نتایج پست ها برای عبارت :

میگن خانم یکمی

✅ گزارش مختصری از مسابقه کتابخوانی ویژه ماه مبارک رمضان با عنوان "یادت باشد" زندگینامه شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی
تعداد شرکت کنندگان در مسابقه 198 نفر که 81 نفر به تمامی سوالات پاسخ صحیح دادند و 117 نفر بقیه دارای اشکال بودند .
در پایان جلسه نمایندگان پنجشنبه 98/3/30 بین شرکت کنندگانی که به کلیه سوالات پاسخ صحیح دادند قرعه کشی انجام شد و بار اول به نیت امام رضا علیه السلام به 8 نفر و بار دوم به نیت 5 تن به 5 نفر از عزیزان کارت هدیه تعلق گرفت .
وکیل خانم در تهران خانم حمیرا پارسا وکیل پایه یک دادگستری می باشد، ایشان با توجه به اینکه مراجعین زیادی جهت انجام امور حقوقی دارد تمامی روزهای هفته در دفتر حقوقی پذیرای موکلین می باشد.وکیل خانم اماده ارائه خدمات حقوقی می باشد.
اعضای انجمن
 
ریاست انجمن: جناب آقای علی کاویانی
سرکار خانم مریم تفضلیانسرکار خانم فاطمه ابراهیمیسرکار خانم سیده معصومه سیدصالحیجناب آقای کریم اسماعیلیجناب آقای محمدحسین خانقلیسرکار خانم سهرابیدبستان غیر دولتی پیشرو
ساعت یک و پنجاه دقیقه‌ی بامداد است که یکدفعه، بی دلیل و بی آنکه بفهمم، ذهنم از جزوه‌ی ARDS پرت میشود سمت خانم تیموری، معلم ریاضی سال پیش‌دانشگاهی‌مان، که آن اوایل از ترس و ابهت‌اش نفس همه بند می‌آمد. اما کم‌کم فهمیدیم قلبی از طلا دارد پشت ظاهر مردانه‌اش. خانم تیموری یک اخلاق جالب داشت. درصدهای آزمون‌مان که می‌آمد، دانه‌دانه بچه‌ها را بلند می‌کرد و برای هر کدام‌مان اصطلاحا کامنتی می‌گذاشت. به آن‌هایی که صفر درصد زده بودند با خنده می
هرباریک تکه یخ را روی پیشانی اوبگذاریدتاتبش فروکش کند.حامد گفت خوب میشه؟خانم دکترنگاهی به بیمارانداخت و گفت اون رشته کوه ها که روی مانیتورمیبینی اگرتبدیل به یک خط صاف شدن میتونی اعضای بدنش رابفروشی و خرج خریدپوشک بچه خودبکنی.
حامدگفت یعنی امیدی نیست ازکمابیرون نمیاد.خانم دکتر گفت زیادقرص خواب خورده بعیدمیدانم ازکمابیرون بیادبایدکلی دعا پشت سرش باشه تاازدنیانره اگرنفرین پشت سرش باشه برنمیگرده.
حامدگفت کشتی منوچقدرمنوبازی میدی این حرف
نمیدونم آیا واقعا مردها به سبب دارایی نقش تکیه‌گاه در نظام خلقت، 
با استقرار و سکینه‌ی بیشتری نسبت به ما خانم‌ها آفریده شدند، 
یا مردهایی که من در اطرافم می‌بینم اینطور هستند؟! 
.
› طوری که خیلی وقت‌ها به یار غبطه می‌خورم که کاش آرامش دلش رو منم می‌داشتم!
› و می‌بینم خانم‌های اطرافمو که همین حسو به همسرشون دارن.
آموزش ارگاسم در ن

ارگاسم در ن
معمای سربسته در مورد مسائل جنسی خانم ها ارگاسم و انزال آنان است یک واکنش جنسی طبیعی و لذت بخش که تجربه نکردن آن در حین عمل جنسی میتواند باعث بروز مشکلات فراوانی در زندگی شوئی گردد
یکی از دلایلی که از آن بعنوان معمای سربسته یاد میشود پیچیده بودن ارگاسم خانم ها در قیاس با آقایان است ، عوامل زیادی بر فرآیند ارگاسم خانم ها موثر است که سعی میشود در این مطلب به آن پرداخته شود
مسئولیت مردان در فرآیند رابطه
+ خانم، خانم، خانم، آدم صبح و شب ریس یک و دو بخوره، برای بچه‌ش ضرر داره؟
× بچه؟
+ آره اگه بچه‌دار بشه.
× یعنی تو حاملگی؟
+ آره.
× o_O مگه می‌خوای حامله بشی؟
+ می‌پرسم اگه یه‌وقت خواستم!
(مرکز بانوانه و اصلا اجازه‌ی خروج هم ندارن مددجوها!)

+ خانم مددیار بهم جایزه بدین.
_ چی بدم بهت؟
+ اجازه بدین موهای خانم تسنیم رو ببینم!
× o_OO_o

+ خانم شما به پوستتون چی می‌زنین؟
× هیچی.
+ یعنی اصلا کرم نمی‌زنین؟
+ نه.
× چقدرررر پوستتون خوووووبه!
+ همچنان o_O

مجموعا دویس
دانلود فیلم خانم یایا با کیفیت 4K و لینک مستقیم,
دانلود فیلم خانم یایا رایگان 1080 Full HD,دانلود رایگان فیلم خانم یایا,
دانلود فیلم خانم یایا با لینک مستقیم
دانلود فیلم ایرانی خانم یایا با کیفیت عالی 1080p
لینک دانلود قرار گرفت
دانلود فیلم خانم یایا
گروه فیلم : اجتماعی – کمدی
سال تولید : 1397
کارگردان : عبدالرضا کاهانی
بازیگران: حمید فرخ نژاد, رضا عطاران, امین حیایی, نیتایا چایسری
خلاصه داستان : قصه ی دو باجناق به نام‌های ناصر (رضا عطاران) و
روبروی گنبد فیروزه ای نشسته بودیم و سخنران داشت از احکام می گفت:
" کاشت ناخن مشکل داره برای گرفتن وضو چون آب به همه جا برای مسح کشیدن نمی رسه، بنابراین باید از کاشت ناخن اجتناب کرد"
و ادامه داد به گفتن احکامی که مبطلات وضو هستن و .
ناگهان یکی از گروه خانم هایی که پشت من تو صف نماز جماعت نشسته بودن شروع به صحبت کرد که بله " خانم مصطفی هم ناخن کاشته! بهش گفتم چرا کاشتی؟ و جواب داده که یکی از ناخن هام مشکل داشته! خب اگر یکی از ناخن هات مشکل داشته چرا
رسیدم خونه دیدم رفتند دسته جمعی یعنی آبجی خانم سمیه و شوهر ش و مامان خانم رفتند حجامت برگشتنی پیتزا متری خریده بودن من یه چند تیکه شو بیشتر نتونستم بخورم حالم بد شد اون نشسته بودن سر سفره و من روی مبل قشنگ روبروم به سر روی خونه !!! احساس تهوع بهم دست داد . اومدم توی اتاقم پای لب تاپ سرخودم گرم کنم . تا حالام بد نشه
ناراحتی‌های بی‌مورد خنجری تا جایی زیاد می‌شود که او قصد ترک خانه خانم طالبی را دارد. از طرفی با پخش شدن فیلم زهره در فضای مجازی، او با لباس نه این طرف و آن طرف می‌رود، البته خانواده‌اش هم به لطف یزید همچنان در خانه خانم طالبی مستقر هستند… 
تغذیه لازم برای گر گرفتگی خانم‌ها خانم‌ها در دوران یائسگی دچار علائم مختلفی می‌شوند که گر گرفتگی یکی از آنهاست. برای رفع این علائم رژیم های غذایی و مکمل های مختلفی را امتحان می‌کنند اما اغلب
نتایج متناقض است. حال تعدادی از راه حل‌های غذایی را برای کاهش یا رفع گر گرفتگی بیان می‌کنیم.
 
ادامه مطلب
وارد محوطه ی باشگاه که شدم صدای داد و فریاد شنیدم، نگران شدم . صدا از دفتر مدیریت بود.مدیر و یه خانم دیگه با نهایت صداشون با هم حرف میزدن و هی میکوبیدن روی میزاون خانم مادر یکی از بچه های کاراته بود، مدعی بود دیروز دخترش رو بخاطر اینکه شهریه نداده راه ندادن و آواره ی خیابونش کردن.اما مدیر می گفت دیروز دخترش رو اصلا ندیده و حتی وارد باشگاه هم نشدهمدیر با خونسردی رفت دختر اون خانم رو آورد و اول بوسش کرد و خیلی مهربون ازش پرسید: دخترم دیروز ا
دیروز که بیمارستان بودیمیه خانم و آقایی حدودا سی و خورده‌ای ساله رو دیدم
خانمه با واکر راه می‌رفت.
بنده خدا خیلی سخت راه می‌رفت.
یه خانم چادریه نورانی
یاد حرفم افتادم که همیشه تو دلم می‌گفتم چرا من با این سن کمم باید مامانم اینطور بشه
بعد دیدن اینا، گفتم این بنده خدا چی بگه
شوهرش دائم باید مراقبش باشه.
با سن کمش راه نمی‌تونه بره
واقعا از حرفم پشیمون شدم.
قول دادم دیگه اینطور نگم. بدتر از من هم هست.
یکی از دلایل پیشرفت خیلی ها استرسشونهمثلا خانم ها رو نگاه کنی درسشون خیلی بهتر از  اقایونهوقتی امتحان دارن همچین ميگن امتحان داریم انگار قراره بمب خنثی کننو همین موجب پیشرفتشون میشهطبیعیه آقایون کمتر استرس داشته باشن ولی این میزان از بیخیالیم دیگه داره اذیتم میکنه
بزرگی که روزگاری در جایی زندگی کرده، می گردند ببینند چی از خودش بجا گذاشته.
تخت و تاج
اسلحه و لباس
قصر و کاخ
بنا و ساختمان
شکارگاه و مطبخ
ابزار و وسایل شخصی
معشوقه ها و دوست و رفقا
و.
تنها یادگاریی که از هفده هیجده روز حضور خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم وجود داره《بیت النور》محل عبادت ایشانه.
-حرم که خوب مزارشون هست-
یه خانم 26 تا 28 ساله مجرد اینقدر عزیز که میشه نیست مگه بخاطر بندگیش.
خوبه زائرین قم به اینجا هم سری بزنن.
یک بار گفت مخالفم با حضور ن در ورزشگاه وهنوز هم کنایه های وطنی و غیر وطنی به سمتش روانه میشه.میخوام بگم،با قدرت بگم سحرخانوم هنوز انقدر زن هستی که منقلب بشی و این حس رو بفهمی،اما زنهایی هستند که انقدر زیاد منقلب شدن که دیگه یادشون رفته این منقلب شدن چه حسیِ و به تمسخر میگیرن.ميگن مرد اگر تحریک نشه مرد نیست،شنیدین؟زن اگر منقلب نشه زن نیست.
جوانی وارد سوپر مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن.
ادامه مطلب
بچه بودم
مادرم
هر وقت دلتنگ می‌شد
دست من رو می‌گرفت می رفتیم اینجا.
من آدم ها رو می‌دیدم 
مادرم رو
بعدم میرفتم جلوی ضریح رو خانم رو میبوسیدم
و گاهی، بودن کنار این خانم رو بیشتر از پارکِ توی حیاطش و آبخوری اش و سید مهربونش دوست داشتم.
ساعت هاا سرگرم بودم اونجا.

سیده ملک خاتون»
با حبیب کاف رفتیم دندون پزشکی برای معاینه؟!؟  دکتر گفت یه سری از دندوناتو بکشی تا ببینیم اوضاع حالت دندونات چطوری میشند! وقتی ۱۲-۱۳ سالم بود آبجی خانم سمیه که دانشجو بود اهواز با مامان خانم رفتیم اهواز دندون پزشکی که دندونمو درست کنند اون زمان ماهشهر نبود دندون پزشک خوب هیچ یه روز از صبح تا شب رفتیم اهواز دکتر تقریبا همین حرف‌هارو زد بعلاوه ارتودنسی وقتی برگشتیم باباخان گفت حالا بعد بگذار بری اصفهان
شدن خانم دکتر برای درمان بیمارانش! روشهای درمانی روز به روز عجیب تر میشوند و جدیدا یک خانم دکتر برای درمان بیماران خود کاملا و میشود.
به گزارش سایت چفچفک این خانم دکتر زیبا که فوق العاده معروف شده سارا وایت نام دارد و از طریق ارتباط وب کم و البته بعد از پرداخت هزینه بصورت اینترنتی، جلو بیمارانش کاملا میشود تا آنان را درمان کند.

خانم سارا با افتخار میگوید بیش از 1200 مشتری دارد که انها راتحت نظر دارد واولین فردی است که بیشتر
 اکرم خانم امروز یه مقدار خرید کرده بود. زنبیلش سنگین بود و با زحمت اونو می برد. احمد داشت تو کوچه بازی می کرد. اکرم خانم رو دید که داره چقدر اذیت می شه. سریع دوید سمت اکرم خانم وگفت:
سلام اکرم خانم ،اجازه بدین من اینو تا خونه براتون میارم. اکرم خانم گفت: سلام به روی ماهت، خدا خیرت بده پسر مهربونم. ان شا الله دست به خاک بزنی طلا بشه. بگیر مادر که از نفس افتادم. احمد هم زنبیل رو گرفت و تا خونه اکرم خانم برد. اکرم خانم باز ازش تشکر کرد و یه دونه شکلات
 
آقای گرجی پورگفت وا دختر بهت یاد ندادن با عمت اینطور صحبت نکنی بی تربیت؟
 
دردونه که از تعجب دهانش باز مونده بود گفت بابا چی گفتی؟الان؟
 
آقای گرجی پور نازی اومد وگفت خجالت بکش بابا تو صدا میکنی؟
 
دردونه گفت :وای خاک بر سرشدیم مامان بابا از دست رفت .وبلند داد زد مـــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــان؟
 
شادی خانم از تو آشپز خونه در حالی که ترسیده بود باعجله اومد گفت :
 
هان چیه  ترسیدم دختر این چه طرز صدا کردن قلبم اومد لوز
- خانم "الف" به بانک می‌رود. نوبت می‌گیرد. 
شماره‌اش ۱۳۵ است. 
همان‌جا دوستش را می‌بیند که سه ساعت زود تر از او آمده و دو شماره در دستش دارد. یکی ۲۴ و  یکی ۲۵. 
شماره ۲۵ را از او می‌گیرد و کارش را زود تر از ۱۱۰ نفر دیگر انجام می‌دهد و خوشحال بانک را ترک می‌کند.
- آقای "ب" راننده تاکسی است. 
هر روز دقایقی را فریاد می‌زند تا مسافرانش تکمیل شده و حرکت کند.
امروز باران شدیدی می‌آمد. 
آقای "ب" کسی را سوار نمی‌کرد و می‌گفت که فقط دربست می‌رود.
- خانم "
ساعت هشت رفتم اورژانس که یک ویزیت کوچیک انجام بدم و برگردم،ساعت 1:30تونستم لش گشنه و شرحه شرحه ی خودم رو برسونم پاویون برای شام.
آآما.مورنینگ رو لغو کردم!!!
خداییش بُرش تا کجا?انقدر برا کارای مریض سگ دو زده بودم که اتند قند عسل با وجود تمام سخت گیری هاش گفت باشه باشه باشه دکتر،لغو!!!تو فقط انقدر جیغ جیغ نکن و من زدم زیر خنده و گفتم ما چاکر شماییم خانم دکتر.یعنی کاری کردم که دکتر از شدت خنده دل درد گرفت و رفت خونه(ناگفته نماند که این خانم دکتر سخ
یک وقت هایی با دیدن یک ماجرا یا شنیدنش ،زودی نقشه میکشد و میگوید: اگر
امروز توی اتوبوس تا نگاهش به خانم تقریبا هفتاد ساله ای افتاد قیافش تغییر کرد و منتظر یکی از آن اگرهایش بودم.تا از اتوبوس پیاده شدیم
گفت: من که هیچ قدرتی ندارم اما اگر یک روز بهم یک قدرت بدهند،توی شهر برای خانم های بالای شصت سال یک گشت ارشاد میگذارم.
خندیدم و با تعجب گفتم: چرا اونا؟
سرش را انداخت پایین و گفت: حیف نیست این چروک های روی صورتشان و خط های کنار لب و چشمشان را زیر چند
روی پای خانم مُسنی که جلوی تاکسی نشسته بود، سبدی حصیری بود که گربه لاغری وسط آن نشسته بود و به خانم مسن نگاه می‌کرد ! پسربچه‌ای که ش عقب تاکسی نشسته بود از خانم مسن پرسید : چرا گربه‌تون اینقدر زشته؟» زن گفت : اینکه خیلی خوشگله، تازه نابغه هم هست!» مادر پسربچه گفت : نابغه است؟» زن مُسن با افتخار گفت : بله. جدول ضرب رو حفظه.» پسربچه گفت : دروغ نگو.» زن مسن رو به گربه گفت : دو دو تا؟» گربه چهار تا میو گفت. زن مسن گربه را ناز کرد و گفت : س
بسم اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیْم
انتظارات بانـوان از آقـایان
 
آقایان، می‌دانید خانم ها از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید؟ این قسمت، راهنمایی است که به شما می‌گوید خانم ها چه توقعاتی از شما دارند و چگونه می‌توانید مردی ایده‌آل باشید
 
 
نکات بسـیار مهم و حیاتی در خصوص انتظارات بـانوان از آقـایان در ادامه مطلب
ادامه مطلب
چهارشنبه ای که گذشت،به همراه خانواده بازار زنجان بودیم.چند دقیقه ای به خاطر کار بانکی پدرم، تو پیاده رو منتظر بودیم که یک مرتبه یه خانم پیر زنبیل به دست، با چادر گل دار اومد سمت عمه ام. بی مقدمه برگشت گفت: دنده هام شکسته.» عمه هم بهش گفت: خب برو دکتر.» و اون پیرزن غمگین جواب داد: دکتر برم میخواد چی بگه؟ می خواد بگه برو عکس بگیر دیگه.» و بعد هم راهشو گرفت و رفت.
خیلی دلم گرفت.خیلی. میدونم ترکی حرف زدن بلد نبودم و سنی هم نداشتم که بخوام با ا
سوم دبستان که بودم، توی کلاسمون یه کتابخونه‌ی کوچیک داشتیم. یک کمد چوبی قدیمی و تقریبا پوسیده که از سال قبل چند تا کتاب خاک خورده و پاره‌ پوره توش جا مونده بود. اول مهر قرار شد هر کدوم از بچه‌ها کتابایی که دارن رو بیارن و کتابها رو شماره‌گذاری کنیم و تو یک دفتری ثبت کنیم و درست مثل کتابخونه‌های واقعی، امانت بگیریم و بخونیم‌شون. خانم مطهری، معلم‌مون، یک جا وسط حرفاش گفته بود:" کتاباتون رو که آوردید، یکی از شماها رو که به نظرم توانایی اش رو
در مسابقات کاراته بانوان ، جام رمضان شهرستان گرگان دختران کاراته کار نودیجه با سرمربیگری خانم رحیمی نژاد خوش درخشیدند.خانم ها تبسم رحیمی ، ترنم رحیمی مقام اول و رقیه میرشکاری ، هانیه عارفی مقام سوم کومیته را کسب کردند.
نودیجه آنلاین
فائزه همیشه درکیف خودچندلباس زاپاس داشت چون جهت کسب درآمددرکاباره حاجیه کبری نیازبه داشتن چندلباس درکیف دوشی خودداشت.شغل اوتن فروشی بودوهمچنین رقص درعروسی های مختلف اوازاین شیوه جهت کسب روزی استفاده مینمود.
همیشه طرق مختلفی جهت کسب روزق وجودداشت این سخن پدرجانبازش بودامااومیگفت درایران به خانم هابشکل کالانگاه میشوددرثانی بانک هاموسسات هم بیشترازخانم هاجهت جذب مشتری استفاده میکنندبرای یک ماه حتی بابت پاسخگویی تلفنی ازخانم هااستفاد
آروم آروم جوری که خواب بچه هایی که بغل مادراشون بودن نپره تو ایستگاه یکی مونده به آخر نگه داشت . یک خانم مسن اومد جلوی در راننده و قبض گازش که یه کاغذی_ که میخورد بهش اخطار قطع باشه _بهش چسبیده بود  رو نشون راننده داد و گفت: آدرسش رو ببین ! چه خطی میره این جا؟ راننده اتوبوس همون طور که نشسته خم میشه سمت در راننده ،که خانم مسن پایینش واستاده ، برگه رو با دقت یه نسخه شناس که دنبال علائمی برای تایید نظریش میگرده نگاه میکنه ، اول زیر لب چیزی میگه که ا
هیئت مدیره نظام پرستاری امیدیهپس از تشکیل جلسه شورا طبق درخواست علی نشان رئیس هیئت مدیره کمیسیون آموزش و پژوهش تشکیل گردید.دراین جلسه اعضاء کمیسیون جهت فعالیت در حوزه آموزش مشخص شدند.آقای مهدی زیدانی خانم حسنه شریفی خانم مریم شجاع کمیسیون آموزش به ریاست آقای مهدی زیدانی از امروز فعالیت خودرا زیر نظر ریاست هیئت مدیره به طور رسمی آغاز کرد.
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. 
پسرک، در حالی‌که پاهای ‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد. 
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود، انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد در حالی‌ که یک جفت کفش
یه سری حرف ها هستن که نمیدونیم از کجا هم دراومدن و تو دهن هامون افتادن!!!!
چندتا از این حرف هارو مینویسم اونهایی که میدونید و شما هم اضافه کنید!!
خدا بد نده!!!!! خدا مگه بد هم میده!!!!
سپاردی به امان خدا!!!!! امان خدا ناامنه!!!!
وقتی میخوان قسم بخورن:به این برکت که از قران بالاترِ!!! نون و میفرمان!!!!
نون از قران بالاترِ!!!!!!!!!!!
یه ضرب المثل ترکی هست :نماز قیلَن بنده دی ، قیلمیَن شرمندَ دی، گاه قیلَی گاه قیلمییَی یرین جهنم دَ دی!!!
کسی که نماز بخونه بنده است، ک
یه مدته دارم سفرنامه می خونم. یه خانوم قجری به اسم عالیه خانم. امروز تو شرکت میون حجم زیادی از کار یهو یاد عالیه خانم افتادم. - غریب بودن اینکه یه نفر تو یه صبح بهاری سال ۹۸ یاد یه خانمی تو عصر ناصرالدین شاه بیفته به کنار - اومدم بگردم ببینم چیزی راجبش هست اصلا؟‌نه می دونم کیه، نه می دونم چند سالشه وقتی داشته سفر نامه ش رو می نوشته، بچه داشته؟ نداشته ؟ بعد می بینم الان حتمن توی یکی از این قبرستون قدیمیا قبرش داره خاک می خوره. شایدم چون ۳۰ سالش پر
مقابله با ریزش مو در خانم ها

هیچ چیزی برای یک خانم رنج‌آورتر از این نیست
که ببیند موهای نازنینش روز به روز کمتر می‌شود، اما باید بگوییم که تنها شما نیستید
که ریزش مو را تجربه می‌کنید بلکه اکثر ن چنین اختلالی را تجربه کرده‌اند.

همه ریزش موها یک علت ندارند و حتی همه ریزش‌ها
هم به یک شکل نیستند. اگر بتوانید نوع ریزش موهای خود را تشخیص دهید تا حد زیادی
از نگرانی‌تان کاسته شده و راحت‌تر راه‌حل مناسب را پیدا می‌کنید.

این روزها ریزش مو در
سلام دوستای گلم
من اومدم با ی اموزش دیگه
آموزش خط چشم کشیدن برای خانم هایی که پلک افتاده دارن
خب سوالی که پیش میاد اینه که از کجا بدونید که پلک شما افتاده است یا نه؟؟
اگر پلک های شما کمی پایین تر است و یک چروک کوچک بالای چشم به وجود آورده،شما جزء آن دسته خانم هایی هستید که پلک های کمی افتاده دارید
یک خط چشم باریک زیر پلک شما گم می شود ،به یک خط چشم پهن تری نیاز دارید تا تاکید بیشتری روی چشم ها به وجود آورد


ادامه مطلب
حالا من هی به خونواده میگم منتظر چی یید؟ ميگن نتیجه -_- این هیچ. ميگن بشین درس بخون امسال خوب بدی. میگم ضعف من مدیریت آزمون بود نه درس. ميگن اگه بخونی آزمون خوب میدی. چی بگم اگه بگم تو کنکور تمرین کتاب درسی رو دیدم و رد کردم باز ميگن تو درس نخوندی.نیست خب به درس نیست فقط. یه نفر اندازه رتبه یک میخوند و میفهمید ولی ترازش 4000 میشد. بعضی روزا پاسخبرگشو میدیدم فاجعه بود؛ من پاسخبرگمو داده بودم ولی هنوز نشسته بود دینی میزد و پاسخبرگش مثل قلب مومن. من ای
سارا:مامی بریم سینما ؟

شادی خانم:نه دخترم کلی کار دارم خودت بادوستات
برین

سارا:مثل بچه ها دهانش آویزان کردو گفت نوموخوام
نوموخوام باید بیای .

شادی خانم:نه دخمل خوشگلم نمیتونم کلی کار دارم
که باید انجام بدم .

سارا:باچه

ورفت گونه های مادرشو بوسید رفت تو اتاقش .

شرکت نخ ریسی گرجی پور

آقای گرجی پور درحالی که سمت پنجره بودمشغول
صحبت باتلفن بود که آبدارچی شرکت با شربتی تگری وخنک وارد شد وگفت جناب رئیس شربت
خنک 

آوردم براتون بفرمایید میل کنید
مریم قجر عضدانلو در جریان سخنرانی اخیر خود در مقر موسوم به اشرف سه خطاب به خانم موگرینی مسئول ت خارجی پارلمان اروپا گفت:
آیا نباید درسفرتان به تهران بجای عکس گرفتن با مهره های رژیم از
رییس جمهور رژیم درخواست بازدید سمبولیک از زندان ها را می دادید؟ وی ادامه
داد که خانم موگرینی ابتدا باید نقض حقوق بشر در زندان ها را محکوم می
کرد. مریم قجر همچنین از کشورهای اروپایی بابت سکوتشان گلایه کرد. سوز و
گداز مریم قجر نسبت به خانم موگرینی ب
 برای از بین رفتن خجالتتون، اون هارو انجام بدید.
۱- پنجاه هزارتومان پول را به پول خردهای ۵۰۰ تومنی تبدیل کنید.
چگونه: با رفتن به مغازه های کفاشی، معاملات مسکن و.، این ۵۰ هزارتومان رو خرد کنید.
با این کار، نه شنیدنتون قوی می‌شه و اعتمادبه نفستون زیاد.
۲-یک متن تئاتر در اینترنت پیدا کنید و با دوستاتون، ۳۰ بار تمرینش کنید.
خیلی باحاله، مخصوصاً جای خانم‌ها و آقایون عوض شود.
مثلاً: در متن گفته: آقا بگه: عزیزم چرا اینجایی
به جای آقا، یه خانم با لحن ی
در راستای اینکه حال فضای مجازی رو ندارم یه چند ده‌تایی از وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کردم رو قطع دنبال کردن زدم اگه شما هم جز اون دسته از افراد هستید که دیگه وبلاگشون رو دنبال نمیکنم با انجام دادن همین‌کار برای وبلاگ من، بشدت ازتون ممنون میشم
و اینکه احتمالا یه پست در مورد جنبش‌های فلسطینی (به طور خاص حماس) که قولش رو داده بودم بعد المپیاد بذارم رو خواهم نوشت و بقیه چیزهایی که گفته بودم بعد المپیاد می‌نویسم رو بعدا می‌نویسم
پ.ن۱:
تا یه مدتی ح
شادی خانم لباس پوشید که بره سراغ فالگیر بادوستاش که دید دردونه هم لباس پوشیده منتظر وایستاده گفت
 
شما کجا ؟
 
دردونه گفت منم میام .
 
شادی خانم:لازم نکرده تو بمون همینجا مواظب بابات باش یه وقت نره بیرون آبرو ریزی میشه .
 
دردونه خودشو لوس کرد وگفت نوموخوام منم مویام .
 
شادی خانم قولی بازی در اورد باجیغ جیغ گفت لازم نکرده بتمرگ همینجا اینقدر هم لوس بازی
 
درنیاردرست هم صحبت کن .
 
دردونه اخماشو تو هم کشید وگفت من میترسم خب.
 
شادی خانم گفت از چی
امشب عروسی یکی از دوستان پدرم در یکی از شهرستان های لرستان دعوت بودیم عالی بود اهنگاشون رقصشون اخلاقشون هنه چیز فرای تصوری بود که از شهر همجاورم و از قوم لر داشتم بیشتر از همه از اهنگاشون خوشم اومد عالی بود.
اوضاع زندگیم خوبه همه چیز خوبه ولی حالتای روحی خودم گاهی خیلی بهم میریزه.
چند شب پیش عروسی دوستم بود یه خانمی توی هتل مدیر بخش خانم ها بود منم عینک نزده بودم لنزم نداشتم نشناختمش فرداش فهمیدم همون خانم استاد کامپیوترمه که تالارم برای هم
دوباره  رفتم اموزش پرورش بگم بابا،انسان،ادم.این همه ازمون استخدامی برگزار میشهیکاری بکنین. چرا  نیرو جدید نمیگیرین شما ؟
چرا هیچ وقت توی دفترچه های لعنتی، رشته ها ما رو نمخواین؛ بعد از استان ها دیگه نیرو میگیرینآقا میارین سرکلاس دخترا!نمیذارین بقیه باز نشست بشن تا ما هم احساس وجود کنیم خب!
بعد اینکه غرام تموم شد و  اونم گفت نیرو نمیخوایم و شما دخترا میرین درس میخونین انتظارتون میره بالا میخواین بشینین پشت میز(خودش خانم بود طرف!)میخواست
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
سارا:وا مامان این رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ایـ .

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر این چه طرز صحبت کردن ته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟این تویی که  خرس گنده ای مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه باید تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
سلام
دختریم با تیپ شخصیتی istj ، و الان در مورد رشته های دانشگاهی مهندسی گیر کردم!، مسئله اول این هست که من با توجه به توضیحات کوتاه در مورد رشته ها، به برق، مکانیک، کامپیوتر، عمران، صنایع و شیمی علاقه دارم. 
ميگن مکانیک و صنایع و عمران مناسب خانم ها نیستن، اگر علاقه و تلاش پشت بندش باشه چی؟، و آیا واقعا واقعیت داره؟، کسانی هستن که خانم هایی موفق در این رشته ها دیده باشن؟، یا اگر خودتون این رشته ها رو خوندین میتونین راهنمایی کوتاهی در مورد شون
shirazart.blog.ir 
* انتخاب رشته و مشاوره کنکور کارشناسی هنر در شیراز 
* انتخاب رشته توسط زهرا جوکار مدرس دانشگاه و کنکور و دیباگران تهران انجام خواهد شد.
* مشاوره برای دانشجویانی که در شهرهای دیگر زندگی می کنند به صورت تلفنی و اینترنتی صورت خواهد گرفت .
* جهت مشاوره تلفنی و حضوری با خانم جوکار با شماره ۰۹۱۷۰۵۲۲۱۹۲ تماس حاصل فرمائید .
* جهت گرفت وقت قبلی جهت انتخاب رشته با شماره ۰۹۳۵۴۱۸۶۵۶۸ خانم ستوده آموزشگاه رها تماس حاصل فرمائید. 
* آدرس جهت انتخاب
قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:قد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ - aparat.comقد بلندها چی بپوشن؟؟؟؟؟؟؟ 125 Farzaneh.yusefi.ir 67 دنبال‌ کننده . نکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم - مردماننکاتی برای افراد کوتاه قد : چطور قد بلند به نظر برسیم .خوب، من اینجا هستم که به شما کمک کنم که لباس اندازه خود را پیدا کرده و بلندقدتر بنظر برسید. . همه چیز برای قد بلند شدن ، تغذیه کدام خواب چقدر؟علت کوتاهی قد چیست و چگونه ب
خانمِ تفکر و ٰ جنابِ مَن، زیر پرده‌های رقصان دراز کشیدند و باهم حرف می‌زنند. خانم تفکر به جناب من می‌نگرد، کمی عصبی شده و شروع می‌کند به پرسیدن. به یادآوری و به خیالش، روشن کردن موتور، یا زدن آمپول محرک و بیدار کردن آقای وجدان.
می‌گوید:  که ای منی که در اکنون، زیر پنجره‌، رو به انبوه درخت‌های مو لمیده‌ای و به زوج کبوتری نگاه می‌کنی که هر صبح، چوب به دهان و امیدوار و بغ بغو کنان می‌آیند و رو میله‌ی کوچک زیر درختان انگور، مشغول ساخت و ساز م
زیبایی مو از اهمیت بالایی برخوردار است.همه خانم‌ها و حتی آقایان دوست دارند ، موی سالم و زیبایی داشته باشند و از این جهت تلاش می‌کنند تا با شیوه‌های مختلف به این هدف خود برسند.
سشوار کشیدن مو از آن کارهایی است که معمولاً همه افراد چه خانم ها و چه آقایان در طول هفته ممکن است چند بار آن را انجام دهند.tarahisite
با آقای الف برای تدریس صجبت میکنم و میگم هرچی زنگ زدم برای مدرک TTS کسی جواب نداد،میگه منظورت TTC بود؟گنگ نگاش میکنم و میگم مگه نگفتم TTC؟
زنگ زدم آژانس بیادبرم باشگاه میخوام برم پشت اداره پستمیپرسه کجا میرید؟میگم پشت هتل پارس!میگه هتل پارس؟میگم اهان نه ببخشید منظورم اداره پسته پیش خودم میگم هتل پارس از کجا اومد تو دهن من؟
زنگ زدم بعد کل چرب زبونی راضیش کردم توی گروه مشاورشون عضوم کنه،میگه خانم ق کد بورسیتو بفرست برام میگم چشم چشم الان کد پست
یه چند تا مسابقه کتابخوانی در طی سال برگزار شد که من رفتم شرکت کردم.فک کنم 3تا بود!
اولیش کتاب "شاهرخ حر انقلاب اسلامی"بود!
خلاصه که ثبت نام کردمو یه چند نفر دیگه از بچه ها با قصد فرار از درس وکلاس ومدسه هم ثبت نام کردن!
کتابو گرفتم خوندم یه بخشای باحال و خنده دارم داشت که اندک بودند!.اون آخرا هم که یه عالمه آبغوره گرفتم .حالا خوبه میدونستم آخرش چی میشه هاااا!
راستی طرز کتاب خوندنمم اینجوریه:فصل اول مطالعه می شود.فصل آخر بلا فاصله مطالعه می ش
هو الحکیم
قدیمی ها درسته یه سری حرف های بی اساس و خرافات گونه میزدن، اون هم بخاطر عدم اگاهی بود
اما یه سری حرف ها هم دارن که از صفای باطن و فطرت پاک و حکمت و درک بالاشون از زندگیِ
چیزی که این روزها خیلی نایاب شده!!!
دوتا مامان بزرگ خیلی مهربون داریم تو محل بهش ميگن بُیگ ننه:)  بُیوگ ننه درسته! اما تلفظش سخت میشه مخفف میکنیم
نمیدونم اسمشون اینه یا این لقب و اهالی بهشون دادن!
اول صبح که میدیمشون همیشه برام دعای خیر میکردن
و با دعای خیر بدرقم میکردن
کلاسای آخر هر هفته در نهایت خستگی با خودش خواب هم به همراه می آورد.وهر دقیقه خواب سر کلاس معادل اس با:1ساعت خواب مفید روزانه بدون هیچگونه عوارض جانبی !
این کلاسای آخر هفته به طور معمول کلاسای فیزیک وبه طور غیر معمول.همچنان کلاسهای فیزیک بود.
تو این تایم دیگه عفت کلام نداشته بچه ها از بین رفته و یه جور فاتحه هایی به ارواح سرگردان فرد مدرس.فرد مدیر.فرد معاون.وحتی به افرادی که هیچ دخالتی در این موضوع خطیر نداشتن می دادن که با 140000صلوات هم ده
سلام و نور :)از اونجایی که احتمالاً در روند وبلاگ‌نویسی تغییراتی بدم، به کمک شما دوستان نیاز دارم. لطفاً و خواهشاً همۀ حرفهایی که توی دلتون مونده :) همۀ بدو بیراه‌ها و نقاط ضعف یا احیاناً نقاط قوتی که به نظرتون می‌رسه رو برام بنویسید (ناشناس یا با اسامی مستعار). برداشتتون از خانم الف، به خصوص دوستانی که روابطمون به چت‌های دوستانه هم رسید که قطعاً میدونم هیچکدوم خاطرات خوبی ندارید :) اما باز هم بنویسید. اینجا، بخشی از واقعیت زندگی من بوده و ه
اگر به کارگر خانم برای نظافت منزل خود دارید با خدمت از ما تماس حاصل فرمایید 
کارگر خانم برای نظافت منزل باید  با حداکثر دقت و سلیقه و مهارت وظایفه اش را انجام دهد. از این‌رو یافتنکارگر نظافتچی خانم مورد اعتماد و مجرب یکی از دغدغه‌های بانوان شاغل  می‌باشد. این روز ها هم اکثر بانوان به دلایل زیادی به کمک گرفتن از کارگر خانم برای نظافت منزل روی آورده اند ولی متاسفانه همه آنها مهارت کافی ندارند و مورد اعتماد نیستند. باید صادقانه گفت که این ر
واکنش اقایون نسبت به عکسهای خصوصی خانم‌ها در شبکه‌های مجازی چیست؟
شاید تو همین لحظه‌ای که این پست و میخونین، هزاران هزار عکس از نقاط مختلف دنیا تو اینستاگرام، فیسبوک، تلگرام. به اشتراک گذاشته میشه. اما آیا میدونید برداشت دیگران از عکسهایی که به اشتراک میزارین چیه؟ مخصوصا اگر این عکسها متعلق به خانم‌ها باشه و یا از اون مهمتر این عکسها در اصطلاح عامیانه سکسی و تحریک‌آمیز  باشه؟ 
ادامه مطلب
داستان قسمت آخر سریال فضیلت خانم
سریال فضیلت خانم و دخترانش fazilet Hanim ve Kizlari یکی از سریال های پربیننده 2017 کشور ترکیه و استار تی وی است که داستانی درام و عاشقانه دارد.
فضیلت خانم زنی میانسال است که دو دختر به نام خزان و اجه می باشد که هر کدام از این دخترها در زندگی خود دچار فراز و نشیب زیادی می شوند و فضیلت قصد دارد که اوضاع را بهبود بخشد. دختران او پس از اتفاقاتی سر از منزل اگه من ها در می آورند. عشق اجه و یاسین هم در اواسط سریال به بن بست می خورد و ا
 
بقول ادبیاتی ها: واضح و مبرهن بود که نرفته بر می گردم!
و حالا واضح و مبرهن شد که نرفته برگشتم.!
اما چرا؟
برای این که نسبت به درخواست همراهان عزیز احترام قائلم.
برای این که به خاندان سیادت و نجابت، ارادت دارم.
برای این که ثابت کنم حرف مرد یکی نیست!
همین سه دلیل برای روشن نگه داشتن چراغ کم سوی این وبلاگ کافیست.
 
عجالتاً پر حرفی نمی کنم. فقط آمدم از همراهان خوب و بزرگوار: دختر بی بی، جناب قدح، خانم رهرو، آقای ن.آ، خانم لوسی می، آقای حامد، آقای ع
 
امروز پاسم را تحویل گرفتم و خلاص. پاس خواهرم را هم برده بودم برای تمدید، تاریخ را اشتباه خوانده بود و ۹ روز دیرکرد داشت، باید جریمه می‌شد. رفتم دفتر معاون و همان‌طور که مسئول نوبت‌دهی گفته بود تقاضای "بخشایش" کردم! ظاهرا اصطلاح مصطلحی است. بخشایش کرد و فرستاد رفتم نوبت‌دهی. یک صف طولانی جلویم بود، تعداد زیادی مرد و یکی دو تا زن. فاصله را رعایت کرده بودند، ولی همه در یک صف بودند. آخر صف ایستادم. بعد از ایستادن من، چهار پنج تا خانم دیگر هم
بابک میگه که شماره ای اون یارو رضا (رضا صبری خودمون) که دیروز بهت با شماره کانادا پیامک زده و چرت و پرت گفته رو بده من، که پیداش کنم ببینم خط مال کیه.
همچنین میگه که اینهایی که از بلاکی دراوردی رو فکر میکنم که بهتره مجددا بلاک کنی و دیگه از بلاکی درنیاری
میپرسم چرا؟
میگه تو چوب همین قلب ساده تو خوردی تا الان. به این عوضیا نباید رحم کرد. حالا آخر شب باید بشینم دونه دونه اینها رو دوباره بلاک کنم!
راست هم میگه دراز. من باهاش موافقم.
راستی یه چیزی که س
مزون شمیلا کرج




نام مدیریت:


خانم رجبی









آدرس مزون شمیلا:


گوهردشت – اول داریوش – نبش قائم یکم – ساختمان داریوش – طبقه پنجم – واحد ۱۸





مزون کندیز کرج




نام مدیری
دوچرخه سواری عمومی و حرفه ای بانوان نیازمند به آموزش های تخصصی است .
طی جلسه ای
معرفی سرکار خانم مژده شافعی کارگر بعنوان مربی بدنساز و تغذیه بانوان هیات دوچرخه سواری شهرستان کاشمر با حضور سرکار خانم مهندس رزمی نائب رئیس هیات دوچرخه سواری بانوان و جناب آقای روح الله اسماعیلی دوچرخه سوار ومعاون اجرایی هیات انجام شد.

دوچرخه_سواری #بانوان #دوچرخه_سواری_بانوان #هیات_ورزشی #منظم #شهرترشیز #کاشمر #خراسان #ایران #ترشیز
بعد از صبحانه رزا به سختی به اتاق مادر رفت . وقتی در زد ، خانم آنا در را باز کرد .
رزا وقتی به داخل رفت با اتاقی زیبا رو به رو شد . البته او قبلا دیده بود .
رزا با زبان اشاره به خانم گفت : من آن نامه را دیدم . می خواهم بگویم ، اگر مرا می خواهید ، مرا بفرستید و بگذارید سوزان  در اینجا بماند . لطفا تنها خواسته مرا بپذیرید . بگذارید او در لطف و مهربانی شما غرق شود لطفا بگذارید من تا اخر این ماه اینجا بمانم . همین یک ماه ! چون به سوزان قول دادم در مسابقات است
هنوز خانم روشنا خبر نداره ! امروز صبح رفیق اومد دنبالم رفتیم حرم . برگشتنا تا یه جای مسیر که اومدیم رفیق [خدا بگم چکارش نکنه!] گفت : " بیا تو بشین " . گفتم بابا من تاحالا موتور نروندم بلد نیستم . گفت کاری نداره که بیا بشین مثل ماشینه :| . ببین این گازه ، این ترمزه اینم کلاچ . گفتم خب پاشو بشینم . روی ما تحتِ مبارک حرکت کرد و خودش رو برد عقب . گفت سوار شو ! گفتم : " یره بار اول بذا تنهایی بشینم ! " گفت کاری نداره که بشین . هیچی دیگه نشستم . " حالا کلاچ رو بگیر .
سرگرمی یک بازیگر چیه ؟!ارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:سرگرمی یک بازیگر چیه ؟! - فیدیاسرگرمی یک بازیگر چیه ؟! ساغر فرد، بازیگر و کارگردان از شروع کارش میگوید . دانلود این ویدیو . گزارش ویدیو ; ویدیوهای پیشنهادی . B_Titr | بی تیتر - سرگرمی یک بازیگر چیه ؟! - YouTubeB_Titr | بی تیتر - سرگرمی یک بازیگر چیه ؟! ساغر فرد، بازیگر و کارگردان از شروع کارش میگوید . سرگرمی یک بازیگر چیه - aparat.comسرگرمی یک بازیگر چیه ؟! 184. b_titr 1.1 هزاردنبال‌ کننده
وکیل خانم در تهران برای کلیه دعاوی حقوقی ، دعاوی کیفری ، دعاوی خانواده ، دعاوی ملکی و . وکیل پایه یک خانم در تهران خدمات حقوقی را برای خانم هایی که می خواهند برای حل مشکلات حقوقی خود از وکیل خانم بهره مند شوند ارائه می دهد. قبل از انجام هرگونه اقدام حقوقی حتما با یک وکیل پایه یک م کنید.ارائه مشاوره حقوقی بصورت تلفنی و یا حضوری با وقت قبلی 09123666928وکیل پایه یک دادگستری با قبول وکالت در کلیه امور حقوقی در خدمت شما می باشد.*************************************
منطقه ۱
حوزه فعالیت: آموزش و پرورش : مناطق
نشانی :  ایران ، تهران ، تهران ، تجریش – خ. دزاشیب – جنب آتش نشانی
تلفن :  ۷~۲۲۲۳۹۶۰۰
 منطقه ۲
حوزه فعالیت: آموزش و پرورش : مناطق
نشانی :  ایران ، تهران ، تهران ، بزرگراه جلال آل احمد – کوی نصر – پشت آتش نشانی – انتهای خیابان سیزدهم
مسئول آقا / خانم :  سانی خانی
تلفن :  ۸~۸۸۲۷۶۹۰۱
 منطقه ۳
حوزه فعالیت: آموزش و پرورش : مناطق
نشانی :  ایران ، تهران ، تهران ، بالاتر از میدان ونک – بعد از میرداماد – جنب خانه مع
با سلام و احترام
ضمن تشکر از سرکار خانم شیخ همکار گرامی ما در پایه اول ابتدایی مدرسه دکتر علی شریعتی تایباد، بدین وسیله اقدام پژوهی این همکار گرامی با عنوان (( چگونه توانستم رفتار پرخاشگرایانه ی دانش آموزم میکائیل را کاهش دهم ؟ به شرح پیوست جهت بهره برداری معلمین عزیز و اولیاء گرامی ارسال می گردد.
ادامه مطلب
خستم ! 
خیلی خسته ! اصلا دیگه حوصله خودم ندارم ! 
+ ای کاش اینجوری نبود دنیا :(،
+ خدایا چرا بابا جی الان پیش ما نیست
+ خدایا نتیجه کنکور چی میشه ‌‌
+خدایا دیگه حوصله هیچ کس ندارم نه این جا نه اونجا .
+ دوست دارم حذفش کنم بره ولی  نمی تونم بهش معتاد شدم میدونم! 
+ خدایا دلم گرفته از همین دوستان بیانی 
+ دلم گرفته از همین دوستان مجازی 
+ خسته خسته خسته  حوصله سریال دیدن ندارم. 
+ حوصله نقد و داستان ندارم 
پ.ن: هنوز همون سه تا سریالم تموم شون نکردن
کارگاه تربیت جنسی کودک میریم
یه خانم خیلی مسن هم هست میاد 
حرف می‎زدیم یکی گفت حاج خانوم شما که بچه کوچیک ندارید چرا میاید؟
گفت نوه که دارم! یه روز نوه‎م کنارم بود براش سوال پیش اومد باید بدونم چکار کنم!
.
› یعنی میبینمش انرژی میگیرم :))
بسم الله النور
تماس گرفتم با مولودی خوانِ خانم برای مراسم عروسی نرخ که انصافا بالا بود اما چون بسیار مراسم نیمه شعبان برایم با اهمیت بود پذیرفتم
اول قرار بود بگویم یا دف زن بیایند خانمی که یکی از دوستانمان معرفی کرده بود 
خانم مذهبی بود گفت ما از دفتر آقا سوال کردیم گفتند اگر دف برای مراسم لهو و لعب نباشد اشکالی ندارد و من خودم هم بعد از آن با احکام آستان قدس تماس گرفتمو مسئله ای شبیه همین را گفتند (به زنجیر داشتن و نداشتن دف اشاره ای نکردند)
به اجبار به پرسه بزرگان رفته بودم.تنها خاطره ای که از خانم متوفی در ذهنم جولان میداد مربوط به سالها قبل بود.من تازه عروس بودم و مادرم تا توانسته بود روی سر و دستم طلا اویزان کرده و به عروسی یکی از اقوام دور فرستاده بود.گوشواره های چند جفتی بلوچی را به زور نخ و کش روی گوشم اویزان بود.با انکه زیر چادر بود اما جلب توجه میکرد.ان خانم کنار من نشسته بود.چادرم را قشنگ با دست باز کرد و نگاهی به گوشواره های بزرگم انداخت.محو حرکتش بودم.مسن بود و نمیشد به ا
سلام سه شنبه رفتیم سینما فلسطین همه با هم هستیم رو تماشا کردیم. فیلمنامه انگار ناپخته و ناتمام بود. هرچند سوژه فیلم خوب بود.
ورودی سینما یک دستگاه شبیه نوبت دهی گذاشته شده بود که باید کد خرید بلیط(از سینما تیکت) رو وارد میکردی تا بلیت شما چاپ بشه. یعنی میتونید براحتی رفقای مجازی خودتون رو به این روش مهمان کنید و بهشون شیرینی بدین خانم یک آشنا در نظر داشت یه ربات واسه بلاگ ها بنویسه. کوشش؟  شما هم بهش سر بزنید و اعلام حمایت بکنید مثل فرزندی هستی
برای ورود به ساختمان محل کار ابتدا باید از محل حراست آنجا عبور کنم، اتاقکی کوچک که خانمی جوان اما عبوس آنجا نشسته است. روز اولی که پا به اتاقکش گذاشتم و سلام کردم، زیرلبی و با اخم جوابم را داد. رفتارش ذوق آدم را می‌خشکاند  اما خب من آدمی نبودم که از رو بروم. هر روز صبح که پا به اتاقکش می‌گذاشتم بلند و پر انرژی و با لبخند سلامش می‌کردم به این امید که گره‌های پیشانیش که شاید ناشی از ناراحتی باشد باز شود و لبخند خانم حراستِ به زعم من غمگین را ببی
سلام دوستان
سوالی دارم که شاید باعث خنده تون بشه ولی واقعا ذهن من رو درگیر کرده، از قدیم تا امروزه اکثر عروس خانم ها از خواهر شوهر بد ميگن، از رفتارش و اخلاقش، شاید واقعا این جور چیزی وجود داشته باشه از دو بهم زنی، از غیبت، از حسادت و . .
تا یک ماه آینده بنده خواهر شوهر میشم و دوست دارم رابطه خوبی با عروس مون داشته باشم، از شما عروس خانم های گل میخوام کمکم کنید و بگید چه رفتار و حرف هایی از جانب خواهر شوهر تو دوران عقد باعث ناراحتی تون میشد و چ
سسسلللامممم^^
من برگشتممممم!
 
 
کلى ماجراس ک نصفشو میگم!
اولش ک تو راھ آب پز شدنو درک کردم!
رفتیم آرایشگاه
بعدش
خونه
بعد تالار!
آقا انتقققققاد دارم!!!!ینى چی داماد میاد ميگن لباس بپوشیم؟!بعد میرن جلوش قر میدن؟
ھممممممم
بعداز عروسی منتظر عروسو داماد شدیم تا بیان /بعدش پشت عروس و داماد رفتیم خونه مادر شوهر عروس.تقریبا2نصفه شب بودش!!!!!عروس پیاده شد تا بیاد رفتم آب خو
ردم برگشتمک یھو یکى گفتخانم نیا نگاھ کردم دیدم جلوپام گوسفندرو کشتن:////      بع
رزا ، سازش را روی لب های  کوچک نرمش بودند گذاشت . 
آهنگ "وطن
زیبا" را زد . همه
به باران خیره شده و آهنگ زیبای ساز دهنی گوش می کردند . 
وقتی تمام شد و رزا چشم
های سیاهش را باز کرد ، دید همه به او خیره شدند ، همه او را تشویق کردند .

بعد خانم جولیا در را باز کرد و گفت : "رزا و
سوزان ، بیایند بیرون ."

هر دو
به اتاق خانم جولیا رفتند .

دیدند زن و مردی 
با لباس هایی زیبا جلوی آنها نشسته اند . خانم با زبان اشاره به آنها گفت :

"من خانم آنا ، مادرتان و این هم توماس پ
فراغت ویژه (1)
این درست است که بیکارگی و بطالت، فساد و کسالت می‌آورد، امّا این نیز راست است که کار بسیار و پرفشار، جسم و جان را می‌فرساید و نداشتن اوقات فراغت، اعصاب و بدن را می‌رنجاند. یکی از محصول‌های فشردگی کار و نداشتن اوقات فراغت، کلافگی روانی» است.ما شعار پرکردن اوقات فراغت» را بسیار سر می‌دهیم (که البته اگر نیکو انجام گیرد، کار درستی است)، امّا چرا کسی از ایجاد فراغت، به‌ گاه ضرورت» سخن نمی‌گوید؛ با اینکه ضرورت سخن دوم کمتر از س
تا حالا پیش اومده یه خانم مسن غریبه خوش تیپ توی بی‌آر‌تی بیاد کنارت ازت بپرسه بلاک کردن داخل واتس‌اپ چجوریه؟ بعد وقتی می‌خواد فرد مورد نظر رو بیاره آواتار و فامیلی خودت رو توی کانتکتاش ببینی؟ برای من امروز پیش اومد! ابسولوتلی اینکردبل!
همیشه تمداران مشکلات خانوادگی داشتندوبیشترین مشکلات راباهمسران خودداشتندوخانم هامصیبتی بزرگ وتهدیدی دائمی برایشان محسوب میشدند.بطور متوسط کمترمردی پیدامیشدکه دریک نگاه عاشق خانمی شودودرهمان لحظه دنبال عقد دائمی  ازدواج برودوتامیشدمردتعلل میکردوبعدازورودبه رابطه خود اقدام به ایجاد حس دافعه در خانم میشد.حس دافعه به معنی غیرقابل اعتماد بودن بودو خانم مردراترک می نمود.خانم حالامداوم از رابطه قبلی خودبایدمیگفت مواخذه میگردیدومه
تاحالا برایتان اتفاق افتاده شخصیتی از یک داستان انقدر خوب در ذهنتان مانده باشد که اگر کسی را شبیه او بینید بگویید:((چقدر شبیه فلانی است:؟!))خانم هاویشام یکی از این شخصیت هاست که سال های سال است در ذهن افراد زیادی در سراسر دنیا مانده و ادم ها هر وقت یک خانم بد اخلاق و لاغر و غرغر و می بینند که مدام به دنبال انتقام گرفتن است می گویند((شبیه خانم هاویشام است!))این شخصیت را چار دیکنز حدود 150 سال قبل در رمان((ارزو های بزرگ))خلق کرد اما انقدر خوب و واقعی
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️والده ی ماجده ی شهید والا مقام #شهیدرضاکمالی ، مرحومه ی مغفوره #حاجیه_خانم_فاطمه_اسفندیاری همسر مرحوم حاج عباس کمالی دار فانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفت .مدیریت و هیئت تحریریه ی رسانه ی خالدنیوز ضایعه ی وارده را  به خاندان عزادار کمالی و وابستگان تسلیت عرض می نماید .
مراسم تشییع پیکر مرحومه ی مغفوره ام الشهید رضا کمالی ، حاجیه خانم فاطمه اسفندیاری، دوشنبه ساعت ۱۸و۳۰دقیقه رسمی از مقابل منزل ایشان واقع در خ
+ کارت لعنتیه ورود به جلسه کنکور رو گرفتم.
+ چقدر این روزای آخر دوست دارم بنویسم،چقدر سوالای مختلف تو ذهنمه.
+خیلی نگران وبلاگمم،به این فکر میکنم که آدرس و رمزش رو کجا بنویسم که تا زنده ام کسی پیداش نکنه و بعد مرگم کسی پیداش بکنه و بیاد اینجا بنویسه:/
+میگم بنظرتون چرا همه ی پیامبرا تو عربستان و مصر و کلا کشورای عربی بودن؟ چرا پیامبر فارسی زبان یا اروپایی و آمریکایی و آفریقایی نداریم؟
+خواستم قبل رفتنم صندلی داغ بذارم ولی گفتم بیخیال مگه کی تو ذ
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کردخانم معلم او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نیتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمره 9گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته استپسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می‌شود. می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟خانم معلم با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟!!. این ممکن نی
از چی بگم براتون؟
از عیدی که ميگن آجیل توش تحریمه؟
از عیدی که ميگن قراره آخرین فصل گیم آو ترونز بیاد؟
از عیدی که قراره کلی فیلم جذاب اکران بشه؟
از عیدی که تا حدود هفدهم تعطیلیه؟
از عیدی که هنوز هیچ خریدی براش نکردم؟
از چی بگم از چی نگم براتون
آقای گرجی پور بعد از خوردن ناهار تشکر بسیار
گرمی از همسرش کردوبه اتاقش رفت برای رسیدگی به کاراش برعکس دردونه اصلا لب به
غذاش نزده بود

میترسید مادرش از پودرا به خوردش بده وقتی شادی
خانم متوجه شد بشقاب رو جلو دردونه برداشت وچندتا قاشق ازاون خورد وگفت خیالت راحت
بخور من

چیزی نریختم دردونه که خیالش راحت شد سمت مادرش
رفت وگونه هاشو بوسید وبعد تند تند شروع به خوردن کرد مثل قحطی زده ها .

شادی خانم چشم غره ای بهش رفت و گفت وا دختر از
قحطی اومدی؟

هن
دارم میرم امتحان کنکور بدم! صبح ساعت ۰۵:۳۰ با صدای موبایل که مامان خانم زنگ زده بود بیدار شدم!!!! و رفتم دوش گرفتم نمیدونم چرا هی دور اتاق های خونه راه میرفتم و با خودم حرف میزدم!!!! چرا توی دنیایی خیالی ام هستم من. دنیایی خیالی دست از سرمن برنمیداره یا من ول ش کنش نیستم
امروز خانم ص می‌گفت تو اون یکی محل کارش، یه دختری اومده بوده کتاب می‌فروخته و می‌خواسته ازش بیشعوری رو بخره، اما نخریده. گفتم من دارم، اگه بخواد براش میارم. خوشحال شد گفت بیار. که دکتر بدوبدوکنان از اتاقش اومد بیرون و به خانم ص گفت در مورد چی حرف می‌زدین؟ بعد هم گفت من که تو اتاقم اینو دارم و رفت براش آورد. یه کتاب دیگه هم آورد که اسمشو اینور اونور زیاد شنیدم. واسه همین وقتی بهم تعارف کرد! گرفتمش.
کاملا نوئه، به احتمال زیاد تا حالا ورق نخورده!
به خودت میای و میبینی داری سوابق مریضو میخونی و میگه به جز دو بار اقدام به خودکشی و فرار از خونه و مصرف آیس و سکس پر خطر سابقه دیگه ای نداره. و بعد مکث میکنی. چه سابقه دیگه ای میخوای؟
به خودت میای و میبینی دیگه بدون تعجب میگی خانم شونزده ساله متاهل با سابقه سقط یا خانم بیست ساله متاهل از ده سال پیش و بعد که تو ذهنت متوجه میشی ده سالگی ازدواج کرده هم تعجب نمیکنی، چون دوازده ساله ی باردار دیدی.
به خودت میای و جن و پری و ارواح برات عین شوخی شدن.
تو با
چیزی که هنوز بهش عادت نکردم، واژه ی "خانم مهندس" ه.
تازه داشتم با فامیلیم کنار میومدم.
"مهندس" و "محدثه" شبیه هم هستش. ولی من با دومی راحت ترم

*مامان و بابا اومدن تهران. واسه اولین بار فردا مرخصی گرفتم که باهاشون برم بیرون :)
دور تند که ميگن اینه ها!اینگار همین دیروز بود که پست قبلی رو نوشتم و منتشر کردم.
خیلیییی سرعت بالاس :)))
اینطور که معلومه هنرستان تموم شد و پاشو از روی خرخره ما برداشت!
میدونین چیه اگر ازم بپرسن کدوم دوره از تحصیل بیشتر دوست داشتی حتما میگم دوره متوسطه اول(راهنمایی)اونقدر اون سال ها شیطون و رها بودیم که تکرار کردنش غیرممکن،بچه هایی که هیچ دغدغه ای نداشتن جز اینکه چطور کلاس و درس رو بپیچونن و به بهونه درس قرار مدار باهم بذارن و قایمکی برن خرید،ا
ساعت ۹ شب بود. ۱۱-۱۲نفر توی صف ایستاده و منتظر ون آخر بودیم. پیرمرد آرام خط هر شب ون آخر می‌شد. همو که برای رسیدن هیچ‌وقت عجله نداشت و برای خالی کردن عقده‌ها به پدال گاز الکی فشار نمی‌آورد.
ون پر شد. ۲_۳نفر ماندند. جا نشدند. یکی‌شان خانم بود. توی صف ایستادند. ون که می‌رفت سریع یک سواری شخصی سروکله‌اش پیدا می‌شد. تا ۱۲ شب سر خط سواری‌های شخصی به جای تاکسی‌ها انجام‌وظیفه می‌کردند. داشتیم حرکت می‌کردیم که یک دختر از پیاده‌رو در آمد و به شیشه
فراغت ویژه (۲)
آقای صلح‌جو و همسرش، همراه دو فرزندشان که یکی سه‌ساله بود و دیگری یک‌ساله، به مشاوره آمدند. خانم از بار گران زندگی به ستوه آمده و کم آورده بود؛ دیگر بریده بود. مشکلات و مسائل ناگواری مطرح کردند و چارۀ کار طلبیدند. خانم از سختی‌های زندگی، سخت گلایه داشت و بیشتر از دست آقا می‌نالید. ایشان را به آرامش و صبوری دعوت کردم و به ریشه‌یابی مسائلشان پرداختیم. در نهایت، به این نتیجه رسیدیم که همۀ مشکلات به خستگی خانم از پرستاری و تربیت
《تو که یه پات لب گوره دیگه چرا؟!
خجالت داره بخدا !》
به پیرزنی داشت میگفت که موهاش بیرون بود.
گفتم اینجا رو اشتباه اومدی رفیق!
این بنده خدا کل روسریشو هم از سرش برداره حق عتابشو نداری!!
در واقع یه معذرت خواهی بزرگ بهش بدهکاری!
تعجب کرد.
حجاب فلسفه داره حجاب برا عفافه برا سلامتی روان جامعه ست برا سود رسانیه و این اون وقتیه که خانم جوون باشه
پیر فرتوتی که دیدن نداره حجابم نداره
بله اون که ميگن از توی پیر دیگه بعیده اینجا نیست. اخلاقیات و گذشت و سن
دیشب تا  چهار صبح به خاطر ناله ننه ام برای گردن و قلب و نمی دونم چی دردش نخوابیدماز بس گفت یا ابوالفضل یا حسین(ع) و.فکر کنم اونام نخوابیدن!
تا چشممو گذاشتم رو هم دیدم یکی داره گریه می کنهتو چته روله؟ دلش درد می کنه.مامانم رفته دکتر بعد هر چی به الینا گفته بیا ببرمت توام سرما خوردی بلند نشدهتا مامانم در حیاط رو بسته و رفته.خانم یادش افتاده مریضه و زد زیر گریههی عر عر عر.می گم چرا نرفتی؟میگه خواب بودمگیج بودم
می گم تو تا الان سرما خورده بو
    یه دیالوگ طلایی هم سوسن خانم داشت واسه ی وقتی که یاس تازه می خواست وارد مقوله ی اردوی جهادی بشه. به این ترتیب که فرمودند:  "نگران این نیستم که خسته و اذیت بشی حین کار. من بیشتر نگران اینم که میری اردو، کرم می ریزی و بچه ها رو اذیت میکنی، بچه ها هم میگیرن کتکت میزنن."
وقت هایی که پیشم نیستی عزیزم به سختی همین طور میگذره و چه برسه ببینم ناراحت هم هستیناراحت از این نظر که فلان احمق که دوست اسمش را گذاشتی باعث اعصاب خوردی هر 2 ما میشه راسش عزیزم بهت گفته بودم پرو دپ را اصلا باهاش میونه خوبی ندارم متاسفانه از اونجایی که داخل این خراب شده به دنیا اومدیم نمی تونیم توقع زیادی از ادمهایی داشته باشیم که سراسر عقده و کینه اند پس چه کاری داخل گروه موجودات زنده حسابشون کنیم؟؟؟خیلی راحت باید بتونیم بزاریم کنار ک
صندلی مو عوض کرده ام خیلی بهتر این صندلی ولی ایکاش این مسئول دفتر و منشی مدیر عامل خانم الی پ میگذاشت صندلی که کنار دست ش هست رو بیارم این صندلی ها کف پاهام روی زمین نمیرسند اون کوتاه تر و راحت تر هست برای نشستن من اون سری رفتم صندلی از کنارش بیارم گفت این خورده توی لیست اموال من !!!!
هرروزتاجران برده درشهرشانگ های مرتکب اعمال غیرقانونی میشدندوباپول ازدست قانون فرارمینمودند.دولت بدنبال محاکمه آنان بوداماآنان پولی بشدت زیادداشتندکه اگرازیک بانک درهرکشورخارج میکردندموجب بهم ریختن معادلات اقتصادی دنیای تجارت میشد.
مخفیانه نقشه میکشیدندکه چه اقدامی را انجام دهندتاآنجاکه ممکن بودبااطلاعات غلط پخش کردن سعی میکردندبه هدف خودبرسند.قدرت آنهادرخلق پول بالابود.میدانستندپول کالایی هست که اگردرجایی سنگ شود ارزش بیشتری پ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب