بود که بعد از عاشورا کسی از کنار زينب تکان نمی‌خورد. زیرا حسین با زينب بود!#دختران آفتاب
حضرت زينب (س) در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه ترین مردم به پدر خود امام علی(ع)و مادر خود حضرت فاطمه(س) بود. در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه درس تحمل و بردباری را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید خواهر بزرگوارش زينب(س) بود. در مورد ولادت حضرت زينب(س)مورخان اقوال گوناگونی را ذکر کرده اند. دو قول مشهور1) پنجم جمادی الاولی سال پنجم هجری[۱].
 2) برخی نیز سال ششم هـجری را سال ولادت ایشان می دانند.[۲]
ادامه
یارب به حق زينب این قلب راشفاده/یک تذکره برای مکه و کربلاده/درمان نما مریضان درکوچه محبت/برشیعیان حیدر گنجینه ولاده/ایمان با ولایت آن گوهروجوداست/عشق و محبتش را برقلب مبتلاده/زينب همیشه باشد خورشید آشنایی/گنج شفاعتش رادر صحنه جزاده/شام ودمشق بانو باشدحریم جانان/این قلب مومنین را بسیارهم صفاده/بهرظهورمهدی سرفصل نوردارد/یارب به حق زينب برمهدیش رضاده/
دانلود اهنگ نه بنفشه نه قیزیل گول از زينب حسنی
زينب حسنی,دانلود اهنگ جدید زينب حسنی,دانلود فول البوم زينب حسنی,دانلود اهنگ زينب حسنی,نه بنفشه نه قیزیل گول,دانلود اهنگ نه بنفشه نه قیزیل گول,اهنگ موغام
نظر یادتون نره
منبع:
https://persionblog.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%a7%d9%87%d9%86%da%af-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d9%86%d9%87-%d9%82%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%84-%da%af%d9%88%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d9%86/
به مناسبت ولادت حضرت زينب(س) ما داستانی را از ایشان در اختیار شما بزرگواران قرار داده ایم:
پس از ولادت حضرت زينب (س)، حسین (ع) که در آن هنگام کودک سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد:خداوند به من خواهرى عطا کرده است.پیامبر(ص) با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت . حسین (ع) پرسید: براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟.
ادامه مطلب
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌های مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌های سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زينب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زينب سرش پایین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
صدایت میکنم ربی الهی
به سویت آمدم با روسیاهی 
هزاران بار دستم را گرفتی
نجاتم دادی از گم کرده راهی 
گناهم را ز بس توجیه کردم
ز چاله جستم افتادم به چاهی 
به جای شکر نعمت کفر گفتم
برون شد نعمتم از کف الهی
همیشه فکر میکردم جوانم
که لحظه لحظه‌هایم شد تباهی 
اجل نزدیک بر من ، من ز تو دور
که عمری راه رفتم اشتباهی 
به کاهی کوهی از عصیان ببخشی
چه سازم من ندارم پر کاهی 
مشو راضی که مهمانت بگرید
کشد دائم ز سینه سوز آهی 
دری بگشا، نگاهی کن، غریب است
ندارد
"یا لیتنا کنا معکم" را چقدر زمزمه کرده‎ایم در سینه‎زدن‎ها و روضه‎هایمان و چقدر برایش اشک ریخته‎ایم؛ ولی چقدر فرق است بین زمزمه یک مرد با من؛ تفاوتی به اندازه همه شهادت‎های تاریخ و اشک ریختن و صبر کردن‎های نه تاریخ. همراهی چون منی با امامم، آن هم حسین (ع) را نمی‎دانم هیچ‎وقت اتفاق می‎افتاد یا نه، ولی این را خوب می‎دانم که اگر من می‎شدم یکی شبیه همسر زهیر یا مادر وهب چه می‎شد؛ که اگر این یکی یکی‎ها شبیه آن "یکی" می‎شدند حسین تنها نمی
مواسات یک جور همدردی است. یک نوع همراهی. مثل کسی بودن. عین کسی بودن
در راه از عراقی‌ها که می‌پرسیدم که
چرا اینطور با زن و بچه‌ی کوچک می‌آیند پیاده‌روی اربعین،
اکثرا این تکه کلام از جملاتشان حذف نمی‌شد: لمواساة السیدة زينب
یک دنیا معرفت است توی همین یک جمله.
یعنی ما با شماییم. عین ِ عین شماییم.
پیاده‌روی اربعین برای زينب سلام الله است. ذیل نامش.
#پیام_شهید 
اطراف حرم گرچه 
پُر از "خولی و شمر" است
دنیای #تشیع سپر 
#زينب کبری ست
"شیران مدافع" 
دلتان شاد که #عباس
همراه شما در حرم 
زينب کبری ست.
سلامتی رزمندگان اسلام و شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات .
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
این گل را به رسم هدیهتقدیم نگاهت کردیمحاشا اینکه از راه توحتى لحظه ای برگردیمیا زينباز شام بلا، شهید آوردندبا شور و نوا، شهید آوردندسوی شهر ما، شهیدی آوردندیا زينب مدددر خون خفته که نگذاردنخل زينبی خم گرددحاشا از حریم زينبیک آجر فقط کم گرددیا زينبتقدیم شماست، قبولش فرماقدر وُسع ماست، فدای زهرادر راه خداست، فدای مرتضىیا زينب مددچون امّ وهب، بسیارنددر هر سوی این مردستانمادرهای عاشق پروردر ایران و افغانستانیا زينبهم چون این شهید، فراوان
سرم درد می کند. شقیقه هایم زق زق می کند. گوشی را برمیدارم تا زنگ بزنم
به مامان. جواب نمی دهد. یک کاسه سوپ برای زينب می ریزم و می گذارم روی اپن تا خنک
شود. مطهره صندلی را گذاشته زیر پایش و ماژیک ها را برداشته. صدایش می کنم و می
گویم فقط توی دفترش بکشد. زينب رفته سر کابینت و ظرف لوبیا را برداشته.  ظرف را ازش می گیرم و می نشانمش روی صندلی سه
چرخه تا سوپش را بدهم. مطهره یک خط قرمز می کشد روی دیوار. زينب یک قاشق می خورد و
دوباره می رود سراغ کابینت. دوباره ز
بین خودمون بمونه!
اومدم خونه مامانم اینا که زينب با مامانم باشه من بتونم راحت آشمو درست کنم،
اولش یه بیست دیقه نگهش داشتند. بعد زينب گریه مریه. رفتم گرفتمش! 
دوباره که ساکت شد برگشتم ادامه بدم آشو.
که مامانم اومد تو آشپزخونه! می خواست برا شام غذا درست کنه!
به خدا من فقط تعارف زدم :)))) گفتم می خوای من درست کنم؟ 
هیچی قابلمه رو گذاشت از آشپزخونه رفت بیرون :))))) بی انصافی نباشه! ازم پرسید می خوای برنجو پیمانه کنم؟؟؟ گفتم نه! حالا رومم نمیشه بگم فقط
چه کسی به تو می گوید بمان؟
چه کسی به تو می گوید برو؟
تو؟خدا؟عقل؟دل؟وجدان؟عشق؟شیطان؟
کم کم همگی عادت می کنیم به روال دنیا، به این که خوشی ها را چه با دست خودمان چه با دست دیگری از دماغمان بیرون می کشد و به جایش صد شعله غم می افروزد در دلمان.
همگی عادت می کنیم.حرف من حرف تازه ای نیست.همه می گویند.یادم نمی رود که خودم باورم شده بود که رفته ای و دیگر باز نمی گردی! عادت کرده بودم که ندارمت، تویی را که گمان می بردم تمام وجودم می خواهدت!
یک سال از باور م
آره من مطمئن‌م مطعنم ای که مصادف شود با شهادت عمه جان زينب با همه ی شب های جمعه  ی دیگر فرق دارد.
من مطمئن‌م نگاه آقای شب های جمعه ای که نام عمه‌یشان زينب برده شود با همه نگاه های شب های جمعه ی دیگرشان  فرق دارد.
من مطعنم سال ۹۸ سال خوبی نخواهد بود، سال سختی خواهد بود، سال غربال گری خواهد بود.مطمئنم خیلی هایمان در این غربال گری دانه ریز می‌شویم و غل می  خوریم میفتیم پایین از نگاه آقا.
آن‌قدر مطئنم که سر سجاده‌ام نزدیک سال تحویل ب
دانلود مداحی حسین سیب سرخی و صلی الله علیها زينب
شب 23 ماه رمضان 98هیئت روضة العباس علیه السلاممداحی شور جدید
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیو صلی الله علیها زينبمثال مولا سر و پا زينبخدای صبر شکیبا زينبتا روز م مدد یا زينبسر انقلاب مظهر حجاب الگوی رباب جانم عقیلهواجب السلام آخر کلام جانم عقیلهدر ضریحت شرف عرش معلا داریآنچه خوبان دارند تو یک جا داریمدد یازينب مدد یازينبمتن مداحی و صلی الله علیها زينب حسین سیب سرخیتو اعلایی و
پسرم به فدات خانوم جان .
مهدی جان .
پدر و مادرت اومدند به جایی که آخرین نفس های پاکتو کشیدی و .
ازشون میزبانی کن .
پدر و مادر شهید لطفی در حرم حضرت زينب سلام الله علیها   مهرماه ۹۷
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
 
 
گاه مجنونم و گهی لیلا گاه خورشید و گاه آیینه روبروی همیم در همه جا ای طلوع همیشه ی قلبم با تو خورشید عالمینم من تو حسینی ولی گهی زينب گاه زينب گهی حسینم من وقت سجاده وقت نافله ها لبمان نذر نام یکدیگر دو کبوتر  در این حوالی عشق بر سر پشت بام یکدیگر من و تو آیه های تقدیریم من و تو همدلیم و همدردیم خواب بر چشممان نمی آمد تا که بر هم دعا نمی کردیم دل ندارم تو را نظاره کنم در غروبی که بی حبیب شدی تکیه بر نیزه ی شکسته زدی این همه بی کس و غری
دانلود مداحی محمود کریمی عمه سادات بی قراره
شب دوم محرم الحرام 85هیئت رایة العباسنوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیعمه سادات بی قرارهغصه و غمهاش بی شمارهتموم غصش غم یارهتنها امیدش بی پناههروزای سختی توی راههرو خاک سوزان پا می زارهعمه سادات بی قرارهغصه و غمهاش بی شمارهتموم غصش غم یارهتنها امیدش بی پناههروزای سختی توی راههرو خاک سوزان پا می زارهعمه سادات بی قرارهغصه و غمهاش بی شمارهتموم غصش غم یارهتنها امیدش بی پناههروزا

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زينب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زينب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
خدا به حضرت حیدر دوباره کوثر داد

خبر رسیده به زهرا دوباره حیدر داد

تمام عرش و زمین پای سفره ی زهراست

چرا که برکت این سفره را به دختر داد

عقیله ای که تمام قبیله مجنونش

ببین چه دخترانه به خانه صفای دیگر داد

شده است مرجع تقلید مکتب روضه

خدا به زينبیون اینچنین مقام  نوکر داد

تو آنقدر برای شیعه ابهت گرفته ای بانو

 خدا برای
هدیه به زينب به عاشقان سر داد

به پای درس شما بهترین ابالفضل است

خدا به شان علم شما پس بها به منبر داد

حسین می خرد امشب به
یه چیز عجیب و غریبی که از نظر من توی این دنیا وجود داره و افراد رو کاملا از هم متمایز می کنه ، تفاوت نوع نگاه هست !
نگاه حضرت زينب که سلام خدا بر او باد رو شاید خیلی ها درک نمی کنن و نمی فهمنش ، یکیش هم خود من نگاهی که انقدر با دید باز و خداپسندانه هست که وقتی می خواد روز عاشورا ، روزی که تمام خانوادش پر پر شدن رو توصیف کنه می فرماد چیزی جز زیبایی ندیدم !
یک لحظه خودمون رو بگذاریم جای حضرت زينب ، وجدانا آیا ما غیر از غر زدن و کفر گفتن کار دیگه ای می
هنوز تو عمرم اینجوری قرآن سر نگرفته بودم!
که وسط بک یا الله» گفتن ها، نقش شورای حل اختلاف بین علی و دخترخاله اش زينب رو ایفا کنم که کی بطری آب صورتی دستش باشه، کی بطری سبز!
و وسط بمحمد بن علی» گفتن هام، ماشین قدرتی رو از کیفم دربیارم، و بدم به علی، تا بلکه قائله رو بخوابونم ! بعد که ببینم اوضاع بدتر شد، کرم کوکی رو بدم به علی و ماشین قدرتی رو بدم به زينب!
و وسط بعلی بن محمد» گفتن ها، علی بزنه زیر گریه، و من سریع و نجویده خدا رو به حق بقیه معصومی
1 عبودیت و بندگی
حضرت زينبس» در عبادت و پرستش مانند مادرش فاطمه زهراس» بود. هیچ گاه تهجّد و نماز شبش ترک نشد. آن چنان به عبادت اشتغال ورزید که ملقّب به عابده آل علی» شد.[1] او عاشق شب زنده داری و راز و نیاز با معبود خویش و پرورش یافته تهجدهای شبانه و آه نیمه شب بود. امام حسینع» بهتر از هر کسی به مقام والای زينب آگاه بود؛ و از این رو آن امام همام در آخرین وداع روز عاشورا به خواهرش مظلومه اش فرمود: یا اُختاه لاتنسنی فی نافلة الّلیل؛ ای خواهر، مر
سرم درد می کند. شقیقه هایم زق زق می کند. گوشی را برمیدارم تا زنگ بزنم
به مامان. جواب نمی دهد. یک کاسه سوپ برای زينب می ریزم و می گذارم روی اپن تا خنک
شود. مطهره صندلی را گذاشته زیر پایش و ماژیک ها را برداشته. صدایش می کنم و می
گویم فقط توی دفترش بکشد. زينب رفته سر کابینت و ظرف لوبیا را برداشته.  ظرف را ازش می گیرم و می نشانمش روی صندلی سه
چرخه تا سوپش را بدهم. مطهره یک خط قرمز می کشد روی دیوار. زينب یک قاشق می خورد و
دوباره می رود سراغ کابینت. دوباره ز
هیچ وقت درباره اینکه کجا ماموریت می رود و چه مسولیتی دارد برایم حرف نمی‌زد. یکبار به او گفتم :مرتضی! تو داری میجنگی! تو تفنگ دستت هست!» می گفت :جنگ نیست، جنگ بازیه! جنگ اصلی ، جنگ امام زمان (عجل الله)، فعلا داریم دست گرمی می زنیم تا یاد بگیریم امام زمان(عجل الله) آمد چطور بجنگیم!» من که از این طرف و آن طرف چیز هایی از فرماندهی اش شنیده بودم، از مرتضی پرسیدم:مرتضی! تو آنجا فرمانده هستی؟» جواب داد :نه کی گفته؟! فرمانده همه ما آنجا حضرت زينب(سلام
زينب.ب از دیروز اومده و فردا میره خونشون ، اومده بود دنبال کارهای تغییر رشته اش ، امیدوارم ترم بعد هم اتاقی نباشیم ، تو این مورد باید بگم دوری و دوستی قشنگ تره!فقط امروز یه کم صحبت کردیم با هم ، البته خیلی تمایلی نداشتم و خودش بحث رو شروع کرد و مثل همیشه از ازدواج گفت:/ خیلی خوشم نمیاد از این بحث و چیزی نیست که بهش خیلی فکر کرده باشم و برای همین آنچنان حرفی ندارم که دراین مورد بزنم!به من هیچ ربطی نداره که میخواد چیکار کنه و رابطه اش با به قول خود
آمدم از دورها سَمت تو ای شمس الشموسمثل آهویی غریبانه، غریب شهر طوسمی شود آیا شبیه بچه آهوها مرادر ‌پناه اَمن خود گیری علی موسی رضاچون دخیل پنجره فولاد بیمار تو اَمیا رضا در مشهدت هم فکر دیدار تو اَمقلب من پامال پای زائران مشهدت طوطیای چشم من گرد و غبار مرقدت
بوی عطر ناب مشهد تا مرا مجذوب کردبال طاووس حرم حال دلم را خوب کردباز از نقاره ها فریاد می آید به گوشاز کنار پنجره فولاد می آید سروشمی زند فریاد در بین هیاهو دخترممن گرفتم حاجتم را با دع
تأسف عمه سارا از رفتار زبیده خانوم و مادر زينب!اولا مادرت بیجا می کند که از حالا به فکر شوهر دادن تو افتاده،دوما" زبیده خانوم باید احترام خودش را نگهدارد چون شوخیِ بی اندازه و نا مناسب، شایسته ی آدم با شخصیت نیست من به هر دو نفر تذکر خواهم داد که هر گز از این حرف های بی فایده نزنند اگر سن و سالت برای ازدواج مناسب بود من حرفی نداشتم ولی من می دانم تو اصلا آمادگیِ این حرف ها را نداری،زينب جان! خیالت راحت باشد من ساکت نمی نشینم.-من وقتی دیدم عمه جا
دانلود نماهنگ محمود کریمی ببار ای بارون
نوحه فوق العاده احساسی و زیبا
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر نماهنگببار ای بارون ببار بر دلم گریه کن خون بباردر شب تیره چون زلف یار بحر لیلی چو مجنون ببار ای بارونفدای غم های تو خون می چکد از چشمان توبی تاب روی زیبای تو میسوزه عالم در پای تو ای آقا ای آقاخون دل آسمون زبون میگیره صاحب زمونای امان ای امان ای امان عمه جان عمه جان عمه جان ای عمهمتن نماهنگ ببار ای بارون محمود کریمیدل زارم در تبه گوشه چ
زمانی که این نوشته را می خوانید من در جمع شما نیستم اگر به شهادت رسیدم
به آرزوی دیرینه ام رسیده ام. من راضی نیستم که کسی در مراسم دفن من گریه و
زاری کند چون مرگ در راه خدا هیچ گریه ای ندارد بلکه شادی دارد اشک نریزید
چون در آخر خدا مرا خرید و جانم را در راه اهل بیت(ع) دادم و عاقبت به
خیری که تمام اهل دل به دنبال آن هستند نصیبم شد.
نمی دانم چرا به دلم افتاده که از این سفر سالم برنمی گردم و دلم برای حرم
حضرت رقیه(س) و حضرت زينب(س) خیلی تنگ است و بیشتر
دانلود مداحی جواد مقدم از خون شهیدانت فریاد اسیرانت
جلسه هفتگی 1390/03/11مداحی واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیاز خون شهیدانت فریاد اسیرانتصد ناله به دل دارم با دیده ی خون بارمارباب ارباب سالار زينببا قطره ی خون خود پیمان بلا بستیمما عاشق و شیدای ایوان طلا هستیمارباب ارباب سالار زينبمتن مداحی از خون شهیدانت فریاد اسیرانت جواد مقدممن عاشق و دیوانه اندر پی جانانهاز آتش غم سوزم همچون پر پروانهارباب ارباب ارباب ای هستی و ای جانما
  
نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من که می آمد صدای ناله های پنج تن از من از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو که می پرسد نشانی های زينب را وطن از من ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخ
با مامان و بابا و آبجی اومدیم شمال،
به خاطر ترسی که زينب از حموم داره، تصمیم گرفتم هر شب به عنوان روتین قبل از خواب ببرمش تو حموم و فقط تنشو لیف بکشم بیایم بیرون لباسشو تنش کنم و بعد بخوابونمش.
روز اول و دوم تهران بودیم و بعد اومدیم شمال.
مثل هر تصمیم دیگه ای مامانم مخالفت کرد!
این بار اینجوری که نه مامان شبا حموم رفتن خوب نیست و انگار ابدا توضیح منو که مامان ما حموم نمی ریم فقط تنشو می شورم اصلا فایده ای نداره.
دوباره میگه روتینو بذار برا روز و
محمدحسین رجبی‌دوانی پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام در اولین نماز جمعه سال ۹۸ در تهران به ‌عنوان سخنران پیش از خطبه‌ها، پیرامون شخصیت حضرت زینت سلام‌الله علیها» برای نمازگزاران گفت: 
واژه شهادت را برای رحلت حضرت زينب سلام‌الله‌علیها بکار بردم برای اینکه معتقدم حضرت، به شهادت رسیده است چرا که ایشان در قیام سیدالشهدا علیه‌السلام پا به پای امام معصوم در نهضت عاشورا بود و مصائبی را دید که برادر بزرگوارش مشاهده نکرد. بنابراین وقتی یک سال و نیم
روزایی که پیشم نبود و میرفت مأموریت،
واقعاً دوریش واسم سخت بود
وقتمو با درس و دانشگاه پر میکردم
با دوستام میرفتم بیرون.
قرآن میخوندم.
خبر شهادتشو که شنیدم
خیییلی ناراحت شدم
تو قسمتی از وصیت نامه ش نوشته بود:
"زیبای من خدانگهدار."
اوج احساسات و محبتش بود
بیقرار بودم حالم خیلے بد بود
هر شب با خدا حرف میزدم
التماس میکردم که خوابشو ببینم.
که ازش بپرسم.
چرا رفت و تنهام گذاشت؟؟
با حضرت زينب (سلام الله علیها)
حرف میزدم
 میگفتم  "خدایا.
راضی ام ب
 در  آغوش گرم عمه سارابا حرف های مادرم و زبیده خانوم که هر روز مرا عروس خودش خطاب می کرد آرزوی رفتن به تهران و درس خواندن را از یاد بردم من در آن سن و سال که زمان شکوفا شدن فکر و اندیشه و استعداد یک نوجوان است با ترس و دلهره زندگی می کردم ترس از روبرو شدن با زبیده خانوم،ترس از لبخند معنادار مادرم ترس از. نمی دانم چه شد که یک روز سرزده به خانه ی عمه ام رفتم عمه سارا تا مرا دید فکر کرد دنبال چیزی رفته ام  در حالی که سرِ تنور،مشغولِ  پختِ نان بود پر
دانلود مداحی جواد مقدم یاد همه یاران که با جان پر کشیدند
سالگرد سید جواد ذاکروفات حضرت ام البنین(س) 89هیئت بین الحرمین تهراننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحییاد همه یاران که با جان پر کشیدندبا عشق دلبر آن شه بی سر کشیدندرفتند و در آغوش ارباب جا گرفتندشور حسین و حضرت زهرا گرفتندرفتند یاران چابک سوارانبرخواستند از بستر دنیای فانیزآن پس عروس عشق را در بر گرفتندرفتند یاران چابک سوارانبا تربت کرب و بلا چون خو گرفتندبا شمع جان
چقدر اطمینان دارید که اگر یکی از اموال شما سرقت شود توسط
پلیس می تواند به شما برگردانده شود؟ یا به طور کل فکر می کنید چند درصد از اموال
مسروقه به صاحبانشان برگشت داده می شود.
در این باره بیشتر از اینکه به فکر آمار و ارقام باشید،
بهتر است به نگرش خودتان اعتماد کنید و ببینید اگر خودرو شما سرقت شود یا
جواهراتتان از منزل به سرقت برسد، چقدر احتمال می دهید که اموالتان به شما برگردد؟
همه این ها گفته شد تا بدانید تامین امنیت منزل و دارایی
هایتان به عه

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

دوبله فارسی فیلم های کوتاه نمایندگی فروش خدمات تعمیر کولر گازی اسپلیت در شیراز - عظیمی فروشگاه کوچک ( عصمت پرست ) وبلاگ شخصی میلاد کهساری الهادی اکسسوری مبلمان اداری جوادیه