نتایج جستجو برای عبارت :

هفته ای که گذشت

سلام
از چهارشنبه هفته پیش تا جمعه شب رفته بودیم بوشهر.
یک سفر سه روزه که به غايت خوش گذشت. لحظه هايی که به جرات به بهترین شکل گذشت و حس خوبی که کاش تمام نمیشد!
اينکه تو با کسی که دوستش داری صبح را شب کنی و شب را صبح، بهترین اتفاق ممکن است
به قدری برايم شیرین بود که واقعا نمیدانم چه درباره اش بگویم
حس خوبی که بسیار دلتنگش شده ام همه فکر به سمت خاطراتش می رود!
اين روز ها که داره مثل برق و باد میگذره اسمش جوونیهچند روز دیگه 25ساله میشم
یعنی یه سن خنثی یه چیزی بین بیست و سی
یعنی 13سال  تا رسیدن به سنی ک دوست دارم تو اون سن بمیرم
هفته اي که گذشت یعنی هفته هايی که گذشت تو بد ترین و وحشتناک ترین نقطه زندگی قرار گرفته بودم درست خورده بودم به بن بست و فکر میکردم از اين بن بست بیرون نمیام چقدر حرف مفت شنیدم اين مدت که سر قضیه اي که اون قدر برام مهم بود میگفتند برات مهم نباشه اگه ما بودیم مهم نبود و
ولی من همه ت
چكیده
یکی از مسائل پیچیده حقوق کیفری ايران، مسأله جرايم قابل گذشت و غیرقابل گذشت است زیرا نه قانونگذار ملاک استواری را براي تمايز اين جرائم از جرائم غیرقابل گذشت ارائه کرده است و نه ت کیفری مشخصی در اين مورد وجود دارد. در اين پژوهش ما به تشریح و بررسی مسئله گذشت، تعریف گذشت و گذشت در جرائم قابل گذشت و غیرقابل گذشت می پردازیم. و به اين سوال پاسخ خواهیم داد كه چه نوع جرائمی در قانون كشورمان مصادیق قابل گذشت را به خود می گیرند و چه نوع جرائم
✔️سن تقریبی دانخور شدن در‌ پرندگان مختلف:
کاسکو ۱۲ تا ۱۴ هفته
آمازون ۱۲ تا ۱۶ هفته
مرغ عشق و دیگر پاراکیت ها: ۵ تا ۶ هفته
کايک ها: ۱۰ تا ۱۲ هفته
قناری و فنچ: ۲ تا ۴ هفته
عروس هلندی: ۶ تا ۸ هفته
ادامه ی پست در ادامه مطلب
ادامه مطلب
سلام
جمعه هفته پیش رفت پاریس! براي یک سفر کاری که می بايست چند روزی در چند شهر مختلف اروپايی برود
دروغ چرا خیلی دلم برايش تنگ شده رئز قبل از سفرش همو دیدیم و کلی خوش گذشت قبلا گفته بود که فقط کیک شکلاتی بی بی رو دوست داره و اينکه رومه روزی که متولد شده بود را قاب کردم به همراه کیک رفتم پیشش! چون برايش تولد نگرفته بودم خیلی خوشحال شد و خوشش امد و بالطبع من هم کلی ذوق کردم از روزی که رفته کم و بیش در تلگرام با هم صحبت میکنیم و اينکه واقعا رفت
سه روزِ آخر از دو هفتهاي که مریض بودم
با دیدن یه مینی سریال گذشت.
توصیه می‌کنم ببینید؛
Chernobyl
.
› هرثانیه که از فیلم می‌گذشت، ذهنم ناخودآگاه تعداد آدم‌هايی که در هر آن آلوده می‌شدند، می‌مردند و یا سرطان می‌گرفتند رو محاسبه می‌کرد. و چیزی که بیش از همه زجرم می‌داد اين بود که دروغ، بی‌مسئولیتی و بیشعوری چند مسئول بود، که باعث مرگ لحظه به لحظه آدم‌ها میشد
به عنوان یکی از آخرین کارهايی که در آخرین روزهاي ايران بودن کردم، امروز رفتم شوراي کتاب کودک کارگاه قصه گویی غزال نصیری :)
با وجود اين همه زمانی که از آشنا بودن باهاش می‌گذره و گذشت پنج ترم از دوره "من فرزند خودم هستم" آنلاين، هنوز هم حرف‌هايش برام تازگی داره مثل روز اول، مثل اولین باری که واژگان دايره امن، بستر و کودک شهروند به گوشم خورد :) و چقدر از بودن کنار خانواده و دوستانم لذت بردم و چقدر اين دو هفته زود گذشت.
به زودی به تابستان اروپايی
هفته ی آینده، هفته ی شلوغی خواهد بود. پر از ددلاين و مهلت ارائه تمرین ها و بخشی از پروژه ها. با اين حال تصمیم گرفته ام تمام روز هاي هفته ام بنویسم. نوشتن باعث تعمیق افکار می شود. افکارم به شدت پراکنده اند و به هر چیزفرصت تفکر سه ثانیه اي می دهم.
هفته ی آینده را بايد بنویسم.
وقتی میمیریم،ما را به اسم صدا نمیکنندو درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟و بعد از غسل دادن میگویند: جنازه کجاست؟و بعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست؟ همه لقب ها و پست هايی که در دنیا داشتیم،بعد از مرگ فراموش میشه؛مدیر، مهندس، مسؤول، دکتر، بازرس. پس فروتن و متواضع باشیم. نه مغرور و متكبر! عارفی گفت : آنچه از سر گذشت ؛ شد سرگذشت!!!حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!!!تا که خواستیم یک دو روزی» فکر کنیم!!!!!!!بر در خانه نوشتند؛ درگذشت‌.
گفته بودم آغاز فصل تنهايی ست باور نکرده بودی ! کودک بمان  و کماکان ساده باش ولی باور کن کسی که به طرفه العینی خاطراتش را پاک می کند احساساتش هم قابل اعتماد نیست .آدمهاي زیادی از زندگی ام گذشتند چون عبوری بودند . بايگانی شدند اما هرگز پاکشان نکردم. قیاس به نفس که می کنم فاصله . بسیار است کودکم ! تو می مانی و یک عالم دلتنگی . براي کسی که از اول هم نبوده است ! از اول هم همه چیز غریب بود . یک امتحان سخت که از سر گذشت از دل هم خواهد
اين اخر هفته اي که گذشت بسی پربار و جذاب بود،از کارگاه ترانه با اهورا ايمان که هرچقد از شخصیت و منشش بگم کم گفتم، اونقدری اين بشر روح شاعرانه داره که دلت میخواد همینطور حرف بزنه و تو گوش بدی و لذت ببری تا افتتاحیه روز جمعه،سخنرانی دکتر مهدوی که مولاناشناس هست و انقد خوب حرف میزد که آدم برخلاف سخنرانیاي دیگه که خسته کنندس حظ میکرد از طرز تفکر و صحبتش.گروه آقاي سماع که اجراي اپراشون فوق العاده بود به معناي واقعی و رقص سماعی که آدمو مسخ میکرد و
وابستگی
دلبستگی
وارستگی / بلوغ احساسی /آغاز خود عشق ورزی / کنده شدن از موانع 
تلنگرهاي زیادی در اين چند سال خوردم . از کسانی که بینهايت دوست شون داشتم و دارم .
 
حالا دارم فکر میکنم .
اولی گذشت . سخت گذشت اما گذشت . سپردم اش به زمان .
دومی گذشت .اونم سخت بود و شوکه آور . سپردم اش به زمان .
و اين آخری که سخت ترین هست هم خواهد گذشت .
رنج آدم را پخته میکنه . بخصوص وقتی دلش میشکنه و میشکنه و میشکنه . 
حالا با خودم میگم عجب احمقی بودم که اجازه دادم آدم ها با د
رمضان هم گذشت.
یادمه بچه که بودم، داداش بزرگه میگفت عید فطر که میشه،  وقتی میگن الحمدلله علی ما هدانا و الی اخر، انگار یه پارچ آب یخ رو سر آدم خالی میکنن که ايواي! رمضان هم گذشت
انگار کم کم دارن آب یخ رو سرم خالی میکنن
رمضان هم گذشت و من آدم نشدم
اصلا نفهمیدم چی بود، چی شد! 
به قول استاد بخشی اصلا اينجا کجاست؟ من کی ام؟؟ تو کی هستی؟؟ (اينقدر من در درک عظمت اين ماه نابودم!)
خدايا من که نفهمیدم چی شد و چی بود که گذشت، ولی تو به حق حسینت نذار دست خ
تولد وب که گذشت
ولی حالا شما بیايد بنویسید از چیه اينجا خوشتون میاد که میخونیدش یا چی واقعا ناراحتتون کرده یا ازش بدتون اومده
منتظرما بیايد بنویسید
(امضا یک عدد طلبکار ارث باباش)
پ.ن:یا بگید چیزی که اينجا خوندید که باعث شدن دکمه دنبال کردن را بزنید چی بوده؟
نحوه خوابیدن صحیح در دوران بارداری در هفتهاي که گذشت، سرویس‌هاي مختلف سايت نی نی بان مورد بازدید مخاطبان اين سايت قرار گرفت.

نی نی بان: در هفتهاي که گذشت، سرویس‌هاي مختلف سايت نی نی بان مورد بازدید مخاطبان اين سايت قرار گرفت.
ادامه مطلب
اين هفته ام گذشت بالاخره!!!خدا رو شکر سر هم رفته امتحانا رو خوب دادم بگذریم البته از امتحان تشریحی و منی که واااقعا همیشه تشریحیا رو گند میزنمهمین که فاجعه ی پاتولوژی و ايمنولوژی از سرم گذشت اين هفته برام کافیه:/ 
دوباره آخر هفته شد و هم اتاقیام پاشدن رفتن بیرون و من تنهام اينجا.ناهار نداشتم غذا درست کردم و خوردم .یکم وسايلمو جمع میکنم ظرفا رو میشورم و خودمو به یه فیلم دعوت میکنم^__^البته بعدش بايد زود شروع کنم براي ترسناکترین واحدمون پوسیدگی
روزهاي هفته اندازه‌گیری مهمی از کودکی براي درک زمان بوده است. تقریبا همه ما از زمان کودکی هم زمان با شروع دوران مدرسه با روزهاي هفته آشنا می‌شویم. دانستن روزهاي هفته در زمان کودکی به ما اين امکان را می‌داد تا برنامه‌هاي خود را سازماندهی کرده و از وقايع پیش رو آگاهی داشته باشیم. مانند زمان یک سفر یا یک امتحان مهم. با آموزش روزهاي هفته به انگلیسی همراه هلو باشید…
ما در کودکی یاد گرفتیم که روزهاي هفته از ۷ روز تشکیل شده که از روز شنب
سلااااااااام :)
+اين چه عنوانیه نبات؟ :/
-خب اولین چیزی بود که به ذهنم رسید! :)
***
هر هفته،شنبه ها،میام تو اين پست وزن جدیدمو اعلام میکنم! :)
تاریخ شروع:۹۸/۲/۵
وزن شروع نبات:۷۲/۹۰۰
وزن ايده آل نبات:۵۸
هفته اول:71/5
هفته دوم:
هفته سوم:
.
____________________
پ.ن:اگه کسی اينجا هست که رژیم میگیره،میتونه هر شنبه بیاد و وزنشو اعلام کنه،به صورت شناس یا ناشناس :)))
پ.ن:خیلی زود بهت میرسم ۵۸ دوست داشتنی،قول میدم :)♡
مرسی خدا :) 
مرسی نبات :)
چند دقیقه پیش از هم خداحافظی کردیم؛ بعد از اولین مکالمه تلفنی طولانی‌مان.  یک ساعت پشت تلفن صحبت کردیم و انگار تمام اين ساعت به اندازه چند دقیقه کوتاه گذشت. و در عوض یک هفته از آخرین روزی که کنارم بودی، یک هفته از لحظهٔ عزیمتت می‌گذرد و انگار ماه‌ها گذشته است؛ سخت و دلتنگ. علی‌رغم تمام تلاشم براي گریه نکردن نتوانستم برابر دلتنگی‌اي که یکباره به قلبم هجوم آورد مقاومت کنم. من با اشتیاق تنگ در آغوش کشیدنت چه کنم محبوب زیبا؟ من با اين عطش دیوا
مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهاي مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد.تا یار که را خواهد!
دیگه گذشت آب از سرم دیوونه شد رفت
دانلود اهنگ دیگه گذشت اب از سرم ماکان بند
دیگه گذشت آب از سرم ماکان بند
دانلود آهنگ رفت ماکان بند

آهنگ دیگه گذشت آب از سرم ماکان بند
دانلود آهنگ رفت ماکان بند کامل
اهنگ رفت ماکان بند
اهنگ دیگه گذشت اب از سرم بازیچه شد رفت
هفتهاي که گذشت یکی از سخت‌ترین هفته‌هاي زندگیم بود.
از صبح روز شنبه که براي افطار دعوت بودیم، گل پسر حال و احوال خوشی نداشت و اين بی‌حالی از نیمه‌شب شنبه تا سه‌شنبه صبح به صورت تب مداوم و شدید ادامه پیدا کردو مستر هم به درد شدید گردن مبتلا شد! چیزی که باعث شد همه‌ش بخوابه! :/
برعکس مستر در تمام اون سه روز، در مجموع ۵ ساعت هم نخوابیدم.
امسال شايد براي اولین بار بود که از خدا میخواستم ماه رمضون همینطور ۲۹ روزه و با سلام و صلوات تموم بشه.
روز س
آرمی اين هفته نفر چندم لیگت شدی؟
#کنجکاو_درباره_همهچیز_آرمی
(اداي بنگتن دراریم)
.
.
.
اگه از رتبه لیگ اين هفته ات (مثه من ) عکس گرفتی ، توی پیکوفايل اپلود کنید و لینکش را براي ما به صورت خصوصی بفرستید تا توی سايت بزارم و هر هفته با همدیگر پیشرفت کنیم . توجه کنید که حتما لیگ اين هفته تون باشه و مهم نیس نفر چندم شدید ، کافیه تمام سعیتون را بکنید که هفته دیگه پیشرفت کنید ( حتی اگر یه رتبه بالاتر بشید) و مهم نیس چه لیگی هستید ( برنز ، طلا ، . ) 
به مناسبت هفته سلامت از کارشناسان بهداشت دعوت به عمل آمد تا درباره بهداشت عمومی و شعار هفته سلامت براي دانش آموزان صحبت کنند و نیز برنامه صبحانه سلامت با همکاری انجمن اولیا و مربیان مدرسه اجرا شد همچنین دانش آموزان در اين خصوص ویژه برنامه اي اجرا کردند دعوت از اولیا به مناسبت هفته سلامت و اجراي پیاده روی به مناسبت هفته سلامت
اين یه هفته کلا اينطوری گذشت: صبحا تا عصر میرفتم سرکار.عصرا مسیر شرکت تا خونه که دوساعت میشد رو آژانس میگرفتم که بشینم تو آژانس تا خونه گریه کنم.میرسیدم خونه بعدش افطار میکردم.دوباره بغض و گریه و خواب.فرداش به همبن منوال.یعنی نگم چقد اين هفته پول آژانس دادم که بشینم گریه کنم فقط.ولی از فردا دیگه بايد با مترو برمپولام حیفه بخدا
هادسون چندروز پیش زنگ زد براي عذرخواخی و اراجیف دیگه و من گفتم حالم ازت بهم میخوره و تا روزی که زنده ام نمیبخش
از صبح درگیر موتور خونه ی ساختمان بودم و خو بالاخره جمع و جور شد و کار اکی شد
اومدم بالا مصطفی تازه داشت بیدار میشد 
گوشیش زنگ خورد بی اينکه با من هماهنگ کنه آخرش گفت اکی فقط اينکه من آرشم میارم.
کجا!؟
ساحل جفرود ناهار میریم خانوادگی.
هیچی نگفتم و گذشت گذشت گذشت و دیدم توو ساحلم 
یه خانومی خیلی با عجله اومد سمتمون
آقا شما گوشیتون آیفونه!؟
نه!
سامسونگه پس؟
آره چی شده؟
هیچی داشتم عکس میگرفتم شما داخل کادرم بودید حیفم اومد ندم بتون.
ممنونم.
بعد از
چشم نزنم دارم تراکتوری می خونم
هرچند از چند جهت پاره شدم ولی دارم درو می کنم درسا رو
پی نوشت 1:البته نه در اون حد هاااا که همه رو تمیز درو کنم
شه درو می کنم که چیزی هم گیر خوشه چین ها بیاد
همین سر و گردن و فیزیو و بیو و نورو رو تا یه حدی جمع کنم تو یه هفته هنر کردم

پی نوشت2:یه دختر پسره م میز کناریمن مثلا اومدن درس بخونن(ارواح عمه شون)
رو میزشون به اندازه یه رستوران یا کافه رفتن ما خوراکی هست :/
هی اين به اون تعارف می کنه
هی اون به اين تعارف می کنه
وقتی فکر انجام دادن یه کاری میاد توی ذهنم تا زمانی که انجامش ندم آروم نمیشم و کمی عجولم ، هفت ماهه به دنیا نیومدم ولی مامانم میگه دو هفته زودتر به دنیا اومدی عجله داشتی D:
تا اومدم بنویسم ، امروز خداروشکر تونستم یه کار خیلی کوچیک براي اون بچه ها انجام بدم ساعت از 12:00 گذشت و وارد روز جدیدی شدیم :)
خلاصه که نمی دونید چقدر ذوق کردند ، هر وقت به خوش حالیشون فکر میکنم ناخودگاه یه لبخند میاد روی لبم :)
ولی فقط گذشت.
هیچ چیز عوض نشد، جز احساسم نسبت به پوچ بودن زندگی!
به پوچ شدن آدما و روابطشون و حرفا و عملشون!
از خودم و تلاشم در راستاي بهتر زیستن هنوز راضی نیستم!
باز هم تلاش و تلاش و تلاش!

+ممنون که به یادم بودین! :)
نمینویسم ولی هستم،آدرس بذارین!
+فیلم و سریال و کتاب و آهنگ خوب معرفی کنین!
سلااااااااام :)
+اين چه عنوانیه نبات؟ :/
-خب اولین چیزی بود که به ذهنم رسید! :)
***
هر هفته،شنبه ها،میام تو اين پست وزن جدیدمو اعلام میکنم! :)
وزن شروع نبات:۷۲/۹۰۰
وزن ايده آل نبات:۵۸
هفته اول:
هفته دوم:
هفته سوم:
.
____________________
پ.ن:اگه کسی اينجا هست که رژیم میگیره،میتونه هر شنبه بیاد و وزنشو اعلام کنه،به صورت شناس یا ناشناس :)))
پ.ن:خیلی زود بهت میرسم ۵۸ دوست داشتنی،قول میدم :)♡
مرسی خدا :) 
مرسی نبات :)
به مناسبت هفته بزرگداشت مقام معلم دانش آموزان ویژه برنامه هايی  با همکاری بسیج دانش آموزی اجرا کردند اردوی چند ساعته براي دبیران برنامه ریزی شد از دبیران بازنشسته تقدیر به عمل آمد و زنگ سپاس معلم در روز چهاردهم اردیبهشت به صدا در آمد
بعد از وقفه‌ی 3 هفتهاي بود که دوباره می‌رفتم باشگاه. نزدیک در ورودی که رسیدم قدم‌هايم تند شد. ذوق داشتم. دلم می‌خواست چیزی را بغل کنم. تا وسط حیاط رسیدم که که صداي موزیک آمد و کمی از ذوقم کاسته شد. آهنگ‌هاي نامناسب براي تمرین و صداي خیلی بلند همیشه آزاردهنده بوده‌اند. البته اين فقط بخشی از موارد آزاردهنده‌ی یک سالن بدنسازی است.
وسط تمرین آهنگی پخش شد که بخش زیادی از آن به تکرار جمله‌ی I wanna be a western bitch گذشت! به نظرم وسترن بچ و در کل بچ شدن که
سیزده به درتون مبارک دوستاي گلم.امروز میتونم بگم یه روز خوب واسم بود خوش گذشت.چند سالی بود سیزده به در اصلا حس خاصی بهم نمیدادو  فقط بخاطر اين که تو خونه نباشم میرفتم بیرون.اکثرا هم یه منطقه خاص و مشخصی میرفتیم.امسال با اين که دو تا خانواده بودیم و من پیشنهاد دادم بریم کجا و چون راهش یه کم دور بود اولش مخالفت کردن و به زور اسلیم شدن و رفتیم. به جز من اولین باری بود که اون منطقه میرفتن و انقدر شلوغ بود و بهشون خوش گذشت که همش میگفتن سال بعد هم بیا
بینیمو جراحی کردم یه هفته شد با امروز
اگه اين سوالو ازم بپرسید که اگه برگردی به قبل، بازم عمل میکنی یا نه؟
جوابم
صد در صد بله هست.
بله راضی‌ام.
البته یه دلیلش خوب شدن بینیمه
وگرنه اگه راضیه راضی نبودم شايد پنحاه پنجاه میگفتم عمل میکردم.
سخت بود تو اين یه هفته. درگیر ذهنی داشتم. اينکه اين همه بینیا داغون، چرا من بايد عمل میکردم. من که داشتم زندگیمو میکردم.
ولی الحمدلله جوری شد که از تمام حرفام تو اين یه هفته پشیمون شدم.
انگار همین دیروز بود که اومدم نوشتم مرا به فضل الهی و دولت شاهیگذشت مدت سی سال روزگار بکام:)
و الان یکساله دیگه هم گذشته و  بايد بگم مرا به فضل الهی و دولت شاهی گذشت مدت سی و یک سال روزگار بکام:))
اصلا اين هفته خیلی مناسبت داشت
همسرم سی و هشت سالش تموم شد،پسرم شب تولد امام حسن علیه السلام نُه سال قمریش تموم شد،دوازدهمین سالگرد عروسیمون بود،الان من سی و یکسالگیم تموم شد و حال خوب کن تر از همه شون اين که مدرسه ی پسرجان تعطیل شد.
آخیییش:))
نمیدون
منتظرم از یه شرکت ک رفته بودم مصاحبه باهام تماس گرفته بشه
طبق گفته خودشون قرار بود اين هفته باهام تماس بگیرن اما امروزم گذشت و کسی نه بهم ايمیل زد نه باهام تماس گرفت
حتی ايمیل نزدن ک بگن رد شدی و بیخود دلخوش نباش
مصاحبه تو نظر خودم برعکس مصاحبه هاي قبلی ک رفته بودم خوب پیش رفت اما.
دراز کشیدم تو تخت و گرماي بعدازظهر تهران رو تحمل میکنم و با خودم میگم اين کار هم نشد بعدش چی کار کنم?
واقعا چی کار کنم؟
سلااااااااام :)
+اين چه عنوانیه نبات؟ :/
-خب اولین چیزی بود که به ذهنم رسید! :)
***
هر هفته،شنبه ها،میام تو اين پست وزن جدیدمو اعلام میکنم! :)
تاریخ شروع:۹۸/۲/۵
وزن شروع نبات:۷۲/۹۰۰
وزن ايده آل نبات:۵۸
هفته اول:71/5
هفته دوم:
هفته سوم:
.
____________________
پ.ن:اگه کسی اينجا هست که رژیم میگیره،میتونه هر شنبه بیاد و وزنشو اعلام کنه،به صورت شناس یا ناشناس :)))
پ.ن:خیلی زود بهت میرسم ۵۸ دوست داشتنی،قول میدم :)♡
مرسی خدا :) 
مرسی نبات :)
سلااااااااام :)
+اين چه عنوانیه نبات؟ :/
-خب اولین چیزی بود که به ذهنم رسید! :)
***
هر هفته،شنبه ها،میام تو اين پست وزن جدیدمو اعلام میکنم! :)
تاریخ شروع:۹۸/۲/۵
وزن شروع نبات:۷۲/۹۰۰
وزن ايده آل نبات:۵۸
هفته اول:
هفته دوم:
هفته سوم:
.
____________________
پ.ن:اگه کسی اينجا هست که رژیم میگیره،میتونه هر شنبه بیاد و وزنشو اعلام کنه،به صورت شناس یا ناشناس :)))
پ.ن:خیلی زود بهت میرسم ۵۸ دوست داشتنی،قول میدم :)♡
مرسی خدا :) 
مرسی نبات :)
من از امتحان خوشم نممیییاااااااااااااااادددددددددد کلا چهار تا درس که بیشتر نیست نمره شو می دادن بریم پی زندگیمون دیگههه 
+ هششش 
+ یه تحقیق هم مونده تازه 
+ اين هفته را هفته ی تداخل بین کارهايی که دوست دارم انجام بدم و درس هاي مسخره اي که بايد بخونم نامگذاری می کنم
× بعدا نوشت : 
شنیدین چی شد؟ نوشتم : کارهايی که دوست دارم انجام بدم 
اولین تغییر سال ۹۸ ! 
یادتونه چند ماه شدید با اين قضیه چالش داشتم؟ توی همه پست ها اثرش بود
باغبون باغچه ها رو بیل زد و عماد بید مجنون و درخت آلبالو خرید . عاشق بید مجنونم اونجا که  شاخه هاش توی نیمه شب تابستون زیر نور ماه میرقصن
پاهام رو دراز کردم روی مبل .عماد خوابیده . صداي دور و گنگ تلویزیون طبقه ی پايین به گوش میرسه صداي تیک تاک ساعت و نفس هاي عمیق عماد ، طول هفته رو هر روز به اين امید سپری کردم که فردا روز سبک تری هستش. الان از خستگی نا ندارم حتی مسواک بزنم . 
شیشه ها رو پاک کردیم ، گل هاي توی بالکن رو مرتب کردم و همه جا روشستم و ساب
با گذشت ۲-۳ هفته از اون دعوا و فشار عصبی هنوز نمیتونم بخوابم و هرشب خواب دعوا و قتل و. میبینم . هنوزم دلم باهاش صاف نیست و دوست ندارم باهاش حرف بزنم حتی یک مقدار پول دارم میخوام با کمکش لپ تاپ بخرم ولی تو ذهنم کلا قیدش زدم چون نمیخوام باهاش حرفی بزنم . به جز سلام ذاتا هیچ حرف دیگه اي باهاش ندارم . دلم میخواد یا اين زندگی تموم شه یا عمر من . چون واقعا درعذابم دیگه تحمل دعوا ندارم . حالم خوش نیست :( 

آخرین جستجو ها

Worldmovies عقل و دین خدای فیلم معزالسلطان سه لاور کلمات دانلود روزانه مجله استایل شناسی آقایان برنامه کسب وکار U10Q خودنویس