نتایج جستجو برای عبارت :

میگم خانم یه کمی اروم تر دانلود

(رهام_): با خنده رفتم کنارش نشستم من:حال کردی پوکر با همون چشمای خابالو نگام کرد خودمو زدم به بیخیالی مشغول تماشا کردنش شدم اونم بعد از مکثی نگا کرد چند دقیقه ای گذشته بود که حس کردم امیر اروم نگام کرد بعد اروم خواست پاشه که سریع دستشو گرفتم من:کجا کجا
وقتی اعصابت خورده و خودتو گم میکنی بجا جنگو دعوا دق و دلی سر بقيه خالی کردن ناهارت و بخوری سرت رو بکنی زیر پتو و تا سر پتو رو بکشی به خودت و به هیچ احدوناسی فکر نکنی و به خودت بگی اروم باش پرستش درس میشه تازه تو اولشی چته چرا این همه به خودت سخت میگیری آخه .
امروز میرم پیش خانم دکتر جهت مشاوره حتما باید بش بگم این اتفاقا مزخرف ریشه در کجا داره که منم سخت تر از اونم :|
 چه حسه خوبيه…شبا موقع خواب عشقت سرشو بذاره رو دستای مردونت…با موهاش بازی کنی….چشماشو ببوسی…اروم اروم تو بغلت خوابش بگیره….ولی تو هنوز بیداری…دوست داری فقط نگاش کنی….همینطوری که داری نگاهش میکنی….اشکات سرازیر بشه….تو دلت پیش خودت بگی….نباشی ….میمیرم….
چهل روزه که خدا در اغوشت گرفته زیبا
چهل روزه که خاک در اغوشت گرفته زیبا
چهل روزه که ترک کردی دنیای شلوغ و الکی ادمارو زیبا
چهل روزه که دیگه درد نداری زیبا
چهل روزه که دیگه دغدغه نداری زیبا
چهل روزه شبا زیر سرت بالشت و روت پتو نداری زیبا
ولی چهل روزه که اطرافیانت هنوز داغ تو براشون جا نیوفتاده و اروم نگرفتن
چهل روزه که دل دنیا برات تنگه.برای وجودت.
چهل روزه که مروا مریم نداره
چهل روزه که محیا مریم نداره
ولی تو همچنان اروم و بی اعتنا به دلهای ت
اگه جایی توی جمعی از تو حرف نمیزنم منو ببخش
اگه توی خاطراتم اسمی ازت نمیبرم منو ببخش
اگر روزی یکی پرسید از فلانی چه خبر من چی بگم
همه میخوان تیکه بندازن و جاش دل نمی بستی بگن
چطوری تعریفت کنم دل کسی تو رو نخواد چطوری از چشات بگم به چشم هیچ کسی نیاد اروم اروم عادت کردی به نبودن دیدی گفتم فکر تو و خاطراتت از سر من نمیفته دیدی گفتم اگه جایی توی جمعی از تو حرف نمیزنم منو ببخش اگه توی خاطراتم اسمی ازت نمیبرم منو ببخش
کینه تنفر مثل يه بمب می مونه که یکهو منفجر نمیشه اروم اروم هم خودت رو داغون میکنه هم طرف مقابلت رو این حکایت این روزهای منه کینه و نفرتم که رابطه رو از هم پاشوند دوتا خانواده رو به هم ریخت هر چند بدونی مقصر اون بوده بازم با خودت بگی شاید میشد گذشت من روحم وجودم داره به انفعال میرسه خستگی درس زندگی و خیلی اتفاقای دیگه داره خاموشم میکنه الان میخوام برم خوابگاه فیلم ببینم و يه دل سیر بخوابم و با خودم بگم وقتی بیدار بشم چشمام رو باز کنم دنیا بهتر ن
س میکردم دیگه غرزدن فایده نداره يه مدت کمرنگ باشم تو خلوت خودم دعا کنم و از چیزای ازاردهنده دوری کنم. رفتم. هیچ چیز بهتر نشد. مریم بدتر شد که بهتر نشد يه روز انقد باد کرده بود نیمه بيهوش هیچی نمیتونست بخوره. يه روز انقد درد داشت که ناله میکرد و باز بيهوش میشد. امروز ولی از صبش بدبیاری بود. نحس و شوم. دلم گواهی بد میداد. ساعت یک و دو که اسمون سیاه و کبود شد و گرمب گرمب رعد و برق زد بیشتر دلم لرزید و ترس کل وجودم و گرفت. بی اعتنا به خودم گفت
سلام  سلام انشالله که حال دلتون عالی باشه
سپاس از دوستانی که منو به چالش آینده من
 دعوت کردن و منم دوستانی که دنبال کننده 
وبم هستن رو به این چالش دعوت میکنم
 چالش آینده من یعنی تصورتون  از چند
 سال آینده تون رو بنویسید منم تصورم رو 
از ۷,۸ سال آینده در ادامه مطلب نوشتم.
.البته دیدم دوستان عاشقانه نوشتن 
منم عاشقانه نوشتم
پ ن ۱ : عاشقانه ای بی مخاطب 
پ ن ۲:  لبخند فراموش نشه مهربونا
من : + سرت تو برگه خودت باشه
-خانم معلم من ؟ من اصلا تقلب ن
دانلود فیلم Miss Baek 20 خانم باک با زیرنویس فارسی و کیفیت عالی دانلود فیلم Miss Baek 20 خانم باک , دانلود فیلم خانم باک 20 , دانلود فیلم Miss Baek زیرنویس فارسی , دانلود فیلم جدید , دانلود فیلم خارجی , دانلود فیلم 2019 , دانلود فیلم , فیلم سینمایی جدید کیفیت HD 1080p […]
نوشته دانلود فیلم Miss Baek 20 خانم باک با زیرنویس فارسی اولین بار در آپ تی وی. پدیدار شد.
کارآفرینی،طرح توجيهی
سلام  سلام انشالله که حال دلتون عالی باشه
سپاس از دوستانی که منو به چالش آینده من
 دعوت کردن و منم دوستانی که دنبال کننده 
وبم هستن رو به این چالش دعوت میکنم
 چالش آینده من یعنی تصورتون  از چند
 سال آینده تون رو بنویسید منم تصورم رو 
از ۷,۸ سال آینده در ادامه مطلب نوشتم.
.البته دیدم دوستان عاشقانه نوشتن 
منم عاشقانه نوشتم
پ ن ۱ : عاشقانه ای بی مخاطب 
پ ن ۲: دیگر وبلاگ من کلیک کن
پ ن ۳:  لبخند فراموش نشه مهربونا
من : + سرت تو برگه خودت باشه
لینک دانلود ژست و آموزش های عکاسی برای کودکان ،خانم ها و آقایان
فروش فایل های تخصصی پیرامون ژست و آموزش های عکاسی برای کودکان ،خانم ها و آقایان در این سایت امکان پذیر است.
شما می توانید فایل ژست و آموزش های عکاسی برای کودکان ،خانم ها و آقایان را به صورت امن و به آسانی از این سایت دریافت نمایید.
برای خرید ژست و آموزش های عکاسی برای کودکان ،خانم ها و آقایان فقط به سایت ما بیایید.
Welcome to our site to buy ژست و آموزش های عکاسی برای کودکان ،خانم ها و آقایان
-چرا انسولین های حاج خانم رو ننوشتی؟
+توی دفترچه نوشتم دیگه. باید برید از بیرون بگیرید.
-نه خانم من همیشه انسولین هاش رو اینجا میگرفتم. از همین داروخونه.
+نه اون آمپول ها خارجی ان. اصلا اینجا نداره. هیچ وقت نداشته. همیشه همه از بیرون میگیرن.
-نه حاج خانم والا من همیشه از همینجا میگیرم.
+اصلا اینجا نداره! میخواین برین از داروخونه بپرسین. اصلا شاید من اشتباه میکنم ها؟
-من همیشه ی همیشه از همینجا میگرفتم آخه. ميگم من آایمر هم دارم.ممکنه یادم رفت
یک هفته ای میشه که کلا مسیرم به سمت دندون پزشکی ‍♀️‍♀️
الانم با يه دندون عصب کشی شده و تحمل درد یک دندون عقل کشیده شده  دارم به پر کردگی و کشیدنای بعدی فکر میکنم و هربار به طرز فجیعی يه خودم بد و بیراه ميگم که چرا انقدر دیر  و بعد از درد دندان رفتم دندانپزشکی‌‌؟؟؟؟؟؟؟!!!
#قابل ذکره که وی سه تا از دندان های عقلش بطور کامل رشد کرده بدون اینکه متوحهش بشه و همین باعث خرابی دندونای دیگه شده.
این جانب به خاطر مراجعه دیر به دندان پزشکی بسیار نادم و
توی ماشین ک نشسته بودیم سفت حرف میزدم. میدونستم دارم چی کار میکنم. دستام یخ کرده بود و قلبم تند میزد. اونجا ک رسیدم دیگ نمیتونستم تحمل کنم. کل بدنم یخ کرده بود و داشتم لرز میکردم. کلی فکر پاچیده بود توی مغزم و فلج شده بودم. یکم بیرون نشستم و نفس کشیدم. فکر های مختلف میزد تو کله ام و نمیتونستم خودمو خفه کنم.اروم اروم بدنم داشت گرم میشد و بینیم داشت اتیش میگرفت! اونجا دنبال ی عادم اشنا گشتم ک بشه باهاش حرف زد و جوابمو با صوت های مختلف بی معنی نده و
هر روز بزرگتر میشی و باهوش تر و شیرین تر،وقتی شیشه شیر خشک رو از دور میبینی سریع میشناسی و ذوق میکنی،وقتیم میخوابی باید دستت رو صورتت باشه خیلی باحاله دقیقا مثل آقاجون بهرام میخوابی،جدیدا شبا بد خواب شدی و من با هزار کلک با کمک بابا تو رو خواب میکنیم بنده ی خدا بابا شبا بخاطر تو یک و دو میخوابه شش صبح هم بیدار میشه گاهی وقتم مثل امروز صبح خواب میمونه بیمرم براش بابات مهربون ترین بابای دنیاست،این روزا من يه کم تند خو تر شدم و اون صبورانه با من
خوشحالم که صبح از خوابم زدم و رفتم يه گوشه زیبا در دل طبیعت.کنار دریا
عصر برگشتم و با لباس بیرون شام و حلوا پختم.
دوش گرفتم و نشستم اروم توی اتاقم.
سردمه يه کم.
اما دلم گرمه
دیشب با علی و ارغوان حرف زدم.
امروز دوستامو دیدم.
امروز جلسه اخر کلاس دکتر خ بود چقدر خدا رو شکر کردم بابت این چهار سال ولی الان توان راه رفتن ندارم اینقدر حالم بده از غذای خوابگاه دیگه داره حالم بهم میخوره کافور خونم سریز کرده داره غریم میکنه فرجه ها از اخر هفته شروع میشن و همه میرن و من میمونم خوابگاه از اونجایی که تجربه ثابت کرده خونه هیچ کاری نمیشه کرد جز اینکه بشینی پای تلویزیدن یا نوبایلت و مامانت مدام هرچی دم دستشه برات بیاره و بگه نبودی این و که می خوردیم میگفتیم جای زهرا خالی.
دارم ت
ترجیح می دم که اون شعبه نباشم پیش آوینا و حانيه کلی حالش بد بود و بالا و پایین نمی پرید و استرس گرفته بود و خانم یزدی هم خوبه و بی خود حرف مامان آوینا را گوش میدم و نباید برم پیش مامان آوینا و همون بهتر که این شعبه هستم و آیا پیش خانم یزدی باشه و یا خانم بابایی و مامان روژان هم راضی بود و همسر نمیخواد پا بشه بچه رو ببره و من باید چه بکنم ؟ و نگرانم
دانلود آهنگ علیرضا روزگار دلتنگتم
دانلود اهنگ علیرضا روزگار نمیری از یاد من
دانلود اهنگ قلبم اروم نمیشینه وقتی
دانلود آهنگ علیرضا روزگار دلتنگ تو شدم
دانلود آهنگ علیرضا روزگار گندم
دانلود آهنگ علیرضا روزگار خانوم من
دانلود آهنگ شاد علیرضا روزگار
اهنگ جدید علیرضا روزگار 97
خانم‌هایی که در نبود همسرشان حتی یک بستنی هم نمی‌توانند برا خودشان بخرند کم کم از چشم همسر میفتند
یک خانم جذاب در عین طناز بودن و زن بودن، مستقل بودن را فراموش نمیکند. 
اگر برای کارهای خیلی کوچک هم به شوهرتان وابسته باشید ممکن است که فکر کند که خانمش بی‌عرضه است و هیچی بلد نیست.
البته حواستان باشد کارهای مردانه به خصوص در حضور همسر به هیچ وجه بر عهده شما نیست.
از هر چی باکتری و استادش هست حالم بهم میخوره
دیگه واقعا آخرای کلاس میخواستم يه تفنگی یا چاقویی دستم بدن استاد رو زنده زنده بزنم بکشم(تابلوئه عصبیم؟)
ول هم نمیکنه 
دیشب تا صبح نخوابیدم چون میدونستم قراره تو کلاسش بخوابم
ولی دیر رسیدم و بد جایی افتادم روم نشد بخوابم 
خوابم نمیاداااا اما قشنگ 12 ساعت بخوابی و بری کلاسش خوابت میگیره يه تن صدای یکنواخت با کلماتی بریده بریده 
امروز قشنگ تصمیم گرفتم انصراف بدم اصن برم پی کارم :دی
میدونید يه دکتر جذ
بنیامین قرار برای تیرماه بیاد ایران 
وحشتناک استرس دارم 
تو این دو سه روز خیلی حرف و بحث و دعوا و ناراحتی پیش اومد بین من و اون 
قبول دارم بخشی از این دعواها تقصیر من بوده 
البته من با خونسردی و آرامش جوابش رو میدادم ولی اون خشن بود.
به صورت مفصل هر وقت اروم تر شدم میام تعریف می کنم
در این مطلب تصاویری از انواع مدل مانتو کیمونو مخصوص خانم ها و دختران جوان خوش سلیقه و جذاب را مشاهده خواهید کرد که امیدواریم این طرح ها مورد توجه تان قرار بگیرند.
The post مدل مانتو کیمونو جدید و شیک با طرح های جذاب برای خانم های خوش پوش appeared first on آرگا.
خرید آموزش بیسیک فور اندروید دانلود فیلم کلیپ آموزشی
هی میخوام خودمو با توییتر و اینستا و بقيه کصشرا سرگرم کنم ولی بیشتر از ۵ مین دووم نمیارم و باز برمیگردم اینجا. اصن يه تعلق خاطر خاصی دارم به وبم.انگار خود مکتوبمهنمیدونمولی انگار هر چی بیشتر توش مینویسم اون افکار مزاحم و معلق تو ذهنم ته نشین میشنو مغزم اروم میگیره‌حس خوبيه
تلفنم زنگ خورد و مرد پشت خط گفت خسته نباشید خانم دکتر،بخش داخلی خانم ها کارتون دارن.برای چند ثانيه مغزم کاملا متوقف شد و بعد از شروع مجدد فعالیتش تونستم به سختی بگم داخلی چی?کدوم بیمارستان?
مرد گفت مگه شما خانم دکتر گلسا نیستین?بیمارستان فلان دیگه.و من پوکر فیس به دوربین خیره شده و میگفتم آقا سر شیر مادرت اسم من رو از اون لیست تلفن خط بزن!!! داخلی من یک ماهه که تموم شده.مرد که تقریبا از خنده ریسه رفت بود گفت چشم چشم و تلفن رو قطع کرد.
میبینید?
الان دلم میخواد کتاب فروغ فرخزاد جانم دستم بود
مینشستم میز قهوه ای رنگ کنج کافه
و اروم برا خودم شعر میخوندم :)
و قهوه نمیخوردم و بستننی میخوردم
خب چيه مگ حتما باید وقتی کتاب میخونی
فنجان قهوه دستت باشه و
قهوه بخوری
خخخ باید بستنی بگیری برعکس همیشه خخ
میدونی از تابستون که همه تفکرات بچگیم نابود شد من عوض شدم
به خاطر مامانم به خاطر بابام 
من دیگه عصبی نبودم .، اروم شدم . خیلی اروم
همه چیو توی خودم میریختم همه چی خوب پیش رفت و منم سعی کردم خیلی خوشحال نشون بدم و بگم قضيه برام مهم نیست تاااا شهریور
 از ضبح باشگاه بودم اومدم خونه يه دوش گرفتم  و با زهرا و بقيه دخترا رفتیم پاساژ سانا شام رو توی رستورانش خوردیم و بعدش رفتیم پارک تا 1 پارک بودیم و بعدش بابام اومد دنبالمو رفتیم خونه عمو مهدیم اونج
کلا تجربه ضایع شدن توسط استاد اون هم توی کلاس مختلط با لحن تلخ استاد اصلا تجربه جذابی نیست که خداروشکر نمردم و تجربه اش کردم(!) راستش از ترم یک يه خانمی بود که اصولا خیییلی سوال میپرسید بعضا هم سوال هاش سوال های خوبی نبود خلاصه همواره راجع بهش بد فکر میکردم حتی يه مدت فکر میکردم داره خودنمایی میکنه! خلاصه زبانزد بود این خانم دیگه حتی امثال من که قصد کرده بودم هیچ خانمی رو نشناسم اولین مورد عهد شکنی م همین خانم بود بعضا هم بد ضایع میشد این خانم،
این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.
دانلود آهنگ قدیمی مهدی جهانی بی آسمون در این ساعت از رسانه موزیکفا ♫ اهنگ تموم قلب من تو هستی اروم جون من تو هستی به نام بی آسمون با صدای مهدی جهانی به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده دانلود است ♫ شعر و ملودی : مهدی جهانی | تنظیم قطعه : فرزان فرخی […]
دانلود آهنگ مهدی جهانی بی آسمون
دانلود
 همون حال ِ بعد از برگشتن از گار شهدا  غیر قابل بیانتوصیف نشدنیيه خستگی روحی يه درماندگیمن برعکس خیلی ها که میرن گار و اروم میگیرن ، خراب و ویران تر از قبل میشم و برمیگردم خونه . خسته میشم از خودم . حوصله م سر میره از خودم . خسته میشم از اون شرمندگی ای که همیشه همراهمه . از اینکه تا میخوام حرف از تایید بزنم اشتباهاتم هوار میشه سرم . زبونم بند میاد . بعد ميگم خب کمکم کنید نجاتم بدید  
وقتی پست قبل را نوشتم .اروم نبودم .و تا اخر امشب  موقتش می کنم 
24 ساعت گذشته و من آروم ترم و هرروز استرس هایی را تجربه می کنم که دوست ندارم لمسشون کنم
صبح به خسته ترین حالت ممکن بودم و شعبه نرفتم و این بی نظمی دردسر برام ایجاد می کنه
ظهر کلاس رفتم و چشم هایی پف دارم از گريه علامت سوال بود برای دوستی که هیچ چیز از زندگی ام  نمی دونه
افطار تنها بودم گیم اف ترونز دیدم و عصر تا حالا گريه نکردم.
نمی دونم دوست دارید که گاهی نکات عمومی بگم یا ن
چرا ن ارگاسم راتجربه نمیکنند؟
تجربه نکردن ارگاسم به دو صورت روی می دهد. حالت اول زمانی است که فرد تجربه ارگاسم را نداردمثلا ممکن است خانمی با گذشت سال ها از ازدواجش ظاهرا در برقراری رابطه جنسی مشکلی نداشته باشد، اما این خانم ارگاسم را تجربه نکرده باشد. این حالت شیوع زیادی در ن دارد.
حالت دوم زمانی است خانم ارگاسم را تجربه کرده است اما اکنون به دلیل تغییرات جسمی مثل افزایش سن و یا مسائل دیگر قادر به تجربه ارگاسم نیست افزایش سن سبب کاهش
هرباریک تکه یخ را روی پیشانی اوبگذاریدتاتبش فروکش کند.حامد گفت خوب میشه؟خانم دکترنگاهی به بیمارانداخت و گفت اون رشته کوه ها که روی مانیتورمیبینی اگرتبدیل به یک خط صاف شدن میتونی اعضای بدنش رابفروشی و خرج خریدپوشک بچه خودبکنی.
حامدگفت یعنی امیدی نیست ازکمابیرون نمیاد.خانم دکتر گفت زیادقرص خواب خورده بعیدمیدانم ازکمابیرون بیادبایدکلی دعا پشت سرش باشه تاازدنیانره اگرنفرین پشت سرش باشه برنمیگرده.
حامدگفت کشتی منوچقدرمنوبازی میدی این حرف
حال و هوای این روزام با همین روزای سال قبل مقایسه میکنم چن روزه
چن هفته است 
هرچقدم خداروشکر می کنم بازم کمه 
لحظه ب لحظه ک یادم می اید ميگم خدایا شکرت که تموم شدن 
روزای پر از دلهره 
پر از اشفتگی 
پر از استرس 
و پر از غم روزای 96
اگه بخوام کمي بیشتر یاد اوریشون کنم چشمام پر میشه .مثل همین چند روز پیش که داشتم عکسای 96 نگا میکردم ب خودم اومدم دیدم گونه هام خیس :(
از همه ی سختی های اون روزا بگذرم از اون همه غمی که روی دلم سنگینی میکرد و بعضی روزا ا
قرار شده حداقل یکسال دست از سر خودم بردارم و من رها باشم. هیچکار هیچ مسیولیت و فعالیت در جامعه نداشته باشم که از استرس ها سلسه مراتب ها تلاشها پشتکارها موفقیتها دور بمونم که حداقل یکسال رها باشم نفس بکشم و اروم باشمو کارای دلخواهم که انجام نمیدادم انجام بدم که فقط روحيه داشته باشم
پربشب نشسته بودم لبه تخت.ساعت سه بود.خوابم نمیبرد از دل گرفتگی.
دیشب پیام داده بودن بچه ها.با کلی شکلک و خنده و
اروم سرمو گذاشتم روی بالش و چشمامو بستم.
نفهمیدم ساعت چند بود که خوابم برد.
من نمیتونم با کسی قهر باشم.نمیتونم دل چرکین باشم.
همه برفا و یخا اب میشن با اولین اشعه مهربونی.
تو رو خدا دیگه با من با بدجنسی و تلخ زبونی حرف نزن.حرف نزنین
من میمیرم.من تحملشو ندارم.
یا رب
.
از تصویر دلخراش جیغ زدنت تو انستیتوپاستور تا بغض ترکیده ی من جلوی خانم های بخش اطلاعات، از گريه های تو, از درد پاهای کوچولوت. از بی قراری هات که گرسنه ای ولی نمیتونی شیر بخوری. از چشمای معصوم و نازت ک بی رمق منو نگاه میکنند از بغضی که چنگ انداخته به گلوی من . فقط همش تو دلم ميگم اگه محبت مادر به بچش انقدره که طاقت گريه هاشو نداره، اگه حد محبت مادر انقدره که بی تاب میشه، پس امامم چقدر شیعیانشو دوست داره؟ پس خدا چقدر به ما مهربونتر و دل
۱. دیشب با ارد حبوبات و غلات ارگانیگ که از همون خانوم ارگانیکه رسیده بود حلوا درست کردم.و ای کاش که نمیکردميه حلوای کشی و دل نچسب.
امشب یک سری تخمه جات ارگانیک خام رو تفت دادم و اب نمک زدم تا شور بشه و خوشمزه.
انگار نمکه خیلی شور بود
جفت این شاهکارهای اشپزی رو الان جای سحری گذاشتم دم دستم و یکی در میون با آب میدم پایین.
تخمه جاته سوزوند و رفت پایین.
اما حلواهه حداقل سه شب دیگه منو اسیر میکنه تا تموم شه
۲. چی شد يه هو؟ چرا تو دلم چند روزه
ترم ۸ زبان که بودم ، جلسات آخر مربی جدیدی برای‌مان آمد . یک خانم ۲۸ ۲۷ ساله با موهای مشکی پرکلاغی ، خانم مرسلی . گفت که برای مربی قبلی‌مان مشکلی پیش آمده و جلسات باقی‌مانده و امتحان بر عهده‌ی اوست .در یکی از جلسات تاپیک‌مان در مورد شغل آینده بود و منِ ده ساله گفتم آرزو دارم پزشک شوم . پس از پایان ترم ، برای اولین و آخرین بار در کل دوران تحصیلم بابا برای گرفتن کارنامه رفت آموزشگاه . خانم مرسلی که تنها ۳ جلسه با او کلاس داشتیم ، به بابا گفته بود :"
بودم جشن میلاد امام مهدی .خلاصه مختصر مفید بگم که ما هم دست میزدیم با خانم خوش صدا و خوش سیما خوانندگی میکردیم و محتوا و کل شعرش گل زهرا و مهدی و فاطمه بود و وسط هر بیت یک صلوات برمحمد و آل محمد و اخرش با جملات معاصر امروزی تمام میشد یعنی میگفت من تو رو دارم تورو دارم تو رو دارم و خوبیش این بود که میکروفون بود دست خانم و ازین که با خانم هم آوایی کنم خجالت نمیکشیدم تا میتونستم دست زدم صلوات فرستادم و آخرش که صدای من به بلندی میکروفون رسید ا
پارت13 باران_): با دیدن اسکلتی که دندوناش خونی بود و به شیشه چسبید دلم هوری ریخت و چشمامو محکم روی هم فشار دادم نمیدونم چرا این ترس از تونل وحشت از بچگی باهام بوده از تنها ترین چیزی که تو عمرم میترسیدم همین لعنتی بود امیر:صبر کن تا پاشم بهش بگم تا وایسه پیاده شیم همونطور که چشمام بسته بود گفتم من:نه نه تروخدا ت نخور عیب نداره امیر:عزیز من نمیشه که حالت بد میشه هنوز خیلی مونده من:امیر تروخدا نرو امیر:باشه باشه همینجام هیجا نمیرم با صدای جیغ دا
خانم هیوا و اقای نیمه گمشده خسته و مونده از يه جراحی ناموفق چند ساعتی بیرون میان.سکوت محض. ناراحتی و گشنگی و درد پا و گردن وجود جفتشون رو فرا گرفته. اسکراب خونی شون رو در میارن و توی سکوت نیمه شب بخش جراحی توی راهروی دراز راه می رن. دمپایی های پلاستیکی اتاق عملشون هم روی کاشی خیس بخش سرجری شلپ شلپ می کنه.دم آسانسور می رسن.آقای نیمه گمشده به خانم هیوا میگه پایین می بینمت. خانم هیوا میره رختکن و وقتی روی کاناپه ی وسط رختکن میشینه به عمق درد توی بدن
  هر بار که به مطب این خانم دکتر میرفتم استرس داشتم . تمام طول مسیر ذکر میگفتم . از امام زاده ای که وسط جاده ست و خیلی دوستش دارم کمک میطلبیدم . که وضعیتم بد نشده باشه تا مورد توبیخ خانم دکتر با ابهت و پرجذبه قرار بگیرم . من قرص های روان کننده و انتی بیوتیک رو به دلایل خاصی نمیخوردم . پماد رو گاهی استفاده میکنم . دعا میکردم وضعیتم خراب نشده باشه . این دفعه که رفتم در کمال ناباوری دکتر بعد از معاینه گفت وضعیتم بهتره . اگه خدا کمک کنه دو ماه بعد که بر

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

کانون حجت ابن الحسن (عج) قشم دانلود رایگان مجله اینترنتی پاسبون فروشگاه عسل الی سایت تخصصی و آموزشی بدنسازی و تناسب اندام IRAN WOODEX pdfketab آموزش خیاطی دانلود رایگان همه چی