نتایج جستجو برای عبارت :

نداره هیچی تاثیری دیگه رو رحیتو

دست من نیست
 اگه اینقدر دلم هواتو داره
اگه نمیتونه تنهات بذاره
توکه خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست
اگه بارون میاد یادت میفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من ديگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره
خودتو دادی تنهایی یادم
نشست روی دلم غصه عالم
مگه میشه نریزه اشک آدم
مگه میشه که من یادت نباشم
ديگه این دل بلد نمیشه راشم
یه جوری زخم زدی نمیشه پاشم
بخواب دنیا کسی با من ديگه کاری ند
,    متن آهنگ ديگه عاشق شدن,    متن آهنگ ديگه عاشق شدن فایده نداره کوروس سرهنگ زاده,    ديگه عاشق شدن فایده نداره جهان 320,    ديگه عاشق شدن فایده نداره افتخاری,    ديگه عاشق شدن فایده نداره مهستی متن,    دانلود اهنگ مهستی عاشق شدن فایده نداره,    دانلود ديگه عاشق شدن فایده نداره ستار و مهستی,    متن ديگه عاشق شدن ناز کشیدن فایده نداره مهستی,    متن آهنگ ديگه عاشق شدن فایده نداره از
آهنگ دنیا ديگه مثل تو نداره بنیامین بهادری چشمامو رو هم می ذارم وتو رو به یادم می آرم ودوباره دست ت می دم وتو رو به همه نشون می دم وکم می آرم آخه تو روتو رو به یادم می آرم ودنیا ديگه مثل تو ندارهنداره نه می تونه بیارهدلها همه بی قرار عشقناما عشقی که واسه تو بی قرارههیچکی مثل تو نمی تونهمتن آهنگ قدیمی
متن آهنگ مهدی جهانی بخواب دنیا
Text  Music Mehdi Jahani Bekhab Donya 
 متن اهنگ بخواب دنیا مهدی جهانی
دست من نیست اگه انقد دلم هواتو
داره اگه نمیتونه تنهات بذاره
تو که خوب میدونی نداره چاره
دست من نیست اگه بارون میاد یادت میوفتم
به کسی از تو من چیزی نگفتم
اگه دستات بیاد باز میشه مشتم
بخواب دنیا کسی با من ديگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره .
بخواب دنیا کسی با من ديگه کاری نداره
دل بی کس من یاری نداره
دل من میل دلداری نداره نداره
اگ نخوام بهتون امیدواری بدم و با انرژی باهاتون حرف نزنماز این ب بعد میام میگم که اره از تو بدبختتر وجود نداره سرتو بذار زمین بمیر ،تو بدبختیات جون بکن، آینده اتو مزخرفترین چیزی ک میتونی تصور کن، اصن اومدیم تو این دنیا بدبخت باشیم و خوشبختی بقیه و آدمای موفق کوبیده بشه تو سرمون!فقط ی عده خوشبختن و تو باید همینجوری تو گه زندگی کنیتازشم هییییچکسی ب اندازه تو مشکل نداره و هیچکسی مث تو حسای داغون نداره تو در این زمینه بدشانسترین و تنها ترینیهیچ
از یه جایی به بعد زندگی بیهوده می‌شه. قبل‌ترها دوست داشتن‌ها و نفرت‌ها و عصبانیت‌ها و آزرده‌بودن‌ها و خوشحال‌بودن‌ها همه خالص بودن. الان ديگه هیچ‌چیزی حس قبل رو نداره. به قول چاک پالانیکِ باشگاه مشت‌زنی انگار همه‌چی یه کپی از کپی از کپیه. آرامشی که از قدم‌زدن توی فلان خیابون دارم، خاطره‌ی بدم از فلان کافه، راحتی‌ای که کنار یکی از دوست‌های قدیمی حس می‌کنم، اشتیاقی که واسه‌ی دیدن یا حرف زدن با فلانی دارم همه بیهوده‌ن. همه اونقدر خ
,    دانلود اهنگ دلم میگه طاقت نداره,    دانلود اهنگ دلم ديگه طاقت نداره,    دانلود آهنگ دلم ديگه طاقت نداره داره کم میاره,    دانلود اهنگ حدی داره دل بردن,    دلم ديگه طاقت نداره دلم بی قراره داره کم میاره,    شهاب مظفری دلم ديگه طاقت نداره,    دلم دیگ طاقت نداره داره کم میاره,    دانلود اهنگ شهاب مظفری دلبریتو کمترش کن,    آهنگ دلم دیگ طاقت ندارهMy Songs
شب گذشته با اینکه کدوئین هم خوردم افاقه نکرد و با درد و اشک خوابیدم، صبح هم با درد بیدار شدم و زندگی یک هیچ بزرگ بود که تو صورتم زد. بزور بلند شد، بزور حمام کردم و بزور صبحانه خوردم و قهوه آماده کردم. نشستم یه خط تو وبلاگ برای خودم می‌نویسم و هی اشک میریزم و هی یک درمیون آب و قهوه می‌خورم تا هربار طعم تلخش رو بیشتر حس کنم. من مطرود همه‌ی جهان‌هام اما که چی؟ چیکار کنم بشینم تا آخرش آه و ناله کنم؟ نه باید بلند شم زور بزنم و بکنم از این یاس و نامید
دانلود آهنگ نداره هيچي تاثیر روی روحیت ديگه
 
نداره هيچي تاثیر روی روحیت ديگه
اصلنم واسه تو مهم نی پهلو من کیه
هر کیم تکست میده بت فقط میدی استیکر
میفهمه هر کی باشه نمیتونی حسی که
داریو ازت بگیره این روزا سخته میره
ولی خب هیشکی نی که پهلو اون آروم بگیره
نداری حوصله و دور میشی از آدما
همون که گرفتن روزی کل باورا
 
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
یادمون باشه ،
اگه مردی شلوار جین رو با کفش مردونه میپوشه ، 
به ما ربطی نداره ، 
اگه زنی با کفش پاشنه بلند پیاده روی اومد ، 
به ما ربطی نداره ، 
اگه پسری زیر ابروی خودشو برداشت ، 
به ما ربطی نداره ، 
اگه دختری قبل از سرد شدن هوا و بارندگی بوت پوشید ، 
به ما ربطی نداره ، 
اگه کسی لباسی با طرحی خاص رو به تن کرد ، 
به ما ربطی نداره ، 
اگه تو خونه ی همسایه زیاد رفت و آمد میشه ، 
به ما ربطی نداره ، 
اگه کسی موهای خودشو مدل خاصی کوتاه میکنه ، 
به ما ربطی ن
از یه جایی به بعد زندگی بیهوده می‌شه. قبل‌ترها دوست داشتن‌ها و نفرت‌ها و عصبانیت‌ها و آزرده‌بودن‌ها و خوشحال‌بودن‌ها همه خالص بودن. الان ديگه هیچ‌چیزی حس قبل رو نداره. به قول چاک پالانیکِ باشگاه مشت‌زنی انگار همه‌چی یه کپی از کپی از کپیه. آرامشی که از قدم‌زدن توی فلان خیابون دارم، خاطره‌ی بدم از فلان کافه، راحتی‌ای که کنار یکی از دوست‌های قدیمی حس می‌کنم، اشتیاقی که واسه‌ی دیدن یا حرف زدن با فلانی دارم همه بیهوده‌ن. همه اونقدر خ
دیشب وقتی متوجه شدم دفترچه رو هم تو پلاستیك گذلشتم ویادم رفته ببرونش بیارماعصابم بهم ریخت مامان برگشت بهم گفت اصن معلومه چیكار می كنی وكجاییدلت كجاست حواست كجاستصبح زودی پاشدم رفتم هنوز مغازه تعطیل بود تا صاحبش اومدوبازش كردانگار فقط معطل دیدن ما بود همونجا بود وهر دو رو گرفتم هم پیراهن وهم دفترچه گفتم بمونه باز گم شه حوصلشو ندارم هيچي ديگه اومدیم تو كلینیك منتطر نوبت ریحونیم  این خانمه صدامون زد فشارمونو گرفت گفت به منایبت هفته ی سلام
سلام.این یکی دو روز رو تقریبا همش خواب بودم، گمونم معدم ديگه ظرفیت نداره. چون تقریبا هيچي نمیتونم بخورم. جالبیش اینجاست که تازه همه بهم میگن چقدر روزه بهت ساخته.
هر آدمى تو زندگیش 
فقط یه چیزو با جون و دل از خدا میخواد
اگه اون یه چیز نشه خیلى باورا توی آدم میمیره
حالا باور هیچى،
امیدِ داشتن، ديگه رنگ قبلش نمیشه واسه اون آدم
یعنی زندگی ديگه براش خوشحال کننده نیست که بخواد براش تلاشی کنه شروع میکنه ذره ذره مردن، لین مدل مرگ خیلی سخته! دلت میخواد از زمدگیت لذت ببری، شادی کنی، بچرخی، بخوری، بخابی و از همه چیز لذت ببری ولی ديگه هيچي برات مزه نداره
بعد از تو ديگه زندگیم‌معنی نداره مادر نبودی که ببینی چی کشیدم
رفتی و آرامش این خونه بهم ریخت من بدترین حال پدر رو تازه دیدم
چشماتو بستی روی این زندگی آخر انگار ديگه دستای ما از هم جدا شد
من رد پاهاتو میبوسم و میفهمم جای تو از حالا ديگه عرش خدا شد
رفتی که من‌تنها بمونم توی دنیا باور کن این تنهاییا اخر نداره
تنها سفر کردی و این رسمش نبوده این که نباشی و کسی باور نداره
باور نداره
اونکه همیشه زنده میمونه تو قلبم اون که امید لحظه های اخرم بود
ا
- تا حالا بهش فکر کردی؟- به چی؟!- به این‌که ديگه ارزششو نداره، زندگی رو می‌گمپاشو روی پاش انداخت و از بالای عینک بنفشش بهم نگاهی انداخت و گفت: باز شروع کردی؟- خب، من جدی‌ام دِرا!- مسخره می‌پرسی! من فکر توام، اگه بهش فکر کردی اول من به اون فکر کردم- جوابت چیه؟ ارزششو نداره، نه؟ فقط ما جرات تموم کردنشو نداریم- بهتره قهوه‌ی شیرینت که ديگه شباهتی به قهوه رو نداری بخوری
قلبم هزار تیکه شده . هر چی دست و پا بزنم فایده ای نداره.تو سهم من ازین دنیا نیستی
وچه ظالمانه س .و انگار من با حسرت زاده شدم .اینکه ازین به بعد تو نیستیو من نمیتونم باهات حرف بزنمو ده تا کوفت و زهر مار ديگه رو اه اه اه گندش بزنن که هيچي من مثل آدمیزاد نیست
باید تو مغزم فرو کنم که : اون صالح نیایی که میشناختی ديگه وجود نداره :)) با یه آدمی دوست شدی خوش گذروندید همو بشدت دوست داشتید ديگه اون شخص وجود نداره این صالح نیایی که میبینی یکی دیگس و هیچوقت اون نمیشه :)) هیچوقت نمیشه عاندرستند ذیس هانی  
می‌دونم
احتمالا دیر شده
احتمالا برای خیلی‌ها اهمیتی نداره
احتمالا خیلی‌ها گوش نمی‌دن
احتمالا به خیلی‌ها بر می‌خوره
احتمالا تاثيري نداره
احتمالا توجه نمی‌شه
و احتمالا غیره و غیره
اما لطف بفرمایید اجازه ندید
کل‌کشیدن
در مراسم موالید حضرات آل‌الله علیهم‌السلام
رسم بشه
شاید بعدا درباره‌ش مفصل نوشتم
لکن علی‌الحساب
به این توصیه‌ی برادرانه و پدربزرگانه
التفات داشته باشید؛
هزار نکته‌ی باریک‌تر ز مو اینجاست!
[قلب][لبخندمحبت‌آمیز]
هيچي خوشحالم نمیکنه ٬ بودن توی این دنیا اصلا هیچ جذابیتی برام نداره ! من تموم پل های پشت سرمو خراب کردم و حالا موندم وسط یه پرتگاه عمیق که هر طرفی برم ٬ میمیرم ! هيچي رو نمیتونم نه تغییر بدم نه هيچي ! آینده برام مبهمه ٬ حقیقتا خیلی در عذابم و روزها به سختی میگذره ٬ به مرگ فکر میکنم ؟ هر روز و هر روز و هر روز ! چیزی برای تغییر وجود نداره٬ یا اگه داره من نمیتونم ٬ همیشه همین بوده ! می‌دونی این روزا رو با چشم میدیدم :) ولی تلاشی برای تغییرش ندادم ! همه چ
۵ روز  ديگه بیست و یک سالگیم تموم میشه و من وارد ۲۲ سالگی میشم
مهم نیست مبدا این زمان کی بوده
مهم نیست که گردش زمین به دور خورشید هیچ ربطی به عقل و پختگی نداره
مهم گذشت زمانه
مهم کم شدن ۳۶۵ روز ديگه از عمرمه 
امسال هیچ دستاوردی نداشت
درست مثل ۲۰ سالگی 
و مثل ۱۹ سالگی
حس میکنم سه تا ۳۶۵ روزه که فقط دارم گند میزنم
میفهمم دارم خودم رو حروم میکنم 
ولی نشستم به تماشای نابودی خودم
به فنا رفتن تباه شدن.
این زندگی به شکل مزخرفی، مزخرفه ولی من دارم اد
خب اینجوریه که  با عین‌ام و  حالی چنین خوش حالم رو بد می‌کنه، باورم نمیشه، اضطراب، ترس از ازدست دادن و و و در نهایت ترجیح میدم نباشه تا از حواشیش به دور باشم. اینجوری دور خودم حصار می‌کشم و یادم می‌مونه تنهام و هیچ چیزی، مطلقا هیچ چیزی برای من نیست و من . هيچي ندارم سالهاست به چنین بودنی خو کردم و باید حواسم باشه گول زندگی خیالی و خوش رنگ و لعاب عین رو نخورم. اون عمیق نیست و همه چیز چون تو سطحه وجود داره. کافیه عمیق بشی و ببینی هيچي مطلقا ه
اگه چن روز ديگه بگذره یک سال میشه
که واسه دیدن خوشبختی تو چش ندارم
درست یک سال میشه تو به آرامش رسیدی
درست یک سال میشه که من آرامش ندارم
درست یک سال میشه که به بی حسی دچارم
میدونی هضم بعضی چیزا دور از انتظاره
یا من اینقدر از تنهاییو باور ندارم
یا که اینقدر تنهایی منو باور نداره
چشای من که مثل گرگ بارون دیده بودن
صدام حتی داره کم کم شبیه زوزه میشه
به حدی یادگاری هر کجای خونه مونده
که این خونه داره بی تو شبیه موزه میشه!
برای اونی که هر چار فصل سال
بابام الان زنگ زده و با ترس و استرس مثل بچه ای که کار اشتباهی کرده، حرف میزنهگفتم چی شده؟میگه یه اس ام اس برای تو اومد،منم اومدم برات بفرستمش حذفش کردمبدون مکث بلند بلند میگم: عیب ندارهنه عیب نداره.عیب نداره بابااگه دوباره اومد برام بفرستش.جمله خودمو تکرار میکنه اگه دوباره اومد برات می فرستم.انگار که خیالش راحت شده باشه فوری میگه سلام برسون ،خداحافظ و گوشی رو قطع می کنه!!
نمی دونستم اون اس ام اس چی بود؟از کجا بود؟ اما مطمئنم هيچي ارزش ا
بابااااا . میخوام برات چسناله کنم
-بکن بابا جان
+نگاااا. اینجوری اونجوری .
- اشکال نداره چیز خاصی نیست
+ فلان چیز هم فلان فلان.
- خب اونم حل میکنی ديگه مثل همیشه !
+ اون مسئله هم اینجوری اونجوری.
- خب از فردا برو تو کارش . ديگه ؟
+هيچي تموم شد
- همی گفته ام و میگویم بارها ؛ سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش. سخت نگیر بابا جان . آروم ، راحت همه چیز حل میشه :)

میگم این چند وقت بابا نبودش چه قدر همه چیز خاکستری و بی حال بودا . سرشکِ دیده دلیل‌ست و رنگ
خونه یکی از افراد فامیل امشب مهمانی بودیم
یکی از کوچولوهای فامیل هم اونجا بود
و مجسمه پلاستیکی یا گچی دستش بود که باهاش بازی می کرد
بخاطر بی دقتی مجسمه از دستش افتاد و دو تکه شد
عکس العمل بچه و فامیل ها جالب بود
مادرش گفت: اشکالی نداره پیش می اد
پدرش گفت: اشکال داره بچه خوبی باش
مادربزرگش: توروخدا دعواش نکنین بچه مو
پدربزرگش: چیزی نشد حالا با چسب درستش می کنیم
و فامیل های ديگه با نظر های ديگه
بچه به همه شون گوش کرد
و منم داشتم فقط گوش می کردم
اون
دیشب تا دو واندی بیدار موندم نزدیكای پنج بیدار شدم تا طلوع نخوابیدم بعدش یكی دو ساعت خوابیدمديگه بیدار شدم تا الان فرزانه دیشب اومده بود رفتیم خونشون مثلنیكمكش فا كتورا رو جمع كنیم شب باز بهتر كمك دادم تا روزديگه عصری باهم برگشتیم من اومدم خونه اون رفت مغازهاین اعرابی هم واقعا رو اعصابمه شورشو در آورده   
داشتم یه متن بلند بالا می نوشتم و تقریبا هم ديگه آخراش بود. یه فکری مثل برق از ذهنم گذشت که اگه یهو برقا بره، همه‌ی متن می پره! برقا نرفت ولی این فکر همانا و خاموش شدن مانیتور همان :/
هيچي دست از پا درازتر نشستم خیره شدم به صفحه مانیتور :(
+ چی بگم ديگه! بیان نمیذاره آدم دست و دلش به نوشتنم بره. حتی میهن بلاگِ به اون سادگی هم این امکان رو داره که اگه در حین نوشتن اتفاقی بیفته، متنت چند دقیقه به چند دقیقه خود به خود ذخیره می شه! بیان یه اینم نداره :/
+ ب
من و صدای پات تیک تیک ساعت روی دیوار
حالت روحی مو دیدی اما به روم نسار
دیوونه دونه دونه کارتو یادم میمونه
فکر نکن اگه بری دور شی از این خونه
کسی مثل من عاشقت میمونه
تو دیوونگی کردی زدی یهو رفتی
خاطره هامونو دادی دست تقدیر
همه چی خراب شد بین من و تو
بعد تو هيچي نداره رو دلم تاثیر
تو دیوونگی کردی زدی یهو رفتی
می خوام بدونم خط میگیری از کی
همه چی خراب شد بین من و تو
زندگیمون ديگه اصلا شبیه قبل نی
چی شده که یهو دراومدی از خودت
دور شدی خواستی نبینی من
ح خیلی بزرگتر از سن خودش هست. یه آدم فهمیده و بالغ و جا افتاده. امروز ازم خواست تا دو هفته ازش دور بشم. نمی‌دونم چیکار کنم. کاش. فقط کاش پشیمون بشه  
عین چند روز ديگه میاد اما  من اصلا آمادگیش رو ندارم و دلم ح رو می‌خواد.
صادقانه نگاه می‌کنم اونم هيچي برام نداره جز هورمون. لعنت به من که اینقدر ذلیل هورمون شدم. دلم می‌خواد پشیمون شه و بگه بدون تو نمی‌تونم. دلم می‌خواد دوسم داشته باشه. لعنتی خیلی بزرگتر و جاافتاده‌تر از این حرف‌هاست. م هم که
گاهی ما آدما نمیخوایم قبول کنیم که همه چیز تموم شده .
همه ش با خودمون میگیم نه
اینجوری نیست .
اون همچین آدمی نیست .
همه میگن بابا این یارو آدم خوبی نیست . هزارتا هم مدرک میارن برات .
ولی بازم دله ديگه .
عشق آدمو کور میکنه .
با اینکه هزارتا مدرک خیانت ازش می بینی بازم میگی واقعیت نداره .
سال ها میمونی به امید روزای بهتر .
ولی خبری نمیشه .
فکر میکنم رفتن آخرین چیزیه که آدما از عشق باید یاد بگیرن .
واقعا هيچي نیست . وقتی تهش هيچي نیست باید زو
هنوز خانم روشنا خبر نداره ! امروز صبح رفیق اومد دنبالم رفتیم حرم . برگشتنا تا یه جای مسیر که اومدیم رفیق [خدا بگم چکارش نکنه!] گفت : " بیا تو بشین " . گفتم بابا من تاحالا موتور نروندم بلد نیستم . گفت کاری نداره که بیا بشین مثل ماشینه :| . ببین این گازه ، این ترمزه اینم کلاچ . گفتم خب پاشو بشینم . روی ما تحتِ مبارک حرکت کرد و خودش رو برد عقب . گفت سوار شو ! گفتم : " یره بار اول بذا تنهایی بشینم ! " گفت کاری نداره که بشین . هيچي ديگه نشستم . " حالا کلاچ رو بگیر .
چهل روزه که خدا در اغوشت گرفته زیبا
چهل روزه که خاک در اغوشت گرفته زیبا
چهل روزه که ترک کردی دنیای شلوغ و الکی ادمارو زیبا
چهل روزه که ديگه درد نداری زیبا
چهل روزه که ديگه دغدغه نداری زیبا
چهل روزه شبا زیر سرت بالشت و روت پتو نداری زیبا
ولی چهل روزه که اطرافیانت هنوز داغ تو براشون جا نیوفتاده و اروم نگرفتن
چهل روزه که دل دنیا برات تنگه.برای وجودت.
چهل روزه که مروا مریم نداره
چهل روزه که محیا مریم نداره
ولی تو همچنان اروم و بی اعتنا به دلهای ت
اگه دوست داشتن هامون همراه با احترام نباشه هیییچ ارزشی نداره.
اگه دوست داشتنمون احساس صرف باشه و همراه با آگاهی و شناخت نباشه هیچ ارزشی نداره.
اگه دوست داشتنمون با در نظر گرفتن سلایق و علایق و احساسات طرف مقابلمون نباشه هیچ ارزشی نداره.
اگه دوست داشتنمون رو نتونیم کنترل کنیم و به وابستگی تبدیل بشه هیچ ارزشی نداره.
اگه دوست داشتنمون این طوری باشه ديگه اسمش دوست داشتن نیست.
اسمش خودخواهیه.
حواسمون به واژه هایی که به کار میبریم باشه.
قداست واژه
بسم الله الرحمن الرحیم
یه پرنده هایی هستند  ما بهشون میگیم موسی کو تقی!
نمیدونم اسم علمیش چیه شاید یا کریم باشه.
تو جاده بودیم دیدم یه موسی کو تقی دقیقا وسط جاده اس و ماشین ها با فصله ی کم از کنارش رد میشن  یه ماشینم از روش رد شد ولی جون سالم بدر برد و زیر چرخ نرفت الحمدلله.
ماشینو نگه داشتم گفتم نمیره طفل معصوم. رفتم گذاشتمش زیر یه درخت تو سایه
بعد دیدم بالش زخمی هست و قدرت پرواز نداره
معلوم نیست مامانش پیداش کنه
هيچي ديگه الان آوردمش خونه.
نمیدونه کجا بره جایی نداره تکست میده زنگ میزنه هی بی قراره میگه باید یه چیزیو بهت بگم من Baby اگه کاری کردی بگو عیبی نداره نمیدونه کجا بره جایی نداره تکست میده زنگ میزنه هی بی قراره میگه یه چیزی هست باید بهت بگم من Baby اگه کاری کردی بگو عیبی نداره همیشه فکر میکردم میمونه خوب همه چی فکر نمیکردم به این زودیا ازم زده شی نمیدونستم یه روز قراره ازم خسته شی بگو چجوری تونستی انقدر آخه پست بشی چجوری تونستی تو انقدر سریع بد بشی بگو الان کجا خوابیدی هستی ر
بسم الله الرحمن الرحیم
سعی کردم بپذیرم همه چیز رو و خوشبختی رو بسازم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت حالم عالی بود
اما انگار امتحان ها تمومی نداره و حس خوشبختی دوامی نداره.
اشکالی نداره این دنیا پایان داره ولی زندگی انسان نه
میدونین ترسم از اینه که به خاطر این نیتی ها زندگی ابدیم تحت الشعاع قرار بگیره
+ازاینکه قصه های سرگذشت رو کامل نکردم عذر میخوام اصلا مرور خاطرات برام جذاب نیست
سلام 
بنی عزیزم خیلی بد اخلاق شده البته از من ناراحت نیست فقط اعصاب نداره 
نمی دونم چی شده 
و هيچي هم نمی گه.
تودارهخیلی تودار ولی از اون تودارهای عوضی و آب زیر کاه نیست.
خانوادش آدمای خوبی ان 
فقط به تمام معنا خانوادن,  یعنی عین دل و روده سخت به هم پیچیده شدن 
یعنی خیلی تو کارش دخالت می کنند .و بنیامین تصمیم به استقلال فکری گرفته و با مخالفت اونا دنبال ادامه تحصیل هست
احتمالا کارت سربازیش تا هفته ديگه بیاد در خونه مون
یکی از اخلاقای عجیبم اینه که دلم نمیاد کسی که از من خوشش اومده رو برنجونمشاید علت اینکه معمولا باهام راحتن و زود خودشونو لو می دن هم همینه 
جدیدا این اخلاقم بدتر هم شده! سعی می کنم به اون شخص کمک کنم بفهمه چی در من هست که باید کجا دنبالش بگرده! 
مسئله ی تحمل ماه بودن خیلی پیچیده س. یه ماه نگاه ها رو به خودش جلب می کنه. چون عجیبه. اما باید دور بمونه 
یه ساله توی ترکم. ترک بعضی عادت ها و آدم ها. این باعث شده ماه تر هم بشم
سخته سخته سخته . 
سخت تر بود
مرگ تعادلی در زندگی ایجاد می کند تا زندگی نمیرد بدون مرگ جمعیت بیش تر و بیش تر می شود و زندگی سخت تر اکثر آدم ها از مرگ می ترسند ولی تا حالا فکر کرده اید بدون مرگ چه برسر زندگی و انسان ها می آید بدون مرگ زندگی اجباری است آدم گزینه ای ندارد پایانی ندارد و مجبور است زندگی کند بدون مرگ زندگی معنا ندارد جپچون هست و نمی رود همیشه هست اما بدون زندگی نیز مرگ معنا ندارد وقتی شروعی نیست پایان وجود ندارد اگر زندگی را تشبیه به شلوغی و سروصدا کنیم میتوانیم

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

بانکداری ایرانی دانلود کتاب ظاهر به نام خدایی که... پایگاه خبری پشت پرده فال روزانه گروه گرافیک گروه کنکور پیشگامان برتر MATLABLOG