نتایج پست ها برای عبارت :

وای ننه میخام.برم

بسم الله الرحمن الرحیم
هر روزی که خداوند خلق کرده پر هست از خیر و برکت و انرژی
پر هست از انرژی های مثبت و منفی
اما اینکه کدوم را جذب کنیم به تفکر و اراده خودمون ربط داره
من امروز را میخام پر باشم از انرژی های مثبت
پس یه نفس عمیق میکشم و با تمام وجود انرژی های مثبت را جذب میکنم
انرژی هایی که خداوند خلق کرده تا ما باهاش پر باشیم از پیروزی و موفقیت
این همه انرژی را فقط یک جور میشه جذب کرد
فقط با داشتن انگیزه میشه جذبشون کرد
انگیزه ی من برای جذب انرژ
بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خدایی که به آدم قدرت انتخاب دادقدرت داد تا انتخاب کنه میخاد برنده باشه یا بازندهمن به خاطر آینده ی پسر و دخترم میخام بجنگم تا پیروز باشممن بخاطر شاد کردن همسرم میخام بجنگم تا پیروز باشممن انتخاب میکنم برنده باشم چون خدا برنده ها را دوست دارهمن میخام پیروز باشم پس با تمام قدرت میجنگممیجنگم و برنده میشمقدرتمند میشم و موفق میشمبخاطر سربلندی بچه هامبخاطر اینده سازی بچه هام باید برنده باشممن پیروز میشم
فقط بغلم کن مثل اون روز،بدون هیچ حرفی،میخام تو این جهنم زنده بمونم،میخام ادامه بدم،مهم نیست که دیده نشدم مهم نیست که پذیرفته نشدم،مهم نیست که تحقیر شدم،ولی مهمه که تو الان کنارمی، لطفا دستامو محکم تربگیر،توی این جهنم جلوی همه محکم بغلم بکن.:)
بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خدایی که به آدم قدرت انتخاب دادقدرت داد تا انتخاب کنه میخاد برنده باشه یا بازندهمن به خاطر آینده ی پسر و دخترم میخام بجنگم تا پیروز باشممن بخاطر شاد کردن همسرم میخام بجنگم تا پیروز باشممن انتخاب میکنم برنده باشم چون خدا برنده ها را دوست دارهمن میخام پیروز باشم پس با تمام قدرت میجنگممیجنگم و برنده میشمقدرتمند میشم و موفق میشمبخاطر سربلندی بچه هامبخاطر اینده سازی بچه هام باید برنده باشممن پیروز میشم
میخام آهنگ وبو عوض کنم بهش حساس شدم موندم چی بزارم باید حسابی بگردم مغزم خستسسس خیلی میخام بخوابم دو سه ساعت دیگ باید با ن و میم بریم بنکداران قیمت بگیریم . من اما هنوز بیدار و مشغول دری وری نویسی و یاداوری عشق مرحومم . الهی ک بمیری کاف ک منو کشتی با این اخلاق نکبتت. خاک خاک خاکبعد این رضا صادقی این قسمتش ک میگه خنجری تو پشتمونه !دقیقا منظورش کجاست.!باید عوضش کنم. خیلی بی ادب شده دیگه. باید اشوان بزارم. اصن فکنم غیرخودم هیچکس گوش نمیده. منم ک یهو
صبح زود بیدار بشم که چی بشه؟که آب دماغم آویزون بشه؟از گرسنگی حس مریضی بهم دست دادهولی چیزی نمیخورم چون فهرمانانه میخام دوباره بخابم+ از بابت چهار پنج ساعت لپ تاپ نشینی دیروز هم یکم دستام به چاک رفتهنمیدونم چرا هرچی استاندارد کار میکنم فرق نمیکنهالبته حقمه چون قول داده بودم روزی فقط دو ساعت کار کنم
خدایا.یه وقتایی از خواستن خواسته‌هام میترسم!شاید خیر من در اون‌ها نباشه.شاید با داشتنشون از تو دور بشماما هیچ وقت از این که خیرمو دست تو بسپرم نمیترسم.خیالم راحته که بهترین رو نصیبم میکنی.آرامشی میخام که با هیچ طوفانی نلرزه و این ممکن نیست مگر در رضایت تو.پس شکرت میکنم برای تمام نعمت‌هایی که به من دادی.
سلام
نمیدونم عشق چیه .نمیدونم از زندگی چی میخام .نمیدونم چرا اینجوریه همه چی .نمیدونم اسم این حسایی ک هروز تو خودم احساس میکنم چیه.کلاسردرگمم مث کلاف نخ نیستم مث ریشه ام ریشه ی های پیچ در پیچ بلندو کوتاه ک دنبالن چیزین دنبال اب.
ملت عشقو تموم کردم .عشقای مجازیم تموم کردم هرشب خیلی چیزا رو تموم میکنم ولی انگار چیزی تموم نمیشه همیشه هس.
بعضی وقتا دلم میخاد فقط چارشنبه بشه و خودمو برسونم خونه و زار زار گریه کنم
مث امروز که خسته بودم و نا امید و دلشکسته
اما وقتی میرسم خونه نمیتونم گریه کنم. نمیخام مامانم بفهمه چقدر ضعیف و الکی ام
بعد میام اینجا مطلب جدیدو باز میکنم و هی میخام حرف بزنم اما همون موقع مغزم خالی خالی میشه
خدایا یادته اولش چی خواستم ازت؟ یه اتفاقی بزار تو زندگیم ک تموم شه این بی خاصیتی و بی شوقی
امروز یه هو سر ظهر بود که حوسلم سر رفت گفتم چیکار کنم چیکار نکنم پاشدم رفتم بیرون همین طوری رفتم بالا تا رسیدم به A.S.P که بالای خونمه به هدف دختر و اینا که البته هدف واقعیم دختر نیست  که حالا بعدن میگم خلاصه یکم اونجا  چرخیدم بعد دیدم دختر و اینا خبری نیست پاشدم رفتم هی بالا همین طوری میرفتم کلی هم خوشال بودم که بالاخره دارم برنامهی رندم والکم رو انجام میدم بعد کلی هم خوشال موندم دیگه یعنی انجام شد دیگه بعد همین طور که داشتم میرفتم یکهو سر از پ
خببازم دارم دیر میخابم ولی خب خداروشکر باز بهتر از دیشبهاز خدا میخام فردا خیلی شلوغ نباشه چون گفتن شلوغه یکشنبه هافردا قراره با هم اتاقی دوران دانشگاهم(چقد غم انگیزه که دانشگاه شده فعل گذشته) قراره شیفت باشم ک  ترم بالاییم و اهل شهری توهمین اطراف بودخدایا فردا کار خرابی نکنم سوتی ندمبه خوبی و خوشی بگذرهمریض کمتر باشه والبته کمتر از امروز خسته بشم!تا پنجشنبه فیکس صبحم خدا بخیر کنه
بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ موفقیتی راحت و ساده به دست نمیاد
سختی داره
تحقیر شدن داره
باورت نکردن داره
قرض و بدهی بالا آوردن داره
اما من تصمیم گرفتم موفق بشم و میشم
خدا به دعاهای من جواب میده و من را سخت کوش قرار میده
انقدر سخت کوش و قوی تا به چیزی که میخام برسم
من موفق میشم
چون قوی هستم
موفق میشم چون انگیزه دارم
انگیزه ی من خانواده ام هست
بخاطر سربلندی خانواده ام باید موفق شم و میشم
با سلام
طبق قولی که قبلا داده بودم در این پست میخام آموزش مصور و کامل سامانه مبصا رو برای دانلود و استفاده شما عزیزان قرار بدهم.
این فایل تاکنون در هیچ سایتی قرار داده نشده است و وبلاگ فرامتره مفتخر است برای اولین بار نسبت به قرار دادن آن اقدام می نماید.
جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب
با سلام من اسمم امیررضاست و ۱۹سالمه و میخام یکی از ماجراهایی ک برام اتفاق اوفتادرو براتون تعریف کنم این داستان کاملا واقعیه بدون هیچ تخیل و دروغی خب اسم اصلیه من رضاست و به دلیل اینکه اسم داییم رضاست یه امیر اول اسمم اضافه کردن و ما سیدم هستیم.
ادامه مطلب
اوايل ک میاوردمش دانشگاه میگفتم میخام برم پیش استادم دکتر فلانی
با تهجب میگفت یعنی استدت آمپول داره دکتره؟؟
و براش توضیح میدادم ک نه اون دکتر امپول نیست
چندباری هم ک همراه من ب جاهای علمی اومده دیده که منو صدا زدن خانم دکتر
دیشب یهو وسط ی سریال ک داشتیم میدیدم ذوق زده شد و انگار چیز جدیدی کشف کرده مثل ارشمیدس
 یهو گفت آها مامان من دکتر ستاره هاست دکتر ماه دکتر شهاب سنگ

زدم زیر خنده بهش میگم چی میگی
میگه مامان دکتر تلوزیونم هستی یا مثلا دکتر
یه تغییر
امیدوارم بتونم 
حالا بیشتر میام میگم
فعلا یه کتابو میخام شروع کنم به اسم 
لطفا موفقیت را باور کنید
میخونم و میخونم و میام نظرمو میگم
قطعا نباید جا بزنم
اره گریه اره
ولی جا زدن اخه؟ 
انقدر تو دلم رویاها دارم ک نباید خرابش کنم این همه سختی نکشیدم ک تو دانشگاه جا بزنم 
قطعا من مسولم نسبت به تک تک جمله هایی که تو دانشگاع باید یاد بگیرم تا موفق شم.
یه سری ویژگی های اخلاقیمم باید تغییر بدم.
تو بیان هم بیشتر بیام✌
دلم واسه فضای بجه های ق
1
سلام.یکم طول میکشه به اینجا عادت کنم و جاهای مختلفشو بفهمم کجاست. با این حال شروع میکنیم.خیلی حرفا دارم از جمعه. از هرچیزی که روال دعواهای روزانه ی خونه رو تغییر میده متنفرم! میخاد عروسی باشه یا شهربازی یا هر کوفت و درد دیگه ای. جمعه رفتیم عروسی و چون راهش دور بود نیاز به ماشین داشت و بابام سر لج افتاده بود ماشین نمیگیره. جلوی پسرداییم مامان و بابام داشتند دعوا میکردند خخخ.  بیخیال عروسی که غرامو تو وبلاگ قبلی زدم ولی اینو بگم که آخر سر زفه ر
سلام.یکم طول میکشه به اینجا عادت کنم و جاهای مختلفشو بفهمم کجاست. با این حال شروع میکنیم.خیلی حرفا دارم از جمعه. از هرچیزی که روال دعواهای روزانه ی خونه رو تغییر میده متنفرم! میخاد عروسی باشه یا شهربازی یا هر کوفت و درد دیگه ای. جمعه رفتیم عروسی و چون راهش دور بود نیاز به ماشین داشت و بابام سر لج افتاده بود ماشین نمیگیره. جلوی پسرداییم مامان و بابام داشتند دعوا میکردند خخخ.  بیخیال عروسی که غرامو تو وبلاگ قبلی زدم ولی اینو بگم که آخر سر زفه ر
من هیچ وقت نفهمیدم زن بابابزرگ دوستش داشت یا نه اما الان تقریبا مطمئن شدم که دوستش نداشت. وقتی عملش کردیم مدام زنگ میزد اما تنها چیزی که می گفت این جمله بود نیاریدش خونه!! آوردیمش خونه خودمون اما یه روز قبل از عید گفت من میخام خونه خودم باشم نه اینکه اونجا راحت باشه نه خجالت میکشید فقط ده روز دووم اورد . بابا قبول نکرد خونشون ختم بگیریم. ختمشا اینجا گرفتیم خونه خودمون. وقتی زن بابابزرگ از در اومد تو شروع کرد به گریه کردن اون لحظه با خودم ف
ما که مدرسه میرفتیم برخی از همکلاسی هامون هر مطلبی که احتیاج داشتن میرفتن کافی نت نزدیک مدرسه یه آقایی بود بهش میگفتن مثلا 200 تومن تحقیق میخام! البته این کارشون نه اون موقع برام قابل هضم بود نه الان؛ با خودم میگفتم آدم خودش جستجو کنه تو سایتا نه اینکه کس دیگه براش جستجو کنه. هرچند که معلما کلا مخالف اینترنت بودن نمیدونم چرا!!! مثلا یه بچه دبستانی از کجا میدونه که ارتفاع دماوند تو کدوم کتاب نوشته شده؛ خب معلومه که اینترنت خیلی راحت تر و بهتر ب
خببب امروز روز عجیبی بودبه خوبی دیروز نبود ولی باز خداروشکرصبح که شیر تو شیر بود تو بخش. طول میکشه تا رابطه بین کارمندا و اخلاقشونو یاد بگیرم.بعدم ک برگشتم داداشم رفته بود کلیدارم برده بود قرار بود بده مغازه بغل خونه که نداده بود منم از همسایه نردبون گرفتم رفتم تو حیاط تا شش عصر تو یکی از اتاقای حیاط با ارایش و لباس بیرون خابیدم تا برادر گرامی برگشتبعدم ورزش کردم و شام یعنی تنها وعده ای که امروز خوردم رو درست کردمو خوردم. بعدم رفتم حموم و رف
الان واقعا حس s رو درک میکنم. واقعا درک میکنم. ولی هنوز ازش متنفرم به خاطر کاری که بام کرد. هیچ دلیلی نمیتونه قانع کننده باشه کاری که بام کرد رو.
یکی رو میخام سفره ی مغزمو براش باز کنم و برنامه ریزی کنم نمیخاد کاری کنه فقط گوش کنه باشه و یک انگیزه بشه که برنامه ریزی کنم بعد یک ماه تمام از صبح تا شب بیاد دنبالم بزنه پس کلم:/ بزنه پس کلم بگه پاشو بیدار شو برو بیرون. بزنه پس کلم نرو تو تلگرام بشین کار کن بزنه پس کلم و. 
ابجیم فقط دیروز اومد دعوا کرد چر
مسابقم کنسل شد. منو میگید؟! مثل یک بادکنکیم که هی داشت بادش کم میشد بهش سوزن زدن!نمیدونم فازم چیه با اینکه میدونستم برای مسابقه باید ناخونامو کوتاه کنم ولی داشتم بلند میکردم سه هفته بود کوتاه نکرده بودم بعد همین امروز که گفتند کنسله ناخون گیر برداشتم ناخونامو کوتاه کردم! مغزم اتصالی کرده فک کنم! ولی دیگه ناخونامو لاکامو این جینگیلی وینگلیاهم نمیخام.
رژ لبمم دادم به آبجیم از دستش افتاد به فنا رفت. چرا؟! هر دفه میگی دیگه هیچی به دیگران نمیدی
Lil Nas X ft Billy Ray Cyrus – Old town road

Old town roadجاده قدیمی شهر برای دانلود این اهنگ لطفا به کانال تلگرام ما مراجعه نمایید.بر روی نوشته کلیک کنید!



[Intro: Billy Ray Cyrus]

Oh, oh-oh Oh

[Refrain: Billy Ray Cyrus]


Yeah, I’m nna take my horse to the old town roadاره، میخوام اسبمو به جاده قدیمی شهر ببرم I’m nna ride ’til I can’t no more
میخام تا وقتی که میتونم اسب سواری کنمبرای مشاهده ادامه به لینک زیر مراجعه نماییدکلیک کنید
2
عجیب دلم نمیخاد از وبلاگ قبلیم دل بکنم.آخه اون زمانی ساختمش که همه چی خیلی خیلی خیلی خوب بود. یک روز قبل از تولد سال 95 ساختمش. تولدی که یادم نمیاد چقدر خوب بود. فقط یک خاطره ی بعد ازش دارم.کاش بلاگ اسکای درست شه. واقعا اونجا رو دوست دارم نه هر جای جدید دیگه ای.دلم نمیخاد شروع جدید داشته باشم. من متشکلم از اون خاطرات. از اون خاطراتی که توی وبلاگ قبلیم نوشتم و و خیلی هاشون حذف شدن از حافظم. حذف شدن از حافظم چون هر وقت تصمیم میگیرم چیزی رو حذف کنم ه
داشتم تو کتاب خونم رو نگاه میکردم یه دفتری رو دیدم ماله دورانه کلاس هفتم برام خیلی جالب بود روش با ماژیک نوشته بودم غلط بنوسیسم با فاز ک*خل نامه و بعد این رو من شروع کردم به نوشتن که یه روز اومدم خونه دیدم مامانم اینو کرفته بود دستش و روی اون فوشش رو خط زده بود و بهم گفت که از این حرفای بد نزنو و اینا خلاصه که سر این دفتر کلی آب شدم 
بعد حالا اینا اصن مهم نیست اون چیزایی که توش نوشتم خیلی جالب تره ولی زیاده حسش که طبیعتن نیست همشو بنویسم ولی کلیت
بله اینم از امشبمون:-)
با مامانم اینا دعوام شد سر اردو ی هسل خب من معرفی کردم این گروهو ب فاطمه حالا انصافه اون بره من نرم؟؟؟ ایشالا ک سفرش ب خوبیو خوشی با دل خوش بره و برگرده ولی این رسمش نی
چرا من نمیرم؟چون من یه مامان بابای نگران دارم ک امنیتو برام فقط تو خونه میبینن :-|   و در امتداد این تفکر زندگی منو گوه برمیداره دلتون نخاد 
آآآآآههههههه فاطمه ای ک بدن این پستو میبینی امیدوارم یه روزی شاهد این پست باشی ک داره از جزایر قناری یا ته تهش دگ پار
دانلود آهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه ارون افشار
 
آخرش باخت دلم با همه چی ساخت دلم. نیستی و من تاب ندارم. اگه با من نباشی میخام دنیا نباشه. به این. دلشوره ها عادت ندارم. محاله بی تو من طاقت بیارم. منه دلواپس و تنها نزارم.
دانلود آهنگ آرون افشار دلشوره دانلود آهنگ دلشوره آرون افشار بی تو آوار شدم از همه بیزار . اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه به این دلشوره ها عادت ندارم
دانلود آهنگ جدید آرون افشار با نام دلشوره با کیفیت های مختلف ب
بهم اجازه نمییدن برم :( منم نمیام مسافرت! نمیرم! نمیرم! فک نکنن چون مسابقه کنسل شد مسافرت میام! من هیییییچ جا نمیام میمونم تو خونه. استاد هم الکی همش دلداری میده که اره تو خیلی خوبی ضرباتت عالیه مبارزت خوبه اگه میومدی میتونستی مقام بیاری با همین اینایی که قراره باهاشون مسابقه بدی استانی میخوری اونجا شکستشون بده :( نمیخام :(( کمربندم افتاد همون شهریور. میدونم آره میدونم که در حالت عادی باید آذر کمربند آبیمو ببندم! اره میدونم تا الان سه ماه زود
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
کذب الوقاتون
از همون اواش، هرچی تاریخ اعلام کردن تهش اشتباه از آب درومد!! و بلخره امروز شد!!
نمیدونم چی بگم. راستشو بخاید حسی ندارم. فقط یه غم عجیب غریبیه.
اندوه بزرگیست!
اینکه کلن حسی نباشه وقتی قراره مهم ترین نتیجه ای ک تالا توو زندگیم بوده اعلام شه.
باعث میشه حس بدی داشته باشم ازین بی حسی!
و بدتر از هممم ی اینا اینه ک بست فرندم ک جای خواهر بزرگمه، چند روزه نیس!
و من امروز دیدم کامنتشو اینجا و حسابی ب هم ریختم!
خدایا یه کم درد و دل کنیم خدایا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت میدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدایا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
این دل خیلی حرف داره. ولی حرفای رو مخش که الان نمیزاره بخوابم ایناست، دیروز بهش قول دادم فردا مینویسم ببار الان بخوابم الان کچلم کرده:)
دایی اش اورد. خیلی سرد بود. حق داشت ناراحت باشه. هنوزم حق داره. ولی تقصیر من چیه؟ من فقط کاری که بزرگ ترا رومیگم انجام میدم. یک بار حرف تورو انجام دادم نتیجشم دیدم. میدونم اکثر دلخوریش هم همین بزرگتراس این از اخرین گفتگومون میشه فهمید. ولی  سرد بودنش اذیتم کرد. کاش دوباره گرم نمیشدیم. چیشد اصن؟ دوباره من بات حر
یادمه قبلن، همین چن ماه پیش نوشتم که :
"میدونی؟ یه چیزی کشف کردم تازگیا، اینه که آدما، از یه جایی به بعد تو زندگیشون همه ی احساساتشون به یه سمت خاصی میل میکنه. بعضیا کلن خوشالن، بعضیا کلن دپن، بعضیا کلن خنثا!
مثلن من الان دیگه نمیتونم ناراحتی و دلتنگی و تنفر و خستگی و گشنگیمو از هم تشخیص بدم! همشون باهم تبدیل شدن به یه حالت: عصبانیت!"
حالا ولی حس میکنم فازمو پیدا کردم. من یه آدمه همیشه دلتنگه همیشه منتظرم. نوشتنش خیلی سخته. چون هزار بار هزار جا نو
اینجوری شدم که یک پست میزنم مینویسم بعد پیش نویس سیو میکنم دلیلشو الان میگم بعد دوباره میام قبلیا رو پاک میکنم چرت و پرت جدید مینویسم دوباره پیش نویس سیو میکنم! یا حتی میام بنویسم میبنیم ذهنم خالیه. یادم نمیاد در مورد چی میخواستم بنویسم یا یادمه در مورد چی میخواستم بنویسم نمیدونم چی میخواستم در موردش بنویسم!
نمیدونم چرا اینقدر از نوشتن تو بلاگ میترسم! انگار میترسم توکن هام تموم شن:/ کاتا باور کن تموم نمیشن!
نمیدونم نمیدونم چرا اینجوری شدم!
آموزش تعمیر لامپ کم مصرف برای علاقمندانی که الکتریکی دارند و میخواهند خدمات بیشتری به مشتری ارائه دهند،‌ مفید است. اموزش تعمیر لامپ زنون، اموزش تعمیر لامپ ال ای دی led، اموزش تعمیر پروجکشن LED و اموزش تعمیر برد لامپ کم مصرف از موارد این کلاس میباشد. در اصل دوره آموزش تعمیرات لامپ کم مصرف شامل آموزش و شناخت انواع برد لامپها میباشد که در کلاس آموزش تعمیرات لامپ کم مصرف به طور کامل شرح داده میشود. کسانیکه الکترونیک را کمی میشناسند میتوان
پویا رستمی پور حقوق شیراز, [05.07.19 00:25]سلام اقای مدرس احوال شما خوبینپویا رستمی پور حقوق شیراز, [05.07.19 00:26]ببخشیس مشاوره میخاستمپویا رستمی پور حقوق شیراز, [05.07.19 00:27]ما اومدیم محلمون بعد خلاصه که میخام بگم   منطقه ما ترک نشین هستن و جمعیتش هم داره روز به روز زیاذ میشه اما فرهنگ مردم متاسفانه پیش رفت ندارهپویا رستمی پور حقوق شیراز, [05.07.19 00:30]کارا های فرهنگی هم بعضی بچه ها کردن ولی بعد مدتی خسته شدن  حالا به هر دلیلی  مثلا میگفتن فرهنگ نداره نمیشه کا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب